مرگ مشکوک دو دختر در استخر خصوصی بعد از پاسخ مثبت یکی از آنها به خواستگاری

دو دختر جوان که پس از آشنایی در اینستاگرام با هم دوست شده بودند، زمانی که برای شنا به استخر یک مجتمع مسکونی رفته بودند، جان باختند.


بازنده هدفمندی یارانه‌ها؛ فقرا یا ثروتمندان؟

یکی از اهدافی که هدفمندی یارانه‌ها دنبال می‌کرد، توزیع عدالت اقتصادی بود، اما حال پس از گذشت 6 سال، نه‌تنها توزیع درآمد بهبود نیافته، بلکه بنا به گزارش‌ها، بُعد خانوار دهک اول بیشتر شده است.


بازنده هدفمندی یارانه‌ها؛ فقرا یا ثروتمندان؟

یکی از اهدافی که هدفمندی یارانه‌ها دنبال می‌کرد، توزیع عدالت اقتصادی بود، اما حال پس از گذشت 6 سال، نه‌تنها توزیع درآمد بهبود نیافته، بلکه بنا به گزارش‌ها، بُعد خانوار دهک اول بیشتر شده است.


پیام رهبر انقلاب به اجلاس سراسری نماز؛ باید اعتراف کنیم که حق این فریضه الهی ادا نشده است

رهبر انقلاب در پیامی به بیست و پنجمین اجلاس سراسری نماز در البرز تاکید کردند که نماز، دری گشوده بر روی آحاد ملت است که از آن می‏‌توان به هدایت ...


زیباترین آبشار در ایسلند

یکی از زیباترین آبشارهای دنیا، اسوارتیفوس (Svartifoss)، در پارک ملی اسکافتافل در جنوب شرقی ایسلند قرار دارد که به آبشار سیاه معروف است.


ماجرای اعتیاد مجازی نفر اول بازی کلش آف کلنز+ تصاویر

| سه شنبه ۱۵ تير ۹۵ ساعت ۹:۳۸ | نسخه چاپي

ماجرای عروس و دامادی که عروسی خود را در در جمع زنان کارتن خواب گرفتند.

به گزارش باشگاه خبرنگاران جوان، بیست و هفتمین برنامه «ماه عسل» با دعای فرج و تیتراژ ابتدایی برنامه آغاز شد. بعد از پخش پشت صحنه برنامه دیروز، علیخانی مهمانان را دعوت کرد.
برادران رحیمى امروز مهمان «ماه عسل» بودند. برادرانى که خود را درگیر بازى کلش آف کلنز کردند. امیر برادر کوچکتر نَفَر اول این بازى در ایران بود.
داستان
امیر که نفر شماره یک بازی کلش در ایران است می گوید: به خاطر این بازی یا به قول خودش عشقش در دوران دبیرستان سه سال ترک تحصیل کرده و دیپلم نگرفته است.
علیخانی از او می پرسد که آیا پشیمان نیست که به جای اینکه وقتش یا در واقع ٢٤ ساعت شبانه روزش را پای این بازی گذاشته و ترک تحصیلکرده، میتوانست صرف کاری کند که پس از سه سال افتخار آفرین شود؟ امیر می گوید که پشیمان نیستم چون کاری را که دوست داشتم کردم. البته حقیقت این است که دلم می خواهد فکر کنم که پشیمان نیستم اما پشیمانم و خیلی ها مثل زن و شوهرهایی که به خاطر این بازی کارشان به طلاق کشیده، روزی به این نتیجه گیری و پشیمانی من می رسند.
وی اظهار می کند که در این مدت فقط مادرم از من حمایت می کرد و پدرم هیچ دخالتی نداشت.
علىرضا برادر بزرگتر گفت: من برخلاف امیر یک ریال هم خرج بازى کلش نکردم. ما زمان مسافرتمان باید با امیر هماهنگ می‌شد. امیر آنقدر سرگرم بازى بود که از هتل بیرون نمى‌آمد و تمام فکر و ذکرش بازى بود.
داستان
امیر گفت: شرکت سازنده کلش یک میلیون دلار در روز درآمد دارد. ایرانى‌هاى زیادى این بازى را انجام مى‌دهند. بر این اساس زبان فارسى هم به این بازى اضافه شد.
امیر درباره اینکه چه وقت این بازى را کنار گذاشت، گفت: در ابتدا از کار دوستم که آپ مرا دزدید ناراحت شدم. بعد از آن به خاطر اینکه این بازى تمام شدنى نبود و شرکت سازنده هر لحظه در حال آپدیت کردن این بازى بود، باعث شد که من دیگر این بازى را انجام ندهم.  پشیمان نیستم چرا که در لحظه لذت بردم.
داستان
امیر گفت: در حال حاضر درسم را ادامه مى‌دهم. به هر حال از عشق و علاقه ای که براى این بازى خرج کردم، پشیمان شدم و درسم را ادامه دادم. واقعیت این است که شما فکر کنید پشیمان نیستم اما واقعا پشیمان هستم. اگر به چهار سال قبل بر مى‌گشتم این بازى را دانلود نمى‌کردم؛ خدا را شکر که متنبه شدم.
مهمان دوم برنامه زوجی هستند که داستان ازدواجشان در همه جا خبرساز شده بود.
بانوی مهمان برنامه در پاسخ به سوال علیخانی که مهریه شما چقدر است؟ می گوید: مهریه من 7 جلد کتاب شعر، یک کوزه آب و یک کاسه نمک است.
علیخانی با خنده به همسر این خانم می‌گوید واقعا خوشحال شده است.
این بانوی ایرانی می‌گوید: ما هم مثل خیلی از زوج ها عروسی گرفتیم اما نکته خبرساز آن از جایی شروع شد که من در 20 سالگی زمانی که شب‌ها به خانه باز می‌گشتم میزدم زیر گریه که من میتوانم شب را کنار بخاری سر کنم اما زن‌های کارتن خواب چی؟ و افتتاح مرکزی مثل سرای مهر برایم یک آرزو بود.
داستان
علیخانی به او می گوید پس دغدغه و آرزوی شما در اوج جوانی می شود خدمت به زنان کارتن خواب؟
عروس خانم می گوید که اردیبهشت 94 سرای مهر افتتاح شد و من در کنار این زن ها روزگار سر کرده و کار می کردم. به طوری که این زن‌های کارتن خواب در جریان عروسی من قرار گرفتند و مدام به من می گفتند: وای داری عروسی میکنی ما را هم دعوت کن.
وی ادامه داد: به خاطر همین موضوع ما تصمیم گرفتیم یک عروسی مثل عروسی که برای دوستان و آشنایان گرفتیم، در جمع این افراد بگیریم و رسالت ما در اون شب جاری کردن عشق و محبت در دل آن ها بود.
علیخانی از آن ها می‌پرسد کدوم عروسی شما بهتر و باشکوه تر بود؟ عروس خانم می‌گوید: هر دو شبیه به هم بودند اما در حد اقتضای  مکان و فضای برگزاری مراسم.
علیخانی از مهدی می‌پرسد که فردای عروسی شما چه اتفاقی افتاد؟ و آیا شما با حضور خبرنگاران در مراسم قصد شو داشتید؟ مهدی در پاسخ به او می گوید ما تحت نظارت موسسه طلوع در سرای مهر فعالیت می کردیم.
داستان
عروس خانم می گفت: داستان از جایی شروع شد که یکی از دوستانم به من زنگ زد و گفت  عطیه خبر یک خبرگزاری مشهور را که در مورد شماست خواندی؟ گفتم نه در این خبر زده شده بود که من کارتن خواب بودم و همین موضوع شبهه‌ای شد که عده ای شایعه کنند که این زوج کارتن خواب بودند و با این عروسی قصد امتیاز گرفتن داشتند.
وی ادامه داد: پس از اینکه به ما گفتند شما دروغگو هستید، عده ای گفتند اینها قصد داشتند شو راه بیندازند.
علیخانی از مهدی و عطیه پرسید با توجه به این شایعه ها اقوام داماد نگفتند که این عروس خانم کارتن خواب بوده و از این قبیل حرف ها که اغلب شنیده می شود؟
مهدی در پاسخ گفت: به طور مستقیم نه، اما غیر مستقیم این حرف ها به گوشم می رسید. حتی در صفحه های مجازی گفته بودند این عروس خانم کارتن خواب بوده و آقای داماد با بنز رفته سراغش و با هم ازدواج کردند.
علیخانی از این زوج پرسید: چطور عکس عروسی شخصی شما در صفحه های مجازی لو رفت؟
عطیه در پاسخ گفت: به احتمال زیاد از طریق دوستان و آشنایان که به صفحه من دسترسی داشتند.
علیخانی در همین حین تعدادی از کامنت‌های زشت و زیبای مردم را در صفحه این عروس و داماد که ناسزا در بین آنها نیز کم نبوده، نمایش داد و برای همه خواند.
عطیه گفت: ماجرای ما خیلی ساده بود و حتی با یک جستجوی کوچک می شد که حقیقت داستان برای همه آشکار شود.
داستان
علیخانی از این زوج پرسید: با این همه داستان از کار خود پشیمان نشدید؟
عطیه می‌گوید: نیت ما شاد کردن آدم ها بود و من دوست داشتم این کار را انجام دهم اما بهتر است قبل از این که هر حرفی بزنیم، به خصوص در فضای مجازی، کمی به زندگی آن فرد هم توجه کنیم.
علیخانی در پایان گفت: گاهی ما طوری آبروی یک فرد را می بریم که  جبران آن به هیچ وجه ممکن نیست. البته متاسفانه برخی هستند که کارشان این است اما ما هم نقش پیاده نظام های کوچک این ماجرا را با ارسال این متن ها به دیگران به عهده داریم. پس سعی کنیم کمی مراقب باشیم. برخی هم فکر می کنند خدا فقط در دنیای حقیقی است ولی کاش بدانیم که خدا در فضای مجازی هم هست
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: