زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


۶ کلید طلایی که قفل آلودگی هوا مکزیکوسیتی را باز کرد

دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران گفت: اجرای جامع و دقیق ۶ مولفه مدیریتی مکزیکوسیتی در مهار آلودگی هوا می تواند درمان درد نفس تنگی پایتخت باشد.


۸ دستور حرکتی اندروید که استفاده از این سیستم عامل را سرعت می دهند

دستورهای حرکتی مختلفی در سیستم عامل اندروید وجود دارند که باعث سریع‌تر شدن کار‌ها می‌شوند. این دستورها در بخش‌های مختلفی از این سیستم عامل جای گرفته‌اند.


کشف جسد متلاشی شده یک زن در یافت‌آباد

جسد متلاشی شده زنی در لاین تندرو شرق به غرب پل الغدیر یافت‌آباد کشف شد.


زندگی خصوصی اسطوره فوتبال آرژانتین، دیه گو مارادونا

دیه گو آرماندو مارادونا (Diego Armando Maradona) متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ میلادی در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین است. وی را یکی از اسطوره های کم نظیر مستطیل سبز می دانند که دریبل های جادویی اش را دنیا به خاطر دارد.


صداهای خاص پیش از انقلاب

| سه شنبه ۰۷ ارديبهشت ۹۵ ساعت ۱۶:۲۳ | نسخه چاپي

 «فریدون خوشنود» پیش از انقلاب و در حوزه موسیقی پاپ، آهنگساز مشهور و پرکاری بوده است. ترانه های محبوب بسیاری با ملودی و تنظیم های او در تاریخ موسیقی پاپ ایران ماندگار شده اند و بخش درخور توجهی از خوانندگان مطرح آن دوران با وی همکاری کرده اند.
پس از انقلاب اما تنها با «علیرضا افتخاری» و «محمد حشمتی» کار کرده است. «مرد غریب» ترانه ای است که خشنود، آهنگسازی آن را برای قرار گرفتن در فیلم «تنها مرد محله» انجام داد و «فریدون فروغی» آن را خواند؛ اما در نهایت با صدای خواننده دیگری در فیلم یاد شده قرار گرفت. عجیب اینکه «سعید دبیری» ترانه سرای «مرد غریب» تا سال گذشته و هنگام انتشار مجموعه ترانه هایش، از این اجرای فروغی از ترانه اش بی خبر بود. اوایل زمستان امسال با فریدون خشنود در دفتر کارش به گفتگو نشستیم.
آقای خشنود! ترانه «مرد غریب» چگونه به دست شما رسید و خواننده را بر چه مبنایی انتخاب کردید؟
- صحبت از یک فیلم سینمایی با عنوان «تنها مرد محله» بود که کارگردان و تهیه کننده فیلم علاقه مند بودند صدای خاصی ترانه اش را بخواند. صداهای خاص ما پیش از انقلاب، «فرهاد» و فریدون بودند. خوشبختانه شبیه هم نبودند اما هر دو در فضایی خاص می خواندند و متفاوت از دیگر خواننده ها. آنها سبک شان نزدیک به هم بود ولی باز با هم متفاوت بودند.
سوژه فیلم را به ما دادند و بر اساس داستان این فیلم، شعر مناسب را جستجو می کردیم که به شعر «مرد غریب» سروده سعید دبیری برخوردیم. من موسیقی و ملودی آن را بر اساس یک تم ایرانی ساختم چون من دستگاه های موسیقی ایرانی خودمان را خیلی دوست دارم. اصیل است؛ متعلق به خودمان است؛ توی رگ و پوست و استخوان ماست. البته کمی هم نمک پاپ به آن اضافه کردم و حال و هوای موسیقی پاپ به آن دادم. بعد از فریدون فروغی دعوت کردیم که بیاید و آن را اجرا کند.
فرهاد

اما اجرایی که روی فیلم قرار گرفته است را خواننده ای به نام «محمود وصفی» خوانده است؟
- «مرد غریب» را مطمئنا برای بار نخست، فریدون خواند چون اصلا کارگردان فیلم دنبال صدایی خاص برای اجرا روی فیلم بود و آنها فریدون را می خواستند، حالا چرا بعد، آن را محمود وصفی خواند و روی فیلم تنها مرد محله قرار گرفت، من دلیلش را نمی دانم.
به جز آن «صدای خاص» که فریدون داشت، چه خصوصیات دیگری در نوع اجرای او بود؟
- فریدون حسش خیلی خوب بود. از درون می خواند و خاص و متفاوت بود. کلام را خوب بیان می کرد. موسیقی را هم می شناخت و خیلی راحت و سریع می توانست با آهنگ و شعر، ارتباط برقرار کند. نیازی به تمرین زیاد نداشت. فریدون خودش آهنگساز بود. نوازنده گیتار بود، پیانو را هم تا حدی می نواخت و با موسیقی آشنایی داشت. وقتی که ملودی را می شنید و خوشش می آمد، دیگر تمام بود و هیچ مشکلی این وسط وجود نداشت و با یکی دو بار تمرین، کار را تمام می کرد.
خواننده باید بتواند بدون توقف آهنگ را اجرا کند چون بعدا لازم می شود که روی صحنه یا کنسرت هم همینطور بخواند و این باید جزو هنر و قدرت خواننده باشد.ی کی از دلایلی که برخی از خواننده های قدیمی ما، مثل فریدون فروغی، اسطوره شدند و کارهایشان اینقدر به دل می نشیند، همین است که می توانستند از حس ترانه و اجرا خارج نشوند. این کار، کار مشکلی است، خواننده نیاز به تمرین زیاد دارد و همین تمرین زیاد سبب بهبود کیفیت اجرا می شود.
«مرد غریب» در کدام استودیو ضبط شد و آیا موقع اجرای فریدون شما هم حضور داشتید؟
- بله، من حضور داشتم. اگر آهنگساز حضور نداشته باشد، کار نمی تواند درست ضبط شود. آهنگساز وقتی یک ملودی را می سازد، باید به عنوان ناظر ضبط، بالای سرِ خواننده باشد تا خواننده آن چیز را که بوده بخواند. این کار در استودیو «پاپ» ضبط شد. آن موقع استودیو پاپ را تازه آقایان «ویگن داوودی» و «آندرانیک» افتتاح کرده بودند و توسط آنها اداره می شد.
تنظیم این کار را هم شما انجام دادید؟
- بله، تنظیم هم کار من بود و از گروه کُر ارکستر سمفونیک استفاده کردیم.
به نظرتان هنگام ضبط چقدر حضور ترانه سرا الزامی است؟
- حضور ترانه سرا خیلی مهم است. مهمتر از آن، این است که ترانه سرا، عاشق کارش باشد، نسبت به آهنگسازش شناخت داشته باشد و به او اعتماد کند. چون گاهی اوقات ملودی می تواند حس شاعر را تغییر بدهد و شاعر شاید بخواهد بعضی از قسمت های شعرش را بر اساس ملودی تغییر دهد. این اتفاق برای من خیلی پیش آمده است. در ضمن، مهم ترین فایده حضور ترانه سرا سرِ ضبط این است که می تواند نوع بیان خواننده را در ادای کلمات و در راستای مفهوم شعر و ترانه کنترل کند. درست است که آهنگساز، ملودی و حس خواننده را می خواهد ولی باز ممکن است خواننده در ادای بعضی از کلمات، حس لازم را نداشته باشد و اینجاست که ترانه سرا می تواند نحوه ادای کلمات توسط خواننده را کنترل کند. حس لازم را به وجود آورد و به آهنگساز و خواننده کمک کند. در کنارش هم، آهنگساز باید مطالعات شعری داشته باشد تا مجموع کار خوب شود.
فرهاد

یکی از مشهورترین سروده های دوران انقلاب، ساخته شماست؛ از ساخت آهنگ «الله الله» برایمان بگویید.
- ابتدا، آهنگ «الله الله» را تقریبا تمام کرده بودم ولی می دیدم که هیچ شاعری حاضر نیست در کنار من قرار بگیرد چون هنوز حکومت شاه حاکم بود و آنها نگران بودند و وحشت داشتند. آن زمان روزنامه نگار معروفی داشتیم به اسم «حسین سرفرازی» که در رادیو هم فعال بود. ایشان آن موقع تعدادی ترانه هم به من داده بود تا روی شان کار کنم. به ایشن زنگ زدم. مختصری برایش گفتم که خیلی استقبال کرد. از او خواستم حضورا بیاید. وقتی آمد، فضای کار را برایش زدم و زمزمه کردم.
گفت «این خیلی عالیه» و بعد شروع کرد به جمع و جور کردن شعر. شعر ایشان که تمام و کار آهنگ و ترانه آماده و تکمیل شد، تازه به این رسیدیم که حالا چه کسی باید آن را بخواند و اجرا کند. من گفتم: «باید صدایی باشد که مردم نشنیده باشند، اصالت داشته باشد، مردمی باشد و حزن داشته باشد» و ادامه دادم که من این شخص را می شناسم. آقای سرافراز پرسید «می تواند این کار را بخواند؟!» گفتم بله و به «رضا رویگری» زنگ زدم که پیش ما بیاید.
گفت، آخر ما باید هر روز صبح برویم توی خیابان برای راهپیمایی و ...؛ گفتم ما کاری می کنیم که این حضور مردمی، باشکوه تر، عظیم تر و بهتر شود. ایشان آمد و وقتی کار را شنید، به گریه افتاد و گفت که با کمال میل اجرا می کند. در آن دوره اغلب استودیوها آمادگی نداشتند یا زیر بار چنین کاری نمی رفتند. تنها استودیویی که بلافاصله استقبال کرد، «رحیم شب خیز» بود که استودیو «صبا» را داشت و گفت بیا، من انجامش می دهم.
پاییز 1357 بود. ما قرار گذاشتیم که قبل از شروع حکومت نظامی، به استودیو برویم. یک مقدار زنجیر سیه زنی برداشتیم و طبل و سنج بردیم و درام هم که در استودیو بود. قبل از شروع حکومت نظامی رفتیم و تا شب صبر کردیم. اول من یک خط پیانو زدم و ضبط کردیم تا مشخص شود رضا می خواهد چه بخواند. بعد ریتمش را پیاده کردم کردم و طبل و سنج و باقی سازها را خودم زدم. خط ملودی مشخص شد و رضا خواند.بعد نوبت به ضبط گروه کُر رسید.
گروه کُر نداشتیم! مرتب من و رضا تکرار کردیم و خواندیم، تکرار کردیم و خواندیم تا کُر هم ساخته شد؛ آن هم دو نفره! حالا نوبت به ضبط صدای زنجیر رسید. من و رضا پیراهن هایمان را درآوردیم و با هم شروع به زنجیر زنی کردیم. آن موقع استودیو صبا تازه توان هشت خط ضبط را پیدا کرده بود. به مرور ضبط می کردیم و می ریختیم روی همان هشت خط. در آخر از رضا هم خواستم که یک اذان رویش بخواند و اذان و دکلمه آیه قرآن را هم خواند و ضبط شد. کل کار شد 13 دقیقه. کار را بردم منزل و به همراه خانواده شروع کردیم به تکثیر روی کاست.
شب ها ضبط می کردیم و صبح ها بین مردم، جلوی مساجد، دانشگاه ها، مدرسه ها و حین راهپیمایی بین جمعیت به طور رایگان پخ شمی کردیم. البته بعدا با خبر شدیم که در لاله زار ضبط کردند و تکثیر می کنند و مردم برای به دست آوردن این نوار، صف می کشیدند ولی آنها می فروختند. این موضوع مرا را ناراحت کرد چون ما یک کار مردمی و رایگان انجام داده بودیم. چند روز بعد این آهنگ را روی وانت ها و با بلندگوهای بزرگ، در بین راهپیمایی ها و با صدای بلند پخش می کردند. این جریان ادامه داشت تا اینکه رسید به روزی که آقای «حسینی» در صدا و سیما، اعلام کرد: «هم اکنون ما پیروزی جمهوری اسلامی ایران را اعلام می کنیم.» بلافاصله بعد از تمام شدن صحبت ایشان، این آهنگ پخش شد.
مردم دیگر در شادی و سرور غرق شده بودند و این آهنگ هم مدام در همه جا پخش می شد. مردم از پیش از انقلاب و زمان پیروزی انقلاب و تا به امروز با این آهنگ زندگی کرده و می کنند و خوشبختانه هنوز هم ادامه دارد و هر سال که به دهه فجر می رسیم، خود من هم ثانیه شماری می کنم تا باز هم این آهنگ از صدا و سیما پخش شود.
فرهاد

گویا یک اجرای گروهی پس از انقلاب نیز از این آهنگ داشته اید!
- زمانی که مرحوم «محمد بیگلری پور» در صدا و سیما حضور داشت، به من گفت که این کار را با ارکستر سمفونیک اجرا کنیم، چون این اجرا ماندگار می شود. من استقبال کردم. کار با ارکستر سمفونیک صدا و سیما و با 40 خواننده کُر تنظیم شد. یک بار رضا رویگری خواند که خوب بود ولی برای اینکه این کار جذاب تر و متفاوت شود، از چهار خواننده استفاده کردیم. «حبیب غلامعلی»، «حسن زاده»، «چنگیز حبیبیان» و «فریدون بیگدلی». حدود 15 سال پیش بود. کار خیلی قشنگی شد. هر کدام از این خواننده ها، یک قسمت از ترانه را می خواندند.
اول حبیب غلامعلی شروع می کرد، بعد حسن زاده و چنگیز حبیبیان آن قسمت اشک یتیمان را خیلی با حزن و زیبا اجرا کردند و در آخر هم فریدون بیگدلی. این کار در دهه فجر رفت روی آنتن ولی مردم مرتب به صدا و سیما زنگ زده بودند و اعتراض می کردند که ما همان اجرای اول را دوست داریم و این را بردارید. ما همان نوستالژی، همان فضا و همان صدا را می خواهیم. ارکستر خیلی باشکوه اجرا کرده بود و همینطور خواننده ها اما شاید ما نتوانستیم آن حرفِ دل مردم را بیان کنیم. آن موقع فقط ما دو نفر، من و رضا رفتیم استودیو و تمام آن فضا را ایجاد کردیم. رادیو و تلویزیون هم به احترام خواست مردم، این اجرا را برداشت و دوباره همان اجرای اول را پخش کرد.
از شما سپاسگزاریم.
منبع:ماهنامه هنر موسیقی
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: