گران‌ترین ساعت مچی جهان فروخته شد

گران‌ترین ساعت مچی جهان در یکی از حراجی‌های سوئیس به قیمت 11 میلیون دلار به فروش رفت.


سهم پرسپولیس در حرفه‌ای شدن مهدی طارمی چقدر بوده است؟

در اتفاقاتی که برای مهاجم سرخپوشان رخ داده است باشگاه پرسپولیس نیز مقصر است چرا که وظیفه تربیتی خود را به خوبی انجام نداده است.




مجله پیپل جذاب ترین مرد سال 2016 را معرفی کرد+تصاویر

مجله People در جدیدترین شماره اش دواین جانسون Dwayne Johnson ملقب به راک The Rock را به عنوان جذاب ترین مرد سال 2016 معرفی کرد. به همین بهانه عکس های این هنرمند ...


مصباحی‌مقدم: احتمال حمایت اصولگرایان از روحانی در انتخابات۹۶

سیاست | سه شنبه ۱۸ خرداد ۹۵ ساعت ۱۲:۱۳ | نسخه چاپي

 حجت الاسلام غلامرضا مصباحی مقدم سه شنبه گذشته، زمانی که بعد از 12 سال در برگزاری انتخابات هیات رییسه مجلس حضور نداشت، در دفتر کارش در دانشگاه امام صادق (ع)، میزبان ما بود. او در تحلیلی از انتخابات اخیر مجلس و اینکه چرا پیش بینی اصولگرایان مبنی بر پیروزی‌شان در این انتخابات محقق نشد؛ به دو فاکتور در رای آوری اصلاح طلبان اشاره کرد. نخست دعوت رهبری به مشارکت در انتخابات حتی از کسانی که نظام را قبول ندارند و دیگری نقش لیدر اصلاحات. به گفته وی هر دو این دعوت‌ها کسانی را به حضور در انتخابات فراخواند که قطعا رایشان به سبد اصولگرایان ریخته نمی‌شد.
این نماینده اصولگرای مجالس هفتم، هشتم و نهم معتقد است اگر لاریجانی به ائتلاف اصولگرایان می‌پیوست ترکیب ائتلاف آن چیزی نمی‌شد که تحقق یافت و نیامدن او بستر را برای سنگین شدن وزن جبهه مقابل یعنی پایداری‌ها در لیست اصولگرایان فراهم کرد. در عین حال به گفته او بخشی از حامیان اصولگرایان به دلیل مشکلات اقتصادی کشور، پای صندوق رای نیامدند و اگر آنها آمده بودند، کرسی‌های نمایندگی تهران به صورت پنجاه -پنجاه بین اصلاح طلبان و اصولگرایان تقسیم می‌شد.
مصباحی مقدم در واکنش به انتقاداتی که به لیست ائتلاف اصولگرایان وارد شده، تاکید می‌کند که این لیست بهترین اتفاق نه، اما چیزی بود که ممکن بود به آن دست پیدا کنند تا ائتلاف حفظ شود. در عین حال هرگونه عدم حمایت ائتلاف اصولگرایان از علی لاریجانی در انتخابات را رد می‌کند و می‌گوید لاریجانی بالاتر از همه اینها حمایت مراجع قم را داشت.
او در عین حال از احتمال حمایت مجموعه اصولگرایان از حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری 96 خبر می‌دهد و می‌گوید اگر گزینه بهتری نداشته باشند حتما با روحانی وارد گفتگو خواهند شد.
مشروح گفتگوی خبرآنلاین با حجت الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم را در ادامه بخوانید:
بسیاری از اصولگرایان از جمله خود شما پیش بینی کرده بودید که در دو انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان پیروز میدان هستید. پس چرا چنین نشد؟ به نظرتان اکنون این پیروزی برای اصولگرایان رقم خورده و توانستند به اهداف خود برسند؟
حدود یک سال قبل از انتخابات در مصاحبه هایی از من می‌پرسیدند پیش بینی تان از مجلس آینده چیست؟، که پاسخ می‌دادم اصولگرایان باز هم اکثریت مجلس را به دست می آورند؛ در عین حال اصلاح طلبان با اقلیتی قوی حاضر خواهند شد. ظاهرا هم همین اتفاق افتاد و همه محاسبات اصلاح طلبان مبنی بر اینکه اکثریت را به دست می آورند، تحقق نیافت. البته نمی‌خواهم بگویم مجلس، مجلسی تمام اصولگرا مانند مجالس هفتم تا نهم است، اما وزن اصولگرایان وزن قابل توجهی است.

یکسال قبل گفته بودم که ما اصلا نگران نیستیم که اصلاح طلبان مجلس را بگیرند. گاهی آنها قدرت را به دست گیرند گاهی اصولگرایان. ما که بخیل نیستیم. 
رییس مجلس هم برخلاف تمهیداتی که پیروزمندان لیست امید داشته و فضای رسانه ای که ایجاد کرده بودند، آقای لاریجانی شد. من همه فضاسازی‌ها را غیر واقعی می‌دانستم و آنچه ما پیش بینی می‌کردیم محقق شد. ترکیب هیئت رییسه نیز نشان داد که مجلس دهم با اکثریت اصولگرا شکل گرفت، در عین حال پیروز انتخابات در مجلس خبرگان نیز اصولگرایان بودند و اصلاح طلبان به همان کسانی اقبال نشان دادند که غالبا مدنظر اصولگرایان بودند. انتخابات هیئت رییسه خبرگان نشان دهنده پر رنگ بودن نگاه اصولگرایی در مدیریت مجلس خبرگان است.
تصور می‌کنم در مجلس شورای اسلامی نیزهمین وضعیت ادامه پیدا کند. البته فراکسیون اقلیت که فراکسیون امید به حساب می آید فراکسیونی قوی خواهد بود؛ چرا که عضویت حداقل 103 نفر در این مجموعه نشان دهنده قوت و تاثیرگذاری اصلاح طلبان است.
اگر به زعم شما اصولگرایان در انتخابات مجلس پیروز شدند و اکثریت مجلس از اصولگرایان هستند، چرا شخصیت های برجسته اصولگرایی همچون خود شما، آقایان ابوترابی فرد و حدادعادل نتوانستند اقبال عمومی را داشته باشند؟
ما این اقبال عمومی را در سطح ملی مشاهده می‌کنیم. وضعیت در تهران تا حدی متفاوت بود. علتش هم این بود که اصولگرایان در تهران به دلیل شرایط اقتصادی با عدم اقبال بخشی از حامیان خود روبرو شدند. به عبارتی مردم اوضاع اقتصادی سه سال اخیر کشور را پای نظام و مجموعه قوای حاکم نوشتند و وخیم بودن وضعیت درآمدی و کوچک شدن سفره مردم در این سه سال، عده ای را برای مشارکت در انتخابات بی انگیزه کرد؛ این افراد بیشتر حامیان اصولگراها بودند.
در مقابل در انتخابات 7 اسفند اصلاح طلبان توانستند همه کسانی را که حامی اصولگرایان نیستند به نفع خود پای صندوق رای بیاورند و تلگرام و فضای شبکه های اجتماعی تا روز رای گیری به کمک اصلاح طلبان آمد و حدود 30 درصد به حامیان آنها افزوده شد و افرادی به صحنه آمدند که تا کنون در هیچ انتخاباتی شرکت نکرده بودند و نهایتا همه چیز به نفع آنها شد.
بر اساس چه محاسباتی می‌گویید که حامیان اصولگرایان به دلیل شرایط نا مناسب اقتصادی پای صندوق رای نیامدند؟
ما این بی انگیزگی را در بخشی از مردم در زمان تبلیغات انتخاباتی می‌دیدیم و هر چه می‌گفتیم کار اجرایی کشور، دست مجلس نیست، گوششان بدهکار نبود! چون آنها فرقی بین مجلس و دولت نمی‌گذارند و مجلس و دولت را از مظاهر حاکمیت می‌دانند و می‌گویند شما دولتمردان کاری برای بهتر شدن زندگی ما، بهبود فضای کسب و کار و اشتغال جوانان ما نکردید و نتیجه این شد که نهایتا انگیزه قوی برای مشارکت پیدا نکردند و در نتیجه تعداد آرای خالص جریان اصولگرا کاهش پیدا کرد.
اگر این تعداد می آمدند در نتیجه انتخابات در تهران تفاوتی ایجاد می‌شد؟
اگر می آمدند نتیجه کاملا متفاوت بود و احیانا انتخبات در تهران 50 -50 بود و هر دو جریان می‌توانستند افرادی در مجلس داشته باشند.

افرادی همچون آقای محبیان در اظهار نظری گفتند که لیست اصولگرایان در تهران برای رای نیاوردن بسته شده بود و از طرفی برخی اصولگرایان نیز اعلام کردند ما مجبور شدیم تن به ائتلاف، سهم و باج دادن به نواصولگراها و تندروهایی همچون پایداری دهیم تا از تشدید اختلاف و چند جزیره‌ای شدن جلوگیری شود. حالا شما اگر بخواهید قضاوت کنید فکر می‌کنید لیستی که در تهران بسته شد، لیست مناسبی بود و آیا نمی‌شد جور دیگری افراد لیست را انتخاب کرد؟
قبل از توضیح اعلام کنم اکنون من به عنوان سخنگوی جامعه روحانیت اظهار نظر نکرده و دیدگاه شخصی خودم را می‌گویم. من تحلیل این دو بزرگوار را قبول ندارم و معتقدم اصولگرایان آگاهانه و داوطلبانه دور هم جمع شدند و در یک تعامل مثبت به ائتلاف دست پیدا کردند و نباید زحمت کشیده شده را دست کم بگیریم.

اصلاح طلبان ترجیح می‌دهند به حمایت از روحانی در انتخابات بعد ادامه دهند. چرا که در سایه ریاست جمهوری آقای روحانی آنها بهتر میدان فعالیت سیاسی پیدا می‌کنند. 
تعبیر باج دادن را نمی‌پسندم و باید گفت این افراد توانستند در شورای ائتلاف تعداد بیشتری را که افراد تاثیرگذار به نفع جریانشان بود داشته باشند. معتقد بودیم اگر این ائتلاف شکل نگیرد، خودمان به راحتی به استقبال شکست رفته ایم. البته با وجود ائتلاف نیز احتمال پیروزی رقیب در تهران را می‌دادیم. وقتی هم که لیست تهیه شد، اینطور نبود که شورای ائتلاف آن لیست را بهترین اتفاق بداند. اما چیزی بود که ممکن بود به آن دست پیدا کنیم. چه بسا می‌شد لیست بهتری بسته شود؛ اما ائتلاف را از دست می‌دادیم. پس ما قبول کردیم ائتلاف باشد و برای اینکه ائتلاف باشد، پذیرفتیم وزن کسانی که در این ائتلاف هستند، خیلی هم بالانس نباشد و به نفع بخشی از جریان اصولگرا تمام شود.
اکنون نیز نباید خود را ملامت کنیم چراکه همیشه اینطور نیست که ما پیش بینی برد کنیم و محقق شود. گاهی نیز باخت برای ما رقم می‌خورد. بالاخره سه دوره مجلس شورای اسلامی تقریبا به طور کامل در اختیار اصولگرایان بود و نوبتی هم باشد باید اصلاح طلبان به میدان آمده و کرسی های بیشتری به خود اختصاص می‌دادند.
اتفاقی که در تهران افتاد هم برای ما قابل پیش بینی بود. چرا که مقام معظم رهبری فراخوانی دادند و فرمودند همه کسانی که می‌توانند در انتخابات شرکت کنند، شرکت کنند حتی اگر نظام جمهوری اسلامی و شخص من را هم قبول نداشته باشید. این دعوت مهمی بود و برخی افراد با همین دعوت پای صندوق رای آمدند و برای ما مشخص بود این افراد حامی اصولگرایان نیستند، کسانی که رهبری و اصل نظام را قبول ندارند و پای صندوق رای می آیند قطعا اصولگرا نیستند. اما باید در نظر گرفت منافع ملی ما مترتب بر چنین سطح مشارکتی بود که ما از این جهت خوشحالیم و نگران نیستیم که در یک دور آنها در تهران به طور کامل رای آورده باشند. چه بسا که در ادوار قبل نیز این اتفاق رخ داده اما در کل به معنای برنده شدن اصلاحات در مجموعه کشور نیست.
توضیحات شما به این معناست که طبق گفته آقای محبیان لیست برای برنده نشدن بسته شده بود و این پیش بینی و آگاهی وجود داشت. آیا نمی‌شد با اصولگرایان معتدل و سنتی‌ همچون موتلفه همراهی بیشتری داشت یا از شخصی همچون آقای لاریجانی حمایت می‌کردید؟ چرا بسیاری از افراد لیست ائتلاف، در آن مقطع آقای لاریجانی را اصولگرا ندانستند؟
اگر آقای لاریجانی به ائتلاف می‌پیوست ترکیب ائتلاف آن چیزی نمی‌شد که تحقق یافت. نیامدن ایشان بستر را برای اینکه وزن جریان و طیف مقابل ایشان سنگین تر شود، فراهم کرد. پس اینطور نیست که بگوییم آقای لاریجانی نیامدند، چون مجموعه ائتلاف ایشان را قبول نداشتند، بلکه نیامدنشان به این مسئله کمک کرد که نکته قابل توجهی است.
موضوع دیگر این است که وقتی من می‌گویم نتیجه حاصل شده را پیش بینی می‌کردیم به دلیل مجموعه شرایطی است که روی هم قرار گرفت. مجموعه شرایط شامل دعوت مقام معظم رهبری و نقش لیدر اصلاحات از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و فراخوان ایشان در رای دادن کامل به لیست امید می‎شود که قطعا اثرگذار بوده و ما این قسمت را پیش بینی نمی‌کردیم.
ما پیش بینی نمی‌کردیم در روز پنجشنبه و جمعه که هرگونه تبلیغات کاملا ممنوع بود، فضای مجازی برای تبلیغات مفتوح باشد و طیف اصلاحات توانست به خوبی از این فضا استفاده کند. در حالی که اصولگرایان نتوانستند از این فضا خیلی استفاده کنند. مجموعه این شرایط ایجاب کرد که اصلاح طلبان برنده انتخابات در تهران باشند. بنابراین به این معنا نیست که لیست تهیه شده توسط اصولگرایان لیستی برای رای نیاوردن بوده و من این را قبول ندارم.
آقای لاریجانی نیز مورد حمایت ائتلاف اصولگرایان بود اما بنای ائتلاف این نبود که خارج از تهران لیست دهد و اینکه برخی می گویند آقای لاریجانی مورد حمایت ائتلاف نبودند، حرف درستی نیست. ایشان مورد حمایت جامعه روحانیت، موتلفه و مهندسین بودند و فوق این حرف‌ها مواضع مراجع در قم بود که آنها به حمایت آقای لاریجانی آمدند.
شما به نحوی به نقش آقای لاریجانی در رای نیاوردن لیست اصولگرایان در تهران اشاره کردید. منظورتان دقیقا چه بود؟
اگر ایشان درائتلاف بود، حتما فردی مثل کاظم جلالی به لیست ما می آمد و می‌توانست در آرای اصولگرایان موثر واقع شود. اگر آقای لاریجانی و حامیان ایشان در لیست ما قرار گرفته و از آن حمایت می‌کردند، در نتیجه انتخابات اثرگذار بود.
مصباحی‌مقدم:_احتمال_حمایت_اصولگرایان_از_روحانی_در_انتخابات96/تلگرام_30درصد_به_آرای_اصلاح_طلبان_افزود_انتخابات_مجلس_دهم_غلامرضا_مصباحی_مقدم_
اکنون که انتخابات گذشته و بسیاری از شخصیت ها و چهره های بارز اصولگرایی نتوانستند رای مردم را کسب کنند، شرایط طیف اصولگرا را چگونه می‌بینید؟
در کل شرایط را خوب و مثبت می‌بینم. وضعیت مجلس خبرگان که روشن است و مجلس شورای اسلامی نیز حکایت از این دارد که جریان اصولگرا همچنان در چهار سال آینده در سیاست کشور اثرگذار است حتی اگر افراد شناخته شده تر در این مجلس نباشند.
گفته می‌شود که در این انتخابات تندروها میدان دار رقابت شدند و فرمان جریان اصولگرایی را در دست داشتند. چه کار می‌کنید که در انتخابات ریاست جمهوری شاهد چنین اتفاقی نباشید؟

مجموعه شرایط شامل دعوت مقام معظم رهبری و نقش لیدر اصلاحات از طریق فضای مجازی و شبکه های اجتماعی و فراخوان ایشان در رای دادن کامل به لیست امید قطعا در پیروزی آنها اثرگذار بوده و ما این قسمت را پیش بینی نمی‌کردیم. 
اکنون نمی‌توان داوری کرد چرا که جریان اصولگرا هنوز به طور جدی درباره انتخابات ریاست جمهوری به گفت و گو نپرداخته است. اما پیش بینی من این است ائتلافی که برای انتخابات مجلس شکل گرفته، می‌تواند به صورت گسترده و قوی‌تر برای انتخابات ریاست جمهوری نیز شکل بگیرد و اگر این ائتلاف بتواند برای آن انتخابات اصلاح و تعدیلی نیز در خود شکل دهد قطعا می‌تواند تاثیرگذار باشد. تصور می‌کنم این مجموعه مجددا دور هم جمع خواهد شد و گفت و گو خواهد کرد و راهکارهایی را دنبال می‌کند تا در انتخابات های آینده ریاست جمهوری، مجلس بعدی و انتخابات شورای شهر موثر باشند.
آقای بادامچیان گفتند که موتلفه دیگر وارد ائتلاف اصولگرایان نمی‌شود و قطعا برای انتخابات ریاست جمهوری نامزد اختصاصی معرفی میکنند. با توجه به این موضوع برنامه اصولگرایان چیست و آیا شاهد تعدد نامزدهای اصولگرایان خواهیم بود؟
اگر چنین اتفاقی بیفتد شکست ما قطعی است. ما اگر به هم بپوندیم احتمال پیروزی وجود دارد اما در غیر این صورت باید شکست را برای خود پیش بینی کنیم.
البته من تصور نمی‌کنم موتلفه از ائتلاف خارج شود کما اینکه عنوان موتلفه اقتضا می‎کند که به ائتلاف بپیوندد و پیشتاز و سردمدار نیز باشد. اگر چنین اظهار نظری نیز توسط دکتر بادامچیان مطرح شده، شاید در شرایطی بوده که آن شرایط خیلی مناسب نبوده، چون معرفی یک نفر از موتلفه بدون هماهنگی با مجموعه اصولگرایان به این معناست که پیشاپیش بپذیریم شکست خوردیم. من معتقدم جدایی موتلفه از ائتلاف رخ نمی‎دهد و بسیار بعید است. مجموعه اصولگرایان باز هم در یک گفت​وگوی ائتلافی به هم می‌پیوندند ودر صدد معرفی یک نامزد برای انتخابات ریاست جمهوری خواهند بود.
فکر می‌کنید در حال حاضر چه کسی می‌تواند نظر ائتلاف را برای کاندیداتوری جلب کند؟
من ترجیح می‌دهم کسی نیاید و بگوید من کاندیدا هستم. اگر کسی بگوید من کاندیدا هستم در مقابل افراد دیگر نیز بلند شده و می‌گویند ما هم کاندیدا هستیم و این به معنای گام گذاشتن به میدانی است که دیگر قابل کنترل نیست. آنچه را من می‌پسندم این است که هرکس در خود شایستگی لازم را برای کاندیداتوری می‌بیند با احزاب و شخصیت های به نام اصولگرا موضوع را در میان بگذارد و اعلام آمادگی کند و ترجیح را بر این بگذارد که مجموعه به چه نتیجه ای می‌رسد. به این شکل ائتلاف می‌تواند به شخص واحدی دست پیدا کند. قبل از اینکه هرکس به میدان آمده وبگوید بعدا کنار می‌روم. چون دیگر کنار نمی‌رود و تجربه انتخابات گذشته این موضوع را ثابت کرده است.
در صورت معرفی کاندیدا توسط اصولگرایان، فرد معرفی شده اقبال عمومی کسب می‌کند و توان رقابت با آقای روحانی را دارد؟
این را بگویم که اینطور نیست که شرایط آقای روحانی شرایطی باشد که مورد اقبال اصولگرایان قرار نگیرد و محتمل است مجموعه اصولگرایان در انتخابات ریاست جمهوری از ایشان حمایت کند و اگر گزینه بهتری نداشته باشیم حتما وارد گفتگو با ایشان خواهیم شد. من این موضوع را نفی نمی‌کنم اما اگر شرایط اقتضا کند و کسی به میدان رقابت با آقای روحانی بیاید، حتما باید به گونه ای باشد که همه اصولگرایان پشت او باشند که اگر این اتفاق بیفتد برنده انتخابات خواهیم بود.
فکر می‌کنید اصلاح طلبان نامزدی را برای انتخابات ریاست جمهوری معرفی کنند یا همچنان به حمایت از آقای روحانی ادامه دهند؟
تصور می‌کنم آنها ترجیح می‌دهند به این حمایت ادامه دهند. چرا که در سایه ریاست جمهوری آقای روحانی آنها بهتر میدان فعالیت سیاسی پیدا می‌کنند.
جریان اصولگرایی دقیقا چه برنامه ای برای ادامه راه و تغییر فضای سیاسی و کنترل تندروها دارد؟
همین ائتلاف مجموعه اصولگرایان، احزاب، جمعیت ها و شخصیت های اثرگذار اصولگرا برنامه ما برای ادامه راه است. وقتی همه جریان اصولگرا به هم بپیوندد خود به خود این تعدیل صورت می‌گیرد که منوط به حضور و حمایت همه جریان های اصولگرایی است.
تندروی ها در چند سال اخیر چه ضربه ای به طیف اصولگرایان زده است؟
تندروی ها قطعا همیشه نا مطلوب است. ما در جریان اصلاحات نیز شاهد تندروی هایی بودیم که سرنوشت انتخابات 88 را که می‌بایست حماسه ای بزرگ تلقی می‌شد به یک فتنه بزرگ تبدیل کرد. ما شاهد بودیم تندروی ها در جریان اصلاحات و در مجلس ششم موجب شد به یکباره میدان را به رقیب واگذار کنند که اصلا به مصلحت کشور نبود و خود را در یک بایکوت سیاسی قرار دادند. اکنون نیز تندروی ها در هر دو جریان اصولگرا و اصلاح‌طلب زیان بار است. خوشبختانه شرایط سیاسی شرایطی نیست که تندرو های جریان اصلاحات خیلی خودنمایی کنند اما پاره ای از گفت وگوها و مصاحبه ها نشان می‌دهد این جریان دنبال یک فضای سیاسی و اجتماعی متناسب است تا دو مرتبه تندروی خود را ابراز کنند.
مصباحی‌مقدم:_احتمال_حمایت_اصولگرایان_از_روحانی_در_انتخابات96/تلگرام_30درصد_به_آرای_اصلاح_طلبان_افزود_انتخابات_مجلس_دهم_غلامرضا_مصباحی_مقدم_
103 رای آقای عارف در مجلس نشان داد که مجلس دهم این تعداد اصلاح‌طلب قطعی دارد. فکر نمی‌کنید اگر شورای نگهبان در زمان بررسی صلاحیت ها با دست بازتری عمل می‌کرد و اصلاح طلبان بیشتر و شاخص تری تایید شده بودند؛ اکنون تعدادشان در مجلس نیز بیشتر بود و شرایط به گونه دیگری رقم می‌خورد؟
شما فرض مسئله را به جایی بردید که آدم نمی‌تواند نسبت به سوال شما داوری روشنی داشته باشد. فرض مسئله این است که اگر کسانی که بنظر شورای نگهبان از صلاحیت لازم برخوردار نیستند تایید صلاحیت بشوند.
اگر می شدند، شکست اصولگراها بیشتر نمایان نمی شد؟....
خب این اگر ها را وقتی می‌شود مطرح کرد که ما شاهد یک فضای سیاسی و اجتماعی کاملا مناسب با مبانی انقلاب اسلامی و روحیه استکبار ستیزی در داخل کشور داشتیم که اگر می شد چه می شد! به دلیل ادامه اشتباهات در جریان اصلاحات است که صلاحیتشان تایید نمی‌شود. اگر خط فاصلی بین خود و اتفاقات جریان فتنه قرار می‌دادند و جبران می‌کردند، فضای اجتماعی نیز نسبت به انها بهبود پیدا کرده و شورای نگهبان نیز نظر مساعدی نسبت به انها می‌داشت. شورای نگهبان انها را به دلیل سابقه شان در فتنه 88 رد صلاحیت کرد و سخن از اینکه اگر این افراد تایید می شدند چه می شد، به نظر من خیلی سخن به جایی نیست.

آقای لاریجانی مورد حمایت ائتلاف اصولگرایان بود اما بنای ائتلاف این نبود که خارج از تهران لیست دهد. اینکه برخی می گویند آقای لاریجانی مورد حمایت ائتلاف نبودند، حرف درستی نیست. ایشان مورد حمایت جامعه روحانیت، موتلفه و مهندسین بودند و فوق این حرف‌ها مورد حمایت مراجع در قم بود. 
اگر اصلاح طلبان عقلایی تر عمل می‌کردند چه بسا در انتخابات 92 میرحسن موسوی رییس جمهور می شد و آنوقت اصلاح طلبان می‌توانستند با عقلایی عمل کردن هم مجلس و هم ریاست جمهوری را داشته باشند.
با این تفاسیر با عقلایی عمل کردن اصلاحات، یعنی اصولگرایی دیگر جایی برای عرض اندام نداشت؟
نه مسلما اینطور نبود که اصولگرایی جایی نداشت اما اصلاح طلبان می‌توانستند اکثریت را به دست آورند.
پس یعنی اقبال عمومی نسبت به اصلاح طلبان در کشور بیشتر است.
نه نیست. اگر عقلایی و مطابق با مبانی، ارزش ها و هنجارهای انقلاب اسلامی و ملی کشور عمل می‌کردند.... این اگرها را نمی شود نادیده گرفت.
مگر اصولگرایان به این مبانی عمل نمی‌کنند؟ پس چرا در دوانتخابات ریاست جمهوری و مجلس اخیر نتوانستند پیروز قاطع میدان باشند؟
رقابت است دیگر. مگر سه دوره مجلس در دست اصولگرایان نبود؟ مگر دو دوره ریاست جمهوری در دست اصولگرایان نبوده؟ پس می‌توانند.
من شاید یک سال قبل از انتخابات مصاحبه ای کردم و گفتم ما اصلا نگران نیستیم که اصلاح طلبان مجلس آینده را بگیرند. منتها چه کسانی؟ کسانی که با مبانی ور ارزش های نظام سازگاری داشته باشند و این را به صورت برجسته و روشن نشان دهند. اگر اینگونه باشد چه اشکالی دارد. گاهی آنها قدرت را به دست گیرند گاهی اصولگرایان. ما که بخیل نیستیم.
به نظر شما مجلس دهم چه مسیری را باید در شرایط فعلی طی کند و چه اولویت هایی داشته باشد؟
مجلس دهم اگر مطابق مصالح کلی نظام و رهنمودهای مقام معظم رهبری و در جهت منافع ومصالح ملی قدم بردارد بهترین و اثرگذارترین کار را برای کشور انجام داده است. در عین حال حمایت و کمک به دولت از ضرورت های اجتناب ناپذیر است البته هرگز به معنای نفی استقلال برای مجلس نیست و روحیه تابعیت محض از دولت، مجلس را ضعیف می کند . مجلس منفعل به درد نمی‌خورد. مجلس باید شجاع، کارآمد، مطالبه گر و پرسشگر باشد و این مجلس نباید هیچ یک از شاخص های منفی که در گذشته و در مجلس ششم اتفاق افتاده را دنبال کند.
اگر این مجلس به دنبال ایجاد فضایی برای ایجاد رفع حصر از کسانی باشد که به نظام ظلم کردند، بداند که نقطه منفی جدی در عملکردش خواهد بود. ولو اینکه این مطالبه، مطالبه بخشی از نمایندگان مجلس باشد، در قلمرو تصمیمات مجلس نیست. چرا که قدم برداشتن در این راستا ایجاد چالش درون نظام است و بدانند این موضوع از خط قرمزهای نظام است.
 

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: