سؤال بزرگی که مهران مدیری مسکوت می‌گذارد

مهران مدیری جمعه شب نیز بخش قابل توجهی از برنامه «دورهمی» را به توجیه و توضیح درباره مواضع سیاسی‌اش در زمان انتخابات اختصاص داد.


گزارشی از جنجال‌آفرینی یک استارتاپ موفق

داستان "اسنپ" چیست؟

شهرام شاهکار خالق اسنپ با بیان این‌که در تابستان ۹۳ با نام تاکسی‌یاب کارمان را شروع کردیم،‌ در رابطه با نحوه شروع به کار اسنپ می‌گوید: خرداد ...


دایی هم به لغو شهرآورد دوستانه واکنش نشان داد؛ آبرویم را بردید!

علی دایی نقش پررنگی در هماهنگی برگزاری شهرآورد دوستانه در آلمان داشت.


قسمت اول

معرفی خودروهای تشریفات در کشور های جهان

امپراطور ژاپن از تویوتا سنتری، نخست‌وزیر ایتالیا از مازراتی، نخست‌وزیر مالزی از پروتون پردانا، رئیس جمهور چک از اشکودا ساپرپ و پادشاهی بریتانیا ...


این زن شرمنده امام رضا (ع) شد

این زن شرمنده امام رضا (ع) شد

حوادث | شنبه ۲۶ تير ۹۵ ساعت ۸:۱۸ | نسخه چاپي

زن میانسال این جملات را با چشمانی اشکبار در حالی بر زبان جاری می کرد که تا ساعتی قبل حتی پول تهیه بلیت برای بازگشت از مشهد به بوشهر را نداشت.

این مالباخته که برای ثبت شکایتش به اداره عملیات ویژه پلیس آگاهی خراسان رضوی مراجعه کرده بود پس از پاسخ به سوالات سروان همتی (افسر پرونده) درباره چگونگی وقوع حادثه گفت: چند روز قبل برای زیارت آقا امام رضا(ع) از بوشهر به مشهد آمدیم تا این که برای خرید سوغاتی به پول نقد نیاز پیدا کردیم به همین دلیل کنار دستگاه خودپرداز رفتم تا مقداری پول برداشت کنم ولی به خاطر این که سواد کمی دارم کارم را با کندی انجام می دادم.

در این هنگام مردی حدود 50 ساله که سر و وضع مرتب و ظاهری موجه داشت با بیان این که عجله دارد کارت عابربانکم را گرفت تا به من برای دریافت پول کمک کند. پس از آن که رمز کارتم را پرسید ناگهان کارت را از دستگاه خارج و عنوان کرد الان سیستم بانک جواب نمی دهد او سپس کارت را به من بازگرداند و در حالی که عنوان می کرد از یک دستگاه دیگر استفاده کن از آن جا دور شد اما وقتی دیدم دیگر مشتریان بانک همچنان از همان دستگاه استفاده می کنند من هم دوباره کارتم را در درون دستگاه قرار دادم این جا بود که فهمیدم آن مرد کلاهبردار بوده و کارت عابربانک مرا با کارت دیگری عوض کرده است.

بلافاصله به بانک مراجعه کردم اما همه موجودی حسابم خالی شده بود. در یک شهر غریب همه پول هایم را از دست داده بودم و پولی برای برگشت به شهرم نداشتم. خیلی دلم شکست با چشمانی اشکبار به حرم مطهر بازگشتم و خطاب به امام رضا(ع) گفتم: من زائر غریب تو بودم و این اتفاق حق من نبود! من نفهمیده و نسنجیده این جمله را بر زبان راندم.

هنوز دلم شور می زد که دوباره به همان بانک رفتم که شاید آن ها سرنخی از مرد کلاهبردار به من بدهند اما در یک لحظه و در میان مشتریان بانک چشمم به همان مرد کلاهبردار افتاد که کنار زنی ایستاده بود. طوری که متوجه نشود موضوع را به رئیس بانک اطلاع دادم و بدین ترتیب با بسته شدن در بانک ماموران آگاهی هم سررسیدند. در این هنگام زن همراه کلاهبردار تعداد زیادی کارت عابربانک را که داخل پلاستیک مشکی بود مخفیانه پشت شوفاژ انداخت، اما ماموران متوجه شدند و مشخص شد که آن ها کارت های عابربانک مسروقه دیگر زائران آقا بود و او پس از برداشت وجوه حساب ها دوباره از این کارت های مسروقه برای کلاهبرداری استفاده می کرد. حالا اگرچه با دستور قاضی پول هایم را برگرداندند اما من همچنان خودم را گنهکاری شرمنده احساس می کنم که آن جمله را در حرم امام رئوف بر زبان راندم. 

منبع: رکنا

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟