خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی که با ناز، چشم باز می‌کنند تا به زندگی لبخند بزنند و بهار آهسته می‌آید....به خانه ما. برای آمدنش باید مهیا شویم.



به چه شرطی صنعت خودرو از رکود خارج می شود؟

چنانچه خوروسازی های داخلی همکاری خود را با شرکتهای مطرح غربی شروع کرده و تولیدات خود را با قیمت های نجومی عرضه نکنند و شرایط ویژه فروش به نفع ...


منتقد گاردین برای کیارستمی نوشت

| سه شنبه ۱۵ تير ۹۵ ساعت ۹:۵۷ | نسخه چاپي

دقایقی پس از خبر فوت عباس کیارستمی، پیتر بردشاو منتقد گاردین در مقاله ای به تحلیل کارنامه این فیلمساز مشهور و برنده نخل طلای جشنواره کن پرداخت.
به گزارش گاردین، پیتر بردشاو منتقد گاردین در مقاله ای نوشت: «عباس کیارستمی داستان سرایی اسرار آمیز و دقیق از ذات بشر و روابط انسانی بود؛ کارگردانی که داستان هایش به نحوی در دنیای واقعی می گذشت اما از دنیای واقعی نبود.
فیلم های عباس کیارستمی به آسانی معنی خود را نمایان نمی کردند و مملو از آرامشی مراقبه گونه،  اندوه و تاملات بودند. کیارستمی یک سینمای داستانی-رئالیستی را پدید آورد که اغلب در دنیای معصوم کودکان می گذشت. این دنیای کودکانه یک جور زبان سینمایی برای او بود. کیارستمی به زادگاهش وفادار ماند و هرگز مانند جعفر پناهی و محمد رسول اف خود را تبعید نکرد.
مضاف بر اینکه پشت این سادگی آشکار کیارستمی یک فرهیختگی والا و خودآگاهی درباره کار فیلمسازی و فیلمساز بودن و چهره اجتماعی بودن وجود داشت. فیلم های کیارستمی می توانند مبهم، گاهی گیج کننده و طاقت فرسا باشند اما همیشه فریبنده و کاملا منحصربفرد هستند و برای من شاهکار او «طعم گیلاس» فراموش نشدنی است. فیلم های واپسین کیارستمی خارج از ایران ساخته شدند و برای من جذابیت کمتری داشتند. در ابتدای فیلم «باد ما را خواهد برد» ما عوامل را می بینیم که سوار ماشین در جاده ای توفانی و طولانی می رانند که تنها تک درختی دارد. این یکجور نمای «بکت» وار است که عباس کیارستمی «طعم گیلاس» را بر پایه آن بنا نهاد.
آنها مسیر را در جست وجوی یک روستا گم می کنند که فکر می کنند نزدیک درخت است. کیارستمی خود در این لحظه شعری را از سهراب سپهری زمزمه می کند.  این لحظه از فیلم شاعرانه،  لطیف،  روحانی،  با گره ای طعنه آمیز و تند و تیز مانند برخورد سوزن به پوست است. شعر سینمایی کیارستمی بدین نحو عمل می کرد.»
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟