الجزیره و گریم مرگ بر چهره دخترک سوری+عکس

تصویر منتشر شده از اجرای گریم "مرگ" بر چهره دختر خردسال سوری توسط چهره‌پرداز شبکه الجزیره قطر، رسوایی جدیدی برای این شبکۀ حامی تروریسم به بار ...


الجزیره و گریم مرگ بر چهره دخترک سوری+عکس

تصویر منتشر شده از اجرای گریم "مرگ" بر چهره دختر خردسال سوری توسط چهره‌پرداز شبکه الجزیره قطر، رسوایی جدیدی برای این شبکۀ حامی تروریسم به بار ...


دختر 19ساله‌ ایرانی که پهلوانی را معنا کرد

چه کسی فکرش را می‌کرد از لشگر سیاه و‌سپید مهره‌های شطرنج با آن همه استاد بزرگ و استاد بین‌المللی که آوازه نامشان مرزها را درهم نوردیده، بانویی ...


گلباران حرم مطهر رضوی

گلباران حرم مطهر رضوی توسط جمعی از زائران در اولین روز ماه ربیع الاول


فرماندار تهران: جمع‌آوری 3000 کودک متکدی؛ مخالفت قوه‌قضاییه با حضور پلیس برای جمع‌آوری این کودکان

بیش از دوهزار نفر در سامانسراها اسکان داده شدند که از این میان 173 نفر از همراهان بیماران بودند که در همراه سراها اسکان داده شدند.


مهران احمدی: هنوز من را شکیب یا بهبود صدا می زنند

| يكشنبه ۰۵ ارديبهشت ۹۵ ساعت ۲۳:۲۱ | نسخه چاپي

مهران احمدی با حضور در فیلم های عبدالرضا کاهانی به سینمای ایران معرفی شد. نکته قابل توجه در مورد بازی های او در فیلم های کاهانی تنوع نقش های این بازیگر بود. او در فیلم های مختلف این کارگردان نقش هایی کاملا متفاوت باهم ایفا کرد. تنوع در نقش ها رویه ای است که این بازیگر در اغلب کارهای خود پیش گرفته است و نمونه اخیر آن را می توان در فیلم «نفس» به کارگردانی نرگس آبیار دید.
«نفس» روایتی از کودکی های فراموش شده است؛ زندگی و امیدهایی که بر اثر اتفاقات اطراف دستخوش تغییرات می شوند. احمدی ایفاگر یکی از نقش های کلیدی فیلم آبیار است؛ فیلمی که در بخش مسابقه سینمای سعادت سی و چهارمین جشنواره جهانی فیلم فجر به نمایش درخواهد آمد.
والس

احمدی در گفتگویی به بهانه بازی در «نفس»، علاوه بر روایت حضور خود در این فیلم، مروری هم به کارنامه کاری می اندازد.
پیش از «نفس» با نرگس آبیار در «شیار 143» به واسطه نقشی کوتاه اما تاثیرگذار همکاری کرده بودید، چه شد که بار دیگر پیشنهاد همکاری از سوی آبیار را پذیرفتید؟
- آشنایی من با خانم آبیار در فیلم قبلی شان سبب شد تا پیشنهاد بازی به من در «نفس» هم داده شود و شناخت ما از همدیگر این همکاری مجدد را رقم زد اما جدای از این آشنایی قبلی، با خواندن فیلمنامه «نفس» مجذوب نوع نگاه جدیدی که فیلم داشت، شدم.
منظورتان نگاه تجربه گرای آبیار و درگیر کردن دنیا و تخیل کودکانه برای روایت برهه ای از تاریخ است که کمتر در سینمای ایران اتفاق افتاده؟
- همینطور است. حس کردم یک والس کودکانه در حال اتفاق است و وقتی تجسم می کردم قرار است به تصویر تبدیل شود، حال خوبی به من دست می داد. راستش یاد «بادبادک باز» خالد حسینی افتادم؛ چون «نفس» هم برهه ای از تاریخ ما در ایران است که با نگاه یک کودک روایت می شود. به نظرم مقایسه این دو رمان که بعد هر کدام به درام تبدیل شدند، کاملا درست و به جاست. حتی به عنوان مثال با «سینما پارادیزو» هم قابل مقایسه است.
از این حیث که وجه مشترک این فیلم ها روایت کودک از یکسری رویدادهای اجتماعی و سیاسی طی دوره ای است که جزو تاریخ و تمدن آن مملکت می شود. کودک در این میان از آن حیث اهمیت دارد که صادق است. فیلمنامه هم برای گریز از شعار و شعارزدگی و روایت عریان حقیقت همانگونه که هست، از دیدگاه کودک وارد درام می شود.
در همان مرحله اولیه و خواندن فیلمنامه به نظرتان رسید که نقش «غفور» در «نفس» باید از چه جنسی باشد و یا چه بازی خاصی را از شما طلب می کند؟
- اصولا در هر کاری که می خواهم شروع کنم، اول به نقش خودم فکر نمی کنم و فیلمنامه و مفاهیمش و این که نتیجه چه می شود، برایم مهم است. البته گاهی هم ممکن است که اشتباه کنم. بسیار پیش آمده که فیلمنامه یا داستانی را می خوانیم که ساختار درست و محکمی دارد اما فیلم در حد و اندازه داستان از آب در نمی آید ولی درباره «نفس» اشتباه نکردم و زمانی که فیلم را دیدم، خوشحال تر شدم که فیلم از فیلمنامه یک گام جلوتر است.
والس

این را صادقانه می گویید که مهمتر از پررنگ بودن نقش تان، خود فیلم و کلیتش حائز اهمیت است؟
- همین طور است. وقتی یک فیلم خوب را می بینم، به وجد می آیم و دوست دارم در یک فیلم خوب حضور داشته باشم و وقتی هم که در یک مجموعه قوی قرار می گیرم، زحمتم خواهی نخواهی دیده می شود و برایم دو سر سود خواهد بود.
پیش از فیلم «نفس» در فیلم «1359» سامان سالور که فیلم خاصی در ژانر دفاع مقدس است، بازی کرده بودید یا حتی در «شیار 143» پدر فرزندی بودید که به جبهه رفته است؛ اما این بار در «نفس» خودتان پدر جوان چهار فرزند قد و نیم قد و بی مادر هستید که با وجود مسئولیت های زیاد باز هم به جنگ می رود. از این تجربه بگویید.
- اصولا به بازی در فیلم های دفاع مقدسی خاص علاقه دارم. دوست دارم کارهای واقعی تر و به دور از شعار در این عرصه بازی کنم. اعتقاد دارم که در برهه ای از زمان عده زیادی از آدم های این سرزمین جان شان را گذاشتند تا مملکت از بین نرود و این از نظر من ارزشمند است.
دیالوگ برقرار کردن با بازیگران کودک در «نفس» چطور شکل گرفت؟ گرچه شما پیش از این در سریال «آوای باران» هم تجربه سروکله زدن با تعداد زیادی کودک نابازیگر داشتید. البته که بازی و نقش تان در این دو جنس کاملا تفاوت دارد.
- در رابطه با بازیگری ام هیچ گاه با بچه ها به مشکل برنخوردم. بچه هایم در «نفس» خوشبختانه جدا از شیطنت های عجیب و غریب، باهوش بودند. چهار بچه شیطان که مدام یک گروه 50 نفره مراقب بودند اینها با هم دیگر درگیر نشوند. لوکیشن های صعب العبور و بد آب و هوا در تابستان گرم، کار کردن با بچه ها را سخت تر هم کرد؛ اما در این مسیر خوشبختانه تیم کارگردانی و دستیارانش که سردمدارشان روزبه سجادی حسینی بود، بسیار کاربلد و با حوصله بودند و اوضاع را مدیریت می کردند. حتی من به عنوان پدر دختری 11 ساله گاهی از آنها یاد می گرفتم که چگونه می شود با بچه ها کنار آمد.
می دانم که پدر هستید و برای خواننده این مطلب جالب است که بداند تجربه پدر بودن شما تا چه اندازه در ایفای نقش «غفور» تاثیرگذار بوده است؟
- درست است که پدر هستم اما من پدری که در «نفس» می بینید نیستم. معتقدم به تعداد پدرهای دنیا، نقش برای بازی کردن وجود دارد. پدر بهار، پدر سال های 56 و 57 و آن سال هاست. پدری که مدتی در قم زندگی کرده و به واسطه زنی که پدرش از آن شهر می گیرد و چند سالی در آنجا زندگی می کنند، ته لهجه قمی دارد. بعضی از این حالات پدرانه که در فیلم می بینیم، ممکن است من هم برای دخترم باران داشته باشم.
بازی در کنار پانته آ پناهی ها آن هم در نقش نامادری در حالی که از شما هم سن و سال کمتری دارد، چطور بود؟
- پانته آ ریشه تئاتری دارد. هر کسی جرأت بازی کردن در نقشی را که از خودش 20 سالی بزرگتر است، ندارد. جرأت، جسارت و کاربلدی او را تحسین می کنم که با وجود 38 ساله بودنش نقش پیرزن 65 ساله را بازی کرد. البته اول کمی می ترسید اما با تمرین هایی که با خانم آبیار انجام داد، به استانداردهای لازم رسید و توانست اتفاق خوبی را در کارنامه کاری اش رقم بزند. با ارادت خاصی که به دیگر بازیگران خانمی که تا به حال با آنها کار کرده ام دارم، می توانم به جرأت بگویم پانته آ پناهی ها هم یکی از بهترین بازیگرانی بوده که تا به حال با او همبازی شده ام. با وجود این که اولین بار بود از نزدیک با او برخورد می کردم اما حس می کردم سال هاست او را می شناسم.
والس

کمی از بحث «نفس» فاصله بگیریم. سال 85 با فیلم «آدم» عبدالرضا کاهانی با نقشی در خورد توجه به یک دفعه روی پرده سینما حاضر شدید، در حالی که پیش از آن سال ها بازی حرفه ای و کارگردانی در تئاتر را تجربه کرده بودید. حتی دستیاری و برنامه ریزی سینما هم انجام می دادید اما چرا با تاخیر بازیگر سینما شدید یا این که شاید تا آن زمان بازی در سینما دغدغه تان نبوده.
- ورود جدی ام به عرصه بازیگری سینما از سال 85 بوده اما همانطور که گفتید از سال ها پیش از آن، تئاتر بازی می کردم. از سال 69 و قبل از آن که تحصیلاتم را در رشته بازیگری تئاتر دنبال کنم، آن هم تئاتر حرفه ای که بلیت فروشی داشت. حتی جایزه هم از جشنواره هایی گرفته بودم. زمانی تصمیم گرفتم که دیگر کار نکنم یا اگر بازی می کنم در جای درستی باشد چون از کارم راضی نبودم. ادامه این نارضایتی باعث شد تا در پشت صحنه به عنوان دستیار حضور داشته باشم و تصورم این بود که اگر قرار است بازیگری را که دوست ندارم، ادامه دهم پس بهتر است دیگر این کار را نکنم. با توجه به این که در تئاتر هم کارگردانی را تجربه کرده بودم، گفتم شاید بتوانم در سینما یک کارگردان خوب شوم اما از یک زمانی به بعد متوجه شدم که با اولین فیلم کاهانی که در گذشته تجربه مشترک داشتیم، می توانم به سینما و بازیگری برگردم.
با این حساب امسال 26 سال از بازیگری شما در تئاتر می گذرد و 10 سالگی بازیگری شما در سینماست. مطمئنا این سال ها مسیر پر فراز و نشیبی را گذرانده اید. معتقدید امروز پختگی لازم را در بازیگری به دست آورده اید؟
- کار من از پختن گذشته، ما دقیقا سوختیم و دود نکردیم...
چرا از تعبیر سوختن استفاده می کنید؟
- گلایه من از این است که چرا من را در طی همه این سال ها در نقش های متفاوت ندیده اند. کسی می تواند در مخیله اش بگنجد که بازیگر نقش رامین در «اسب حیوان نجیبی است» همان است که در «شیار 143» حضور دارد؟ این همه ندیدن دلیلش چیست؟
چطور می شود که مهران احمدی را در هفت، هشت نقش کاملا متفاوت نبینید. حتما من دارم در مسیر بازیگری راه را اشتباه می روم، پس کسی بیاید و به من بگوید معنای دقیق بازیگری این است که تو به عنوان بازیگر کافی است خودت باشی و فقط دیالوگ بگویی و ابراز احساسات شخصی کنی؛ اما تعریف من از بازیگری این نیست. بازیگری یعنی در نقش های متفاوت بتوانی قابل باور و قانع کننده ایفای نقش کنی.
اگر اشتباه می کنم، اساتید به من گوشزد کنند. انتقادپذیرم و پذیرای نقدهای بدون غرض هستم. با توجه به این که هم تحصیلاتم بازیگری است و هم بیست و پنج شش سال از عمرم را صرف بازیگری کرده ام و مانند یک کارگر در خدمت این کار بوده ام و زحمت کشیده ام.
به شانس اعتقاد دارید؟
- شانس زاییده توانمندی هر انسانی است. تا اینجا هم که آمده ام، از روی شانس بوده است. آدم خیلی پوست کلفتی هستم چون سال ها پیش به دلیل همین دیده نشدن ها باید حذف می شدم.
چرا؟
- برای این که در دایره بازی نیستم و قرار نمی گیرم و حتی الان هم آمادگی این را دارم که کلا کنار روم. باید وارد بازی بزرگان شوی و این منوال در همه جای دنیا و در همه حوزه ها هم مرسوم است. کسانی که می خواهند راه خود را بروند، از گود حذف می شوند و اگر بمانند، دیده نمی شوند. بر همین اساس است که نقشم در «نفس» آنطور که باید دیده نشد و نمی دانم چرا؛ اما با پرس و جوهایی که کردم متوجه شدم که باید نقش های عصبانی تری بازی کنم چون فکر می کنم درک نقش آرام برای خیلی ها سخت است.
بعد هم دائما این اعتراض را می شنویم که چرا این قدر سینمای عصبانی داریم و چرا تا این حد سینمای ما خشن است و چرا همه با هم دعوا دارند؛ اما در عمل می بینیم همان افراد به همان جنس فیلم ها و نقش ها رأی می دهند و بازیگرانی کاندیدا می شوند که نقش های عصبانی را بازی کرده اند. من هم از این پس یاد گرفتم که بروم دو، سه نقش عصبانی بازی کنم.
والس

اما شما تا به حال نقش های خشن و عصبی هم بازی کرده اید. شاید حق با شما باشد و مخاطب مهران احمدی را در قالب کاراکتر عصبی بیشتر بپسندد. خاطرم هست زمان اکران فیلم «روز روشن» در جشنواره سه سال پیش، سکانس هایی که شخصیت عصبانی شما گاهی عصیان می کرد، با تشویق و خوشایندی تماشاگران همراه بود.
- اصولا بازی در نقش خشن جزو توانایی های من است و نقش های خشن خوب تا به حال زیاد بازی کرده ام. یکی از به یادماندنی ترین نقش هایی که تا به حال بازی کرده ام، بیک «هیچ» بوده که دوست و دشمن آن را تحسین کرده اند یا مثلا نقشم در همین «روز روشن» که به آن اشاره کردید یا «بغض» هم نقش های خشنی هستند. یک بار هم که در نقش آرام بازی کردم، متاسفانه دیده نشد و کمتر درباره آن حرفی زده شد. خدا نکند ما نخواهیم چیزی یا کسی را ببینیم و خدا نکند که بخواهیم کسی را ببینیم. چنان او را می بینیم که محو او می شویم.
یعنی شما جزو آن بازیگرانی هستید که در جشنواره ها دیده نمی شود؟ یا بهتر بگویم جزو لیست سیمرغ بگیران نیستند؟
- قبلا هم در جایی گفتم عده ای به من گفتند به تو سیمرغ نمی دهند، گفتم چرا؟ گفتند نمی دانیم فقط می دانیم نمی دهند. به من مهران احمدی کسی نمی گوید که بدی، حتی تعریف هم می کنند اما بعد می گویند بسیار خوب، آن گوشه بایست و ما را دست به سینه نگاه کن.
دلیلش از نظر خودتان چیست؟
- من بازیگر محفلی نیستم، بازیگر راست گرا و چپ گرا نیستم. سوار اتوبوس چپ و راست نمی شوم و راهپیمایی خودم را می کنم. من بازیگر مستقل سینمای ایرانم و این مستقل بودن هم تاوانی دارد. نتیجه این است که من دیده نمی شوم اما همه اینها برایم مهم نیست. مهم برایم بازی هایم است و این که در پیشگاه خدا و وجدانم سربلند ایستاده ام و سالم زندگی می کنم و پیش می روم.
من با هیچ کس نیستم و در عین حال با همه و مخلص همه هم هستم. تقریبا با بسیاری از بزرگان سینمای ایران کار کرده ام. از نصیریان و پرستویی گرفته تا مشایخی و هاشمی و جز ادب و احترام کسی تا به حال از من چیزی ندیده است چون برای پیشکسوتم احترام قائلم و قدر هنر و هنرمند را می دانم اما سخت است که قدردان تو نباشند.
با این حال به نظر می رسد مردم از بازی های شما خوش شان می آید و دو سه سال اخیر محبوبیت زیادی پیدا کرده اید، اینطور نیست؟
- شاید...
بازی در سریال ها بر محبوبیت شما تاثیر گذاشته است؟
- قطعا اگر در میان مردم محبوبیتی دارم، سریال ها کمک کرده است. با وجود این که من کلا شش سریال بازی کرده ام اما مردم کوچه و بازار هنوز من را شکیب یا بهبود صدا می زنند. چند روز پیش در ماشین پشت چراغ قرمز بودم که گل فروشی اصرار کرد شیشه را پایین بکشم. گفتم گل نمی خواهم، گفت فقط می خواهم با تو عکس بگیرم و بعد هم گلی را به من هدیه داد و رفت. این استقبال ها از مردم آن قدر به من می چسبد که به ده ها جایزه از جشنواره ها می ارزد.
پس چرا بازی های بیشتری از شما در تلویزیون نمی بینیم؟
- متاسفانه این روزها سریال خوب در تلویزیون ما کمتر ساخته می شود و شاهد جرقه هایی هر چند سال یک بار هستیم. گذشته دوره ای که دو، سه سریال خوب در طول یک سال از تلویزیون پخش می شد.
منبع:روزنامه سینما
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: مهران احمدی ،