برندگان جایزه «باربد» موسیقی فجر معرفی شدند/ از شجریان تا چاوشی

برگزیدگان جایزه «باربد» سی و دومین جشنواره موسیقی فجر در بخش های مختلف معرفی شدند.



غذا خوردن روی زمین فوایدی دارد

اگر همیشه روی زمین می نشینید و بدنتان انعطاف کافی دارد، به طوری که شانه هایتان اندکی به سمت عقب متمایل باشد و ستون فقرات کشیده و قوز نکرده باشد، ...


روایت کارگران و کارفرمایان پلاسکو: خانه خراب شدیم/ هر مغازه پلاسکو 2 تا 3 کارگر داشت

کارفرمای ما هم خودش ورشکسته شده. از او هم نمی‌توانیم توقعی داشته باشیم، خیلی از کارفرماها خودشان آمده‌اند برای بیمه بیکاری.


صعود طلای جهانی درپی وحشت از سیاست‌های ترامپ

طلای جهانی روز دوشنبه تحت تاثیر ابهام پیرامون سیاستهای اقتصادی رییس جمهور جدید آمریکا که تقاضای سرمایه گذاری برای این فلز به عنوان دارایی ...


شوهرم در اعتراض به رابطه‌اش با زنان دیگر میگوید چرا خودت قبل از ازدواج با من رابطه داشتی

حوادث | سه شنبه ۱۵ تير ۹۵ ساعت ۹:۳۰ | نسخه چاپي

زندگی زنی را که با داشتن 2فرزند درخواست طلاق از شوهرش را دارد،روایت کرده است. 

زن 21 ساله که دست کودک خردسالی را می فشرد و در انتظار تولد دومین فرزندش روزشماری می کرد، دادخواست طلاق را روی میز مشاور کلانتری گذاشت و در حالی که عنوان می کرد می خواهم از همسرم طلاق بگیرم و زندگی خوبی را برای فرزندانم مهیا کنم به کارشناس اجتماعی کلانتری طبرسی جنوبی مشهد گفت: 2 ساله بودم که مادرم پس از تحمل یک بیماری سخت از دنیا رفت ومدتی بعد پدرم با زن دیگری ازدواج کرد. هنوز مدت کوتاهی از ازدواج آن ها نگذشته بود که احساس می کردم نامادری ام مرا دوست ندارد.
کمی که بزرگ تر شدم کمبود محبت را با گوشت و پوستم لمس می کردم. مشکلات و درگیری های پدرم و همسرش به جایی رسید که مرا برای نگهداری به بستگانم سپردند و من در منازل عمه، عمو و خاله سرگردان شده بودم تا این که در 14 سالگی با پسر عمه ام رابطه پنهانی برقرار کردم. حدود 2 سال بعد وقتی عمه ام در جریان روابط ما قرار گرفت برای حفظ آبروی خانوادگی، ما را به عقد یکدیگر درآوردند. این در حالی بود که پدرم با گرفتن ارثیه اش خانه ای برای من تهیه کرد و من هم با کار در بیرون از منزل امور زندگی را می گذراندم. اوایل زندگی احساس خوشبختی می کردم و از نظر مالی نیز مشکلی نداشتیم  چرا که یک طبقه از منزل مسکونی مان را هم به اجاره داده بودیم این در حالی بود که «نصرت» به بیکاری و تنبلی عادت کرده بود و من مجبور بودم مخارج زندگی را تامین کنم.
فرزند اولم به دنیا آمده بود که فهمیدم «نصرت» با زنان دیگری روابط پنهانی دارد و همه اوقاتش را به تفریح با دوستانش می گذراند. وقتی در این رابطه به او اعتراض کردم گفت: اگر از روابط پنهانی متنفر هستی چرا خودت قبل از ازدواج با من رابطه داشتی؟ خواستم این رابطه را توجیه کنم، اما می دانستم که اشتباه بزرگی مرتکب شده ام. درگیری های ما تا مرز طلاق پیش رفت، ولی وقتی فهمیدم فرزند دومم را باردار هستم سکوت کردم. این گونه بود که نصرت زن 38 ساله ای را به عقد موقت خودش درآورد. آن زن همه مخارج نصرت را تامین می کرد و او دیگر من و فرزندانش را فراموش کرده بود. در این شرایط پدرم نیز از غصه من فوت کرد و بعد از آن نصرت همه روابط پنهانی خود را آشکار کرد.
دیگر تحمل دیدن این روزها را نداشتم که دست به خودکشی زدم اما خوشبختانه یکی از همسایگانم مرا به مرکز درمانی رساند و نجات یافتم.  امروز تصمیم گرفته ام از او طلاق بگیرم .
منبع: روزنامه خراسان
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟