خرس های قطبی در جستجوی غذا

این تصاویر که در آلاسکا گرفته شده نشان می دهد که چگونه سر یک خرس قطبی در هنگام جستجو برای یافتن غذا در میان استخوان غول پیکر یک نهنگ گیر می کند.



توقف صادرات مرغ وتخم مرغ بدلیل آنفلوانزا؛ تخم‌مرغ نیم‌پز نخورید

رئیس هیات مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه صادرات مرغ و تخم مرغ متوقف شده است، گفت: مردم از مصرف مرغ و تخم مرغ نیم پز خودداری ...


شراره رخام از بی ارزش ترین نوع افتخار در اینستاگرام نوشت

شراره رخام در جدید ترین پست خود در اینستاگرام از بی ارزش ترین نوع افتخار و در عین حال باارزش ترین آن متنی منتشر کرد.


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


پانته‌آ پناهی ها: تئاتر را برای زندگی كردن دوست دارم

| سه شنبه ۰۷ ارديبهشت ۹۵ ساعت ۱۶:۲۶ | نسخه چاپي

 شاید در نخستین صحنه‌هایی که از «نفس» می‌بینید، باورتان نشود پیرزن بداخلاق و غرغروی شصت و هفت، هشت ساله «نفس»، پانته‌آ پناهی‌های مهربان و دوست‌داشتنی است که ٣٠ سال از نقش خود کوچک‌تر است. هر بازیگر کاربلدی می‌داند بازی در اینچنین نقش‌هایی جرات و البته قدرت ریسک بالا می‌خواهد و پناهی‌ها بازی در چنین نقشی را قبول کرده تا به گفته خودش به نکات جالب و قابل کشف در هنر بازیگری دست یابد.
تئاتر
پانته‌آ پناهی‌ها نقش «ننه‌آقا» را عجیب‌ترین و دور از ذهن‌ترین نقشی می‌داند که تا به حال بازی کرده است. برای توصیف نقش‌آفرینی این بازیگر در فیلم «نفس» می‌توان به نقطه نظر هوشنگ گلمکانی، منتقد سینمای ایران و نقدی که پس از جشنواره فیلم فجر نوشت، رجوع کرد. گلمکانی در بخشی از نظر خود اینچنین گفته بود که «در همان نخستین سکانس، پیرزن روستایی پرده را تسخیر می‌کند. یک پیرزن به‌شدت آشنا و باورپذیر، فارغ از جلوه‌گری‌های نمایشی مصنوعی.»
پانته‌آ پناهی‌ها این روزها با فیلم «نفس» به کارگردانی نرگس آبیار در جشنواره جهانی فیلم فجر حضور دارد. با این بازیگر درباره جزییات نقش «ننه آقا» در این فیلم سینمایی به گفت‌وگو نشستیم.
در فاصله بین بازی در فیلم‌های «مواجهه» و «آن مرد را نکشید» تا بازی در فیلم «خانوم» تینا پاکروان حدود ١٠  سال در سینما بازی نکردید. دلیل حضور نداشتن در طول این سال‌ها در سینما چه بود؟
واقعیت این است که از بازی در تئاتر لذت می‌بردم و دلم نمی‌خواست به سینما بیایم. از دنیای بازیگری سینما لذت نمی‌بردم و از داستان‌هایی که پیرامون هنر بازیگری در سینما وجود داشت نیز خوشم نمی‌آمد. زمانی که تازه وارد تئاتر شده بودم، پیشنهاد بازی در سینما به من داده شد. اما من خواستم که اجازه دهند به جای بازی منشی صحنه شوم ولی در نهایت یک نقش هم بازی کردم. به این ترتیب بازی در فیلم «مواجهه» در کنار کار منشی صحنه بودنم اتفاق افتاد. بعد از این فیلم در سال ٧٩ در فیلم «آن مرد را نکشید» رفتم اما بعدها توقیف شد. همان‌جا بود که تصمیم گرفتم دیگر بازیگری سینما نکنم و همزمان با بازی در تئاتر، پشت صحنه سینما بمانم. تا اینکه همکاری و دوستی دلنشینی بین من و تینا پاکروان سر فیلم «وقتی همه خوابیم» بهرام بیضایی شکل گرفت. بعد از آن تینا به من گفت من نقشی برایت در فیلم خودم نوشته‌ام و تو باید آن را بازی کنی و من هم قبول کردم.
در واقع با فیلم «خانوم» به کارگردانی تینا پاکروان به بازی برگشتید و آغاز موفقیت‌های بعدی خود در عرصه بازیگری در سینما را به نوعی کلید زدید.
همین طور است. بعد از به پایان رسیدن بخش اول «سرزمین کهن» ساخته کمال تبریزی، حرفه منشی صحنه در سینما را کنار گذاشتم و تئاتر را جدی دنبال ‌‌کردم. در همین زمان بود که با کیارش اسدی‌زاده آشنا شدم و گفت که فیلمنامه‌ «گس» را نوشته و نقشی برای من نیز در نظر گرفته است و تاکید کرد که اگر کمک نکنم، نمی‌تواند فیلم را بسازد. خلاصه با اصرار زیاد و البته توجه به این موضوع که قرار بود صابر ابر نقش مقابل مرا را بازی کند، قبول کردم. در واقع بازی در این دو فیلم به شکل حرفه‌ای برای من اتفاق نیفتاد و به واسطه دوستی با عوامل، کاملا دلی کار کردم.
برای هر دوی آنها هم جایزه‌هایی گرفتید؟
بله. «گس» در ونیز جایزه مجموع بازیگران را گرفت و در جشنواره فجر در بخش فیلم اولی‌ها برای فیلم «خانوم» جایزه ویژه‌ای به من و امیر جدیدی داده شد.
در صحبت‌های خود اشاره کردید بازی در سینما را از ابتدا خیلی دلی شروع کردید. حال سوال این است که از چه زمانی بازیگری سینما را به عنوان یک حرفه جدی دنبال کردید؟
بعد از «گس»، کاوه سجادی حسینی از نقش زنی کر و لال در فیلم جدیدش «بوفالو» به من گفت و من هم برای بازی رفتم. البته بخش عمده‌ای از نقش در تدوین از دست رفت اما تجربه جالبی برای من بود. از آن فیلم به بعد ماجرای بازیگری به عنوان شغل جدی‌تر شد و حس کردم در کنار بازیگری به عنوان یک شغل، می‌توان از کار در سینما هم لذت برد.
در ادامه هم بازی در فیلم «من دیه‌گو مارادونا هستم»، سریال «شهرزاد» و فیلم «آاادت نمی‌کنیم» را تجربه کردید تا اینکه در نهایت به فیلم سینمایی «نفس» رسیدید. این‌طور نیست؟
بله، دقیقا همین مسیر را طی کردم.
در ادامه این مسیر از آشنایی خود با نرگس آبیار بگویید و توضیح دهید که چرا برای بازی در نقش «ننه آقا» انتخاب شدید؛ در حالی که از این نقش ٣٠ سالی کوچک‌تر بودید؟
روزبه سجادی حسینی، دستیار کارگردان، در جریان بازی من در فیلم «بوفالو» بود و من را به نرگس آبیار پیشنهاد داد. کارگردان هم معتقد بود حضور بازیگر همسن و سال «ننه آقا» در این پروژه با وجود شرایط سخت کاری انتخاب اشتباهی است و نیاز به بازیگر پرانرژی‌تری دارد.
پذیرفتن چنین نقشی سخت و البته جرات می‌خواست. از انجام چنین ریسکی در حرفه بازیگری نترسیدید؟
به عنوان کسی که سال‎ها در پشت صحنه کار کرده‌ام، دقت و وسواس زیادی داشتم و می‌دانستم بازی در این نقش خیلی ریسک دارد. اما نترسیدم فقط کنجکاو بودم و جالب بود که ببینم از پس کار برمی‌آیم یا خیر.
تئاتر
برداشت اولیه شما از نقش چه بود؟
«ننه آقا» به علت سن بالا و بومی بودن کاراکتر از من بسیار دور بود و همین موضوع در آغاز مرا هیجان‌زده کرده بود. از ابتدا به خانم آبیار هم گفتم از تمرین نمی‌ترسم. تمرین کنیم و ببینیم این لحن و کلامی که شما می‌خواهید در لهجه‌ام وجود دارد یا نه و قرار شد بعد از این مرحله قرار تست گریم بگذاریم.
مجموع تمرین‌ها با خانم آبیار چقدر طول کشید و تا چه حد موثر بود؟
برای رسیدن به نقش هم با خانم آبیار تمرین می‌کردم و هم با افراد زیادی هم‌تیپ نقش آشنا شدم. بسیاری از افراد را می‌دیدم، صدای آنها را گوش می‌دادم و تازه بعد از یک هفته از فیلمبرداری که تغییرات زیادی در گریم و بازی به وجود آمد، به این نتیجه رسیدیم که ادامه دهیم.
در طول بازی برای شما پیش آمده بود که بگویید‌ ای کاش صحنه‌ای را به گونه دیگری بازی می‌کردید؟
حتما پیش آمده. پیش از بازی در نقش «ننه آقا» در تئاتر، اتود کاراکترهایی که سن بیشتر از خود بازیگر داشتند، می‌زدم. اما متوجه شده‌ام این قبیل نقش‌ها نیاز به تمرکز دارد. بعضی جاها سر فیلمبرداری به دلیل شلوغی صحنه، تمرکز خود را از دست می‌دادم و الان که فیلم را می‌بینم، می‌گویم ای ‌کاش فلان جا را این طور بازی نمی‌کردم.
وقتی نخستین بار خودتان را در فیلم دیدید، انتظارتان از نقش همان بود که داشتید؟
بازخورد بدی از نقش تا به حال نشنیده‌ام و ندیده‌ام اما خودم هنوز وقتی خودم را در فیلم می‌بینم تا حدی از دیدنش خجالت می‌کشم.
خجالت چرا؟
نمی‌دانم. من همیشه از نقشی که بازی می‌کنم، خجالت می‌کشم و وقتی بازی خودم را می‌بینم به نظرم از همه بدتر هستم. به این معروفم که بعد از تئاترهایم همیشه گم می‌شوم. مگر اتفاق خاصی بیفتد و مثلا ٣٠ اجرا رفته باشم تا من کم‌کم پیدا شوم. در سینما هم اساسا با شنیدن صدا و تصویر خودم اذیت می‌شوم. حال عجیبی است و وقتی خودم را روی پرده می‌بینم، از خجالت در صندلی فرو می‌روم!
دلیلش چیست؟
اساسا شخصیتی تا این اندازه برون‌گرا ندارم. پس آنچه بر پرده یا صحنه از خودم به عنوان بازیگر می‌بینم با من واقعی، کاملا متفاوت است. در عین حال اصلا حتی هنوز نمی‌دانم که بازیگر خوبی هستم یا نه. فقط تلاش می‌کنم آنچه به من سپرده شده، با تمام توان انجام دهم و به دلیل سال‌ها تجربه‌ام در حرفه منشی صحنه، هنگام بازی دقت زیادی در بازیگری دارم و نکات اشتباه خیلی سریع برای من جلب‌توجه می‌کند.
تئاتر
آیا الگویی برای رسیدن به کاراکتر «ننه آقا» داشتید؟ یا چه تمهیداتی برای نزدیک شدن به نقش انجام می‌دادید؟
خانم آبیار خانمی را می‌شناخت که شبیه نقش بود. کاملا به شخصیت او اشراف داشت و می‌دانست چه رفتارهایی دارد. آن الگوی بخصوص را من هیچ‌وقت از نزدیک ندیدم اما با کمک‌های خانم آبیار با کاراکتر مورد نظر آشنا شدم و سعی کردم نقش را به او شبیه کنم. البته در لهجه الگوهایی داشتم که از نزدیک می‌دیدم‌شان، به لهجه‌های قمی‌شان دقت می‌کردم و تکه‌کلام‌های خاص را برمی‌داشتم.
به فیزیک انتخاب شده برای نقش‌تان چگونه رسیدید و تئاتر در این مسیر تاچه حد موثر بود؟
قطعا تئاتر برای رسیدن به این نقش، تاثیرگذار بوده است. همان روزهای اول من سه مدل راه رفتن یک پیرزن از خودم به خانم آبیار نشان دادم. چون الگوی راه رفتن و حالت پا را هرگونه که انتخاب کنی به بقیه بدنت هم شکل می‌دهد. کارگردان هم یکی از آنها را انتخاب کرد. در ابتدا تصویر من از یک پیرزن، کسی به این فرزی نبود. زمان فیلمبرداری و اوقات بیکاری در یزد با همان تیپ «ننه‌آقا»، به دور و بر می‌رفتم و خانم‌های پیری را می‌دیدم که در باغ‌ها کار می‌کردند و فرز بودند و تند و چابک. چیزهای زیادی را از آنها دیدم و یاد گرفتم و در کل ذهنیتم نسبت به نقش تغییر کرد.
ارتباط با چهار تا بچه‌ شیطان و بازیگوش که بیشترین بازی را با آنها داشتید، چگونه شکل گرفت؟
وقنی وارد کار شدم، خانم آبیار به من گفت با بچه‌ها جدی باش و بگذار تو را با گریم و لباس ببینند و به عنوان «ننه‌آقا» باورت کنند. روزهای اول ارتباطم با آنها تنها در دورخوانی‌ها بود آن هم با لهجه. پس از دورخوانی‌ها هم سعی می‌کردم سریع از محیط خارج شوم تا با آنها روبه‌رو نشوم. در یزد صبح‌ها گریم می‌شدم. بعد از اتمام کار با همان لباس و اکسسواری که داشتم به هتل می‌رفتم و بچه‌ها من را همیشه با همان هیبت می‌دیدند.
یعنی همان اندازه که در فیلم از شما حساب می‌بردند، در واقعیت هم همین‌طور بود؟
از آنجا که «ننه آقا» کمی خشن و ترسناک است، فقط یکی از بچه‌ها (چغاله بادوم) آن هم به دلیل کوچک بودن به «ننه آقا» نزدیک است. در واقعیت هم روژان بازیگر «چغاله بادوم» در موقعیت‌های مختلف به من نزدیک می‌شد و خوش‌اخلاقی می‌کرد. به مرور با پیش رفتن کار، بچه‌ها یاد گرفتند و پذیرفتند که یک «ننه‌آقا»ای هست و یک خاله پانی و واقعا بین این دو فرق می‌گذاشتند.
از تجربه بازی کنار مهران احمدی به عنوان نقش مقابل بگویید.
در «نفس» همکاری حرفه‌ای و دلنشینی میان من و مهران احمدی شکل گرفت. نقش‌های‌مان به دل جفتمان نشسته بود، آن را درک کرده بودیم و با هم در این مسیر همدل بودیم که تا چه حد «ننه‌آقا» و «غفور» آدم‌های بدبختی هستند. در واقع داستان برای ما تبدیل به زندگی شده بود. جاهایی بود که به عنوان بازیگر نیاز داشتم تا از درستی کارم مطمئن شوم و مهران احمدی به عنوان نقش مقابل به من قوت قلب می‌داد و مرا خاطر جمع می‌کرد. همیشه در تئاتر هم می‌گویم بخش مهمی از نقش به بازیگر مقابل برمی‌گردد. بعد از کارگردانی و متن، آنچه بازیگران را بر روی صحنه باورپذیر می‌کند، زندگی است که بین بازیگران روی صحنه جریان پیدا می‌کند و اگر این زندگی بین هم بازی‌ها به جریان نیفتد، دیگر برای مخاطب باورپذیر نخواهد بود یا حداقل به دل نمی‌نشیند. من زندگی تئاتری‌ام را مدیون کسانی بودم که نقش مقابلم بودند و اگر آنها نبودند به تنهایی نمی‌توانستم کاری انجام دهم. در واقع هنگام کار آنها را از خودم می‌دانم و فکر می‌کنم جمعی هستیم که باید حال مشخصی را نشان دهیم و بازی کنیم. خوشبختانه تا به حال اتفاق نیفتاده با کسی همبازی شوم که نتوانیم با هم ارتباط خوبی برقرار کنیم.
شما سال گذشته با سه فیلم «نفس»، «آااادت نمی‌کنیم» و «لاک قرمز» و با نقش‌های متفاوت در جشنواره فیلم فجر حضور داشتید. برخلاف پیش‌بینی بسیاری از منتقدان و کارشناسان با وجود بازی خوب در فیلم «نفس» حتی جزو کاندیدای نقش اول هم نبودید. از این قضیه ناراحت نشدید؟
نه به هیچ عنوان.
تئاتر
خواهش می‌کنم صادقانه بگویید.
راستش را بگویم؟ اصلا نه. از قبل جشنواره همه به من می‌گفتند تو قطعا یکی از کاندیداهای امسال خواهی بود. اما همیشه معتقدم چیزی که همه می‌گویند، اتفاق نمی‌افتد. البته وقتی می‌شنیدم که از بازی در «نفس» تعریف می‌شود خیلی خوشحال می‌شدم اما همیشه نسبت به خودم از همه منتقدان بدتر و سختگیرتر هستم. هرزمان هم که در تئاتر جایزه‌ای گرفته‌ام، شرمنده بقیه شده‌ام و سر تعظیم فرود آورده‌ام. معتقدم جایزه گرفتن باری را بر دوش آدم می‌گذارد که بسیار سنگین است. نقش «ننه آقا» کاملا متفاوت و سلیقه‌ای است و خیلی‌ها ممکن است بگویند اصلا چرا من چنین نقشی را بازی کرده‌ام.
نقش خاصی هست که دوست داشته باشید برای یک‌بار هم که شده آن را بازی کنید؟
نقش خاصی نیست اما بازی در «جینگو» تورج اصلانی برای من به عنوان بازیگر، دنیای فانتزی داشت که جالب بود و معتقدم در سینمای ما هنوز کم است و به نظرم تجربه‌اش برای بازیگران باید بسیار جذاب باشد.
آیا نقشی هم بازی کردید که بگویید کاش بازی نمی‌کردم؟
تمام انتخاب‌هایم در بازیگری دلی بوده و سعی کرده‌ام، نقش‌هایی را انتخاب کنم که برای خودم هم نکته جالب و قابل کشف داشته باشد. سال گذشته متاسفانه به خاطر کمک کردن به بعضی از دوستانم که فیلم اول‌شان بود، نقش‌هایی را قبول کردم که شاید اگر می‌خواستم از مقام یک بازیگر حرفه‌ای به قضیه نگاه کنم، نباید آن را می‌پذیرفتم. در پایان سال کاری به این نتیجه رسیدم الان دیگر در موقعیتی نیستم که هر کاری را قبول کنم و من که همیشه وسواس زیادی در انتخاب نقش‌هایم در تئاتر داشتم، در سینما هم باید این وسواس را ادامه دهم تا دیگران هم جدی بگیرند. پس وقفه‌ای برای خودم به وجود آورده‌ام که بیشتر فکر کنم تا بتوانم انتخاب درستی کنم. همین طور بیشتر بخوانم و مطالعه کنم تا اگر بقیه از من انتظاری دارند، بتوانم انتظارات آنها را برآورده کنم.
بهترین نقشی که تاکنون بازی کرده‌اید، کدام بوده است؟
هنوز در سینما نقشی که فکر کنم با دیدن آن نتوانم ایرادی از آن نگیرم، اتفاق نیفتاده است اما از لحاظ حسی نقش «طوبی» در فیلم «خانوم» برای من فیلم اولی بوده است و عجیب‌ترین و دور از ذهن‌ترین نقش هم «ننه‌آقا» در فیلم «نفس» بوده است و در عین حال از جهت روانی کاراکتر «اعظم» در «لاک قرمز» برای من سخت‌ترین نقش به شمار می‌آید. در تئاتر اما فکر می‌کنم اگر خودم را هم بکشم نقش ماری در «ویتسک» برایم تکرار نمی‌شود و دیگر هیچ گاه در آن موقعیت و چنین نقشی قرار نخواهم گرفت. بازی کردن در نقش ماری که نقش کاملا دراماتیکی است از شانس‌های زندگی‌ام بوده و به نظرم به معنای دقیق کلمه شاه نقش است.
کارگردانی رضا ثروتی هم تاثیر داشت؟
اگر رضا ثروتی نبود، شاه نقش نمی‌شد. او ماری را به شاه نقش تبدیل کرد. کارگردان‌های مختلف دنیا مانند ورنرهرتزوک این داستان را کار کرده‌اند اما ماری در آنجا نقش دو را دارد.
با این حساب می‌شود گفت که تئاتر را به سینما ترجیح می‌دهید.
تئاتر را برای زندگی کردن و لذت بردن ترجیح می‌دهم. در موقعیتی هستم که به خاطر سابقه‌ام هر تئاتری را نمی‌توانم کار کنم که من را راضی نگه دارد و به من لذت دهد. پس باید چیز جدیدی در نقش باشد تا قبولش کنم. البته ممکن است با توجه به اینکه سنم به عنوان یک بازیگر بالا می‌رود آنچه در تئاتر دوست دارم دیگر اتفاق نیفتد.
تئاتر
به عنوان آخرین سوال و به بهانه اینکه این روزها «نفس» در جشنواره جهانی فجر حضور دارد، به نظر شما بین فیلم‌های خارجی که از کارگردانان مطرح دنیا در جشنواره امسال حضور دارند، با کدام ویژگی‌های منحصر به فرد می‌تواند در جشنواره مطرح شود؟
فیلم «نفس» اثر متفاوتی از ایران است که می‌تواند سینمای ایران را به شکل جدیدی به دنیا معرفی کند. دنیای کودکانه‌ای که به شکل فانتزی گاهی با انیمیشن به تصویر کشیده و روایت می‌شود. قصه و درام عجیب و خاصی هم ندارد و تنها یک روایت ساده و کودکانه است. فکر می‌کنم اگر هرکس ساده به تماشای این فیلم بنشیند، از تماشای آن لذت می‌برد و به نظرم برای میهمانان خارجی می‌تواند جالب و نو باشد.
تصویر تمام‌قد از ایرانی قربانی جنگ مهدی نادری، کارگردان: به اعتقاد من مهم‌ترین ویژگی فیلم «نفس» این است که ایران قربانی جنگ را که همواره در مقام دفاع از خود برآمده به جهانیان توضیح می‌دهد. از سوی دیگر این فیلم برای من از این جهت دوست‌داشتنى است که ساختارى ناتورالیستى دارد و فارغ از قصه‌گویی است. این اثر به خوبى مى‌تواند ایران را در حالى که ناخواسته با پدیده جنگ روبه‌رو شده به دنیا نشان دهد. سینماى ناتورالیستی، قصه‌پردازی نیست اما زمینه به وجود آمدن ایده براى سینماى مدرن است. همین ویژگی‌هاست که «نفس» را دوست‌داشتنى کرده است.
فیلم «نفس» یک اثر سینمایى جامعه‌شناسى است که ایران بعد از جنگ را نشان می‌دهد. بهار، کودک نخبه‌اى است که با یک دنیا امید و تلاش زندگی مى کند، اما یکباره به دلیل جنگ زندگی‌اش به پایان می‌رسد و به همین دلیل است که عده‌اى این فیلم را تلخ مى‌دانند چراکه انسان در این فیلم با حسرت‌هاى بزرگى باقى مى‌ماند.
این فیلم شرح لطمه‌هایی است که از پدیده شوم جنگ بر ملت ایران وارد شده است. این فیلم توصیف زندگی خانواده‌هایى است که با فقر و بى‌عدالتى مواجه بودند و حتى با جنگ هم تغییری در زندگی آنها رخ نمى‌دهد چراکه بدون هیچ چشمداشتی و تمام‌قد براى کشورشان ایستادند و تجربه تاریخی هر ایرانی نشان داده که از این دست افراد در زندگی هریک از ما ایرانیان کم نبوده است.
فیلم، روابط انسانی در خانواده‌های ایرانی را به بهترین شکل نشان می‌دهد و می‌توان گفت که این فیلم سینمایی هوای تازه‌ای به پیکر سینمای ایران دمیده است و به خوبی می‌تواند سینمای ایران را در سی‌وچهارمین جشنواره جهانی فجر نمایندگی کند.
یک نکته هم باید در مورد کارگردانی این اثر بگویم و آن این است که سینماى ایران با حضور فیلمسازان زنی چون نرگس آبیار قدرت ویژه‌اى مى‌گیرد.
بازی‌های این فیلم هم قابل توجه هستند. بازى درخشان کاراکتر اصلی فیلم که کودکى هشت ساله به نام بهار است در سینمای ایران کم‌نظیر است و به جرات مى‌توان نام نخبه را بر ساره نور موسوی گذاشت. البته بازى پانته‌آ پناهى‌ها کم‌نظیر بود و معتقدم بازی این بازیگر تئاتر و سینما در جشنواره فیلم فجر مورد کم‌لطفى داوران قرار گرفت.
منبع:روزنامه اعتماد
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: