فیفا ستاره های استقلال را حذف کرد؛ستاره گذاری در آسیا ممنوع است

در سایت رسمی فیفا، هیچ اثری از دو ستاره استقلال، که نماد قهرمانی این تیم در آسیا است، وجود ندارد.


خودروی مفهومی لاگونا رنو (+عکس)

برای جلوگیری از صدمه‌های احتمالی به چشم، راننده و سرنشین هر دو از عینک‌های بزرگ و ویژه‌ای استفاده می‌کنند.


نماینده روسیه در سازمان ملل متحد درگذشت

وزارت امور خارجه روسیه در بیانیه ای خبر درگذشت ویتالی چورکین نماینده دائمی روسیه در سازمان ملل را تایید کرد.


پارک دولت زیر آب !

وقوع سیل در شهرستان پارسیان استان هرمزگان


عکس جدید از تبلت سرفیس پرو ۵ مایکروسافت

  به گزارش خبرآنلاین، سایت فرانسوی متعلق به مایکروسافت عکسی را بانام win10-feature-surface-pro-5-z منتشر کرد که نشان می‌دهد امسال تبلت جدید رونمایی ...


مرد با فاش شدن ازدواج مخفیانه نزد همسر اولش از خانه فرار کرد!

حوادث | دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ ساعت ۷:۸ | نسخه چاپي

خودش را مونس تنهایی‌هایم معرفی می‌کرد. دل‌بسته‌اش شده بودم و برای همین هم بی‌گدار به آب زدم. از وقتی او را عقد دائم کردم و خاطرش جمع شد و به‌اصطلاح خرش از پل گذشت، سر ناسازگاری گذاشت. سوهان عمرم شده است. می‌گوید باید برایش آپارتمان بخرم و هرروز یک خرده‌فرمایش دارد.
به گزارش رکنا، دربرابرش ایستادم و گفتم نمی‌توانم خواسته‌های جورواجورش را برآورده سازم. بی‌معطلی موضوع ازدواج مخفیانه‌مان را به همسرم اطلاع داد و روزگارم سیاه شد.
از دو هفته قبل مغازه را به شاگردم سپردم و از تهران به مشهد آمدم. در این مدت خانه دوست قدیمی‌ام بودم که همسرم ردم را پیدا کرد و خودش را رساند. با دادو بیدادی که راه انداخته بود، اعصابم را به‌هم ریخت، نفهمیدم چطور دستم رویش بلند شد و متاسفانه ضربه‌ای که به سرش زدم، جمجمه‌اش را دچار آسیب کرده و کارمان به کلانتری کشیده شده است. من و فریبا هشت سال قبل با عشق و علاقه ازدواج کردیم.
روزهای اول زندگی شیرینی داشتیم و پس از مرگ پدرش تمام فکر خود را درگیر خانواده‌اش کرده بود. اصلا به من رسیدگی نمی‌کرد و با شلخته‌بازی‌هایش عذابم می‌داد.
اقوام و آشنایان می‌گفتند مدتی بگذرد، درست می‌شود و سه‌ سال گذشت و هرروز اوضاع زندگی‌مان بدتر می‌شد.
من هم به‌جای آنکه دنبال حل مشکلاتم باشم، خطا کردم و دست آخر هم دل باخته دروغین میترا شدم. این زن که شیشه مصرف می‌کند، فقط می‌خواهد مرا تیغ بزند، یک‌بار سه برگ از دسته‌چکم را کش رفت و یک‌بار هم عابربانکم را دزدید. ای کاش... .
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟