خداحافظی تهران با پل گیشا در نیمه دوم سال

معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران در مورد آخرین وضعیت پنج پل فلزی پایتخت توضیحاتی را ارائه کرد.<br /><br />


رکوردشکنی انگلیسی مغرور در جهنم سبز!+ شکست سوپراسپرت الکتریکی توسط مک‌لارن

حدود دو هفته پیش خودرو الکتریکی Nio EP9، رکورد پیست نوربرگ‌رینگ را شکست و خیلی‌ها را شگفت زده کرد. اما این رکوردشکنی مدت زیادی دوام نداشت و حالا ...


سؤال بزرگی که مهران مدیری مسکوت می‌گذارد

مهران مدیری جمعه شب نیز بخش قابل توجهی از برنامه «دورهمی» را به توجیه و توضیح درباره مواضع سیاسی‌اش در زمان انتخابات اختصاص داد.


جزئیات نشست دیروز هیات رئیسه مجلس با سیف درباره موسسات اعتباری

سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی، جزئیات نشست دیروز نایب رئیس و تعدادی ازنمایندگان مجلس با رئیس کل بانک مرکزی با موضوع موسسات مالی و اعتباری را تشریح کرد.


مرد با فاش شدن ازدواج مخفیانه نزد همسر اولش از خانه فرار کرد!

حوادث | دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ ساعت ۷:۸ | نسخه چاپي

خودش را مونس تنهایی‌هایم معرفی می‌کرد. دل‌بسته‌اش شده بودم و برای همین هم بی‌گدار به آب زدم. از وقتی او را عقد دائم کردم و خاطرش جمع شد و به‌اصطلاح خرش از پل گذشت، سر ناسازگاری گذاشت. سوهان عمرم شده است. می‌گوید باید برایش آپارتمان بخرم و هرروز یک خرده‌فرمایش دارد.
به گزارش رکنا، دربرابرش ایستادم و گفتم نمی‌توانم خواسته‌های جورواجورش را برآورده سازم. بی‌معطلی موضوع ازدواج مخفیانه‌مان را به همسرم اطلاع داد و روزگارم سیاه شد.
از دو هفته قبل مغازه را به شاگردم سپردم و از تهران به مشهد آمدم. در این مدت خانه دوست قدیمی‌ام بودم که همسرم ردم را پیدا کرد و خودش را رساند. با دادو بیدادی که راه انداخته بود، اعصابم را به‌هم ریخت، نفهمیدم چطور دستم رویش بلند شد و متاسفانه ضربه‌ای که به سرش زدم، جمجمه‌اش را دچار آسیب کرده و کارمان به کلانتری کشیده شده است. من و فریبا هشت سال قبل با عشق و علاقه ازدواج کردیم.
روزهای اول زندگی شیرینی داشتیم و پس از مرگ پدرش تمام فکر خود را درگیر خانواده‌اش کرده بود. اصلا به من رسیدگی نمی‌کرد و با شلخته‌بازی‌هایش عذابم می‌داد.
اقوام و آشنایان می‌گفتند مدتی بگذرد، درست می‌شود و سه‌ سال گذشت و هرروز اوضاع زندگی‌مان بدتر می‌شد.
من هم به‌جای آنکه دنبال حل مشکلاتم باشم، خطا کردم و دست آخر هم دل باخته دروغین میترا شدم. این زن که شیشه مصرف می‌کند، فقط می‌خواهد مرا تیغ بزند، یک‌بار سه برگ از دسته‌چکم را کش رفت و یک‌بار هم عابربانکم را دزدید. ای کاش... .
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟