اردوغان از رفراندومی دیگر در ترکیه خبر داد

ایسنا نوشت: رئیس‌جمهوری ترکیه پس از پیروزی رای "آری" در انتخابات که قدرت‌هایش را توسعه می‌دهد، تاکید کرد، زمان آن رسیده که ترکیه احیای ...


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


اشتباه عجیب در مورد رحمتی

سرپرست استقلال اعلام کرد دروازه‌بان این تیم در بازی با تراکتورسازی تبریز اخطاری دریافت نکرده است.


آیت‌الله جنتی واسطه شد

رئیس مجلس خبرگان رهبری در نامه ای به رئیس کل بانک مرکزی دستور پیگیری مشکلات سپرده گذاران موسسه کاسپین را صادر کرد.


شعار پرسپولیسی‌ها جلوی رستوران منصوریان!

«هواداران پرسپولیس پس از قهرمانی مقابل فست‌فود علی‌منصوریان تجمع کردند و شعار دادند!» این خبر سوژه محمدرضا میرشاه ولد در خبر ورزشی شده ...


زن پزشک در دادگاه، همسرش را شوکه کرد!

حوادث | دوشنبه ۲۷ ارديبهشت ۹۵ ساعت ۱۱:۴۸ | نسخه چاپي

روزنامه ایران گزارشی را از دادگاه خانواده و رسیدگی به پرونده اختلاف خانوادگی یک زوج که هر دو پزشک متخصص هستند منتشر کرد:
قاضی از آنها خواست از علت جدایی‌شان بگویند. زن و شوهر نگاهی به یکدیگر انداخته و سپس بانوی 50 ساله که خود را متخصص زنان معرفی کرد با صدای بغض‌آلود گفت: «آقای قاضی 22 سال پیش وقتی محمد (اشاره به همسر) به واسطه یکی از آشنایانمان به من معرفی شد و به خواستگاری‌ام آمد گمان می‌کردم مرد رؤیاهایم را پیدا کرده‌ام. البته دیگران هم چنین تصوری از زندگی ما داشتند چرا که او چند سال در فرانسه تحصیل و زندگی کرده بود و وقتی مرا برای همسری برگزید به خودم بالیدم. اما افسوس که این خوشی‌ها و افکار شیرین دوام چندانی نداشت. حالا هم وقتی به گذشته و زندگی مشترکمان نگاه می‌کنم افسوس می‌خورم. چرا که حدود 5 سال است به خاطر بدرفتاری و بی‌توجهی‌های همسرم با دو پسرم زندگی می‌کنم.
در این مدت او حتی نپرسید امورات زندگی‌مان چگونه می‌گذرد. با این حال خودم بسختی کار کرده‌ام و توانسته‌ام یک پسر پزشک به جامعه تحویل دهم و خوشحالم که پسر دیگرم هم با نمرات عالی تحصیلات دانشگاهی‌اش را به پایان رسانده و باعث سربلندی‌ام شده است. باور کنید من برای فرزندانم هم مادری کرده‌ام و هم پدری. آنها به طور اسمی پدر دارند اما در حقیقت ندارند.
در این هنگام همسر 62 ساله خانم دکتر حرف وی را قطع کرد و با عصبانیت گفت: پسرهایمان با پول‌هایی که من به حسابشان واریز کرده‌ام به اینجا رسیده‌اند نه با تربیت تو. در این مدت معلوم نیست کجا هستی و چه می‌کنی؟
زن که با شنیدن این حرف حسابی برآشفته شده بود گفت: خوشا ب

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟