ترزا می: انفجار «منچستر ارنا» یک حمله تروریستی هولناک است

نخست وزیر انگلیس و رهبران دیگر احزاب سیاسی این کشور با تروریستی عنوان کردن انفجار شهر منچستر، فعالیت ستاد های انتخاباتی خود را به حال تعلیق ...


ضرب و شتم غلامرضا صنعتگر در بندرعباس/ حال خواننده جنوبی خوب است

غلامرضا صنعتگر خواننده موسیقی پاپ کشورمان در نخستین ساعات بامداد روز چهارشنبه سوم خرداد در بندرعباس مورد حمله و ضرب و شتم قرار گرفت.


رنج‌روور اسپورت انگلیسی یا لکسوس GX 460 ژاپنی؟

لکسوس با وزنی حدود 2 هزار 357 کیلوگرم برای شتاب صفر تا صد کیلومتر به 7.8 ثانیه زمان نیاز دارد و با بیشینه سرعت 200 کیلومتر بر ساعت به حرکت خود ادامه می‌دهد و رنج‌روور با وزن تقریبی 2 هزار 177 کیلوگرم تنها در 7 ثانیه به شتاب صفر تا صد کیلوگرم می‌رسد.


ترزا می: انفجار «منچستر ارنا» یک حمله تروریستی هولناک است

نخست وزیر انگلیس و رهبران دیگر احزاب سیاسی این کشور با تروریستی عنوان کردن انفجار شهر منچستر، فعالیت ستاد های انتخاباتی خود را به حال تعلیق ...


قصور پزشکی در فوت «الینا فروتن» تایید شد

رئیس کل دادگستری گلستان گفت: هیئت تجدید نظر انتظامی نظام پزشکی گلستان قصور پزشکی در فوت الینا فروتن را تایید کرد.


توطئه زن شیشه‌ای برای دانش‌آموزان دختر

حوادث | سه شنبه ۱۷ فروردين ۹۵ ساعت ۱۲:۴۳ | نسخه چاپي

دختر دانش‌آموز که با فرار از خانه عضو یک باند شیشه‌ای شده بود با سماجت نامزدش ردیابی و دستگیر شد.

به گزارش روزنامه ایران، پلیس مشهد وقتی از مردی نگران شنید که نامزدش در باند توزیع مواد مخدر عضویت دارد به اقدام‌های تخصصی دست زد و این دختر و اعضای دیگر باند به ریاست زنی پولدار را به دام انداخت.
افسانه 15 سال دارد و دانش‌آموزاست. او با پدر بزرگ و مادر بزرگش زندگی می‌کند. دختر نوجوان چندی پیش با پسری جوان ارتباط برقرار کرد. این رابطه به ازدواج نافرجام او با این پسر انجامید. آنها دوران عقد خود را سپری می‌کردند که داماد جوان، نامزدش را در ابتدا به قرص روانگردان ‌آلوده کرد. اعتیاد، دختر دانش‌آموز را به‌شدت به خود وابسته کرد. او که نظارتی از سوی پدر بزرگ و مادربزرگش نداشت از خانه فراری شد.
افسانه که در پاتوق زنان فراری و باند تهیه و توزیع مواد مخدر صنعتی دستگیر شده است با انتقال به کلانتری 34 بانوان مشهد گفت: سه ساله بودم که مادر و پدرم با هم اختلاف پیدا کردند. پدرم زن گرفت و مادرم هم از او جدا شد و دنبال سرنوشتش رفت. از همان موقع دیگر هیچ خبری از مادرم ندارم. پدرم نیز ازدواج کرد. من با پدربزرگ و مادربزرگم زندگی می‌کنم.
افسانه افزود: همیشه احساس تنهایی می‌کردم و گاهی دلم برای مادرم خیلی تنگ می‌شد. برای پدرم هم دلتنگ می‌شدم. شاید به خاطر همین دلتنگی‌ها بود که فریب پسری را خوردم. با او دوست شدم و ... . این رابطه ما به ازدواج ختم شد. دوران عقد را سپری می‌کردیم. او معتادم کرد. یک روز در آرایشگاه با زنی 39 ساله دوست شدم. شیشه می‌فروخت. داستان زندگی‌ام را برایش تعریف کردم، می‌گفت می‌تواند مثل مادر مراقبم باشد. به پیشنهاد این زن فرار کردم. مرا به خانه‌اش برد. وضع مالی خیلی خوبی داشت. در آن خانه هفت دختر و زن و چهار پسر فراری هم بودند.
افسانه در ادامه گفت: چون وابسته شیشه شده بودم موادمخدر صنعتی می‌فروختم. زن 39 ساله هم فقط جای خواب و خرجی موادم را می‌داد. نامزدم که متوجه فرارم شده بود دنبالم آمد. او موضوع را به پلیس گزارش داد و مأموران مرا با آن زن دستگیر کردند. در مدتی که خانه این زن بودم پسر 25 ساله‌اش مرتب مزا

دیدگاه شما چیست؟