2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


چرا «فردا» تعطیل نیست؟

در این گزارش به بررسی چرایی تعطیل‌نشدن هشتم ربیع‌الاول امسال، سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) و آغاز ولایت امام عصر(عج) پرداخته شده است.


سایه دلار بر افزایش قیمت کالاها؛ گزارش ارزانی و گرانی اقلام اساسی

ده روز گذشته را بی‌سابقه‌ترین دوران حیات قیمت دلار در ایران می‌توان دانست؛ دورانی که در آن نرخ این ارز به کانال ۴ هزار تومان نزدیک شد و هنوز ...


محمدرضا خاتمی: ترامپ اهل معامله است

سیاست | پنجشنبه ۲۰ خرداد ۹۵ ساعت ۱۶:۴ | نسخه چاپي

سیدمحمدرضا خاتمی پزشک، جانباز و فعال سیاسی اصلاح‌طلب است که نایب‌رئیسی مجلس ششم را در کارنامه خود دارد.
بخش‌های مهم گفت‌وگوی «ایرنا» با خاتمی درباره انتخابات ریاست‌جمهوری ٩٢ و ٩٦، دلایل مخالفت بخشی از اصولگرایان با دولت یازدهم، عملکرد دولت و اقتصاد مقاومتی در زیر می‌آید:
درباره یک‌دوره‌ای‌شدن دوره ریاست‌جمهوری آقای روحانی کسانی که این حرف را می‌زنند، آرزوی خود را بیان می‌کنند. ایرادی هم ندارد چون باید به گونه‌ای نیروهای خود را حفظ کنند. به‌شخصه اعتقاد دارم وزن افراد در داخل کشور باید با رأی مردم مشخص شود. اگر مانع از این کار شویم، تا ابد فریاد این افراد گوش فلک را کر می‌کند که اگر من می‌آمدم، چنین و چنان می‌کردم. مانند اتفاقی که در انتخابات ٩٢ برای رقبای آقای روحانی افتاد و میزان اقبال مردم به آنها مشخص شد. یا آنچه در انتخابات مجلس اخیر برای برخی از اصولگرایان شاخص به وقوع پیوست. اگر این افراد فرصت حضور در انتخابات را نمی‌یافتند، مدام آن‌ را بر سر مخالفان می‌کوبیدند. معتقدم بهترین راه ‌حل‌وفصل منازعات سیاسی، صندوق‌های رأی است.
درباره آقای احمدی‌نژاد هم بنده از حق نامزدی ایشان دفاع می‌کنم. ما معتقد به رقابت گفتمان‌ها و سلیقه‌های مختلف در انتخابات هستیم. اگر آقای احمدی‌نژاد محکومیت قضائی ندارد و استعلامش از مراجع چهارگانه مشکلی ندارد، حتما باید امکان ورود به انتخابات را پیدا کند. اما اگر بهانه ما این باشد که چون در زمان دولت او، مملکت دچار آسیب شده پس دیگر حق نامزدشدن ندارد، حرف درستی نزده‌ایم. این را باید مردم تشخیص دهند. مردم باید با رأی خود دیگر اجازه خراب‌کردن کشور را به کسی ندهند. اگر نگذاریم رقابت‌های سیاسی بین نامزدهای طیف‌های مختلف شکل گیرد، تشنجات سیاسی، کشور را از پای درمی‌آورد. اما با این تفاصیل یک چیز را با اطمینان می‌توانم بگویم و آن اینکه اگر احمدی‌نژاد بار دیگر نامزد شود، هیچ اصولگرایی دیگر پشت او نخواهد بود.
در انتخابات آتی، کاندیدای اصلی اصلاح‌طلبان، اعتدالیون و اصولگرایان معتدل شخص آقای روحانی خواهد بود. امیدوار هم هستم در یک سال باقی‌مانده با هماهنگی بیشتر، دولت به موفقیت‌های بیشتری دست پیدا کند و در دور دوم هم شاهد باشیم آقای روحانی با دولتی بسیار قوی‌تر و پشتوانه مردمی بیشتر برنامه‌های خود را پیش برد. مانع پیروزی روحانی در انتخابات ٩٦ هیچ‌یک از نامزدهای اصولگرایان نیست، آنچه می‌تواند باعث عدم موفقیت او شود، حفظ‌نکردن انسجامی است که پیروزی ایشان و حامیانش را در سال ٩٢ و ٩٤ رقم زد. اگر ان‌شاءالله این هماهنگی و انسجام را حفظ کنیم، به طور قطع پیروز میدان خواهیم بود.
احساس من این است رنجشی که پایداری‌ها و بخشی از جریان اصولگرا از آقای روحانی دارند، از هیچ‌کدام از رؤسای جمهور قبلی نداشته‌اند؛ چراکه آقای روحانی سر بزنگاه نقشه آنها را به هم زد. آنها پس از شکست در انتخابات ٩٢ در سال ٩٤ می‌خواستند جلوی پیشروی او را بگیرند که نشد. شک ندارم همه مخالفان، همت خود را بسیج می‌کنند تا اولا برنامه‌های روحانی را به شکست بکشانند، ثانیا روحانی را از نامزدشدن در دور بعد ناامید کنند، ثالثا بین طرفداران روحانی و خود ایشان شکاف و افتراق ایجاد کنند.
چون ما از نیت و برنامه تندروها آگاهیم، در قسمت سوم که جدایی و افتراق و ناامیدکردن روحانی است توفیقی نخواهند داشت. از این رو تمرکز خود را روی قسمت اول نقشه‌شان؛ یعنی به‌شکست‌کشاندن برنامه‌های روحانی خواهند گذاشت. آنها نهایت تلاش خود را برای سیاه‌نمایی علیه دولت یازدهم به کار خواهند گرفت. دراین‌باره نقش اصلی را خود دولت و شخص رئیس‌جمهور برعهده دارد. ایشان باید با اراده‌ای قوی وارد میدان شود و برنامه‌های مخالفان را نقش بر آب کند. پیش‌بینی من این است که آرزوی تندروها برای سال ٩٦ تحقق پیدا نخواهد کرد.
من معتقد به شفافیت هستم. باید بررسی شود که این پول‌ها با دستور چه کسانی و توسط چه افرادی از کشور خارج شده است. چه درباره این موضوع چه درباره موضوعات دیگر؛ مثلا همین پرونده بابک زنجانی را ببینید. معتقدم باید درباره آن شفاف‌سازی کامل شود. اینکه همدستان زنجانی چه کسانی بوده‌اند؟ چه کسی به او نفت فروخته است؟ با چه کسانی نشست و برخاست کرده و امتیاز داده و گرفته است؟ مشکل، نبود شفافیت است. وقتی شفافیت وجود ندارد، مسئولیت هم وجود ندارد. آخرش هم معلوم نیست که این حیف‌ومیل‌ها چه بوده و کجا اتفاق افتاده است.
چه ترامپ به قدرت برسد چه کلینتون، ما دچار مشکل می‌شویم. البته هیچ‌کدام نمی‌توانند برجام را از بین ببرند ولی محدودیت‌ها و تنگناها بیشتر خواهد شد. شاید روی‌کارآمدن هرکدام از این نامزدها بهانه و دستاویزی برای تندروهای داخل کشور برای کوبیدن هرچه‌بیشتر دولت روحانی شود. کلینتون به طور سنتی مواضعی مخالف ایران دارد و ارتباطات تعریف‌شده‌ای با لابی صهیونیستی دارد. لابی صیهونیست‌ها هم که مخالف برجام است. در صورت روی‌کارآمدن وی در بسیاری از مسائل منطقه‌ای، امکاناتی را که داشتیم از دست خواهیم داد. ترامپ هم حرف‌های تندی درباره ایران زده ولی تاجر، اهل معامله و بده‌بستان است.
اما مشکلاتی که وی با چین و بخشی از اروپا دارد، می‌تواند به فروپاشی اجماع جهانی که آمریکا علیه ایران ایجاد کرده بود، بینجامد. پس فرصت‌هایی برای ایران ایجاد می‌شود که می‌توان از آن بهره‌مند شد. اما نباید خیلی دل‌نگران روی‌کارآمدن دولت‌های مختلف آمریکا بود. تجربه ما نشان داده حتی هنگامی که سخت‌ترین دولت‌های آمریکا سر کار آمده‌‌اند، وقتی در ایران دولت و مجلسی معتدل سر کار و رسانه‌ها فعال بوده‌‌اند، همیشه در رابطه با آمریکا دست بالا را داشته‌ایم؛ چه بوش سر کار بوده است چه کلینتون و چه اوباما.
ما سخت‌ترین تحریم‌ها را در زمان اوباما تجربه کرده‌ایم و بهترین روابط و گفت‌وگوی مستقیم را هم زمان وی داشته‌ایم. یعنی همان اوبامایی که ما را تحریم کرد، مجبور به عقب‌نشینی از مواضع خود و نشستن پای میز مذاکره با ایران شد. اگر ما در داخل وحدت داشته باشیم، ترامپ که سهل است تد کروز یا اصلا کسی مثل نتانیاهو هم سر کار بیاید، مجبور به سرفرودآوردن و تعظیم مقابل ملت ایران است.
معلوم است چرا عده‌ای با تفاهم داخلی مخالف‌اند. آنها می‌دانند اگر فضا آرام شود و گفت‌وگو صورت گیرد، جایی برای دورزدن تحریم‌ها و... باقی نمی‌ماند. آنها چون استدلال، فکر سازنده و برنامه ندارند، فقط در هیاهو می‌توانند زندگی کنند. بنابراین سعی می‌کنند صورت‌مسئله را پاک و وانمود کنند که فقط خودشان مدافع منافع ملی هستند.
اقتصاد مقاومتی همان‌طور که بارها تأکید شده به‌منزله ریاضت‌کشیدن نیست. قرار نیست اقتصاد کوپنی راه بیندازیم و کالاهای اساسی را جیره‌بندی کنیم. قرار بر ایجاد رونق اقتصادی با استفاده از امکانات داخلی و حمایت از تولید داخلی است. قرار بر رشد علم و اقتصاد دانش‌بنیان است. قرار بر دستیابی به تکنولوژی‌های روز است. اما همه اینها روی کاغذ است و تا اجرا و عملی نشود، کسی از آن بهره‌مند نمی‌شود. ما باید عمیقا به این فکر کنیم که چرا در این ٣٠ سال نتوانستیم اقتصادی پویا و رشدی همه‌جانبه داشته باشیم.
اول گفتیم تازه انقلاب شده است. بعد گفتیم جنگ است. بعد از آن هم چند دولت عوض کرده‌ایم. همه مدل اقتصادی را هم تجربه کرده‌ایم؛ از لیبرالیستی تا سوسیالیستی.
اما چرا وضعمان تغییر بنیادی نکرده و بهبود نیافته است؟ باید بپذیریم برای پیشرفت اقتصادی احتیاج به سرمایه‌گذاری خارجی داریم. گفته شده اگر همین امسال بخواهیم رشد اقتصادی چهاردرصدی را تجربه کنیم، به ٢٠٠ میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیاز داریم که با توجه به محدودیت منابع داخلی حداقل صد میلیارد دلار آن باید از خارج تأمین شود.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: خاتمی ،