گزینه های احتمالی دبیرکلی جمعیت هلال احمر

با انتصاب علی اصغر احمدی، دبیر کل جمعیت هلال احمر به عنوان معاون سیاسی وزارت کشور، گمانه زنی ها برای انتخاب دبیرکل جدید هلال احمر افزایش یافته ...


علی دایی در جشن تولد پسر محمدعلی فردین

علی دایی که پیش از این هم نشان داده که با خانواده محمدعلی فردین رابطه صمیمانه ای دارد، شب گذشته در جشن تولدی با حضور پسر و نوه فردین این بازیگر ...



جلسه فراکسیون روحانیت با آملی لاریجانی؛ کسی با دروغ قهرمان نمی شود

عضو فراکسیون روحانیت مجلس از جلسه این فراکسیون با رئیس قوه قضائیه خبر داد و خواستار محاکمه افرادی شد که در مجلس حرف های رسانه های ضد انقلاب ...


بی پولی تلویزیون روی اعصاب مخاطب

| دوشنبه ۲۸ تير ۹۵ ساعت ۱۷:۱۵ | نسخه چاپي

حکایت بی پولی تلویزیون ماجرای جدیدی نیست و می رود تا وارد سال چهار و پنجم شود که اوضاع وخیم مالی تلویزیون تاثیر مستقیمی بر اوضاع کیفی تولیدات گذشته است.
در روزگاری که مبنای تولید هر برنامه در رسانه ملی داشتن اسپانسر است و اسپانسرها با اطلاع از اوضاع نابسامان اقتصادی سیما تا جایی که می شود گربه می رقصانند که اینگونه باشد و اینگونه نباشد.
از اینکه تلویزیون باید بالاخره فکری به حال این اوضاع کرده و با ایجاد منابع مالی و تامین بودجه از طرق دیگر به این درد کم کم ماندگار شده اش رسیدگی کند و با رابطه مثبت و جدیدی که با دولت ایجاد شده، ردیف بودجه ای منطقی را برای این ماجرا تامین کنند که بگذریم به موضوع اساسی تری می رسیم که کمتر در تیر رأس نگاه مدیران سیماست.
 
گربه
جانمایی مناسب اسپانسر در برنامه
ای کاش مدیران سازمان در کنار مخاطبان عام تلویزیون به تماشای برنامه های سیما بنشینند، راستی چقدر این اتفاق می افتد؟! در تعریف تلویزیون به عنوان یک رسانه همه گیر که سهولت دسترسی انواع مخاطب، به آن مقام اول را دارد و اصولاً باید پتانسیل در برگیرنده مخاطب عام را با خود داشته باشد این نیاز تعریف می شود که جلب رضایت مخاطب عام و در ادامه جذب مخاطب خاص از مهمترین وظایف این رسانه همه گیر است. ما امروز چقدر به این مهم اهمیت می دهیم! کافی است در کنار مخاطب بسیار معمولی تلویزیون نشسته و برنامه های سیما را تماشاگر باشید به سرعت متوجه خواهید شد تبلیغات و تکرار بی برنامه عنوان اسپانسر در جای جای برنامه بدون هیچ تمهیدی این روزها برای تماشاگر چقدر عذاب آور شده است.
 نگاهی تخصصی به امر تبلیغات
حتماً خیلی از تلویزیون های خصوصی و حتی دولتی دنیا با حضور اسپانسرها می چرخند و حتی کسب درآمد می کنند اما این به آن معنا نیست که جان برنامه در لحظاتی فدای وجود اسپانسر شود. قطع به یقین تبلیغات نادرست و در برخی لحظات نابجای هر کالای تجاری و بازرگانی بیشتر ضد تبلیغ است تا تبلیغ، این روزها دیده می شود از مسابقات زنده تلویزیونی گرفته تا سریال و تاک شو و برنامه های گفت و گو محور و… گرفته تا برنامه های آموزشی و فرهنگی، خانوادگی و حتی برنامه های منتسب به گروه سنی کودک و نوجوان چرخشان به لطف اسپانسرها می چرخد، خب چرا برای این مسئله که امروز به بی پولی تلویزیون مرتبط می شود و قطعاً قرار است حالا حالاها ماندگار هم باشد چاره ای اندیشیده نمی شود؟!
آیا تبلیغات مفصل در تلویزیون آن سوی آب ها به اندازه تبلیغات تلویزیون کشورمان آزاردهنده است. حتماً جانمایی مناسب تبلیغات در دل برنامه های تلویزیون با یک نگاه فکورانه سود دو سر برد خواهد داشت. برنامه سازان و تهیه کنندگان و حتی نویسندگان باید به این مسئله نگاه ویژه ای داشته باشند زیرا جانمایی مطلوب و مناسب تبلیغات در دل برنامه ها باعث می شود که آن بِرند یا کالای تجاری با رغبت بیشتر به سمت مشارکت در تولید آن اثر تلویزیونی قدم بردارد چرا که به سرعت متوجه سود و ضرر بهتر دیده شدن و مناسب پرداخته شدن برنامه به کالای خود می شوند. متاسفانه اخیراً شاهد بوده ایم که در لحظات دراماتیک یک سریال تلویزیونی بدون توجه به جایگاه و مسیر قصه و کاراکترها یا در اوج حساسیت یک مسابقه ورزشی آن هم از نوع ملی، یا حتی در میان کلام منعقد نشده یک مهمان تلویزیونی سر و کله این مهمان ناخوانده از طریق مجری یا…
 پیدا می شود و هر چه رشته ایم را پنبه می کند؟ اینکه اسپانسر شرط کند در فلان لحظه سریال و از زبان فلان شخصیت یا بازیگر باید از کالای من نامبرده شود و یا اینکه فلان مجری تلویزیون جدا از قرارداد تعیین شده میان تلویزیون- تهیه کننده و اسپانسر مبلغی را با عنوان بهتر ادا کردن نام و نشانی کالا یا مورد تجاری طلب کند نوبری است که این روزها جای خوبی را در بیزینس تلویزیونی ما باز کرده است.
آقای صاحب کالا، خدمات یا هر مورد تجاری، رعایت اصول تبلیغات می تواند به ماندگاری و طول عمر پیشرفت های صنعتی شما نیز کمک کند. مخاطب امروز به خوبی متوجه یکسری مراودات می شود. اینکه در حساس ترین لحظه یک سریال تلویزیونی، بازیگر فلان شخصیت اصلی قصه به جای حس و حال کاراکتر در آمدن بازی اش به ادای درست مورد بازرگانی اسپانسر فکر می کند، شک نکنید مخاطب را پس می زند. اینکه مجری محبوب به واسطه محبوبیتش کالای مورد نظر را با لحن و نگاهی دیگر مطرح کند شک نکنید توی ذوق تماشاگر می زند و نه تنها استقبالی صورت نمی گیرد که در ذهن مخاطب یک تاثیر ماندگار اما آزاردهنده می گذارد.
 رعایت حقوق اسپانسر
اینکه صاحبان کالا و خدمات تجاری و بازرگانی با پرداخت مبالغی (که البته هنگفت است و امروز تلویزیون با همین بودجه است که به زمین نخورده) محق هستند به اینکه به تعداد توافق شده (به طور مثال سه بار زیرنویس، سه بار گویش مجری، سه بار نمایش در LCD) در برنامه دیده شوند که حرفی نیست چرا که این مشارکت اساساً بر همین اساس راه اندازی شده است اما استفاده درست و بجا از این مقوله نیز مهم است. چه اشکال دارد نویسنده یک سریال تلویزیونی از خط و ربط اول، در جریان حضور فلان برند یا اسپانسر در برنامه باشد. به هر حال او براساس آنچه از صفر تا صد فیلمنامه اش می داند می تواند جایگاهی به مراتب منطقی تر را در دل قصه برای اسپانسر جانمایی کند که نه تنها توی ذوق نزند که برای مخاطب جذاب و حتی درگیر کننده هم باشد.
اما ماجرا چیزی دیگر است، یکی از تهیه کنندگان با سابقه و نامدار سیما که نخواست نامی از او در این مطلب برده شود می گوید: با معرفی اسپانسر به نویسنده او درخواست دستمزد چند برابر بیشتر می کند که این مسئله با برآورد سریال همخوانی ندارد. مجبوریم در زمان ضبط با هماهنگی کارگردان در جایی به دلیلی گاه حتی خنده دار و غیرمنطقی به نام اسپانسر و یا خدمات آن اشاره داشته باشیم که البته خودمان هم متوجه این حضور گل درشت می شویم اما چه می شود کرد؟! نویسنده هم از طرفی دیگر شاکی است گاهی از اینکه چرا در فلان لحظه به یکباره فلان بازیگر چنین اشاره ای را داشته و به داستان لطمه زده است!
 چه کسی مقصر است؟!
هیچکس مقصر نیست، نه مدیر تلویزیون که این روزها مجبور است با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارد مقصر است نه تهیه کننده که با هزار بدبختی اسپانسری پیدا کرده که به کمک آن برنامه سازی کند، نه اسپانسری که فلان مبلغ را برای بهتر دیده شدن هزینه کرده مقصر است، نه تماشاگری که قرار است از تیم ملی فوتبال و والیبالش حمایت کند، نه آن مخاطبی که از این تبلیغات روی اعصاب، عذاب می برد تقصیر دارد و نه فلان مجری که گاهی حتی تلویزیون و تهیه کننده را دور می زند و با اسپانسر ملاقات خصوصی دارد! مقصر بی پولی است! آقایان مدیر یادمان نرود همیشه هزینه صرف برای فرهنگ یک جور سرمایه گذاری است نه خرج کردن، در روزهایی که مقابله و برخورد اکید با فساد اقتصادی و فیش های حقوقی هنگفت در رأس امور قرار گرفته باید به حال و احوال بودجه رسانه ملی هم توجه ویژه ای شود. تلویزیون نباید به جرم بی پولی جایگاه خودش را از دست بدهد. روزگاری نه چندان دور نزدیک شدن به جام جم جزو آرزوهای هر برند اقتصادی و اسپانسری بود اما امروزه تهیه کنندگان تلویزیون پشت درب اتاق های مدیران مختلف شرکت های گاه خصوصی و گاه دولتی ساعت ها منتظر می مانند تا بتوانند برای برنامه شان اسپانسر جذب کنند یا فلان اسپانسر می آید و برای برنامه خط و ربط معلوم می کند که اینگونه شود و آنگونه، کم کم می رود تا تلویزیون آن جایگاه مهم و موثر گذشته را با این اتفاق نامبارک از دست بدهد که شک نکنیم لطمه فرهنگی فاصله گرفتن مخاطب با تلویزیون به هر طریق و از هر نوعی که فکر کنید شکست محسوب می شود.
تلویزیون باید جایگاه اش را به دست بیاورد و به همان دست نیافتنی همیشگی تبدیل شود. نه اینکه امروز هر دلال و اسپانسر بیاوری که فکر کند شرایط حضور در تلویزیون را دارد بیاید و در عوض کلی پرسنل فعال کاربلد در حوزه های مختلف، پشت خط بمانند. یادمان نرود اینجا تلویزیون است رسانه ای برای اطلاع رسانی، آموزش، سرگرمی، فرهنگ سازی و… ته بنگاه اقتصادی برای کسانی که از آب گل آلود بی پولی این روزهای تلویزیون ماهی خود را می برند.
منبع: روزنامه بانی فیلم
 
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: