خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر عفونت تنفسی ناشی از ویروس‌ها بویژه ویروس پارا آنفلوآنزا رخ می‌دهد ...


بارش برف در محورهای ۱۱ استان/ وضعیت جاده های کشور

رئیس مرکز اطلاعات و کنترل ترافیک راهور ناجا از بارش برف در محورهای ۱۱ استان خبر داد و گفت: تردد در جاده های برفی تنها با زنجیر چرخ امکان پذیر ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


چرا صاحبان فیش‌های حقوقی نجومی باید استعفا دهند؟

چرا صاحبان فیش‌های حقوقی نجومی باید استعفا دهند؟

ابوالفضل فیضی خواه/ روزنامه نگار

اخبار داغ | يكشنبه ۰۶ تير ۹۵ ساعت ۴:۴۵ | نسخه چاپي

  1- استعفا می دهم چون خطایم را پذیرفته ام.

2- استعفا می دهم چون با کنار رفتن من احتمالا فرد موفق دیگری جایگزین من می شود.

3- استعفا می دهم چون هرچند مطمئنم خودم خطایی نکرده ام، اما در هر صورت مسوولیت رخ دادن خطا با من است.

4-استعفا می دهم چون "وجدان عمومی" مستقیم یا غیر مستقیم به دلیل فعلی که از من سر زده یا فعلی که باید سر می زده اما نزده، جریحه دار شده.

5- استعفا می دهم چون به رغم پذیرفتن یا نپذیرفتن خطا، استعفای من مانع سرایت بدنامی به مسوولان بالاتر و دیگر همکاران و مدیران سیاسی است و حتی امکان گذشت افکار عمومی و پذیرفتن مسوولیت های دیگر در آینده ای نه چندان دور از من دریغ نمی شود.

6- استعفا می دهم چون امور به دلایلی – از جمله موانع بزرگ پیش رو- دیگر مطابق خواست و توان من پیش نمی رود و اختیاری در اداره امور ندارم.

7- استعفا می دهم چون این استعفا کاملا همرنگ با خواست اکثریت خشمگین جامعه برای تغییر مدیران ارشد بالاتر است و نه فقط هیچ هزینه ای برای من ندارد بلکه احتمالا سرشار از پاداش و تایید و منزلت اهدایی از سوی جامعه یا حداقل دفع هزینه های خطرناک است.

اینها عمده دلایل استعفا به عنوان یک رفتار سیاسی جبرانی است که به ترتیب از بابت هزینه روانی که برای مستعفی دارد شمارش شده و شگفت انگیز است که از این موارد هفتگانه چیزی که تقریبا همیشه در جامعه ما رواج داشته مورد آخر است وچیزی که تقریبا نایاب است موارد اول تا ششم است.

یک دلیل ساده (غیر از بی هزینه بودن ادامه کار و سهل انگاری و ضعف و احیانا فساد دستگاه های نظارتی در تشخیص خطای مدیران) شاید این باشد که معنای "استعفا" در فرهنگ سیاسی جامعه ما هنوز و انحصارا فقط در مورد اول خلاصه می شود. طبیعتا چنین برداشتی از این رفتار سیاسی باعث می شود استعفا به منزله پذیرش یک "خطای بزرگ" و "داغ ننگی" که برای همیشه بر پیشانی مستعفی می خورد دیده شود. در حالی که نوشتن دلایل استعفا و برشمردن آن (که تا حد زیادی در موارد 2 تا 6 خلاصه می شود، چون رخ دادن مورد اول در میان ما - از من نویسنده تا شمای خواننده-  غیر ممکن است! ) می تواند این نگرانی را برطرف کند.

 در جوامع توسعه یافته، استعفا در میان مدیران، رفتار رایجی است، حتی نیاز به برشمردن دلیل هم کمتر دیده می شود چون این دلایل از پیش برای جامعه روشن است.

حالا بیایید به موضوع داغ این روزها یعنی فیش های حقوقی برخی مدیران دولتی و حکومتی بپردازیم و ببینیم چرا کسانی مانند مدیر صندوق توسعه ملی و مدیر عامل بانک رفاه حاضر به استعفا نیستند و آیا دلایلی که برای خود بر می شمرند قابل اعتناست یا اساسا به "نفع" آنهاست یا خیر؟ 

عمده دلیلی که این مدیران یا طرفداران آنها به آن تکیه می کنند " قانونی"  بودن دریافت این حقوق است. بقیه ادعاها از جمله رایج بودن این حقوق در دولت یا دولت های قبل منطقا محل اعتنا نیست. به زعم آنان از آنجا که دریافتی های نجومی بر اساس "قانون" صورت گرفته پس "مشروع" و غیر قابل انتقاد است.  فارغ از قابل خدشه بودن این ادعا که دریافتی های نجومی "قانونی" است (به این دلیل که بر اساس قانون، حداکثر پرداختی 7 برابر حداقل حقوق است) و فارغ از تفاوتی که بین "مشروعیت قانونی" و "مشروعیت اخلاقی و دینی" وجود دارد، دریافت کنندگان این حقوق ها دستکم به دلایلی عملگرایانه و ابزاری و خودخواهانه (مورد 5) باید استعفا بدهند و قدری از بدنامی سیاسی و اجتماعی و قضاوت منفی وجدان عمومی در این زمینه بکاهند.

عذرخواهی و استعفا به شرط آنکه دیرهنگام و از سر اجبار نباشد نه فقط از هزینه های سیاسی و اجتماعی بار شده بر این افراد و جریان سیاسی که آنها متعلق به آنند می کاهد، بلکه تضمین کننده حضور آنها در مسوولیت های دیگر در آینده ای نه چندان دور خواهد بود. در این صورت آنها می توانند  پیش خود اینطور استدلال کنند که: " استعفا می دهم، پس هستم" .

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟