توضیحات فاضل لاریجانی درباره ملاقات جنجالی ۴سال قبل با مرتضوی

فاضل لاریجانی با انتشار نامه‌ای علاوه بر ارائه توضیحاتی درباره جلسه خود با سعید مرتضوی، از دادستان تهران خواست دارایی‌های خود و برخی مسئولان بررسی شود.


«نه» سران خلیج فارس به عربستان؛ اتحادت را نمی خواهیم

سی و هفتمین اجلاس دو روزه سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در حالی در منامه پایتخت بحرین به کار خود خاتمه داد که سعودی ها در مورد تشکیل «اتحاد ...


باب دیلن برنامه کنسرت‌هایش را اعلام کرد

سایت «باب دیلن» اعلام کرد که این خواننده به‌زودی در ولز، انگلیس، اسکاتلند و ایرلند روی صحنه می‌رود.


«نه» سران خلیج فارس به عربستان؛ اتحادت را نمی خواهیم

سی و هفتمین اجلاس دو روزه سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در حالی در منامه پایتخت بحرین به کار خود خاتمه داد که سعودی ها در مورد تشکیل «اتحاد ...


حقوق میلیاردی کفاشیان در صورت رسیدن به فیفا!

علی کفاشیان قصد دارد برای کرسی شورای فیفا کاندیدا شود.


آسیب‌های روانی و حواشی ماجرای جدایی فرزاد از آزاده برای جامعه

| چهارشنبه ۱۹ فروردين ۹۴ ساعت ۲۰:۵۹ | نسخه چاپي

 
متن پیش رو در پارس منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست.

شاید بهترین کار این باشد که خود آنها خوراک برای رسانه ها و فضای مجازی تولید نکنند و بیش از این پای مردم را به زندگی خصوصی خود باز نکنند.

در همه جای دنیا زندگی هنرمندان برای مردم جذاب است، هر قدر هم هنرمند در عرصه عمومی تری فعالیت داشته باشد بیشتر در مرکز توجه است چون مخاطبانش کمتر در زمره خواص هستند. در کشور ما هم تلویزیون به خاطر فراگیرتر بودنش مخاطبان زیادی دارد و عواملش خیلی توی چشم هستند طوری که خبر ازدواج یکی از مجری های آن اتفاق مورد علاقه بسیاری از مردم محسوب می شود، حالا اگر پای ازدواج دو مجری با هم در میان باشد که ماجرا اساساً بازتاب بیشتری هم دارد، وقتی هم همان دو نفر بعد از کلی شعرخوانی عاشقانه، دعوت مردم به حفظ کانون خانواده و اجرای همزمان برنامه نوروزی از هم جدا شوند ماجرا مثل توپ صدا می کند. این که این حجم از توجه به جنجال اخیر آزاده نامداری و فرزاد حسنی که در اولین روزهای تعطیلات نوروزی و با انتشار یک تصویر به راه افتاد درست است یا نه بحث دیگری است، اما واقعیت این است که بسیاری از مردم به خصوص کاربران شبکه های اجتماعی اقبال زیادی به این نوع اخبار نشان می دهند طوری که دقایقی بعد از انتشار پست جنجالی آزاده نامداری در اینستاگرام و پیش از آن که صحت آن مشخص شود هزاران کامنت توسط کاربران که گاهی حاوی عبارات نامناسبی هم بود علیه حسنی منتشر شد و چند روز بعد به دنبال صحبت های وکیل فرزاد حسنی و بعد هم با واکنش خود او رفتار کاربران تقریباً به شکل دیگری رقم خورد. این اتفاقات در حالی بود که هنرمندان بسیاری همیشه مدعی هستند که زندگی خصوصی شان فقط به خودشان مربوط است و دیگران نباید در آن سرک بکشند. عده ای از هنرمندان هم که طی یکی دوسال اخیر از هم جدا شده اند با این که حتماً جدایی شان دلایلی داشته و توام با تلخی و دلخوری هایی بوده، به زندگی گذشته خود احترام گذاشتند و اجازه ندادند ماجرا رسانه ای شود. برخی هم معتقدند زندگی خصوصی هرکسی مربوط به خودش است اما رفتار آدم های معروف چیزی نیست که فقط به خودشان مربوط باشد چون تبعاتی در جامعه دارد. فارغ از نتیجه‌گیری درباره نظرات بالا این بار که حواشی زندگی خصوصی دو هنرمند که در مواردی به لطف آنتن تلویزیون در حد کارشناس خانواده و مسائل اجتماعی ظاهر می شدند توسط خودشان رو شد و به شکل نامانوسی توسط یکی از آن ها عمومی شد این موضوع مورد توجه قرار گرفت که جزئیات زندگی خصوصی هنرمندان تا چه حد امکان عمومی شدن دارد و چه آثاری در جامعه می گذارد؟ مردم در قبال این رفتارهای شتاب زده و احساسی چه واکنشی باید داشته باشند؟ به وقت مردم به عنوان سرمایه بزرگ یک جامعه در این بین چقدر احترام گذاشته می شود؟ در پرونده امروز این ماجرا را از زوایای مختلف بررسی کردیم.

شروع ماجرا
روز دوم فروردین امسال آزاده نامداری با انتشار عکسی که صورت کبودش را نشان می داد در اینستاگرامش ادعاهایی را علیه حسنی مطرح کرد.

با وجود آن که این عکس تنها 1 ساعت پابرجا بود و بعد هم حذف شد، اما دوباره آن ها را نقل محافل کرد.

آزاده نامداری با اظهار تأسف از این که «مجبور» است این عکس را منتشر کند، نوشته بود: «امروز به لطف دروغ گویی ایشون، مستند من پخش نشد و هزار اتفاق تلخ دیگه... .» او که از بازگشتش به زندگی بعد از جدایی گفته بود، برای مخاطبین صفحه اش نوشت: «دیگه کسی تو کامنتای من حق نداره اسمی از ایشون بیاره.» آزاده نامداری در نهایت فرزاد حسنی را به خدا واگذار کرده بود و از «چهل فایل صوتی» گفته بود که از همسر سابقش دارد.

آیا هویت و شهرت این افراد متعلق به خود آنان است؟
چند روز بعد ژیلا صادقی مجری تلویزیون در یادداشتی که در روزنامه هفت صبح منتشر شد، واکنشی غیر مستقیم در قبال ماجرای حسنی و نامداری داشت و نوشت: «تاکنون در این مورد گفته یا وانمود می شد که این اطلاعات یا تصاویر عمدتاً بدون رضایت صاحبان آن ها و توسط عناصر بی اخلاق و بدخواه نشر می یابد در حالی که در این چند روز شاهد انتشار اطلاعات و تصاویری از زندگی برخی از اصحاب رسانه، توسط خود آنان بودیم که پدیده ای عجیب و بدیع می نماید!» او در این یادداشت پرسیده بود: «آیا هویت و شهرت این افراد متعلق به خود آنان است، یا مربوط به رسانه ملی که سخاوتمندانه با آنتن خویش به آنان اعتبار بخشیده است؟»

صادقی از مخالفتش با رفتار تلویزیون درباره سپردن آنتن به آن ها گفته بود: «به راستی چرا باید مکانت این دانشگاه عمومی، هزینه بی مبالاتی عده ای شود که عمدتاً با رفتارهای خویش از آن کاسته اند و چیزی بر آن نیفزوده اند؟» ژیلا صادقی مجری باسابقه صداوسیما تلویحاً از نهادهای نظارتی خواسته بود تا با انتشاردهندگان این گونه تصاویر برخورد کنند: «تا چه مقطعی باید این گونه متخلفین با سکوت ایشان تشویق و تکثیر شوند؟ آیا به این اندیشیده اند که اگر افشای اطلاعات زندگی خصوصی فلان عنصر رسانه ای توسط خود وی! به نوعی رویه و ژست مثبت تبدیل شود، دیگر از بدنه اجتماعی برای رعایت اخلاق، چه انتظاری می توان داشت؟»

واکنش فرزاد حسنی چه بود؟
دو روز بعد از انتشار عکس آزاده نامداری، فرزاد حسنی در یادداشتی که در اختیار پارسینه قرار داد، خطاب به مردم نوشت: «دو سال در برابر اظهارات خلاف واقع و بی حرمتی هایی که بر من روا رفت و مظلوم نمایی ها و استفاده از احساسات پاک شما سکوت اختیار کردم.» او از بیان ادعاها در شبکه های اجتماعی گله کرده بود: «بر فرض محال اگر این ادعاهای کذب صحت هم داشت، آیا این روش درستی برای بیان آن هاست؟

ریختن آبروی دیگران و حتی خانواده خود به چه قیمتی؟» حسنی در ادامه از شکایت های همسر سابقش نوشت: «ایشان با بیان ادعاهای گوناگون و تجمیع کلکسیونی از عناوین مجرمانه همچون ضرب و شتم، افترا، تهدید به قتل، شکستن گوشی همراه (باور کنید به همین جرم!) و ارسال پیامک از من شکایت کرده و در تمامی این موارد به واسطه صدور احکام قضایی دست خالی از دادسرا برگشته است!»

فرزاد حسنی از همسر سابقش به خاطر ارتباط دادن مسائل خانوادگی به صداوسیما انتقاد کرده بود: «اساساً مسائل خانوادگی ما به مدیران رسانه چه ارتباطی دارد؟ چرا ایشان با فرافکنی و عدم قبول واقعیت، موضوعات فی مابین در زندگی شخصی را به عدم پخش مستندشان ارتباط می دهند؟! اساسا ممنوعیت فعالیت ایشان از مراجع دیگر و به واسطه مواردی است که مرتبط با جدایی اش از من نیست.»

او در ادامه عنوان کرده بود پاسخ نهایی را به دادگاه خواهد داد. وی در پایان از مخاطبانش خواسته بود تا سؤالاتی را درباره عقیده شخصی آزاده نامداری در صفحه اینستاگرامش از او بپرسند.

و حواشی دیگر
فردای انتشار یادداشت حسنی، نامداری به ادعای او پاسخ داد: «نامه شما به قدری خشن و آشفته بود که ناخواسته منو تأیید کردید.» او که در اینستاگرامش می نوشت، ادامه داد: «باز مث همیشه پشت یه زن قایم شدین این بار مادرتون.» آزاده نامداری از «توهم» حسنی انتقاد کرده بود: «زندگی نه ماهه ما رو همین توهمات شما که در سؤالاتتون هست ازهم پاشید، توهم.» نامداری در پایان برای همسر سابقش آرزوی آرامش کرده بود.دکتر عباس تدین وکیل فرزاد حسنی هم درباره عکس منتشرشده در اینستاگرام آزاده نامداری، در مطلبی که در پارسینه منتشر شد نوشت: «برخلاف ادعای همکار محترم، موکل اینجانب تاکنون در خصوص روابط خصوصی و زندگی شخصی خود مطلبی را اظهار ننموده بودند و از ابتدای امر موکل ایشان با مصاحبه های متعدد در مجلات و فضای مجازی، موضوعات خصوصی زندگی خود با موکل من را علنی نموده و از این طریق افکار عمومی را با خود همسو [ کردند] و حیثیت و آبروی موکل من را هدف قرار دادند.» او درباره ادعای خشونت خانگی موکلش که از سوی وکیل آزاده نامداری مطرح شده بود، اعلام کرد: «بدیهی است اگر چنین موضوعی واقعیت داشت، در دل دعاوی عدیده ایشان علیه موکل من مطرح می گردید؛ خاطر نشان می سازم که موکل اینجانب تا قبل از مفارقت و جدایی، زندگی مشترک خود با خانم آزاده نامداری را شروع نکرده و منزل مستقلی نداشته اند تا در مظان رفتار ادعایی همکار محترم قرار گیرند.»

آقای حسنی، خانم نامداری، دست از سر مردم بردارید

نشریه مثلث هم به این ماجرا با یادداشتی که بخشی از آن تقدیم می شود چنین واکنش نشان داد: در کشورهای دیگر رسانه های زرد از دعواها، قهرها و آشتی های هنرمندانشان، برای تیراژ بیشتر و به تبع آن درآمد بیشتر بهره می برند، اما اینجا شرایط فرق می کند. در جامعه هنری دنیای امروز یک اصل مهم وجود دارد، اصلی که می گوید «بدنامی بهتر از گمنامی است». براساس این اصل هرکاری مجاز است برای آن که هنرمند یا خواننده در صدر اخبار و توجهات افکار عمومی باقی بماند. این مسئله حتی به قهر، آشتی و یا تصادفات ساختگی نیز کشیده شده است. می توان فهمید که دو مجری مشهور به طور طبیعی در کانون توجه مردم قرار دارند. آن ها مانند هر آدم مشهور دیگری زندگیشان پیش چشم مردم است؛ به خصوص این که از اهالی جعبه جادویی باشند. ما به عنوان رسانه ناچاریم آنچه را افکار عمومی به دنبال فهمیدن بیشتر آن است پوشش دهیم، اما وقتی این پوشش رفته رفته، به اصلی برای بقای برخی مسائل تبدیل می شود شکل «فاجعه ملی» به خود می گیرد. درحالی که آن مسئله گاه در حد دعوای رایج زن و شوهرهایی است که برای حل و فصل آن ده ها راه حل و ماده قانونی و عرفی وجود دارد.

مسئله اینجاست که مجریان ما در ایران به سبک و شیوه هنرمندان دیگر کشورها زندگی نمی کنند که بتوان آن را در قالب پروژه هایی برای «سروصدای بیشتر» و «روی آب ماندن» تعبیر و توصیف کرد. اگر این اتفاق در کشور دیگری رخ داده بود، کانال های تلویزیونی حاضر بودند برای انجام یک مصاحبه اختصاصی با خانم نامداری صدها هزار دلار پول خرج کنند. اما اینجا ایران است و خانم نامداری از این راه نه تنها منفعت مالی کسب نخواهد کرد، بلکه اتفاقی محدود را به وسعت ایران بزرگ خواهد کرد. دلیل آن هم تنها یک چیز است؛ این که چهره این زن و شوهر را همه می شناسند. فرض کنید در روزهای آینده خانم نامداری به تهدیدش عمل کند و یکی از فایل های صوتی را که همه ما می دانیم احتمالا در آن ها چه گفته شده است، پخش کند و در مقابل فرزاد حسنی دست به مقابله به مثل بزند و بخش دیگری از زندگی خصوصی اش را روی دایره بریزد. در این شرایط، اطمینان داریم رسانه ها به واسطه این که انتشار این اخبار، حس کنجکاوی مردم را ارضا خواهد کرد، دست به انتشار آن می زنند. اما آیا واقعا این راه حل درستی است؟ شاید بهترین کار این باشد که خود آن ها خوراک خبری برای رسانه ها و فضای مجازی تولید نکنند و بیش از این پای مردم را به چارچوب زندگی خصوصی خود باز نکنند.

آسیب‌های روانی ماجرای حسنی و نامداری برای جامعه
رسانه ها از جهات مختلف ماجرای نامداری و حسنی را در تعطیلات عید پوشش دادند، یکی از سایت‌ها هم با انتشار یادداشت یک کارشناس، آسیب روانی ناشی از این اختلاف را برای جامعه منتشر کرد. دکتر وحید خوش روش، مدرس دانشگاه و مشاور روانشناسی در مطلبی به آسیب های روانشناسی این ماجرا پرداخت که بخشی از آن را می خوانیم: ... آنچه باعث شد این موضوع در سرخط خبرهای مهم فضای مجازی قرار گیرد، ازدواج پرسروصدای این زوج بود... اما جدایی این دو در کمتر از یک سال، موج دیگری را ایجاد کرد. حالا پس از یکسال، زندگی خصوصی این دو به بدترین شکل ممکن رسانه ای شده است. اما آیا این اتفاق تنها به خود این دو نفر آسیب می رساند؟ مسلماً این چنین نیست. متاسفانه این ماجرا پیامدهای ناگواری برای امنیت روانی و اجتماعی جامعه دارد که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت. این که ستاره ها یا اصطلاحاً سلبریتی های یک جامعه که برای خود ارزش های اجتماعی منحصر به فردی تعریف کرده اند، این چنین تند و تیز و خارج از دایره اخلاق نقاط تاریک زندگی خصوصی یکدیگر را افشا می کنند و از آن همچون سلاحی علیه یکدیگر بهره می جویند، می تواند ضربه مهلکی به ارزش های اجتماعی جامعه بزند. به خصوص وقتی بدانیم این دو، مجری برنامه هایی بوده اند که در آن ها اصول اخلاقی و اهمیت نهاد خانواده برجسته می شده است.

حالا وقتی جامعه به خصوص قشر جوان که در معرض ازدواج هستند، این جدال ها و بی اخلاقی های خانوادگی را در رابطه دو چهره سرشناس می بینند، چه حسی درباره ازدواج پیدا می کنند؟ در حالی که آمار رسمی ازدواج نگران کننده است. پیامدهای ناگوار یک ازدواج مشهور نگاه جوانان را به مفهوم ازدواج و خانواده بیش از پیش منفی می کند... از سوی دیگر دامنه اتهام زنی های طرفین به یکدیگر که به تعلقات سیاسی آن ها نیز کشیده، نشان دهنده اوج بی اخلاقی است که امنیت روانی جامعه را مختل می کند. آیا زوج ها دستکم از نظر انسانی مجازند این چنین به ساختار روانی یکدیگر حمله کنند؟ بدبینی به ازدواج، کمرنگ شدن قداست مفهوم خانواده و بی اعتمادی جامعه به ارزش های اخلاقی ترویج و تبلیغ شده از رسانه ملی، آشکارترین پیامدهای ناگوار چنین منازعاتی است. درحالی که مسئولان کشور تاکید بسیاری بر تشکیل خانواده و افزایش جمعیت دارند، ترکش های این جدال آیا هرگونه ترویج منطقی امر ازدواج را مخدوش نمی کند؟ در این که فرزاد حسنی و آزاده نامداری بازندگان بزرگ این جنگ هستند تردیدی نیست، اما بدتر از آن آسیب های عمیقی است که بر روان جامعه می گذارد....

پای حرف‌های دکتر نیمروزی، جامعه‌شناس و مدرس دانشگاه درباره نقش و تاثیر متقابل هنرمند و اجتماع
از هنرمند بُت نسازیم!
آذر صدارت- خبرساز شدن حواشی خصوصی زندگی سلبریتی ها و ستاره ها در جامعه، اتفاق تازه ای نیست. در همه جای دنیا، مردم درباره جزئیات زندگی چهره ها کنجکاو هستند و گاهی، علنی شدن این جزئیات خصوصی، موجی از سر و صدا به راه می اندازد. ناگفته پیداست که این پدیده، در کنار ابعاد حقوقی، رفتاری و اخلاقی اش، یک بُعد اجتماعی هم دارد. با توجه به حرف و حدیث هایی که به تازگی پیرامون زندگی یکی دو بازیگر و مجری تلویزیون کشورمان در فضای مجازی و رسانه ها در جریان است، از دکتر نیمروزی، جامعه شناس و مدرس دانشگاه خواستیم به تحلیل نقش و تاثیر متقابل هنرمند و اجتماع بپردازند. حرف های ایشان را با هم می خوانیم:

امتیاز ویژه هنرمندان
هنرمندان، به خصوص هنرمندانِ عرصه تصویر و به شکلِ خاص هنرمندانِ رسانه ملی که بینِ عموم جامعه، شناخته شده هستند، از امتیاز ویژه «شهرت» برخوردارند. شهرت در کنارِ ثروت و منزلت، سه ضلع یک مثلث جذاب هستند که برای اغلب آدم ها در همه جای دنیا، ایده آل و خواستنی است.

شهرت، یک تیغِ دولبه!
شهرت، در عینِ این که برای صاحبش، خشنودی و لذت و رضایتِ خاطر به همراه دارد، ایجاد مسئولیت هم می کند. به این معنی که هنرمند را در حبابی شیشه ای، زیر ذره بین نگاه مردم و در معرض قضاوت جامعه قرار می دهد. مردم، زندگی خصوصی و رفتارهای اجتماعی هنرمند را رصد می کنند و موضع منفی و مثبت می گیرند. این پیگیری عمومی، یک امر طبیعی است، منع قانونی و اخلاقی هم ندارد و بسته به تمایل هنرمند، شدت و ضعف دارد.

موج سواریِ هنرمند بر اعتماد و احساس عمومی!
این روزها به دلیل وسعت امکانات ارتباطی و تنوع شبکه های اجتماعی، شخصیت واقعی و زندگی خصوصی هنرمندان، بیش از گذشته در معرض نگاه و قضاوت عموم جامعه است. وقتی خود هنرمند، اقدام به اشتراک گذاری مسائل و لحظه های خصوصی زندگی‌اش با مخاطب می کند، طبیعتا باید پیامدهای این انتخاب را هم که کنجکاوی، قضاوت و ابراز نظر و احساسات عمومی است بپذیرد. نمی شود بر موجِ اعتماد و احساسات مردمی در جهت پیشبرد اهداف و ایده آل های شخصی سوار شویم اما به حواشی به وجود آمده، معترض باشیم و به مردم بابت واکنش هایشان، خرده بگیریم.

از هنرمند بت نسازیم!
با توجه به این که هر جامعه از اقشار و گروه های مختلف با روحیات، فرهنگ، تربیت و افکار متنوع تشکیل شده، طبیعی است که واکنش ها در برابر یک پدیده اجتماعی مثل حواشی زندگی خصوصی هنرمندان هم، متفاوت و متنوع باشد. مهم ترین نکته ای که مردم یک جامعه در برخورد با اقشار محبوب و مشهوری مثل هنرمندان باید رعایت کنند، اجتناب از نگاهِ تک بُعدی و بت سازی از چهره هاست. یادمان باشد هنرمند هم مثل بقیه، یک آدم عادی است که صرفا در فضای حرفه خودش که می تواند مثلا بازیگری یا اجرا و خوانندگی باشد، موفق بوده و ممکن است در بقیه ابعاد شخصی و اجتماعی زندگی اش ضعیف باشد. کسی که یک بازیگر خوب است، صرفا در زمینه بازیگری، الگوی خوبی است. موفقیت یک بازیگر را نباید به بقیه ابعاد زندگی‌اش تعمیم بدهیم که بعد با فاش شدن شکست ها و ناکامی هایش، سرخورده شویم. حواسمان باشد این ما هستیم که به هنرمندان، شهرت و محبوبیت هدیه می کنیم؛ از هنرمند بت نسازیم!
 

 

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: