پیام‌های خود پاک‌شونده در اینستاگرام

اینستاگرام در جدیدترین نسخه خود امکاناتی را در اختیار کاربران قرار داده که بسیار جذاب است.


پیام رهبر انقلاب به اجلاس سراسری نماز؛ باید اعتراف کنیم که حق این فریضه الهی ادا نشده است

رهبر انقلاب در پیامی به بیست و پنجمین اجلاس سراسری نماز در البرز تاکید کردند که نماز، دری گشوده بر روی آحاد ملت است که از آن می‏‌توان به هدایت و رحمت خداوند رسید و زندگی را در سمت و سوی درست و سرشار از خیر و برکت قرار داد.


لیونل مسی با خوش شانسی از مرگ گریخت +تصاویر

این الماس گرانبهای باشگاه بارسلونا تنها 18 دقیقه با مرگ فاصله داشت.


خوش استایل ترین ستاره های هفته

مجله هارپرز بازار بریتانیا و چند نشریه مد اینترنتی دیگر، هر هفته فهرستی از خوش پوش ترین و خوش استایل ترین ستاره ها و سلبریتی های دنیا را گردآوری ...


۶ بازیگر ماهِ سینمای ایران

| يكشنبه ۰۹ خرداد ۹۵ ساعت ۶:۲۲ | نسخه چاپي

ماهنامه سینمایی همشهری 24 در هر شماره به بررسی بازی بازیگران در فیلم های در حال اکران سینمای ایران و نقاط ضعف و قوت آنان می پردازد.
اکبر عبدی در «رسوایی 2»پیرمرد عارف مسلکی است که به مردم یک شهر در ناکجاآباد هشدار می دهد از گناه پرهیز کنند تا زلزله شهر را نابود نکند.
بازیگران

می دانید، تصور اولیه درباره آدمی بی اعتنا به دنیا، پیرمردی است که آرام حرف می زند، همیشه لبخند به لب دارد، عبایی روی دوشش می اندازد و یک عرق چین روی سر می گذارد و مشغول درس و بحث اخلاق است یا مشغول نصیحت و روایت داستان های عبرت آموز. این تصویر که احیانا کلیشه نادرستی از عرفا و صوفیان است، در سینما مدام بازتولید شده. اما حالا و در سال 1395 بیشتر شبیه یک پیشگوست تا یک عارف پاک باخته. به همین نسبت هم بازی بازیگران یک جور تیپ سازی است؛ شاید به این دلیل که قرار است آنها دانای کل باشند، از هیچ رویدادی نترسند و غافلگیر نشوند و جملات حکیمانه در آستین داشته باشند تا به وقتش استفاده کنند.
اکبر عبدی در اجرای پیرمرد این فیلم گرفتار چنین کلیشه ای است و اگرچه از توانایی اش در تیپ سازی استفاده می کند اما راستش همه ترفندهای او لو رفته است. خیس کردن لب ها با زبان (در فیلم «خوابم می آد» رضا عطاران)، لهجه ترکی (که از «اخراجی ها» به این طرف روی او مانده) و... همه قبل تر دیده شده. بنابراین او درحال بازتولید همان چیزی است که مردم انتظار دارند. عارف عجیب و غریبی که قبلا در فیلم ها و کتاب ها دیده و خوانده اند.

بابک کریمی در «مرگ ماهی»پسر بزرگ خانواده است که مدام از زن و فرزندش ایراد می گیرد.
بازیگران

شکل ایست او مقابل دوربین و راه رفتن خمیده و کجش به خاطر درد کم تا نوع دیالوگ گویی تکه تکه و مقطع و صدای آرامی که انگار ترس و نگرانی در آن است، به همراه چشم هایی که در لحظات مختلف بیرون می زند بازی کریمی را ساخته. او هرچقدر در کنترل صدا و لحن گویش مهارت به خرج می دهد و به بازی رئالیستی مناسب فیلم نزدیک می شود، در تصویرسازی شخصیت، وارد یک جور بازی «دیدنی» می شود؛ از این نظر که در تمام صحنه هایی که حضور دارد چشم تماشاگر را می دزدد و حواس او را از باقی صحنه پرت می کند.
میان جمع بازیگران، او متفاوت ترین است و با این که رل او یک تیپ معمولی از پدر خشن خانواده است، کریمی سعی می کند طراحی آن را عوض کند و مردی رنجور با طبع خشن بسازد که با خشونت همه اعضای خانواده همساز باشد. با این همه تلاش او به خاطر از بین بردن تناسب بازی باقی بازیگران و از دست رفتن هارمونی اغراق آمیز به نظر می رسد.

نیکی کریمی در «مرگ ماهی»دختر خانواده است که مرگ مادر بیش از دیگران روی او تاثیر گذاشته.
بازیگران

بازی او شاید ترکیبی از گریه و جیغ و داد به نظر برسد اما این تنها یک تصویر ساده انگارانه از بازی نیکی کریمی است. او در این فیلم جمع اضداد است: در برابر جسد مادر و وصیت او تسلیم و گریان و نالان است و در برابر خواست باقی اعضای خانواده، خشن و تند و بی پرواست.
در لحن و کنترل صدا و ریتم دیالوگ گویی اش تحکم و قاطعیت دیده می شود و با این که صدایش زیر است زمان دعوا با برادرش کاملا پر و محکم به نظر می رسد. ضمن این که سعی می کند خشونت ذاتی خانواده ش را در رفتار با همسرش به خوبی نشان دهد؛ بی محلی به او و لحن سرد به همراه نگاهی طلبکارانه کمک می کند تا او را با قُل دیگرش (علی مصفا) مقایسه کنیم و ببینیم که چقدر بازی آنها شبیه به هم و در توازن با یکدیگر است.

امیر جدیدی در «اژدها وارد می شود!»بابک حفیظی است؛ ماموری که به قشم می رود تا گزارشی از خودکشی یک تبعیدی برای ساواک تهیه کند.
بازیگران

احتمالا او تنها آدمی است که در بخش بازسازی شده این فیلم باید عقلانی بازی کند. اوست که دو نفر را برای کشف معما به جزیره می کشاند و بیشتر از همه می خواهد دو دوتا چهارتای ماجرا را درک کند. بنابراین بازی او برخلاف باقی اعضا (مثل صدابردار و زمین شناس) خل خلی نیست. اما دقیقا اوست که گرفتار بازی مرموز خیال و واقعیت می شود.
با این همه امیر جدیدی ریتم بازی اش را حفظ می کند، قدرت (در ابتدای حضور در جزیره) و بعد استیصال (در پایان داستان) را بدون اغراق و حرکت اضافی اجرا می کند و با ژست های مختلف (که البته میزانسن کاملا در خدمت آن است) تصویری از یک کارآگاه تکرو می سازد. لحن سرد گفتارش در کنار چهره ای که مصمم اما به شدت نگران است یک جور بازسازی کارآگاه های فیلم های نوآر است که البته در اینجا نمی تواند معما را کشف کند و جانش را سر کشف معما می گذارد.

علی باقری در «اژدها وارد می شود»ستوان چارکی است؛ ماموری در جزیره قشم که به رتق و فتق امور مردم آنجا مشغول است.
بازیگران

او باید بی تفاوت به نظر برسد، مامور ساده ای که باید همه چیز را عادی و طبیعی جلوه دهد و سعی کند سوءظن ها را برطرف کند. برای همین هم راحت و ساده بازی می کند. دیالوگ هایش را بدون تاکید می گوید و با اینکه معلوم است چیزی بیشتر از همه آدم های داستان می داند اما خودش را به آن راه می زند و سعی می کند کمی ساده لوح به نظر برسد، جوری که انگار به آداب سنتی جزیره تن داده است.
علی باقری فیزیک مناسبی برای این نقش دارد و با گریم و طراحی معقول لباس، کلام در قالب یک مامور مخفی کار و در عین حال بی خیال جاافتاده است. حس و حال بازی او، نوع حرف زدن و رفتارش با آدم ها که انگار از بی خیالی افراطی اش می آید شک برانگیز است. اجرایی که به درد فیلم می خورد و تماشاگر را مشتاق می کند تا بداند او چه نقشی در قصه دارد و در آخر هم می فهمد که او مهم تر از یک ساواکی ساده است.

علی مصفا در «مرگ ماهی»یکی از برادرهاست؛ کسی که انگار باقی اعضای خانواده دل خوشی از او ندارند.
بازیگران

یک جور شالوده شکنی است برای مصفا. بازیگری که مدام نقش هایی مشابه بازی می کرد در این فیلم تصویر کلیشه ای را می شکند. عصبی و پرخاشگر می شود و با اخم و ابروهای گره خورده و داد و فریاد با آدم های دور و برش حرف می زند. این بار او یک آدم بی اعصاب درجه یک است که سر سازگاری با خواهر و برادرهایش، به خصوص خواهر دوقلویش را ندارد.
شخصیت او به نسبت سایر شخصیت ها در فیلم بیشتر مشخص می شود و دست کم گذشته ای از او (هرچند آلوده به شایعه و دروغ) گفته می شود. همین هم نوعی همذات پنداری بین تماشاگر و او ایجاد می کند. مصفا تجسم مرد خشنی است که تنها در برابر کودکان (مثل برادرزاده اش) مهربان است و با بزرگ ترهای هفت خط، صریح و شفاف و بی پروا رو به رو می شود. چهره اش در تضاد با اعمالش است و همین هم او را ترسناک تر می کند؛ شاید چون حالا می شود به این فکر کرد که پشت این چهره آرام چه میزان خشونت می تواند نهفته باشد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: