طرح تبدیل بنیاد شهید به وزارتخانه‌ایثارگران در حال تدوین است

عضو فراکسیون ایثارگران مجلس با بیان خبر تدوین طرح تبدیل بنیاد شهید به وزارتخانه ایثارگران، گفت: این وزارتخانه رفع مشکلات را محقق می‌سازد.


واکنش ایران سر و صدای بیهوده است؛ خشم تهران اهمیتی ندارد

دو سناتور تندرو و هم حزبی «دونالد ترامپ» در پاسخ به واکنش های تند و قاطع مقامات ایران به تمدید «قانون داماتو» به اظهارنظر در این باره پرداختند.


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


چرا پیروزی اصغر فرهادی هم خطرناک است هم سودمند؟

| سه شنبه ۰۴ خرداد ۹۵ ساعت ۱۳:۴۰ | نسخه چاپي

سایت خبرآنلاین نوشت: سال هاست از اهالی سینما، منتقدان و البته تماشاگران حرفه ای سینما می شنویم فیلم های سینمای ایران غالبا به دلیل ضعف فیلمنامه، از اساس مشکلات زیادی دارند و آنچه قرار است بر اساس فرم و محتوا  در قالب فیلم روی پرده  برود، به خاطر همین ضعف و کاستی عمده  محصول دندان گیری نمی شود.
سینمای ایران فیلمساز خوب کم ندارد.حتی از حیث  داشتن بازیگر خبره و شاخص هم کاستی  نداریم.در حوزه فنی هم بعضا در برخی شاخه ها افراد شاغل در حوزه های گریم، فیلمبرداری، موسیقی، تدوین، صدابرداری و ... جملگی چهره های شاخصی در سینمای ایران هستند که تنه به تنه نامداران خارجی هم می زنند، اما همچنان  این فیلمنامه های ضعیف است که  باعث شده سطح  پیشرفت فیلم های ایرانی کندتر از حد معمول باشد  و آثار تولید شده غالبا محصولاتی متوسط و زیر متوسط به حساب بیایند و بعضا حتی نقد کردنشان هم دشوار باشد.
آنچه مسلم است در سال های گذشته کلیشه ها و اشتباهات رایج  فیلمنامه نویسان همواره به  ساختار فیلم های حتی ظاهرا مهم این دوره لطماتی جبران ناپذیر وارد کرده است.روایت های  کلیشه ای از مشکلات اجتماعی ، ارتباط عاطفی بین دختر و پسر، مشکلات خانوادگی و طرح موضوعاتی مثل خیانت دررابطه زن و مرد آنقدر در این سناریوهای کشدار تکرار شده که حالا غالب سینماروها پس از جاگیر شدن روی صندلی سینما و سپری شدن ده دقیقه از فیلم، تا ته ماجرا را می خوانند و درباره پیش بینی شان از انتهای داستان با فرد کنار دستی خود شرط می بندند!
هر چه می کشیم از این بی داستانی در فیلم هاست.بیشتر فیلم های سینمای ایران در عین اینکه مثلا در حال روایت داستان هستند عملا  فاقد قصه اند و آنچه بیش از پیش به کیفیت فیلمنامه ها لطمه زده همین  فقدان قصه است .در این میان برخی فیلمسازان با پیچیدگی های روایت  شبهه داستان هایشان، سعی در سردرگم کردن مخاطب دارند یا با نادید گرفتن فیلمنامه که ساختار اصلی فیلم را تشکیل می دهد سراغ فرم می روند و سعی در مرعوب کردن تماشاگر دارند.در این دست فیلم ها نیز نه تماشاگر خاص شیفته  تلاش های میانبرگونه فیلمساز برای پر کردن جاهای خالی فیلمنامه می شود نه اینکه تماشاگر عام راضی از سالن بیرون می آید.
با این حال در همین سینمای  فاقد فیلمنامه های شاخص  و آثاری که غالبا از ضعف فیلمنامه رنج می برد، چهره ای به نام اصغر فرهادی ظهور می کند که  نه به خاطر تکنیک های کارگردانی اش یا تمرین های سخت بازیگری و اتود زدن های مداوم  و طاقت فرسای  پلان ها، بلکه با  فیلمنامه های شاخصش گل می کند و در این حوزه حساسیت برانگیز یکه و تنها سینمای ایران را در سطح بین المللی بالا می کشد.درست در زمانه ای که ایراد گرفتن از فیلمنامه های آثار سینمای ایران تبدیل به امری معمول و رایج شده - و البته در غالب موارد حق با منتقدان است - اصغر فرهادی برای فیلمنامه هایش نامزد جایزه اسکار می شود یا از فستیوال های معتبری مثل کن جایزه می گیرد تا این قضاوت های  معمول را بهم بریزد.
حالا انگار با فیلمنامه های فرهادی به استانداردی از فیلمنامه نویسی رسیده ایم که می توان به ادامه  روند داستان پردازی های شاغلان در این حوزه امیدوار بود و اینکه  سال ها بعد فراموش کنیم که برای مدتی طولانی همه منتقدان و مخاطبان سینما از فقدان قصه  و روایت پردازی مناسب تحت عنوان فیلمنامه رنج می برده اند و مشکلات در این بخش فراتر از ظهور یکی دو پدیده بوده است .
به هر حال اصغر فرهادی جایزه بهترین فیلمنامه را برای «فروشنده» از کن گرفت؛جایزه ای که اهمیت آن حتی از جوایز مربوط به بهترین فیلم  نیز بالاتر است .پس فرهادی را می توان در این حوزه خط شکن نامید چرا که در زمانه  فیلمنامه های پسا ضعیف، او نشان داد با وجود تمام محدودیت ها و خط قرمزها می توان فیلمنامه ای در سطح جهانی نوشت و موفق هم شد.
در نقطه مقابل توفیق جهانی اصغر فرهادی و فیلمهایش، این نگرانی نیز وجود دارد که سندروم تاثیرپذیری از فیلمنامه های فرهادی، محتوای فیلمنامه های بیشتر آثار سینمای ایران را شبیه  به هم کند.در واقع باید به اهالی سینما و فعالان  بخش فیلمنامه نویسی - چه کارگردان/فیلمنامه نویس ها و چه آنهایی که تنها کارشان نویسندگی در حوزه فیلمنامه است -  تفهمیم کرد که  سرمشق قرار دادن اصغر فرهادی به معنای تقلید از کار او نیست و  اینکه بخواهیم با همان چارچوب و دست فرمان، آثاری نعل به نعل با سینمای فرهادی تولید کنیم راه را به اشتباه رفته ایم .با معمول شدن این رویه محتوای غالب آثار سینمایی دچار کلیشه های آزارنده ای می شود و به صورت کلی کپی برداری-یا بهتر بگوییم؛تقلب- از روی دست برنده جایزه فستیوال کن، سینماى ایران را به ورطه هولناکى خواهد انداخت.در این میان  بیش از هر چیز باید خاطرمان باشد که فرهادی در وهله اول به زبان سبک و نگاه منحصر به فرد خودش در سینما دست پیدا کرد،بعدبه چنین موفقیت هایی دست یافت.پس اگر قرار به تکرار موفقیت های بین المللی یا حتی  منحصر به فرد شدن در دایره بسته سینمای ایران باشد تقلید کورکورانه  هرگز جواب نمی دهد  و باید  تفاوت  را  به شخصه  با خلق آثاری متفاوت، متمایز و برجسته رقم زد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: