سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


جزئیات نشست دیروز هیات رئیسه مجلس با سیف درباره موسسات اعتباری

سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی، جزئیات نشست دیروز نایب رئیس و تعدادی ازنمایندگان مجلس با رئیس کل بانک مرکزی با موضوع موسسات مالی و اعتباری ...


کتاب‌هایی که در بهار ۹۶ خواندیم؛ خوش اقبالی سوئدی‌ها در بازار نشر

با بررسی پرفروش‌های بازار نشر در فصل بهار، می‌توان نام نویسندگانی چون فردریک بکمن، یوناس یوناسون و لنا اندرشون را بر کتاب‌های داستانی پرفروش ...


۷ گزینه نهایی شهرداری تهران مشخص شدند

درحالی که دقایقی پیش گزینه‌های نهایی برای انتخاب شهردار تهران مشخص شد، آرای اعلام شده درباره هرکدام از ۷ گزینه نهایی نشان می‌دهد محمدعلی ...


آمریکا نمی تواند مدعی حقوق بشر و قانونگرایی باشد

رییس جمهور گفت: آمریکا که تعهداتش را زیر پا گذاشته نمی تواند مروج حقوق بشر، قانونگرایی و  ثبات و امنیت در جهان باشد.


دوستی وقیحانه یک مرد شیشه ای با دوخواهر

گوناگون | يكشنبه ۱۳ تير ۹۵ ساعت ۱۶:۱۴ | نسخه چاپي

 اعتماد دختر جوان به بچه محل شیشه ای، خواهرش را تا یک قدمی سناریوی شیطانی کشاند.
به گزارش برنا، خرداد ماه امسال بود که دختر جوانی در تماس با پلیس از ماجرای آدم ربایی شیطانی پسر جوانی پرده برداشت و از ماموران خواست تا عامل این سناریوی سیاه را دستگیر کنند.
پریسا 37 ساله در حالیکه دستان خواهر کوچکش را به دست داشت پای در دادسرای امور جنایی تهران گذاشت و پیش روی بازپرس شعبه هفتم از ماجرای فرار خواهرش از دست مردی هوسران خبر داد.
پریسا به بازپرس پرونده گفت: باجدایی از همسرم با 2بچه ام زندگی می کنم و چون نمی خواستم در محل برایم مزاحمت ایجاد شود تصمیم به تغییر محل زندگی ام دادم که پس ازجابه جایی بخشی از وسایلم در خانه قبلی مانده بود که به کمک خواهرم آنها را به خانه جدیدم انتقال دادم و در همین زمان بود که با راننده پیکان وانت که وسایل خانه را برایم بار زده بود آشنا شدم.
وی افزود: مدت آشنایی ما فقط 4 روز بود که در این چند روز مرد جوان که محسن نام دارد همراه من به دادگاه خانواده و پلیس کلانتری می آمد تا در انجام کارهایم تنها نباشم و جوان مورد اعتمادی بود.
روز چهارم بود که خواهرم مهشید 25 ساله در خانه من میهمان بود و آن روز برای کارهای دادگاه باید به کلانتری می رفتم که از محسن خواستم به دنبالم بیاید و ما را تا کلانتری برساند.
همراه خواهرم سوار بر خودروی پیکان وانت محسن شدیم و به کلانتری محل رفتیم که محسن و خواهرم داخل خودرو ماندند تا من کارهایم را انجام دهم.
پس ازپایان کارهایم وقتی از کلانتری خارج شدم محسن و خواهرم آنجا نبودند و هرچه با موبایلشان تماس گرفتم کسی جواب نداد و نگران به سمت خانه رفتم که پس از چند ساعت خواهرم مهشید با چهره ای هراسان و بهت زده به خانه برگشت و با دیدن من شروع به گریه کرد.
پریسا ادامه داد: محسن پس از ربودن خواهرم قصد آزار و اذیت مهشید را داشته اما خواهرم با جیغ و فریاد توانسته بود خود را از چنگال این مرد فریبکار نجات دهد.
بدین ترتیب تیمی ازماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران به دستور بازپرس شعبه هفتم دادسرای ناحیه 27 برای دستگیری این مرد فریبکار وارد عمل شدند و با اقدامات فنی و پلیسی پس از دو هفته، محسن نخستین روز تیرماه از سوی کارآگاهان دستگیر شد.
محسن وقتی شنید که به اتهام یک تراژدی شیطانی دستگیر شده است با چهره ای متعجب خود را بی گناه معرفی کرد.
این جوان صبح امروز12 تیرماه در دادسرای امور جنایی تهران گفت: روز نخست با پریسا که بچه محل هستیم در خیابان آشنا شدم و در این چند روز برای انجام کارهایش همراهی اش می کردم و با هم به دادگاه خانواده و کلانتری می رفتیم و می دانستم از همسرش جدا شده است و خواهرش مهشید نیز با او زندگی می کرد.
محسن که پس از 7 سال ترک مواد نزدیک به 6 ماه است که دوباره به شیشه اعتیاد پیدا کرده و همسرش نیز باردار است ادامه داد: در این مدت کوتاه که با پریسا آشنا شده بودم با خواهرش نیز آشنا شدم و با هم طرح دوستی ریختیم تا اینکه روز 18 خرداد با هم بیرون رفتیم و شب او را به خانه خواهرش رساندم.
وقتی به خانه برگشتم پریسا به من زنگ زد و خواست تا برای جابه جایی خانه اش 5 میلیون تومان به وی کمک کنم که من این پول را نداشتم ولی نمی خواستم آنها متوجه شرایط مالی ام بشوند که ابتدا گفتم فرصت بده اما در تماس بعدی گفتم نمی توانم این پول را تهیه کنم و هنوز حرفم تمام نشده بود که پریسا مرا تهدید به شکایت کرد.
وی افرود: من از روی نادانی با مهشید طرح دوستی ریختم که بعد از آن پشیمان شدم و فکر نمی کردم آنها برای من نقشه ای طراحی کرده باشند تا به اتهام آدم ربایی دستگیر شوم.
بنا به این گزارش، بازپرس پرونده در این مرحله دستور داد تا متهم در اختیار ماموران اداره 16 پلیس آگاهی تهران قرار گیرد تا راز این 2 داستان متفاوت شاکی و متهم فاش شود.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟