هَمخوابی زن جوان با بهترین دوست شوهرش؛ مرد همسرش را داخل کمد خانه دوست مجردش پیدا کرد+عکس

شوهر جوان وقتی دید زنش برای یک رابطه سیاه به خانه بهترین دوستش رفته است برای غافلگیر کردن آنها وارد خانه دوستش شد اما در خلوتگاه همسر و دوستش ...


رونمایی هیوندای از نسل جدید پیشرانه هایش (+عکس)

این موتور با آخرین نسخه گیربکس های اتوماتیک دبل کلاچ هیوندای ترکیب شده که تعویض دنده های نرم و سریع تر را نسب به گذشته به همراه دارد


بهترین تا بدترین لپ‌تاپ‌های گیم در بازار جهانی را بشناسید

9 سازنده لپ‌تاپ گیم از بهترین تا بدترین رده بندی شدند.


مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که ...


عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


آقای حسنی، خانم نامداری، دست از سر مردم بردارید

| چهارشنبه ۱۹ فروردين ۹۴ ساعت ۲۰:۵۷ | نسخه چاپي

نشریه مثلث هم به این ماجرا با یادداشتی که بخشی از آن تقدیم می شود چنین واکنش نشان داد: در کشورهای دیگر رسانه های زرد از دعواها، قهرها و آشتی های هنرمندانشان، برای تیراژ بیشتر و به تبع آن درآمد بیشتر بهره می برند، اما اینجا شرایط فرق می  کند. در جامعه هنری دنیای امروز یک اصل مهم وجود دارد، اصلی که می گوید «بدنامی بهتر از گمنامی است». براساس این اصل هرکاری مجاز است برای آن که هنرمند یا خواننده در صدر اخبار و توجهات افکار عمومی باقی بماند. این مسئله حتی به قهر، آشتی و یا تصادفات ساختگی نیز کشیده شده است. می توان فهمید که دو مجری مشهور به طور طبیعی در کانون توجه مردم قرار دارند. آن ها مانند هر آدم مشهور دیگری زندگیشان پیش چشم مردم است؛ به خصوص این که از اهالی جعبه جادویی باشند. ما به عنوان رسانه  ناچاریم آنچه را افکار عمومی به دنبال فهمیدن بیشتر آن است پوشش دهیم، اما وقتی این پوشش رفته رفته، به اصلی برای بقای برخی مسائل تبدیل می شود شکل «فاجعه ملی» به خود می گیرد. درحالی که آن مسئله گاه در حد دعوای رایج زن و شوهرهایی است که برای حل و فصل آن ده  ها راه  حل و ماده قانونی و عرفی وجود دارد.

مسئله اینجاست که مجریان ما در ایران به سبک و شیوه هنرمندان دیگر کشورها زندگی نمی  کنند که بتوان آن را در قالب پروژه  هایی برای «سروصدای بیشتر» و «روی آب ماندن» تعبیر و توصیف کرد. اگر این اتفاق در کشور دیگری رخ داده بود، کانال  های تلویزیونی حاضر بودند برای انجام یک مصاحبه اختصاصی با خانم نامداری صدها هزار دلار پول خرج کنند. اما اینجا ایران است و خانم نامداری از این راه نه تنها منفعت مالی کسب نخواهد کرد، بلکه اتفاقی محدود را به وسعت ایران بزرگ خواهد کرد. دلیل آن هم تنها یک چیز است؛ این که چهره این زن و شوهر را همه می  شناسند. فرض کنید در روزهای  آینده خانم نامداری به تهدیدش عمل کند و یکی از فایل  های صوتی را که همه ما می دانیم احتمالا در آن ها چه گفته شده است، پخش کند و در مقابل فرزاد حسنی دست به مقابله به مثل بزند و بخش دیگری از زندگی خصوصی  اش را روی دایره بریزد. در این شرایط، اطمینان داریم رسانه  ها به واسطه این که انتشار این اخبار، حس کنجکاوی مردم را ارضا خواهد کرد، دست به انتشار آن می زنند. اما آیا واقعا این راه حل درستی است؟ شاید بهترین کار این باشد که خود آن ها خوراک خبری برای رسانه  ها و فضای مجازی تولید نکنند و بیش از این پای مردم را به چارچوب زندگی خصوصی خود باز نکنند.

 

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟