روسیه وارد عرصه رقابت با بوئینگ و ایرباس شد

روسیه اولین پرواز هواپیمای مسافربری جدید برد متوسط ام اس ۲۱ خود را انجام داد و امیدوار است این هواپیما بتواند با هواپیماهای بوئینگ و ایرباس ...


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


با درخواست سنا، ترامپ به سرنوشت نیکسون نزدیک می‌شود

کمیته اطلاعاتی سنا خواستار دسترسی به همه اسناد ستاد انتخاباتی ترامپ شد این در حالی است که داماد رئیس جمهوری ایالات متحده در رابطه با پرونده ...


قصور پزشکی در فوت «الینا فروتن» تایید شد

رئیس کل دادگستری گلستان گفت: هیئت تجدید نظر انتظامی نظام پزشکی گلستان قصور پزشکی در فوت الینا فروتن را تایید کرد.


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


مرد با فاش شدن ازدواج مخفیانه نزد همسر اولش از خانه فرار کرد!

حوادث | دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ ساعت ۷:۸ | نسخه چاپي

خودش را مونس تنهایی‌هایم معرفی می‌کرد. دل‌بسته‌اش شده بودم و برای همین هم بی‌گدار به آب زدم. از وقتی او را عقد دائم کردم و خاطرش جمع شد و به‌اصطلاح خرش از پل گذشت، سر ناسازگاری گذاشت. سوهان عمرم شده است. می‌گوید باید برایش آپارتمان بخرم و هرروز یک خرده‌فرمایش دارد.
به گزارش رکنا، دربرابرش ایستادم و گفتم نمی‌توانم خواسته‌های جورواجورش را برآورده سازم. بی‌معطلی موضوع ازدواج مخفیانه‌مان را به همسرم اطلاع داد و روزگارم سیاه شد.
از دو هفته قبل مغازه را به شاگردم سپردم و از تهران به مشهد آمدم. در این مدت خانه دوست قدیمی‌ام بودم که همسرم ردم را پیدا کرد و خودش را رساند. با دادو بیدادی که راه انداخته بود، اعصابم را به‌هم ریخت، نفهمیدم چطور دستم رویش بلند شد و متاسفانه ضربه‌ای که به سرش زدم، جمجمه‌اش را دچار آسیب کرده و کارمان به کلانتری کشیده شده است. من و فریبا هشت سال قبل با عشق و علاقه ازدواج کردیم.
روزهای اول زندگی شیرینی داشتیم و پس از مرگ پدرش تمام فکر خود را درگیر خانواده‌اش کرده بود. اصلا به من رسیدگی نمی‌کرد و با شلخته‌بازی‌هایش عذابم می‌داد.
اقوام و آشنایان می‌گفتند مدتی بگذرد، درست می‌شود و سه‌ سال گذشت و هرروز اوضاع زندگی‌مان بدتر می‌شد.
من هم به‌جای آنکه دنبال حل مشکلاتم باشم، خطا کردم و دست آخر هم دل باخته دروغین میترا شدم. این زن که شیشه مصرف می‌کند، فقط می‌خواهد مرا تیغ بزند، یک‌بار سه برگ از دسته‌چکم را کش رفت و یک‌بار هم عابربانکم را دزدید. ای کاش... .
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟