آیا محسن رضایی،مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را زیر پا می گذارد؟

جبهه مردمی نیروهای انقلاب به عنوان یک تشکل سیاسی نوظهور، خیلی زود مورد پشتیبانی «سرلشکر» محسن رضایی قرار گرفت.


آیا محسن رضایی،مصوبه مجمع تشخیص مصلحت را زیر پا می گذارد؟

جبهه مردمی نیروهای انقلاب به عنوان یک تشکل سیاسی نوظهور، خیلی زود مورد پشتیبانی «سرلشکر» محسن رضایی قرار گرفت.


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


جمعیت واقعی مراسم تشییع آیت الله هاشمی چقدر بود؟

برخی رسانه ها جمعیت شرکت کننده در مراسم تشییع آیت الله هاشمی رفسنجانی را سه تا 4 میلیون نفر اعلام کرده اند. جالب آنکه حسینعلی امیری معاون پارلمانی ...


جدول گروه بندی فیلم های جشنواره برای سینماهای مردمی

جدول گروه بندی فیلم های سینمایی حاضر در دو بخش سودای سیمرغ و چشم انداز سینمای ایران برای سینماهای مردمی مشخص و منتشر شد. با اعلام نحوه خرید اینترنتی بلیت‌های جشنواره فیلم فجر، فیلم‌های بخش سودای سیمرغ و چشم‌انداز سینمای ایران در قالب 4 گروه تقسیم‌بندی شده است.


رابطه معنادار با نامادری پسر 17 ساله را قاتل پدر کرد+عکس

رابطه معنادار با نامادری پسر ۱۷ ساله را قاتل پدر کرد+عکس

حوادث | دوشنبه ۲۱ تير ۹۵ ساعت ۸:۵۸ | نسخه چاپي

 پسر نوجوان که با همدستی نامادری اشدست به قتل پدر زده دیروز پای میز محاکمه ایستاد و انگشت اتهام را به سوی نامادری اش نشانه رفت.

به گزارش رکنا، درجلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست قاضی اصغرعبداللهی و با حضور دو قاضی مستشار تشکیل شد ابتدا نماینده دادستان کیفرخواست را خواند.
وی گفت: مسعود 20 ساله متهم است پنجم مرداد 92 وقتی که 17سال داشت پدر 40ساله اش به نام محمد را در خانه شان در جاده آدران کشت. در این جنایت نامادری مسعود به نام مریم 36 ساله نیز معاونت دارد. اکنون با توجه به مدرک های موجود در پرونده برای متهمان اشد مجازات می خواهم.
سپس پدر و مادر قربانی که قیم دو فرزند خردسال او هستند در جایگاه ویژه ایستادند و برای نوه شان حکم قصاص خواستند.
سپس مسعود که حالا در کانون اصلاح و تربیت نگهداری می شود روبه روی هیات قضایی ایستاد و به قتل پدرش اعتراف کرد.
وی گفت: وقتی یک ساله و نیمه بودم پدر و مادرم از هم جدا شدند.7سال داشتم که پدرم با مریم ازدواج کرد. من با مریم رابطه خوبی داشتم .به دنیا آمدن خواهر و برادرم هم رابطه ما را با هم بهتر کرد تا اینکه تحت تاثیر حرف های مریم قرار گرفتم. او که قبلا به شیشه اعتیاد داشت به من مواد مخدر می داد. او با پدرم رابطه خوبی نداشت ومی گفت اگر پدرم را بکشم همه ارثیه اش به من می رسد و ما می توانیم زندگی خوبی با هم داشته باشیم. او با حرف هایش مرا فریب داد و از من خواست تا نقشه قتل پدرم را اجرا کنم. من و مریم ابتدا در غذای پدرم قرص خواب آور ریختیم اما او غذایش را نخورد. دومین بار غذای مسموم را خورد ولی زنده ماند. آخرین بار هم وقتی به خاطر خوردن غذای مسموم به خواب عمیق رفته بود من ترسیدم و از کشتن او منصرف شدم.
وی در تشریح جزییات ماجرا گفت: آخرین بار پدرم و مریم با هم درگیر شدند و مریم همراه بچه هایش قهر کرد و به خانه مادرش رفت. عصر وقتی پدرم از محل کار به خانه برگشت خواهر و برادر خردسالم را به خانه آورد ولی مریم به خانه نیامد. همان روز تصمیم گرفتم نقشه را عملی کنم. تعداد زیادی قرص خواب آور داخل خورشت ریختم .پدرم و خواهر و برادرم غذای مسموم را خوردند و همگی به خواب عمیق رفتند. همان موقع بالای سر پدرم رفتم و با میله آهنی چند ضربه به سر پدرم زدم. پدرم دیگر توان مقاومت نداشت که با طناب زرد او را خفه کردم.
وی ادامه داد: می خواستم جنازه را در صندوق عقب زانتیای پدرم جاسازی کنم اما نشد. به همین خاطر تا ساعت 3 صبح جنازه را در حیاط خانه نگه داشتم و به سختی توانستم آن را روی صندلی عقب ماشین بگذارم. تا 11 صبح در خیابان های اسلامشهر سرگردان بودم و دنبال جای مناسبی می گشتم تا جنازه را رها کنم اما ماشین پدرم خراب شد. من ماشین را به نمایندگی خودرو بردم و در صف منتظر ماندم اما پشت فرمان ماشین خوابم برد که کارگران نمایندگی خودرو متوجه ماجرا شدند و با پلیس تماس گرفتند.
مسعود گفت: بعد از دستگیری مریم به من قول داده بود تا رضایت اولیای دم را جلب کند به همین خاطر من در اداره آگاهی گفتم که او دستی در این ماجرا نداشته اما حالا حقیقت را می گویم. او از من خواسته بود تا بعد از قتل از پدرم اثر انگشت بگیرم. من هم در هفت صفحه از یک دفترچه اثر انگشت پدرم را گرفتم و دفترچه را درآشپزخانه گذاشتم اما بعد از دستگیری دیگر خبری از دفترچه نبود و نمی دانم مریم با آن چه کرده است.
سپس مریم که با قرار وثیقه آزاد است در جایگاه ویژه ایستاد و گفت: مسعود دروغ می گوید. من با شوهرم اختلاف داشتم اما هرگز راضی به مرگ او نبودم. من خودم مسعود را بزرگ کردم ولی حالا به دروغ می گوید من با حرف هایم او را اغفال کرده ام.
در پایان این جلسه هیات قضایی وارد شور شد و پرونده را برای بررسی رابطه مریم و مسعود و تحقیق درباره دفترچه گم شده ای که مسعود مدعی است در آن اثر انگشت قربانی را گرفته است به دادسر ای رباط کریم برگرداند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟