فریبا نادری: وقتی مردم درفضای مجازی به هنرمندان ناسزا می گویند،دلیلی ندارد وارد این فضا شوم

فریبا نادری،بازیگر فیلم قصه گیتی به تازگی با یک روزنامه مصاحبه کرده است.


کاهش ساعت کار بانوان شاغل کلید خورد؛ جزئیات مصوبه ابلاغی دولت

بخشنامه قانون کاهش ساعات کار هفتگی بانوان شاغل به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد؛بر این اساس زمان کار بانوان مشمول این مصوبه از ۴۴ ساعت در هفته ...


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


چرا «فردا» تعطیل نیست؟

در این گزارش به بررسی چرایی تعطیل‌نشدن هشتم ربیع‌الاول امسال، سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) و آغاز ولایت امام عصر(عج) پرداخته شده است.


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


مرد با فاش شدن ازدواج مخفیانه نزد همسر اولش از خانه فرار کرد!

حوادث | دوشنبه ۳۱ خرداد ۹۵ ساعت ۷:۸ | نسخه چاپي

خودش را مونس تنهایی‌هایم معرفی می‌کرد. دل‌بسته‌اش شده بودم و برای همین هم بی‌گدار به آب زدم. از وقتی او را عقد دائم کردم و خاطرش جمع شد و به‌اصطلاح خرش از پل گذشت، سر ناسازگاری گذاشت. سوهان عمرم شده است. می‌گوید باید برایش آپارتمان بخرم و هرروز یک خرده‌فرمایش دارد.
به گزارش رکنا، دربرابرش ایستادم و گفتم نمی‌توانم خواسته‌های جورواجورش را برآورده سازم. بی‌معطلی موضوع ازدواج مخفیانه‌مان را به همسرم اطلاع داد و روزگارم سیاه شد.
از دو هفته قبل مغازه را به شاگردم سپردم و از تهران به مشهد آمدم. در این مدت خانه دوست قدیمی‌ام بودم که همسرم ردم را پیدا کرد و خودش را رساند. با دادو بیدادی که راه انداخته بود، اعصابم را به‌هم ریخت، نفهمیدم چطور دستم رویش بلند شد و متاسفانه ضربه‌ای که به سرش زدم، جمجمه‌اش را دچار آسیب کرده و کارمان به کلانتری کشیده شده است. من و فریبا هشت سال قبل با عشق و علاقه ازدواج کردیم.
روزهای اول زندگی شیرینی داشتیم و پس از مرگ پدرش تمام فکر خود را درگیر خانواده‌اش کرده بود. اصلا به من رسیدگی نمی‌کرد و با شلخته‌بازی‌هایش عذابم می‌داد.
اقوام و آشنایان می‌گفتند مدتی بگذرد، درست می‌شود و سه‌ سال گذشت و هرروز اوضاع زندگی‌مان بدتر می‌شد.
من هم به‌جای آنکه دنبال حل مشکلاتم باشم، خطا کردم و دست آخر هم دل باخته دروغین میترا شدم. این زن که شیشه مصرف می‌کند، فقط می‌خواهد مرا تیغ بزند، یک‌بار سه برگ از دسته‌چکم را کش رفت و یک‌بار هم عابربانکم را دزدید. ای کاش... .
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: