کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


وقتی مرداب «گل»، دختران جوان را می‌بلعد؛ مخدری صنعتی در پوشش گیاهی سنتی

در بین مواد تخدیری و محرکی که مصرف آن در میان برخی جوانان شایع است،مخدر «گل» از مواد اعتیاد آور نسبتاً نوظهوری است که اثرات و عوارض تخریبی جسمانی ...


روایت رییس جمهور از جزئیات بودجه ۳۲۰ هزار میلیاردی سال ۹۶

رئیس جمهور با بیان اینکه ایران هیچگاه نقض کننده برجام نبوده و نخواهد بود، گفت: به عنوان رئیس جمهور و رئیس شورای عالی امنیت ملی به صراحت اعلام ...


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


خریدهایی که زیر پای ویسی راخالی می کنند؛ رگه‌های اختلاف در سپاهان

قرار نبود سپاهان ویسی فصلی سرشار از بحران را تجربه کند. اما این اتفاق برای تیمی که لقب پرافتخارترین تیم در لیگ برتر را یدک می کشد به وقوع پیوسته ...


تحلیل روزنامه اعتماد از ریاست لاریجانی

سیاست | دوشنبه ۱۰ خرداد ۹۵ ساعت ۸:۳۱ | نسخه چاپي

آیا «پیروزی» هفتم اسفند از جلا افتاده است؟ اگر نگاهی به ترکیب هیات‌رییسه خبرگان پنجم و هیات‌رییسه پارلمان دهم بیندازیم، احتمالا ابتدا می‌پرسیم «کدام پیروزی؟» و پس از آن پاسخ می‌دهیم؛ «آری».
به گزارش اعتماد، اما برای تفسیر بهتر پاسخ شاید باید این داستان را از سر خواند، از روزی که خبر ردصلاحیت گسترده کاندیداها، «سونامی ثبت‌نام» را بی‌اثر کرد، حتی پیش‌تر، از آن زمان که صدای بلند «دلواپسان» سیلی از تذکر و احضار و استیضاح را در پی آورد و غایله برجام را به «تهدید سیمانی» کشاند. در همان روزها بود که برای پرسش کوتاه‌مدت «چه می‌خواهیم؟»، پاسخی یافته شد؛ می‌خواهیم جریان منتسب به آیت‌الله هاشمی در خبرگان رهبری تقویت و همزمان پارلمان نیز خالی از دلواپسان شود. شاید بگوییم «کف مطالبات» یا «نگاه حداقلی» یا «سقوط به چاله بد و بدتر و بدترین» و شاید در تمام این گزاره‌ها دست‌کمی از حقیقت وجود داشته باشد اما این حقیقت در این واقعیت تغییری ایجاد نمی‌کند که سه ماه پیش، آمال خواسته‌ هواداران شرکت در انتخابات و بخش مهمی از اصلاح‌طلبان چیزی بیشتر از پاسخ موجود نبود. اصلاح‌طلبان در وضعیت شکننده داخلی پس از ٢٤ خرداد ٩٢ که در عمل به بهبود شرایط کنش سیاسی نینجامید، تنها یک راه ممکن و تنها یک پاسخ موجود برای شرایط مستقر داشتند، هر چه هم «جور و جفا» دیدند، بر همان پیمان استوار ماندند و در نهایت در هفتم اسفند «هاتف، مژده آن دولت داد». آنچه اکنون احساس شکست خردادماهی را جایگزین احساس پیروزی اسفندماهی می‌کند، به «خوانش نادرست سیاست» بازمی‌گردد که ریشه در «گرداب رمانتیسم سیاسی» دارد. در خلال تلاش گسترده هواداران شرکت در انتخابات برای مجاب ساختن مردم به آمدن پای صندوق‌های رای، به مرور آن «پاسخ موجود» به اتوپیایی ناممکن قلب واقعیت شد که پیروزی سنگین لیست «امید» در تهران نیز به این امر شدت بخشید. انتخاباتی که قرار بود انتخابی باشد میان «میانه‌روها» و «تندروها» که بر گسل توافق هسته‌ای و تقسیم‌بندی «برجامیان» و «نابرجامیان» استوار است...
به مرور تبدیل شد به دوگانه‌هایی ساختگی میان «آزادی یا استبداد»، «صلح یا جنگ»، «رفاه یا تحریم» و...
فضای مجازی همچنان که نقشی جدی در پیروزی لیست امید ایفا کرد، به قوام یافتن این دوگانه‌های ساختگی نیز عمق بخشید. روشن بود که نه انتخابات هفتم اسفند رفراندومی است که حیات و ممات کشور به آن وابسته باشد و نه دو طرف موجود انتخابات، قواره‌ای مناسب بر تن این دوگانه‌های غیرواقعی هستند اما نقش تخریبی رمانتیسم سیاسی که در تاروپود حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور تنیده است، اجازه نمی‌داد تا واقعیت همان‌گونه که هست جاری و ساری شود.
آن هنگام هم که لیست امید در تهران به شکلی تکرارناشدنی به پیروزی دست یافت و توانست در کشور به هدف غایی خود، «اخراج دلواپسان از پارلمان» در بسیاری از حوزه‌ها جامه عمل بپوشاند، این رمانتیسم اوج گرفت و بر بستر گزاره‌هایی مانند «ما بردیم» مطالبه‌های تازه‌ای شکل گرفتند. هیجان سیاسی در شبکه‌های اجتماعی، البته از سوی هیچ حکومت و دولت و جریانی قابل کنترل نیستند و انتظار هم نمی‌رود که اصلاح‌طلبان بتوانند پاسخگوی رفتار گاه هیستریک هواداران شرکت در انتخابات در فضاهای مجازی باشند اما آفت این هیجان سیاسی همه‌گیر همین است که بر تصمیم‌گیری‌های کارگزاران سپهر سیاست نیز اثر بگذارد. ترجمان آن هیجان همه‌گیر سیاسی در هفتم اسفند این شد که اصلاح‌طلبان خود را در قامت «اکثریت» خبرگان و پارلمان یافتند و جامه ریاست و کیاست را بر تن کردند. محدودیت‌ها و واقعیت‌های فهرست امید، ائتلاف پیروز در انتخابات البته با این نقش تازه پارادوکسیکال بود، چنانچه به مرور روشن شد که با وجود افزایش توان و اعتبار جریان منتسب به آیت‌الله هاشمی، ترکیب هیات‌رییسه خبرگان پنجم وابسته به اهرم‌های دیگری است و فراکسیون پرامید امید در پارلمان نیز نخواهد توانست محمدرضا عارف را بر کرسی ریاست پارلمان بنشاند؛ چندضلعی نامتقارن «امید» فاتحی بود با چند مدعی و چندین سردار که سربازهایش در چند اردوگاه تقسیم شدند.
بازگردیم به پرسش آغازین؛ آیا «پیروزی» هفتم اسفند از جلا افتاده است؟ اگر از رمانتیسم سیاسی بگذریم و در پهنه واقعیت پهلو بگیریم، می‌توان با امیدواری گفت که تفسیر آن رویداد به «پیروزی میانه‌روی» هنوز درست و به شکلی تاثیرگذار، صادق است و چند دستاورد کوتاه‌مدت را نیز می‌توان برای این مدعا به گواهی گرفت؛ بخش مهمی از جریان تندروی مجلس نهم تسویه شده‌اند، گزاره رقابت سیاسی و حتی نامگذاری‌های تغییر کرده و از دوگانه اصولگرای تندرو-اصولگرای معتدل گذشته و به رقابت اصولگرای میانه‌رو- اصلاح‌طلب میانه‌رو رسیده‌ایم، اصلاح‌طلبان پس از شش سال اعتمادبه‌نفس داشتن یک کاندیدای اختصاصی برای یکی از ریاست‌های سه قوه کشور را یافته‌اند و در نهایت اینکه بر دامنه پیروزی هفتم اسفند، پیروزی خرداد ٩٦ بیش از هر زمان دیگری در دسترس به نظر می‌رسد. داشته‌های خیره‌کننده‌ای به نظر نمی‌رسد اما این «گامی کوچک» در تاریخ یک کشور و «جهشی بزرگ» برای عبور از تله‌ تندروی است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: کرسی ریاست ،