خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


تست و برسی شاسی بلند جدید رنو در ایران / وقتی قد بلند رنو، سانتافه را تهدید می کند (+عکس)

بعد از هشت بار مسابقه درگ با هیوندای سانتافه MPi 178 اسب بخار، به طور قطع می توان گفت که شتاب اولیه و ثانویه کولئوس از سانتافه بهتر است.


مترو چگونه برآورد کرده هزینه هر سفر ۲۴۰۰ تومان است؟/ سرانه حقوق پرسنل مترو؛ ۹ میلیون تومان!

رئیس کمیسیون سلامت، محیط زیست و خدمات شهری شورای شهر تهران گفت: مخالف افزایش بهای بلیت مترو تهران هستم، نباید استفاده از حمل و نقل عمومی برای مردم گران باشد.


با "این ترفند "

چگونه تلگرام خود را حذف کنیم؟

اگر شما هم زمان زیادی در تلگرام می گذرانید و از این شبکه اجتماعی خسته شده اید، می توانید با دنبال کردن ترفند زیر به سادگی حساب کاربری خود را ...


گاف بزرگ و عجیب در سریال شبکه سه / تصویر پرچم وارونه ایران در تلویزیون

در یکی از سکانس‌های سریال روزهای بی‌قراری» پرچم مقدس ایران به شکل وارونه قرار گرفته و نمایش داده می‌شود.


آخرین ترانه مقتول برای قاتل

حوادث | چهارشنبه ۲۳ تير ۹۵ ساعت ۱۶:۲۰ | نسخه چاپي

کارگر سابق یک شرکت، زمانی که با همسرش درگیر شد، به محل کار قبلی خود رفت و پس از صرف شام، نقشه هولناک قتل نگهبان آن‌جا را رقم زد تا بتواند از آن‌جا سرقت کند. او که پس از این جنایت به چالوس گریخته بود، هنگام فروش کیس و لپ‌تاپ شرکت از سوی پلیس بازداشت شد. این مرد صبح دیروز در مقابل قضات جنایی دادگاه کیفری، ابراز پشیمانی کرد و مدعی شد که لحظه قتل حال طبیعی نداشته است.
صبح روز بیست‌وهفتم فروردین‌ماه بود که مأموران کلانتری کهریزک از قتل مردی میانسال باخبر شدند. آنها بلافاصله موضوع را در دستور کار خود قرار دادند و برای بررسی این حادثه راهی محل جنایت که یک شرکت خصوصی در جاده قم بود، شدند. با حضور مأموران در محل، آنها با جسد نگهبان ٥٤ساله این شرکت که داخل اتاقک نگهبانی انبار افتاده بود، روبه‌‌رو شدند.
با آغاز تحقیقات، کارگران شرکت به مأموران گفتند که صبح هنگام ورود به شرکت با جسد نگهبان روبه‌رو شده‌اند. آنها از ماجرای این جنایت اطلاعی نداشتند و هیچ سرنخی در دست مأموران پلیس نبود.
در ادامه مدیر شرکت، در تحقیقات به مأموران گفت: «وقتی از موضوع قتل نگهبان باخبر شدم، بلافاصله انبار را بررسی کردم و متوجه شدم که کسی قصد سرقت گاوصندوق را داشته اما موفق نشده است. برای همین به سراغ دیگر تجهیزات این انبار رفته و متوجه شدم لپ‌تاپ و کیس کامپیوتر را دزدیده است. به همین دلیل فکر می‌کنم سارقی دست به این جنایت زده باشد.»
با این اظهارات کارآگاهان در تجسس‌های بیشتر خود دریافتند که به احتمال زیاد سارق از در مخفی که در انتهای ساختمان بود، وارد قسمت اداری انبار شرکت شده است. این درحالی بود که هیچ‌کدام از کارگران شرکت حتی آنهایی که چند ‌سال در انبار مشغول به‌ کار بودند از وجود این در اطلاعی نداشتند.
بنابراین ماموران در نخستین گام از تجسس‌های خود به سراغ کارکنان فعلی و سابق این شرکت رفتند و به تحقیق از آنها پرداختند. این درحالی بود که مدیر شرکت یک لیست از افرادی را که قبلا در این شرکت کار می‌کردند اما به دلایل مختلفی اخراج شده بودند، در اختیار کارآگاهان قرار داد.
در شرایطی که تنها چند ساعت از این ماجرا گذشته بود، به کارآگاهان خبر رسید که مردی به نام فرهاد هنگامی که قصد داشته یک سری تجهیزات رایانه‌ای و یک لپ‌تاپ را به مغازه‌ای در شهر چالوس بفروشد به دلیل شک مغازه‌‌دار به او دستگیر شده است. در بازجویی‌ها از این متهم مشخص شد وی قاتل نگهبان انبار در جاده قم است. بنابراین تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی پایتخت به چالوس اعزام شدند و با شناسایی هویت واقعی وی به‌عنوان یکی از کارکنان سابق شرکت او را به تهران منتقل کردند.
مدیر شرکت نیز این مرد را شناسایی کرد و مشخص شد که او راننده لیفتراک بوده است که اختیار کامل انبار و مدیریت کارکنان انبار را داشت اما به دلایلی از شرکت رفته بود.
به همین دلیل متهم تحت بازجویی قرار گرفت و با اعتراف به قتل نگهبان گفت: «روز حادثه شیشه مصرف کرده بودم و تحت‌تأثیر آن به انبار رفتم. آن‌جا بود که بعد از صرف شام با نگهبان شرکت، تصمیم به جنایت گرفتم و او را با ضربات میله آهنی کشتم.»
با اعتراف این مرد پرونده وی برای رسیدگی به شعبه دهم دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شد. این مرد صبح دیروز در مقابل قضات جنایی این شعبه قرار گرفت و ابراز پشیمانی کرد. در ابتدای این جلسه نماینده دادستان کیفرخواست را خواند و برای متهم تقاضای مجازات کرد. در ادامه فرزندان مقتول نیز خواستار قصاص قاتل پدرشان شدند.
پس از آن متهم در جایگاه ایستاد. او با قبول تمام اتهامات خود به هیأت قضائی گفت: «از ‌سال ٩١ در این شرکت کار می‌کردم. آن‌جا کارم خوب بود و درآمد بدی نداشتم. اما به دلیل حسادت برخی از کارکنان به من، تصمیم گرفتم از آن‌جا استعفا دهم. وقتی از شرکت بیرون آمدم بیکار ماندم، برای همین با همسرم دچار مشکل و اختلافات شدیدی شدیم. تا این‌که روز حادثه باز هم با همسرم درگیر شدم و از خانه بیرون آمدم. من درحالی‌که بیرون بودم چند نفر از دوستانم را دیدم و با هم شیشه مصرف کردیم. حال طبیعی نداشتم. در آن بین تصمیم گرفتم فردا صبح به شرکت بروم و پس از صحبت با مدیر به آن‌جا برگردم تا شاید مشکلاتم کمتر شود. ولی همان لحظه تصمیمم عوض شد و با خودم گفتم همان شب به شرکت بروم و آن‌جا بخوابم. برای همین به انبار رفتم.
نگهبان که مرا کاملا می‌شناخت، اجازه داد وارد انبار شوم. حتی برایم شام آورد و با هم غذا خوردیم. او آوازی هم به لهجه لری برایم خواند و کلی اصرار کرد دوباره به آن‌جا برگردم. پس از آن هم خوابید. اما من به ‌خاطر مصرف شیشه نمی‌توانستم بخوابم تا اینکه یک ساعت بعد لوله‌ای را از داخل انبار برداشتم. خودم هم نمی‌دانم چرا ولی چهار بار سعی کردم نگهبان را بزنم. ولی منصرف شدم. تا این‌که بالاخره ضربه را زدم. او بیدار شد و من ضربه بعدی را زدم. چند ضربه هم به دست و پای او زدم. بعد از آن از طریق در مخفی پشت ساختمان که معمولا باز است وارد قسمت اداری شدم. یک لپ‌تاپ و تعدادی تجهیزات رایانه‌ای را سرقت کردم و از داخل انبار با آژانس تماس گرفتم. حدود ساعت ٣ بامداد با آژانس به میدان آزادی رفتم و با سواری به سمت چالوس حرکت کردم. در آن‌جا به مغازه‌ای رفتم تا وسایل سرقتی را بفروشم چون قصد داشتم با پول آن چند روزی در چالوس تفریح کنم اما داخل مغازه دستگیر شدم.»
متهم در ادامه درحالی‌که سرش پایین بود به قضات گفت: «باور کنید لحظه جنایت حال طبیعی نداشتم و هیچ‌کدام از رفتارهایم دست خودم نبود. حتی قصد سرقت هم نداشتم. نمی‌دانم چرا این کار را کردم. مقتول از دوستانم بود و تنها کسی که در آن شرکت هوایم را داشت او بود. بعد از این یک‌سال و نیم هنوز هم باورم نمی‌شود که من دست به قتل زده‌ام. آن هم قتل این مرد مهربان.»
در پایان پس از دفاعیات وکیل، هیأت قضائی وارد شور شدند تا رأی نهایی خود را در باره این پرونده صادر کنند.
منبع: روزنامه شهروند
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟