برداشت نیلوفر آبی در عکس روز نشنال جئوگرافیک + عکس

عکس روز نشنال جئوگرافیک به برداشت نیلوفر آبی توسط یک زن ویتنامی در دلتا مکونگ (Mekong Delta) این کشور اختصاص یافته است.


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


در جلسه ترامپ با مدیران غول‌های آی تی چه گذشت؟

ترامپ در دومین ملاقات با غول‌های آی تی گفت: بازسازی زیرساخت‌های آی تی آمریکا در 10 سال باعث صرفه‌جویی 1 تریلیون دلاری در نهادهای دولتی می شود ...


خاطره هولناک نویسنده “شهرزاد” از فرودگاه فرانکفورت+عکس

| سه شنبه ۰۱ تير ۹۵ ساعت ۱۲:۲۷ | نسخه چاپي

نغمه ثمینی که در ماههای اخیر به خاطر نگارش “شهرزاد” نامش سر زبانها افتاد اخیرا یکی از نمایشنامه هایش با عنوان “نگاهمان میکنند” را در عمارت مسعودیه روی صحنه می بیند.

به گزارش سینماژورنال، این نمایشنامه توسط محمدرضا اصلی کارگردانی شده و مضمون آن درباره کنترل بودن و زیرنظر بودن آدمیان است.

ثمینی همین مضمون را بهانه ای کرده تا در گفتگو با “شرق” از تجربیات شخصی خود درباره زیرنظر بودن بگوید و در این بین اشاره‌ای کرده به خاطره تلخی که از فرودگاه فرانکفورت دارد؛ خاطره ای که برایش شرایط هولناکی رقم زده است.

در غرب هم گاهی احساس می کنم زیر نگاهم

نغمه ثمینی می گوید: حس نبود امنیت و زیر نگاه‌بودن موضوعی فراگیر و همه‌جایی است و جغرافیا نمی‌شناسد؛ منتها در کشورهای مختلف این حس کم و زیاد می‌شود. در غرب هم گاهی‌وقت‌ها شدیدا حس می‌کنم که یک‌جورهایی زیر نگاهم. اگرچه که اگر بخواهم صادق باشم باید بگویم اینجا، خیلی بیشتر زندگی‌ام با این حس پیوند خورده است.

شرایط هولناک در سفر هلند

وی ادامه می دهد: برای من به‌عنوان کسی که از خاورمیانه به غرب سفر می‌کند، همواره این حس هولناکِ زیرِ نگاه‌بودن وجود دارد و در آن جغرافیا بالقوه می‌توانم یک متهم باشم. در سفری که اخیرا به هلند داشتم، بین راه در فرودگاه فرانکفورت به من گفتند که اثر چهار انگشت تو با اثر انگشتی که سفارت فرستاده، نمی‌خواند و باید پلیس به این موضوع رسیدگی کند. شرایطی هولناک بود چون حتی به انگشت‌های دستت هم شک می‌کنی و فکر می‌کنی آن چهار اثر انگشتی که ناخوانا بوده، پس انگشتان کیست؟!

نهایتا به پلیس گفتم…

این نویسنده می افزاید: سیستم‌های امنیتی در سراسر دنیا به این شکل است که اگر در دامشان بیفتی، چنان مثل گناهکار با تو رفتار می‌کنند که به خودت شک می‌کنی! نهایتا به پلیس گفتم شما فکر می‌کنید من چهارتا انگشتم را عوض کرده‌ام؟ یا شش‌تا انگشت به خودم وصله زده‌ام؟ نهایتا ماجرا با مذاکره حل شد و گذاشتند که من به سفرم ادامه بدهم.

چقدر زیر نگاه بودن سخت است

ثمینی خاطرنشان می سازد: بعد از این اتفاق فکر کردم که چقدر روزبه‌روز این زیر نگاه‌بودن برای ما سخت و تلخ و تلخ‌تر می‌شود. در ایران به‌تازگی و در غرب، از مدت‌ها پیش دوربین‌های مداربسته همه‌جا ما را زیرنظر دارند. جز زیرنظرگرفته‌شدن توسط این دوربین‌ها، ما می‌دانیم تمام چیزهایی که در کامپیوتر یا موبایلمان ذخیره می‌کنیم در جای عجیبی به نام آی‌کلود ذخیره می‌شود که دقیقا نمی‌دانیم کجاست و آیا ممکن است روزی دیگران هم به آن دسترسی داشته باشند؟ اگر روزی آی‌کلود ترکید و همه اطلاعات ما پخش شد، چه می‌شود؟ یا حس اینکه وقتی داری با تلفن حرف می‌زنی یک نفر دیگر هم ممکن است صدای تو را بشنود ترسناک است.

نغمه
نغمه ثمینی
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟