کاهش ساعت کار بانوان شاغل کلید خورد؛ جزئیات مصوبه ابلاغی دولت

بخشنامه قانون کاهش ساعات کار هفتگی بانوان شاغل به دستگاههای اجرایی ابلاغ شد؛بر این اساس زمان کار بانوان مشمول این مصوبه از ۴۴ ساعت در هفته ...


واکنش ایران سر و صدای بیهوده است؛ خشم تهران اهمیتی ندارد

دو سناتور تندرو و هم حزبی «دونالد ترامپ» در پاسخ به واکنش های تند و قاطع مقامات ایران به تمدید «قانون داماتو» به اظهارنظر در این باره پرداختند.


نابود شدن 120 بی ام وی صفر کیلومتر در تصادف قطار+تصاویر

بیشترین آسیب در این تصادف به مدل های X3، X4، X5 و X6 وارد شده است.


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


اشتباه ما در تهاجم سال ۲۰۰۳ به عراق، داعش را به وجود آورد

«باراک اوباما» رئیس جمهور آمریکا در سخنانی، آشکارا به نقش این کشور در ظهور گروهک تروریستی- تکفیری داعش در خاورمیانه اذعان کرد.


چرا علیفر رودست خورد؟!

جامعه | سه شنبه ۲۵ خرداد ۹۵ ساعت ۱۸:۱۰ | نسخه چاپي

یادداشت دریافتی- محمد ماکویی؛ خیلی های ما از آخرین دسته گل "علیفر" محظوظ شده ایم و این در حالی است که از میانمان کمتر کسی پیدا شده که انصاف پیشه کرده و اذعان نماید که احتمالا اگر ما هم جای علیفر بودیم، اشتباه او را می کردیم.
به قول یکی از دوستان اگر علیفر اشتباهی همانند سحر قریشی را مرتکب می شد و مثلا در شناخت یک مربی یا بازیکن معروف و شناخته شده دچار اشتباه می گردید می شد از وی خرده گرفت اما آیا براستی علیفر باید نام سازندگان تمام ورزشگاهها را بداند و یا تعجب کند که مهندس سازنده نامی غیر غربی دارد!؟
واقعیت این است که مشکل علیفر یک مشکل فردی نیست و از یک ویژگی منحصر به جمع ایرانی بر می خیزد و تنها این معروفیت علیفر و اینکه خودش دستی دستی کاری کرده که مردم رویش حساس بشوند است که باعث شده بیشتر توجهات روز سه شنبه بیست و پنجم خرداد ماه سال یک هزار و سیصد و نود و پنج هجری شمسی متوجه "علیفر" باشد!
اگر بخواهیم اشتباه علیفر را مورد موشکافی قرار دهیم باید بگوییم که به ما ایرانیها از همان بچگی آموخته می شود که سرعت عمل و زود انجام دادن کار بسیار مهمتر از دقت و صحتی است که آن را ارزشمند می نماید.
گذشته از روزگار خوش کودکی که معلمین گرامی بچه هایی که زود ورقه شان را می دادند حسابی تحویل می گرفتند و در این میان کمتر آموزگاری پیدا می شد که "یکبار دیگر جواب هایت را چک کن" بگوید، سرنوشت بچه های امروزی را کنکوری تعیین می کند که بیش از معلومات بر سرعت عمل تکیه دارد و به همین دلیل سرنوشت خوب خیلی هایی که در انتهای جلسه "هنوز تمام نکرده ایم" می گویند را عملا خراب می کند.
موضوع فقط به تحصیل اختصاص ندارد و شما اگر سر و کارتان به بازار کار افتاده باشد زیاد جمله معروف و شنیدنی "چقدر طولش می دهی! تمامش کن برود!" را دشت کرده اید.
در مسائل مالی هم ما به انجام کارها به طریقه فوری فوتی تشویق می شویم.
برای مثال توی بانک ها معمولا "بانکی ها" از کسانی که "شرایط" را می خوانند خوششان نمی آید و به آن ها و در باره آنها "وقت مردم را گرفته ای" و یا "این همه زن و بچه مردم در صف معطلند" می گویند.
در مقوله شیرین ازدواج از قدیم به ما "در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست" را آموخته اند و به آن "دست دست می کنی که چه بشود! می گیری و فوقش طلاق می دهی (یا طلاق می گیری)" افزوده اند.
از اینها گذشته اگر خوب به دور و بر و اطراف و اکنافمان بنگریم خواهیم دید که دسته گل های سرعتی کم آب داده نمی شوند. در این باب نگارنده هم بارها و بارها شاهد تبریک و تسلیت هایی که در عوض یکدیگر عرض شده اند گردیده و هم دیده که خانم تایپیست تنها برای زود انجام دادن کار، یک خط را جا انداخته و در عرض تسلیت به مقام بالاتر "فوت پدر گرامیتان را از خداوند متعال خواستاریم" را برصفحه کاغذ نشانیده است.
باز هم یادآور می شویم که همه اینها به خاطر این است که به همه ما یاد داده اند که کار ارزشمند کاری است که خیلی سریع و پیش از دیگران انجام شود و در این باب بهتر از دیگران بودن خیلی مهم و ارزشمند به حساب نمی آید.
پروژه های مملکتی را که نگاه می کنیم با سرعت هرچه تمامتر جلو می روند و در نهایت یا مسکن های مهری می شوند که آب و برق و گاز و خیلی از ضروریت های دیگر زندگی را ندارند و یا سدهایی که مثل آبکش آب از همه جایشان در می رود! می گردند.
با این حساب چرا باید از علیفر انتظار داشته باشیم که با رفتاری "غیر ایرانی" اطلاعات حاصله را از منابع دیگر هم چک کند تا دسته گل وی شهره خاص و عام نشود! هر چند اگر انصاف داشته باشیم باید بپذیریم که سر و صدای برخاسته از کم اطلاعی علیفر به دوست داشتنی نبودن او هم بر می گردد زیرا چنانچه اشتباه علیفر برای فردوسی پور پیش می آمد خیلی از خرده گیران جناب سرهنگ یا "بالاخره فردوسی پور هم آدم و جایز الخطاست" می گفتند و یا "مگر فردوسی پور باید سازندگان همه بناهای ورزشی و غیر ورزشی را به اسم بشناسد" و "تو هم عجب انتظاراتی داری ها!" را قید می نمودند!
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: