واکنش خشن رئیس فوتبال / خبرنگار: چرا کی‌روش ایران نیست؟ تاج: به تو چه!

مهدی تاج از این گفت که اسامی خوبی به تیم‌ملی دعوت شده‌اند.


جزییات تصادف مرگبار افشین یداللهی / سورنتو افشین با تریلی تصادف کرد

علت اولیه این حادثه توقف ناگهانی سورنتو در سطح آزادراه و عدم توجه به جلو از سوی کشنده ایویکو بوده است.


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


زمان‌بندی برگزاری انتخابات شوراها مشخص شد (+جدول)

زمان بندی برگزاری انتخابات شوراها از زمان آغاز ثبت‌نام و تا پایان زمان رأی گیری و شمارش آرا مشخص و به هیأت‌های اجرایی ابلاغ شد.


تلویزیون هایی که علائق بینندگان را درک می کنند

خط تولید جدیدی از تلویزیونهای هوشمند راه اندازی شده که از هوش مصنوعی فوق العاده ای برخوردارند.


بدبختی من از جایی شروع شد که سحر پیشنهاد رابطه داد+ عکس

بدبختی من از جایی شروع شد که سحر پیشنهاد رابطه داد+ عکس

حوادث | دوشنبه ۲۸ تير ۹۵ ساعت ۱۰:۱۴ | نسخه چاپي

نصب ماهواره خرج روزانه ام را تامین کرد اما بدبختی من از جایی شروع شد که برای نصب به خانه سحر رفتم.

از ده دوازده سالگی با نصب و تنظیم ماهواره برای همسایه ها زندگی می گذراندیم، پولی نبود؛ یعنی فقط از امروز تا فردا.
یکی از همسایه ها مدتی بود از شوهرش جدا شده بود.حدود 25 سالی داشت، یک روز خواست ماهواره برایش نصب کنم وقتی پایین آمدم سحر پای برنامه مستهجن نشسته بود، پیشنهاد رابطه داد؛ من هم که همیشه این صحنه ها و دیدن زنان نیمه عریان را در ذهنم تصویر می کردم پیشنهاد شیطانی اش را پذیرفتم. او شیشه هم مصرف می کرد، تعارف کرد اما من از اسمش هم وحشت داشتم، فردای آنروز سحر تنظیم شبکه ها را بهانه کرد من هم که هنوز در هوای لذت رابطه دیروز بودم به سرعت خودم را رساندم؛ یک لحظه به آینده نگاه کردم، همه چیز مبهم و تاریک به نظرم آمد سحر متوجه شد همه حواسم پیش او نیست، پایپ دستم داد گفت:مشکلات را باید سوزاند و دود کرد.
بعد از آنروز، هروئین را هم، او با من آشنا کرد... حدود شش ماهی گذشت از محله ما رفتند، هیچوقت فکر نمی کردم قول و قرارهایش هم مثل نشئگی دود، لحظه ای باشد، حتی خداحافظی هم نکرد.
موادم را سحر جور می کرد، او که تنهایم گذاشت خماری به سراغم آمد، پرخاشگر و عصبی و دیوانه شده بودم، برای پول مواد، خودم را به در و دیوار می زدم، اثاثیه خانه را می شکستم تا مادر فلک زده ام از در و همسایه پولی جور می کرد.
چند ساعتی خوب بودم اما توی آن حال و روز نگاه و اشک ها و صورت رنجور مادرم عذابم می داد، پنج بار ترک کردم؛ اما وقتی می دیدم بعد از ترک هم، همه جا تاریک و ظلمات است دوباره شروع می کردم، انگاری یکی می گفت: آنقدر بکش تا بمیری.
چهار سال از اولین تجربه مصرف موادم می گذرد.
حالا یاسر 16 ساله و معتاد به انواع مواد مخدر می خواهد به خاطر قولی که دختر عمه اش برای ازدواج به او داده، سلامتی اش را بدست آورد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟