گیر کردن آچار فرانسه در جمجمه کارگر سپرسازی

میزان نوشت: سخنگوی اورژانس تهران گفت: تیم امداد هوایی به کمک کارگری رفت که آچار فرانسه در جمجمه اش گیر کرده است.<br />


توضیحات «نوئرت» در مورد تائید برجام توسط دولت ترامپ

سخنگوی وزارت خارجه آمریکا توضیحاتی را در مورد تائید برجام و اقدامات واشنگتن علیه تهران ارائه کرد.


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


سؤال بزرگی که مهران مدیری مسکوت می‌گذارد

مهران مدیری جمعه شب نیز بخش قابل توجهی از برنامه «دورهمی» را به توجیه و توضیح درباره مواضع سیاسی‌اش در زمان انتخابات اختصاص داد.


صاحب انگشتری که همیشه دست امام(ره) بود، کیست؟

| سه شنبه ۲۹ ارديبهشت ۹۴ ساعت ۱۴:۴۱ | نسخه چاپي

فاطمه طباطبایی در خاطره ای از امام می گوید: یک روز آقای معلم که ظاهراً با امام همدوره بوده ‏اند در بیمارستان به ملاقات امام آمدند.
 
در ادامه این خاطره آمده است: خود حضرت امام در پاریس به من فرمودند که «این انگشتر را آقای معلم به من هدیه کرده است.»
 
فاطمه طباطبایی افزوده است: در این دوران هم گاهی صحبتی از آقای معلم شده بود. آقای معلم آمد تو اتاق، پایین تخت امام ایستاد. نه او حرفی زد ـ ‏غیر از سلام‏ نه امام، فقط به هم نگاه می‏کردند، فقط و فقط نگاه. آقای معلم نگاه می‏کرد و دعا می‏خواند، امام هم فقط نگاه می‏کردند.
 
حرف این دو بیشتر با چشم بود، به جای اینکه با زبان باشد، با چشم خیلی مطالب را به هم گفتند. بعد آقای معلم خداحافظی کرد و رفت. من خیلی منقلب شده بودم. می‏خواستم یک حرفی بزنم؛ چون پزشکان سفارش کرده بودند با امام صحبت کنید، نگذارید خوابشان ببرد. شب ساعت هشت یا نه بود. برای اینکه حرفی زده باشم، راجع به آقای معلم پرسیدم.عرض کردم: آقا، این آقای معلم کیست؟ ایشان که معمم نیستند، چگونه با شما هم مدرسه بوده، چه آشنایی با شما دارند؟
 
امام فرمودند: با ایشان هم‏ مدرسه ‏ای بودم، همدرس نبودیم. من تعجب می‏کنم چون او در وادی دیگری بود، من در وادی دیگری، او یکسری مسائل را اعتقاد داشت که من به آنها به آن شکل بی‏اعتقاد بودم، ولی من هم نمی‏دانم چه چیزی بود که ما با هم رفیق بودیم.
 
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟