دختر 19ساله‌ ایرانی که پهلوانی را معنا کرد

چه کسی فکرش را می‌کرد از لشگر سیاه و‌سپید مهره‌های شطرنج با آن همه استاد بزرگ و استاد بین‌المللی که آوازه نامشان مرزها را درهم نوردیده، بانویی ...


سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


مجله پیپل جذاب ترین مرد سال 2016 را معرفی کرد+تصاویر

مجله People در جدیدترین شماره اش دواین جانسون Dwayne Johnson ملقب به راک The Rock را به عنوان جذاب ترین مرد سال 2016 معرفی کرد. به همین بهانه عکس های این هنرمند ...


محصول جدید پژو+تصاویر

خودروساز فرانسوی پژو از محصول جدید خود(Peugeot 301) رونمایی کرد.



تلخی های تهران در سینمای ایران

| چهارشنبه ۱۶ تير ۹۵ ساعت ۹:۴۰ | نسخه چاپي

از دهه 60 به این طرف، انواع و اقسام فیلم تلخ در سینمای ایران ساخته شده؛ فیلم هایی که قصه شان یا در حاشیه شهرها اتفاق افتاده یا محلات فقیرنشین ته شهر. حتی خیلی هایشان در همین شهر، کنار گوش خودمان اتفاق افتاده؛ زیر پل، داخل یک رستوران یا حتی یکی از محلات مرکزی شهر مهم فقر است؛ فقر مالی و فرهنگی که تنهایی، آشفتگی، درد و پریشانی به همراه می آورد. این فیلم ها هرکدامشان به واسطه نگاهی که به سیاهی های جامعه داشته اند در دوره خودشان بسیار مورد توجه بودند.
زرد قناری؛ رخشان بنی اعتماد
تلخی
سال ساخت: 1367
نوع ناهنجاری: تصویری عریان از معضلات روز جامعه ایران پس از جنگ، معضلاتی از جمله دلالی، بیکاری، زمین خواری که بنی اعتماد رسوخ آنها را در جامعه ایرانی و در قلب تهران در قالب این فیلم به تصویر کشیده است.
شرایط زمانی و مکانی: تهران پس از جنگ، یعنی اواخر دهه 60 که دیگر به خاطر شرایط جنگ دلال ها بار خود را بسته اند اما همچنان خرده دلال هایی هستند که می خواهند از اوضاع جدید ماهی خودشان را بگیرند.
میزان سیاهی: بنی اعتماد لحنی کمدی به فیلمش داده و همین کمی از تلخی قصه و سرنوشت آدم ها کم کرده است.


آواز تهران؛ کامران قدکچیان
تلخی

سال ساخت: 1370
نوع ناهنجاری: بیکاری و روی آوردن به شغل های کاذب برای گذراندن یک زندگی معمولی
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دهه 70، زمانی که جنگ تمام شده، جامعه در حال گذر از یک برهه به برهه ای دیگر است. حجم مهاجرت به مرکز بیشتر شده، تورم در حال افزایش است و همین زندگی را کمی سخت کرده اما برای گذران زندگی کاری وجود ندارد، به ناچار آدم ها به شغل های کاذب رو می آورند.
میزان سیاهی: فیلم بیشتر از اینکه یک درام اجتماعی باشد، یک ملودرام است و همین ویژگی های ژانر باعث شده تا ناخودآگاه نقدهای اجتماعی کاملا در لایه های زیرین قرار بگیرد.


سلطان؛ مسعود کیمیایی
تلخی

سال ساخت: 1375
نوع ناهنجاری: زمین خواری و بی خانمان شدن خیلی ها برای منفعت طلبی یک اقلیت
شرایط زمانی و مکانی: اواخر دولت سازندگی؛ سال هایی که دیگر فاصله طبقاتی در جامعه شکل گرفته بود؛ یعنی عده ای به ثروتی کلان رسیده بودند و عده ای تضعیف شده بودند. اقلیت ثروتمند، زمام امور را دست دارند. در این دوره برج سازی تازه شروع شده و سودهای هنگفت در پیدا کردن زمین و ساخت و ساز است؛ زمین هایی که عده ای همچنان در حال زندگی روی آن هستند.
میزان سیاهی: فضای فیلم کاملا تلخ است و قهرمان های قصه قربانی های همین زمین خوارها هستند.


بچه های آسمان؛ مجید مجیدی
تلخی

سال ساخت: 1375
نوع ناهنجاری: این فیلم یکی از معدود آثاری است که با وجود اینکه کاراکترهایش، انسان هایی هستند که در شرایط اجتماعی و مالی مناسبی زندگی نمی کنند اما درگیر ناهنجاری های اجتماعی نیز نمی شوند. شاید تنها مشکل اخلاقی فیلم حرکت ناجوانمردانه ای باشد که یکی از دوندگان مسابقه دو در نزدیکی های خط پایان انجام می دهد و علی را به زمین می اندازد.
شرایط زمانی و مکانی: این فیلم نه جلوتر از زمان پخشش بود نه عقب تر؛ فیلمی که زمان معاصرش را به تصویر کشیده بود و خانواده ای مذهبی را به نمایش گذاشته بود که به شدت در حال مبارزه با بی پولی هستند و دیگر افراد نزدیک به آنها نیز همین مشکل را یدک می کشیدند.
میزان سیاهی: بچه های آسمان فیلمی درباره فقراست؛ فقری که دختر و پسر کوچک یک خانواده را مجبور می کند مشترکا از یک کتابی کهنه استفاده کنند و پسر خانواده برای اینکه بتواند یک کفش دیگر بگیرد، به معنای واقعی کلمه باید از جانش مایه بگذارد.


زیر پوست شهر؛ رخشان بنی اعتماد
تلخی

سال ساخت: 1379
نوع ناهنجاری: فقر، کتک خوردن خانم ها، کلاهبرداری، قاچاق، فرار کردن دختر از خانه. اینها هر کدام سهمی در قصه اصلی دارند و بخشی از کاراکترها با آن درگیرند.
شرایط زمانی و مکانی: خانواده ها و شخصیت هایی که در این اثر می بینیم، خیلی از حال و هوای مردم شهرمان دور نیستند. بی اغراق امروز هم می توانیم این مشکلات را در خانواده هایی که با فقر و تنگدستی می جنگند، ببینیم.
میزان سیاهی: بی پولی فصل مشترک تمام این فیلم هاست. بی پولی که ناخودآگاه دلیل خیلی از اتفاقات دیگر هم می شود. این فیلم تمی سیاسی هم دارد و یکی از شخصیت هایش درگیر وقایع سیاسی روز است. به جز اینها مسئله برخورد با زنان در خانواده های سنتی هم یکی از دغدغه های بنی اعتماد است.


زیر نور ماه؛ رضا میرکریمی
تلخی

سال ساخت: 1379
نوع ناهنجاری: فقر، بی خانمانی، خودفروشی، فراموش شدن ارزش های انسانی، نداشتن سقف و نابودی تمام امیدها. درواقع زندگی آدم های زیر این پل فراموش شده، یک جورهایی خارج از محدوده یک زندگی انسانی است.
شرایط زمانی و مکانی: فیلم در همان اوضاع و احوال اواخر دهه 70 رخ می دهد؛ زمانی که تازه سر و کله گوشی تلفن همراه توی جیب متمولان پیدا شده بود و بحث آسیب های اجتماعی داغ بود. قصه یک طلبه در کنار آسیب های موجود در گوشه و کنار این شهر تصویر می شود.
میزان سیاهی: شاید تصویری تلخ تر از تصویری که ما از زندگی ساکنان فراموش شده زیر پل در این فیلم می بینیم، نشود تصور کرد؛ آدم هایی که توی این دنیا هیچ چیزی ندارند، تمام آرزوهایشان به باد رفته و حتی برای نان شبشان محتاجند؛ آدم های تنهایی که توی این دنیا هیچ کس به فکرشان نیست و خانواده ای ندارند.


شهر زیبا؛ اصغر فرهادی
تلخی

سال ساخت: 1382
نوع ناهنجاری: طبقه پایین جامعه ای که در شهر زیبا با آن رو به رو هستیم با مشکلات زیادی درگیر است. قتل، اعتیاد، دزدی، فقر، طلاق. حالا به همه اینها مشکلات مربوط به یک فرزند معلول، ازدواج اجباری و یک رابطه عاشقانه را هم اضافه کنید.
شرایط زمانی و مکانی: محل زندگی فیروزه و همسر سابقش که کنار خط راه آهن است. اعلا که تازه از کانون اصلاح و تربیت آزاد شده و ابوالقاسم، (پدر مقتول) هم در محله های پایین شهر زندگی می کند و اوضاع مالی درست و درمانی ندارد.
میزان سیاهی: دومین ساخته فرهادی نکات تاریک زیادی را با خود یدک می کشد. فقری که در تمام شخصیت ها مستتر است و همین طور اعتیاد و طلاقی که ریشه های یک عشق جدید را طوری می خشکاند که اصلا انگار وجود نداشته است.


مهمان مامان؛ داریوش مهرجویی
تلخی
سال ساخت: 1382
نوع ناهنجاری: فقر، بیکاری، اعتیاد، تنهایی و طردشدن. عملا در میان اعضای خانه مهمان مامان جمع شده. هرکدام از اعضای این خانه، به یکی از این دلایل کنار هم جمع شده اند. حتی آدم هایی که در موقعیت های مختلف به این جمع اضافه می شوند هم، مشکلات خاص خودشان را دارند. حتی تازه عروس و داماد. آنها هم جایگاهی را که به نظر می رسد، ندارند.
شرایط زمانی و مکانی: همه چیز در یک خانه بزرگ اتفاق می افتد؛ خانه ای با چند اتاق در یکی از محله های قدیمی پایین شهر که چند خانواده با هم در آن زندگی می کنند. داستان فیلم، طبق داستان هوشنگ مرادی کرمانی، در اواسط دهه 70 اتفاق می افتد.
میزان سیاهی: زندگی مردی که روزی کنترلچی سینما شده و حالا با تعطیلی سینماها، حتی توان خرید مواد غذایی را هم ندارد، مهم ترین تلخی این فیلم است. انگار آدم های این فیلم یکجورهایی طرد شده اند. تلخی دقیقا از پشت همین طرد شدن به چشم می آید.


بیست؛ عبدالرضا کاهانی
تلخی

سال ساخت: 1387
نوع ناهنجاری: نداشتن سقف بالای سر، فقر، تنهایی، ناامیدی و... مهم ترین ناهنجاری موجود در این فیلم است انگار این رستوران پناهی برای فرار خیلی ها از وضعیت ناراحت کننده نداری و بی جایی است
شرایط زمانی و مکانی: کل اتفاق ها در یک رستوران رخ می دهد. رستوران نماید یک شهر است و آدم ها شاید هر کدام یکی از اعضای این شهر.
میزان سیاهی: سیاهی روی زندگی تک تک آدم های این فیلم سایه انداخت. زن و شوهری که از فرط نداری و نداشتن سقف بالای سر، در رستوران زندگی می کنند، زنی که به رستوران پناه می آورد و شام شبش را از آنجا می برد، مردی که به خاطر نداشتن سقف بالای سر، توی اتوبوس می خوابد و.. حتی زندگی رییس این رستوران هم فرق چندانی با دیگران ندارد. او مشکلی به نام فقر و نداشتن سرپناه ندارد اما تنهایی، اندوه، بیماری و فراموش شدن توسط دیگران، زندگی او را هم سیاه کرده است.

هیچ؛ عبدالرضا کاهانی
تلخی

سال ساخت: 1388
نوع ناهنجاری: آنچه در فیلم «هیچ» کاهانی به وفور دیده می شود، فقر فرهنگی در کنار فقر مالی و بی بندوباری است. یک جور زندگی بی قید و بی نظم که داخلش می تواند هر جور اتفاق شر و غیراخلاقی را دید و از فحش و بد و بیراه گرفته تا سوءاستفاده و خیانت و فرار دختران.
شرایط زمانی و مکانی: قصه در یکی از محله های پایین شهر اتفاق می افتد؛ محله ای فقیرنشین که زندگی هیچ کدام از آدم هایش خوشایند نیست.
میزان سیاهی: آدم های فیلم «هیچ» ظاهرا احساس بدبختی نمی کنند. یک جورهایی با شرایط موجودشان خو گرفته اند. شاید سبک دیگری برای زندگی بلد نیستند. حتی زمانی که به واسطه حضور نادر سیاه دره، وضعیان بهتر می شود، باز هم تغییری در شرایطشان به وجود نمی آید. صرفا شاید به وعده های غذایی شان چیزی اضافه شود اما به خاطر فقر فرهنگی، عملا شرایط شان تغییر نمی کند.


کلاشینکف؛ سعید سهیلی
تلخی

سال ساخت: 1392
میزان سیاهی: این فیلم رگه هایی از بیشتر اتفاقات تلخ و سیاه را در خود دارد، تجاوز، قتل، اسیدپاشی، دزدی و البته فقر و تنگدستی اما مشکل کلاشینکف این است که این رگه ها را در روایت های متعدد و خرد قرار داده و سر هر کدام از گوشه ای از فیلم بیرون زده.
نوع ناهنجاری: این فیلم با شنیدن خبر تجاوز شروع می شود، به قتل منجر می شود، بعد به دزدی می رسد و در این میان چند باری کاراکتر اصلی قصه را تا سرحد مرگ کتک می زنند.
شرایط زمانی و مکانی: اتفاقات این فیلم از حومه تهران آغاز می شود و بعد به همراه شخصیت اصلی قصه وارد شهر می شویم و می بینیم که در اینجا هم هستند کسانی که زندگی تلخی دارند و به سیاه تر شدن فیلم کمک می کنند.
میزان سیاهی: این فیلم روی کاغذ تلخی های زیادی دارد اما از آنجا که سهیلی با اضافه کردن کاراکتر رضا کلاش دنبال خنده گرفتن بوده، سیاهی ها ابتر مانده اند. نهایتان چیزی حدود 50 درصد سیاهی در فیلم وجود دارد.
منبع: هفته نامه همشهری جوان
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: