بهترین گوشی‌های بازار با قیمت 1 تا 1.5 میلیون تومان

اگر به دنبال خرید یک گوشی هوشمند هستید این روزها نیازی به خرج بیش از یک و نیم میلیون تومان ندارید و معمولاً می‌توان در این بازه قیمتی محصولاتی ...


امضای نخستین فرمان اجرایی ترامپ (+عکس)

عصر ایران - دونالد ترامپ رییس جمهور جدید آمریکا دیروز پس از مراسم تحلیف و حضور در کاخ سفید در واشنگتن نخستین فرمان های اجرایی خود را در مقام ...



به بهانه شماره پیراهن نامألوف اشنایدرلین در اورتون

شماره‌ پیراهن‌های عجیب؛ از داویدز تا رونالدو و رونالدینیو + تصاویر

بازیکنان زیادی در دنیای فوتبال بوده و هستند که شماره پیراهن‌های‌شان با شماره‌های مألوفی که می‌شناسیم، متفاوت بوده است.


سلفی با فجایع منشا روانشناختی دارد/ نیازمندان به «دیده شدن»!

یک جامعه‌شناس معتقد است نبود امکان‌های مناسب و کافی برای ارضا نیاز به دیده شدن موجب می‌شود برخی به دنبال ارضا این احساس حتی در بحران‌هایی مانند فروریختن ساختمان پلاسکو باشند.


روایت عجیب آیت الله موسوی اردبیلی،از روزی که به آن دنیا رفت و برگشت

سیاست | سه شنبه ۱۴ ارديبهشت ۹۵ ساعت ۱۰:۲۵ | نسخه چاپي

حجت الاسلام سیدابراهیم رئیسی نیز در دیدار با آیت الله موسوی اردبیلی خطاب به این مرجع تقلید گفت: با واسطه شنیده ام که شما آن طرف رفته و برگشته اید اگر امکان دارد چکیده ای از آن را تعریف کنید.
بهگزارش ایرنا آیت الله موسوی اردبیلی با تایید این ماجرا گفت: سخت مریض شده بودم، حالم بسیار بد شد، کاملا از هوش رفته بودم و به صورت کامل خود را در شرف مرگ یافتم، یکباره در حالت مرگ، تمام حالات خود را مرور کردم تا چیزهایی را به عنوان اعمالی که در دنیا انجام داده را عرضه کنم.

وی ادامه داد: در این فرصت، مبارزات قبل از انقلاب، فعالیت های تدریس و تحصیل قبل و بعد از انقلاب، خدمات در دستگاه قضاء، تاسیس موسسه های خیریه و دانشگاه مفید، سایر کارهای خیر و خدمات علمی مانند کتاب و ... را مرور کردم دیدم هیچ کدام در آنجا قابل عرضه نیست.
آیت الله موسوی اردبیلی بیان داشت: یکباره گفتم من در اعتقاد خود نسبت به خداوند متعال و اهل بیت عصمت و طهارت (ع) تردیدی ندارم و این را عرضه کنم، در همین حالت دیدم که فشار سنگینی که روی سینه‌ام بود، برداشته شد و کم کم به هوش آمدم.
این مرجع تقلید خاطرنشان کرد: وقتی به هوش آمدم، فرزندم در بالین من نشسته بود و گفت، در این مدت شما پشت سر هم می لرزیدید و اشک از چشمانتان سرازیر بود.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟