یوسف کرمی: در ایران، قهرمان مدال آور را عشق است!

ورزش | شنبه ۰۱ خرداد ۹۵ ساعت ۱۲:۳۹ | نسخه چاپي

 بی شک یکی از پرافتخارترین تکواندوکاران کشورمان است که بیش از 47 بار با کسب مدال های رنگارنگ در رقابت های المپیک، جهانی، جام جهانی، بازی های آسیایی و قهرمانی آسیایی پرچم کشورمان را بالا برده است. صحبت از یوسف کرمی قهرمان سابق تیم ملی تکواندو است؛ مردی که وقتی وارد «شیاپ چانگ» می شد، ترس و وحشت در چهره حریفانش به راحتی مشخص بود. او به قدری پرقدرت در عرصه بین المللی ظاهر می شد که حتی رسانه های فرانسوی به او لقب «آدم فضایی» را داده بودند.
به گزارش ماهنامه آلبوم ورزش، حالا اما یوسف دیگر روی «شیاپ چانگ» نیست و در گوشه ای برای خودش زندگی می کند، هرچند علاقه وصف ناپذیرش به این رشته اجازه نداده از تکواندو جدا باشد و در زمینه مربیگری کم و بیش کار را ادامه می دهد، اما از برخی کم لطفی ها دلش گرفته و شنیدن صحبت های او خالی از لطف نیست. کرمی معتقد است در ایران باب است که میگویند «قهرمان زنده را عشق است»، اما می گوید با این جمله صددرصد مخالف است؛ چرا که باید بگوییم «قهرمان مدال آور را عشق است.» در ادامه گفت و گوی ما با یوسف کرمی را می خوانید:
یوسف
حال و هوای این روزهای آدم فضایی تکواندوی ایران چطور است؟
خدا را شکر؛ همه چیز به خوبی پیش می رود. دوران قهرمانی و اردونشینی تمام شده است و اکنون سعی می کنم وقت بیشتری برای خانواده بگذارم. به هرحال سال های زیادی در اردو بودم و خیلی فرصت نمی کردم که در کنار خانواده باشم.
از تکواندوی ایران که فاصله نگرفته ای؟
من و تکواندو به هم عادت کرده ایم. مدت کوتاهی را به طور کامل استراحت کردم و امسال برای نخستین بار در لیگ برتر در عرصه مربیگری فعالیتم را آغاز کردم.
از شرایط تکواندوی کشورمان خبر داری؟
خوشحالم از اینکه تکواندوی ایران توانسته است در بخش مردان 3 سهمیه حضور در المپیک را کسب کند.
یوسف کرمی به عنوان کسی که 2 دوره المپیک را تجربه کرده است، چه پیشنهادی به جوانان تیم ملی دارد؟
15 سال در تیم ملی تکواندوی ایران فعالیت کردم. بیش از 47 مدال رسمی کسب کردم که 36 مدال آن طلاست. تجربه ثابت کرده که گرفتن مدال در المپیک یا خیلی سخت است، یا خیلی آسان. به هر حال این چکیده تجربه کسی است که 15 سال در تیم ملی در همه رویدادهای المپیک، بازی های آسیایی، جهانی و تورنمنت های مختلف شرکت کرده است.
یعنی معتقدید کسب مدال در المپیک شانس است؟
نه، منظورم این نبود. ببینید، ما در ورزش ایران نمونه هایی داریم که نمی خواهم نام آنان را بیان کنم. ورزشکارانی که اصلا کسی اعتقادی به مدال آوری آنها در المپیک نداشت و حتی خود ورزشکار نیز باورش نمی شد در المپیک مدال کسب کند، اما در پایان المپیک با مدال به کشور بازگشتیم.
رمز این موفقیت چیست؟
برای اینکه بتوانیم در المپیک مدال کسب کنیم، باید روح مان بزرگ باشد. اصلا در المپیک موضوع توانایی در اولویت دوم و سوم قراردارد. مهم ترین موضوع، بزرگ بودن روح و ذهن است. خیلی ها هستند که مدعی آماده بودن از همه نظر هستند، اما آنهایی که المپیک را ندیده اند، از روی احساس صحبت می کنند. به هر حال المپیک بزرگترین رویداد ورزشی دنیاست و بهتر است که جای حرف زدن، به فکر عمل باشیم.
معتقدم روی هر ورزشکاری هجمه زیادی باشد، آن ورزشکار کار سختی را پیش رو دارد. سال 2008 همه می گفتند حمید سوریان در کشتی فرنگی شانس اول مدال طلاست، اما به دلیل فشارهایی که روی او بود، دیدیم که چه اتفاقی برایش رخ داد. رضا یزدانی نیز در المپیک لندن همیشه شرایط را داشت و اتفاق تلخی برایش رخ داد. البته در المپیک لندن یکی از گزینه های کسب مدال طلا من بودم که همه شاهد بودند چه اتفاقی رخ داد و در پایان از رسیدن به مدال باز ماندم. در مقابل افرادی مدال المپیک را کسب کردند که کسی اصلا فکر نمی کرد ک مدال آور باشند.
شرایط تکواندوی ایران را در المپیک برزیل چطور پیش بینی می کنی؟
به تکواندوی ایران در برزیل خوشبین هستم. 3 مدال در المپیک ریو برای تکواندوی کشورمان است. رنگ یکی از آنها طلاست. اگر این مسیر باقی مانده خوب مدیریت شود، در هر سه وزن خوش رنگ ترین مدال را کسب خواهیم کرد. به هر حال در بدبینانه ترین حالت ما سه مدال رنگارنگ در المپیک برزیل کسب می کنیم. به این موضوع اصلا شک نکنید.
یوسف
فکر نمی کنی این صحبت ها یک مقدار بلندپروازانه است؟
نه، به هیچ عنوان پیش بینی ام بلند پروازی نیست، چرا که المپیک جای مدال گرفتن است، اما باید یک سری مسائل رعایت شود. اگر ذهن کوچکی داشته باشیم، فقط در المپیک به مشکل برمی خوریم. مثال می زنم؛ برخی ها در اوج به سر می برند و خیلی مدعی هستند که به راحتی در المپیک مدال کسب می کنند. این رفتار زنگ خطری برای آن ورزشکار است.
فرزان عاشورزاده را در تکواندو نگاه کنید. او در مدت یکی دو سال اخیر جایگاه بسیار خوبی را در رنکینگ جهانی کسب کرده است و حالا انتظارها از او بسیار زیاد است. قطعا عاشورزاده در المپیک کار بسیار سختی دارد؛ چرا که انتظارها از او بسیار زیاد است. به غیر از فرزان، دو تکواندوکار دیگر نیز جزو گزینه های کسب مدال هستند و در کل کار هر سه نفر سخت خواهدبود.
برای کم شدن فشار از روی ورزشکاران چه پیشنهادی دارید؟
به نظرم مسئولان فدراسیون باید آنها را توجیه کنند که تکواندو به دنبال کسب نتیجه نیست و به دنبال عملکرد خوب در المپیک است.
دوران شما این پیشنهادهایی که ارائه کردید اعمال می شد؟
باید سه مدال طلای المپیک داشته باشم، اما حالا متاسفانه به جای سه مدال طلا یک مدال برنز دارم. متاسفانه کاروان های ما علمی به المپیک اعزام نمی شوند. این همه از بیت المال هزینه می کنیم و کاروان را به المپیک اعزام می کنیم، اما در کنار این کاروان روانشانس، متخصص غذایی و ماساژور اعزام نمی کنیم که بتوانند با کارهای خود فشار روحی و روانی را از دوش ورزشکاران بردارند. خوب با این کم کاری ها آخرش چه اتفاقی رخ می دهد؟ کاملا مشخص است؛ ناکامی پایان چنین بی برنامگی هایی است.
یعنی این بی برنامگی ها سبب شد شما مدال المپیک لندن را از دست بدهید؟
بله، من برای رسیدن به سروزن 8 کیلوگرم در المپیک لندن وزن کم کردم. درآن یک هفته ای که در حال رژیم و تمرین بودم، کسی بالای سرم نبود که بگوید در طول یک هفته وزن کم کردن چه مراحلی دارد. حتی یک نفر نبود به من بگوید چرا شب قبل از مسابقات به هیچ عنوان خوابم نمی برد. متاسفانه نبود روانشناس در کنار تیم ملی سبب شد طلای المپیک لندن را از دست بدهم. این حرف های کسی است که طلای المپیک را از دست داده است و اکنون تمام این صحبت ها را مطرح می کند تا اتفاق المپیک را از دست داده است و اکنون تمام این صحبت ها را مطرح می کند تا اتفاق المپیک لندن در برزیل برای هیچ کسی رخ ندهد.
در دنیای حرفه ای ورزش مواردی که به آن اشاره کرده ام مثل یک پازل است که اگر آنها را در کنار یک ورزشکار بچینیم، پازل قهرمانی تشکیل می شود. پازل یوسف کرمی کامل بود، اما آن مواردی که اشاره کردم ناقص بود و همان سبب شد که پازل کسب مدال المپیک من ناقص بماند.
اکنون پس از خداحافظی از دنیای قهرمانی تمایلی برای فعالیت رد عرصه مربیگری ندارید؟
من یوسف کرمی هستم و به هیچ عنوان دوست ندارم خودم را ارزان بفروشم، چرا که این مملکت برای من هزینه های زیادی کرده است. شاید اگر بخواهم همین امروز در عرصه بین المللی می توانم مربیگری کنم، اما دوست ندارم و می خواهم تجربیاتم را برای کشور خودم صرف کنم، اما اگر ببینم نیازی به من نیست، شک نکنید در سال های آینده اقدام خواهم کرد. به هر حال دنبال این هستم که تجربه ای را که در طول این سال ها در تیم ملی کسب کرده ام به دیگران منتقل کنم.
یوسف
از این ترس نداری که پشت سر شما هم مانند مهماندوست حرف و حدیث هایی مطرح شود؟
من عرق ملی به کشورم دارم. الان ورزش نمی کنم و مربیگری هم نمی کنم؛ آیا کسی پا پیش می گذارد که بگوید یوسف کرمی! شما که عرق ملی دارید و مربیگری هم نمی کنید، بفرمایید این پول و حالا بروید به دنبال زندگی شخصی تان؟ پس قطعا هر کسی که عمر و سلامتی خود را برای ورزش گذاشته و حالا شغلی برای گذران زندگی ندارد، اگر یک جایی پیشنهاد خوبی به او شود قبول می کند. چرا نباید قبول کند؟ چرا باید بگوید چون من عرق ملی دارم نباید بروم به دنبال فعالیت در عرصه بین المللی؟
خب، اگر من از گرسنگی روزی افتادم و مُردم، چه کسی سراغ من می آید؟! حالا که تکواندو را کنار گذاشتم، چه کسی آمده سراغم که یوسف کرمی حالت چطور است؟ اصلا کجایی؟ مثلا اگر یکی بیاید بگوید بیا و گوشه ای از تکواندوی ایران را بگیر دستت و ما می خواهیم از تو استفاده کنیم، قطعا من هم می گویم به روی چشم؛ نوکر همه مردم ایران هم هستم، ما وقتی خبری نیست، پس چرا باید بسوزم؟!
15 سال ایرانی بودنم را به ملت ایران ثابت کردم. با دست و پای شکسته مبارزه کردم و باز هم اگر نیاز باشد، برای تیم ملی تکواندوی کشورم فعالیت می کنم. اگر بنا به ثابت شدن باشد، خودم را ثابت کردم. از اینجا به بعد نوبت بقیه است که خودشان را ثابت کنند و بگویند ما به توانایی تو نیاز داریم و حالا بیا به تکواندوی ایران کمک کن. اما وقتی کسی از من کمک نمی خواهند، دیگر چه بگویم.
با رفتن باقری معتمد به آمریکا موافقی؟
دوست ندارم درباره این موضوع صحبت کنم. معتمد صلاح دانسته به آن طرف برود و زندگی کند. حالا ما نمی توانیم درباره تصمیم های شخصی یک قهرمان اظهارنظر کنمی.
گویا برای فعالیت ورزشی به آمریکا نرفته است.
بله. اگر قرار بود معتمد تکواندو را ادامه دهد، قطعا همین جا ادامه می داد.
گویا برخی قهرمانان سابق و از جمله معتمد از مسئولان فدراسیون تکواندو به دلیل کم لطفی هایی که به آنان می شود، ناراحت هستند. واقعا این چنین است؟
در این باره یک مثال می زنم. در ایران بابا است که می گویند «قهرمان زنده را عشق است»، اما من با این جمله صددرصد مخالفم؛ چرا؟ چون باید بگویی «قهرمان مدال آور را عشق است». من که زنده ام و در گذشته نیز برای کشورم مدال کسب کرده ام، اما همین که تکواندو را کنار گذاشتم، فراموش شدم. همه اینها سبب دلخوری می شود و قهرمانان ناراحت می شوند.
گویا موضوعی در مراسم تجلیل از قهرمانان رخ داده که شما را خیلی ناراحت کرده است. این موضوع صحت دارد؟
برای حضور در مراسم تجلیل از قهرمانان دعوت شده بودم؛ زمانی که وارد سالن شدم مسئولان آنجا از من کارت دعوت خواستند وقتی آن را نشان دادم، به من گفتند جایگاه شما در انتهای سالن است. واقعا این خیلی برایم ناراحت کننده بود؛ چرا که 15 سال درعرصه بین المللی برای کشورم مدال آوری کردم، اما چون حالا دیگر مدال آور نیستم.
مرا به انتهای سالن فرستادند. وقتی به انتهای سالن رسیدم، دیدم محمد نصیری از قهرمانان بزرگ وزنه برداری انتهای سالن پشت سر یک بچه 16 ساله نشسته است. این موضوع خیلی مرا ناراحت کرد. به دلیل همین می گویم قهرمان مدال آور را عشق است، چون آنهایی که با 16- 17 سال سن مدال آور بودند، ردیف اول و دوم نشسته بودند، اما چون ما دیگر مدال آور نیستیم، انتهای سالن رفتیم و نشستیم.
درباره کادر فنی تیم ملی قهرمانی آسیا چه نظری داری؟
به هر حال این سلیقه فدراسیون بود و ما هم به آن احترام می گذاریم.
فریبرز عسگری مربی خوبی نیست؟
چرا، اگر او خوب نبود، قطعا در المپیک لندن به عنوان سرمربی تیم ملی انتخاب نمی شد. خوب بود که انتخاب شد، اما اگر کسی فکر می کند که او مربی خوبی نیست و انتخاب نکرده یعنی به یوسف کرمی خیانت کرده و موفقیت من برایش هم نبوده که او را در آن مقطع انتخاب کردند.
گویا خیلی دلتان پر است؟
ما این همه قهرمان دنیا در تکواندوی ایران داریم که متاسفانه بیرون گود نشسته اند و شایستگی های زیادی هم دارند، اما چه زمانی از آنان استفاده می شود، من نمی دانم.
مربیگری شما در کشور آذربایجان به کجا رسید؟
واقعا یک سری صحبت ها با مسئولان آذربایجان شده بود، اما جوسازی هایی در داخل ایران شد و طوری فضا را به هم زدند که آنها پشیمان و کلا بی خیال من شدند.
یوسف
راستی از دنیای قهرمانی خداحافظی کرده اید، اما چرا برای شما مراسم خداحافظی نگرفتند؟
برای تکواندوی کشورم زحمت کشیدم، نیازی هم به مراسم خداحافظی نداشتم.
در برزیل می توانیم نتایج المپیک لندن را تکرار کنیم؟
در کشور ما همه چیز اتفاق رخ می دهد. شاید به هر کسی پیش از المپیک لندن می گفتیم که کاروان ایران 12 مدال در لندن کسب می کند باورش نمی شد، اما دیدیم چه نتایجی را کسب کردیم. اکنون نیز حتی مسئولان عالی رتبه کشورمان نیز نمی توانند پیش بینی کنند در برزیل چه نتایجی کسب می شود.
حرف پایانی شما را می شنویم.
از مسئولان ورزش می خواهم هیچ وقت به خود اجازه ندهند که یک سال قبل از المپیک به ورزشکاران رسیدگی کنند، چرا که این کار توهین به همه آنهاست. توجه به ورزشکار نباید فقط یک سال پیش از آغاز المپیک باشد. به یاد دارم پیش از اعزام به المپیک لندن عباسی، وزیر وقت ورزش و جوانان از من سوال کرد که چه مشکلی داری؟ در جواب اعلام کردم مشکلی ندارم، فقط از المپیک آتن دستور استخدام من در شرکت نفت صادر شده است، اما نمی دانم چرا این مشکل حل نمی شود. عباسی پرقدرت همانجا اعلام کرد که همه کارهای شما را انجام می دهیم، اما حالا در کمتر از 4 ماه مانده به المپیک برزیل همچنان کارهای استخدام من در شرکت نفت درحال پیگیری است.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: