ارتباط «تیلرسون» با «پوتین» مایه نگرانی است

یکی از سناتورهای با سابقه آمریکا در مورد گزینه جدید وزارت خارجه این کشور و ارتباط وی با رئیس جمهوری روسیه ابراز نگرانی کرد.


ادعای حمله با شوکر برقی به زن دستفروش اهوازی +عکس/ شهرداری تکذیب کرد

در ساعت های اخیر خبرهای ضد و نقیض درباره مرگ زن دستفروش اهوازی در حمله ماموران شهرداری اهواز با شوکر منتشر شد. عکس این زن نیز به صورت گسترده ...


سهام عدالت هیچ مشمولی حذف نمی‌شود؛ اموات هم سهام عدالت می‌گیرند

رئیس کل سازمان خصوصی‌سازی از حفظ سهام عدالت تمامی ثبت‌نام شدگان قبلی در آزادسازی سهام عدالت خبر داد و گفت: سهام عدالت فوت‌شدگان نیز از بین نمی‌رود و به وراث آنها منتقل می شود.


تخم شترمرغ استرالیایی+تصاویر

تخم شترمرغ استرالیایی یا ایمو (Emu) یکی از جالب‌ترین چیزهایی است که تابحال دیده‌اید. این تخم‌ها رنگ سبز بسیار زیبایی دارند و به طور متوسط ۱۳ ...


باشکوه‌ترین جزیره یونان

سنتورینی (Santorini) جزیره ای زیبا در دریای اژه ست که در گذشته با نامترا (Thera)شناخته می شده. این جزیره در 200 کیلومتری جنوب یونان واقع شده و باقیمانده یک دهانه آتشفانی ست که حدود 15هزار نفر جمعیت داره و مهمترین درآمدش از گردشگرانی که از جزیره دیدن می کنند.


مصطفی جمشیدی: کیارستمی اهل کتمان دردهایش بود

مصطفی جمشیدی: کیارستمی اهل کتمان دردهایش بود

| پنجشنبه ۱۷ تير ۹۵ ساعت ۱۲:۳۸ | نسخه چاپي

مصطفی جمشیدی نوشت: کیارستمی اهل کتمان درد بود و از سر خصلت درونی شدن و دم برنیاوردن با خویش و بیگانه ساخت و در همه حال شریف زیست.
به گزارش خبرگزاری مهر، مصطفی جمشیدی نویسنده و دبیر جشنواره داستان انقلاب در سال گذشته، همزمان با درگذشت عباس کیارستمی با ارسال یادداشتی برای خبرگزاری مهر به منش و ویژگی‌های فردی این فیلم‌ساز پرداخت.
متن این یادداشت به شرح زیر است: 
روزگاری در جوانتری‌ها! در جلسه‌ای بزرگ که راجع به هنر و سینما شکل گرفته بود، خیلی‌ها حضور داشتند و رسم آن روزگار چنین سیاسی و تنگ و تنگ و بغض آلود و رانت زده و محفلی نبود...این کمترین هم از سر حوصله شمارش آمارگیر اینگونه مجامع در رفته و از برکت شلوغی حاصل شده در آنحا حاضر بودم.
صحبت‌های بزرگان تمام شد و جلسه به انتها رسید و هنرمندان شرکت کننده متفرق شدند ... دو به دو و سه به سه سر در مکالمه و بحث و خنده هز جمعی به سمتی روان.
نیم ساعتی گذشته بود و هوا مطبوع و کمرکش جاده بحث و اقناع بود لابد که پای عباس کیارستمی در حفره‌ای فرو رفته بود و دوسه کارگردان و هنرمند دیگر نگران در کار کمک به او بودند که من هم سررسیدم... از سرشعف میخواستم کاری انجام دهم. چهره دردآلود او هنوز در نظرم است... آستین بالا زدم که من هم کاری کنم و همه از سرهیجان و شورمندی ...اما  اسنکاف مصدوم از یاری خواستن کنارم زد!
جوان و ناشناخته بودنم و چهره محاسن دارم شاید حیای باطنی عباس را شکوفا کرد و پای درد را پس زد تا غائله کمک خواهی و سانحه زودهنگام جمع شود و جماعت راهی شوند.
بعد آن هیچگاه از سر شرم در هنگامی که فی المثل امکان چهره به چهره شدن با این کارگردان نامی کشورم بود نتوانستم خیره به او شوم و خاطره درد او وعکس‌العمل شریفش را برای خود واحیانا او (که شاید دیگران را نمی‌شناخت) تجدید نمایم.
بله اهل کتمان درد بود و از سر خصلت درونی شدن و دم برنیاوردن با خویش و بیگانه ساخت و در همه حال شریف زیست و کشور را سربلند ساخت.
در روزگار زوال ارزش‌ها و مظلومیت فرهنگ چه نیاز به یادآوردن خاطره‌ای از مردی هنرمند که شاید بیش از این می‌توانست  برای کشورش مفید باشد ... سربه زیر انداختن و درد را به جگر کشاندن و آب شدن لابد چاره کار بود هر چند او بی شک غنی زیست و هماره مفتخر.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: