زندگی خصوصی اسطوره فوتبال آرژانتین، دیه گو مارادونا

دیه گو آرماندو مارادونا (Diego Armando Maradona) متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ میلادی در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین است. وی را یکی از اسطوره های کم نظیر مستطیل سبز می دانند که دریبل های جادویی اش را دنیا به خاطر دارد.


زندگی خصوصی اسطوره فوتبال آرژانتین، دیه گو مارادونا

دیه گو آرماندو مارادونا (Diego Armando Maradona) متولد ۳۰ اکتبر ۱۹۶۰ میلادی در بوینس آیرس، پایتخت آرژانتین است. وی را یکی از اسطوره های کم نظیر مستطیل سبز می دانند که دریبل های جادویی اش را دنیا به خاطر دارد.


سفیر ایران با کالسکه سلطنتی به کاخ ملکه رفت و استوارنامه اش تقدیم ملکه الیزابت دوم کرد+تصاویر

سفیر ایران در انگلستان امروز استوارنامه اش را طی تشریفاتی به ملکه انگلیس تقدیم کرد.


گزینه جدید ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا

جان هانتسمن، فرماندار سابق ایالت یوتا به مجموعه گزینه‌های دونالد ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا افزوده شده است.


گزینه جدید ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا

جان هانتسمن، فرماندار سابق ایالت یوتا به مجموعه گزینه‌های دونالد ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا افزوده شده است.


عارف: فکرش را هم نمی کردیم

سیاست | پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵ ساعت ۱۲:۱۹ | نسخه چاپي

چند ماه قبل از انتخابات مجلس شورای اسلامی از محمدرضا عارف قول گرفتیم تا بعد از انتخابات نتیجه هرچه بود با او مصاحبه ای داشته باشیم. آن روزها نه ما و نه خود عارف فکر نمی کردیم در تهران چنین موج فراگیری شکل گیرد که هر 30 نامزد فهرست نهایی اصلاح طلبان با پیروزی قاطع وارد مجلس شوند.

به گزارش سالنامه اعتماد، دوشنبه پس از انتخابات در حالی که تقریبا نتایج نهایی تهران مشخص شده است به اتاق محمدرضا عارف، در دانشکده برق دانشگاه شریف می رویم. در طبقه ششم از آسانسور که بیرون می آییم در راهرو با یکی از دانشجویانش صحبت می کند. مشکل او که حل می شود بعد از احوالپرسی وارد اتاقش می شویم. کتابخانه اش پر از کتاب های تخصصی رشته برق است. آقندر که بیرون از کتابخانه هم تعدادی کتاب روی هم چیده شده است. دور تا دور میز پایان نامه و جزوه و کاغذ و کتاب است اما درست وسط میز، جایی که در کانون نگاهش قرار دارد، برگه ای است که روی آن تعداد ارای نامزدهای انتخابات در حوزه تهران را نوشته است.
محمدرضا عارف در نخستین تجربه ای که خود را به رای مردم گذاشت رکورد بالاترین رای منتخب مردم تهران در مجلس را جا به جا کرد. او توانست اعتماد بیش از یک و نیم میلیون تهرانی را جلب کند تا پشتوانه ای جدی برای مجلس داشته باشد. وقت گفت و گو را نیم ساعت تعیین کرده است. با این حال 10 دقیقه را به گپ زدن های انتخاباتی و غیرمصاحبه ای می گذرانیم به این امید که در پایان وقت بیشتری بگیرم. ماحصل حدود 40 دقیقه مصاحبه با محمدرضا عارف، نفر اول حوزه انتخابیه تهران به عنوان نخستین موضع گیری رسانه ای او در ادامه می آید:
عارف:

از چه زمانی متوجه شدید لیست امید می تواند پیروز شود؟
این سوال خیلی پیچیده ای است و باید برای پاسخ به آن باید حداقل به سه سال قبل برگردیم و مرور کنی که از کجا شروع کردیم تا به اینجا رسیدیم. ما از حوداث 88 تحلیل عمیقی داشتیم و دو سال روی آن کار کردیم. ما حتی معتقد بودیم سال 90 هم باید در انتخابات مجلس نهم شرکت کنیم اما به هر طریق این اتفاق نیفتاد و حضور جریانی نداشتیم. به این نتیجه رسیدیم که این مسیری که در سال های گذشته طی کردیم، نمی تواند در راستای اهداف جریان اصلاحات موثر باشد. باید مسیر تغییر می کرد و ما بحث اخلاق و عقلانیت را مطرح کردیم.
نخستین جلسه عمومی من برای انتخابات ریاست جمهوری سال 92 با دانشجویان دانشگاه شریف بو. ابتدای جلسه فضای بسیار تندی از سوی هر دو طیف دانشجویان وجود داشت. هم بخشی از دوستان خودمان در جریان اصلاحات و هم جریان راست با ورود من به انتخابات ریاست جمهوری موفق نبودند. در آن جلسه من اتفاقات گذشته از نیمه دهه 80 به این سو را تحلی کردم و موضوع ضرورت تغییر را آنجا گفتم. آخر جلسه فضا بسیار تغییر کرد و بازخوردهایی که گرفتم نیز نشان داد این راه جدیذ جواب می دهد. ما در پایان دهه 80 با دوستان و جوانان همراه مان این بحث را خیلی مطرح می کردیم که چه باید کرد؟ بحث ها هم به شدت چالشی بود. اصلا اینگونه نبود که من حرفی بزنم و بقیه بگویند چشم.
چه کسانی با ورود شما به انتخابات 92 مخالف بودند؟
تمامی بزرگان چپ مخالف بودند. می گفتند نیا! چون نمی توانی کاری بکنی. سقف خواسته های دوستان ما این بود که کسی رییس جمهور شود که ما در همین سطح و با همین نهادهایی که داریم، تحمل شویم و برخورد بیشتری صورت نگیرد. اما من قطعا نمی توانستم تحمل کنم که سقف خواسته اصلاحات اینقدر پایین بیاید. باورم این بود که می توانیم تغییر ایجاد کنیم. جلسه ای با دانشجویان ستاره دار داشتم. بعد از آن جلسه احساس کردیم بدنه دانشجویی منفعل نیست، بر می گردد و می تواند فعال باشد.
این باور از کجا ساخته شد؟
یک بخش از آن اعتقادی بود. نگاهی که من به انقلاب و ارزش ها داشتم هم موثر بود. توانایی و آمادگی مردم را دست کم نگرفتم و می دانستم در صحنه های حساس مردم همراه می شوند.
اما همین مردم در مقاطعی مثل شورای دوم و ریاست جمهوری 84، مجلس هفتم و مجلس نهم با شما همراهی نکرده بودند.
مهم همراهی جریانی نیست. مردم با ارزش های انقلاب همیشه همراه هستند. بحث من فراتز از تغییر در جریان خودمان بود. باید تغییری در گفتمان انقلابی مان ایجاد می کردیم. سال 91 تصمیم گرفتیم با رویکرد اخلاق، عقلانیت و خرد جمعی کارمان را شروع کنیم. در دانشگاه شریف به من می گفتند رایت را نمی خوانند، چرا می خواهی وارد شوی؟ آنجا من این پاسخ را دادم که «دیگر امکان برگزاری انتخابات مثل88 را نداریم. نه ما و نه طرف مقابل مان نمی توانیم وارد یک بازی باخت- باخت دیگر شویم.» ما به این یقین رسیده بودیم واقعا. خوشبختانه در گام اول خوب جلو رفتیم و در 92، اخلاق و عقلانیت پیروز شد.
این پیروزی 94 محصول چیست؟
من خیلی فحش خوردم اما ایستادم. انگ هایی به من زدند که سابقه نداشت. اتهام اصلاح طلب بدلی به من زدند. حتی گفتند امنیتی ها به تو گفته اند کاندیدا شود. یک وقت به کسی می گویند تو خط امنیتی ها را پیگیری می کنی؛ این خیلی فرق دارد با اینکه به کسی بگویند تو با دستور امنیتی ها وارد انتخابات شده ای. به هیچ کدام اینها جواب ندادم. من راه را روشن می دیدم.
انتخابات 92 چقدر پتانسیل شما را افزایش داد و موقعیت سیاسی تان را تثبیت کرد؟
از نظر خودم محمدرضا عارف 94 با 92 و 84 و حتی 59 هیچ فرق نکرده است.
عارف:

پتانسیل اجتماعی چطور؟
آن بحثش فرق دارد. مطمئنا بعد از خدراد 92 تقوع جامعه از من بالا رفت. به همین دلیل هم با فرض اینکه فاز دوم را محکم تر انجام می دهیم از همان فردای انتخابات ریاست جمهوری برای 7 اسفند 94 شروع به برنامه ریزی کردیم، ابایی هم نداشتیم که این موضوع را بگوییم. کار مخفیانه نمی کردیم، همه جا هم اعلام کردیم که برای مجلس برنامه داریم.
حضور شما در 92 چقدر باور دوستان تان را نسبت به آن فکر اولیه تغییر داد؟
قبل از پیروزی خرداد 92 خیرخواهان و دوستان من می گفتند نرو جلو. اما بعد از پیروزی حرف شان باور همان مسیری بود که ما رفتیم.
بعد هم گفتند انصراف بده؟
نه. آن یک پروسه منطقی و طبیعی بود. می توانستیم بهتر عمل کنیم.
بابت فشاری که برای کناره گیری به شما وارد شد، دلخور هستید؟
هیچ فشاری به من وارد نشد. بداخلاقی هایی اتفاق افتاد اما من اصولا در مسائل اجتماعی- فرهنگی دلخور نمی شوم. من یک فرد کوچکی هستم که وظیفه ام را انجام می دهم. از خودم گاهی گله می کنم که چرا نتوانستم حرفم را درست منتقل کنم یا طرف مقابلم را قانع کنم اما از دیگران هیچ گلایه ای ندارم. اگر دلخور بودم که از همان فردای انتخابات کار مجلس را شروع نمی کردم. می رفتم یک گوشه در همین دانشگاه شریف و در بنیاد امید کارم را می کردم. اما ماندیم و برای مجلس تلاش کردیم.
از فردای 92 شما برای 94 کار کردید. دوستان اصلاح طلب چقدر به سمت شما گردش کردند.
برای پرداختن به یک سری بحث ها الان خیلی زود است. باید مفصل بنشینیم و تحلیل کنیم چه اتفاقاتی در گذشته افتاد. نه فقط در سال 92 بلکه در سال 94. من در سال 84 می توانستم کاندیدا شوم اما چرا نیامدم؟ معاون اول دولت آقای خاتمی بودم. عملکرد دوره اول و دوم دولت آقای خاتمی را مقایسه کنید.
محمدرضا عارف، معاون اول دولت خاتمی در بهترین شرایط اجتماعی و بر بستر شکل گرفته توسط سال های دولت اصلاحات، چرا آن سال کاندیدا نشد؟
خود محمدرضا عارف نخواست کاندیدا شود. می خواستم کارم را انجام دهم.
چه کاری از ریاست جمهوری مهم تر و وسوه کننده تر؟
من وظیفه داشتم کار دولت را انجام دهم. در جایگاه معاون اول نمی خواستم برای خودم کیسه ریاست جمهوری بدوزم. وقتی سال 83 آقای خاتمی از یک بزرگی نقل کردند که عارف چه کار می کند؟ به ایشان گفتم پیغام بدهید هیچ کاری نمی کنم جز معاون اولی دولت. بعد هم که احساس کردم ممکن است فکر کنند قصد کاندیداتوری دارم، فتیله سفرهایم را پایین کشیدم.
من وقتی معاول اول بودم تعداد سفرهایم واقعا زیاد بود اما از همان روز به شکل چشمگیری سفرهای استانی را کاهش دادم که خدای نکرده سفرهایم به خاطر خودم نباشد. اگر سفر می رفتم هیچ جلسه عمومی نمی گذاشتم. اعلام ه کردهب ودم که در فرودگاه بالاتر از دیر کل حق ندارد به استقبال بیاید. وارد هر استانی می شدم از فرودگاه به جلسه شورای برنامه ریزی استان و شورای اداری استان می رفتم.
اما انگار نسبت به 84 گلایه دارید.
کدام اصلاح طلبی امروز عملکرد 84 ما را تایید می کند و از آن گلایه ندارد؟ همه گلایه داریم. ما 84 بسیار بد عمل کردیم. نباید آن وضعیت را تکرار کنیم. ما از آن وضعیت درس گرفتیم و نگذاشتیم آن شرایط دوباره پدید آید. سهم من این بود که کناره گیری کنم که کرد و بالافاصله کار انتخابات 94 را شروع کردیم. باید آن بدنه را حفظ می کردیم.
عارف:

به همین دلیل پیشنهادهایی برای ورود به کابینه و تصدی مسوولیت های دیگر را رد کردید؟
دقیقا. تجربه خرداد 76 به من می گفت نباید همه نیروها وارد دولت شوند. بیرون از دولت کارهای مهم تری داشتیم.
با نگاه معطوف به خرداد 76 وارد 94 شدید؟
ما باید سرمایه 92 را حفظ می کردیم و استمرار می دایدم. آن زمان احساس می کردم بیرون از دولت خیلی بیشتر می توانم در خدمت مردم واین گفتمان باشم.
پیروزی 94 نشان داد آن تحلیل درست بود. شاید اگر شما وارد دولت می شدید، نمی توانستید این کار بزرگ را به سرانجام برسانید.
دقیقا همینطور است. من فقط دلم می خواهد آن سخنرانی دانشگاه شریف پخش شود. من همانجا این روند را پیش بینی کرده بودم.
بین کنشگران اصلاح طلب در سال 91، شما تنها کسی بودید که فکر می کردید می توان از آن بن بست خارج شد؟
من جرات نمی کنم این را به نام خودم بزنم. حتما خیلی از کنشگران و تحلیل گران ما بودند که راه حل داشتند. من هم نقطه نظر خودم را در کنار دیگران می گفتم.س ند این فکر به نام من نیست. اما ما دو کار را هم زمان انجام دادیم. اول این که در صحنه ماندیم. دوم اینکه به خصوص از سال 90 ما احساس کردیم زاویه ای که جریان اصلاحات با بخش های مهمی از نظام و حاکمیت پیدا کرده، باید کم شود. ادامه آن وضعیت خطرناک بود. این زاویه هم به ما تحمیل شده بود. راهبردمان این بود که زاویه را کاهش دهیم و تا حدودی هم موفق شدیم، روند اعتمادسازی ما مناسب بود.
مزکز تحقیقات مجمع به شما پیشنهاد شد. به نظر می رسید کاری که شما می خواهید انجام دهید اتفاقا بستر مناسبش آنجا فراهم بود. چرا مخالفت کردید؟
من مخالفت نکردم. شرایطی که من بتوانم آنجا مثور باشم، فراهم نبود. الان مراکز مطالعاتی و پژوهشی متعددی در کشور داریم. بحث من با آقای هاشمی این بود که آیا می شود دو گزارش متضاد از یک مساله راهبردی به مراکز تصمیم ساز نظام ارسال شود؟ برای این کار باید فکر می کردیم. نظام یک مرکز تحقیقات راهبردی می خواهد که به آن اعتماد کند و آنجا گزینش نباشد.
هرکس هر فکری دارد باید آنجا ارایه کند و ممکن است تحلیل ها متفاوت باشد. باید آگاهانه راهبردهای مجلی وظیفه اش کمک به کمیسیون ها و کار کراشناسی است. مرکز تحقیقات ریاست جمهوری هم برای دولت موثر و مفید است. اما ما یک اتاق فکر برای نظام لازم داریم. اتفاقا جای آن هم مجمع تشخیص مصلحت نظام است که مستقیم با رهبری ارتباط دارد.
این پیش شرط شما بود؟
نه. پیش شرط نبود. من شرطی نگذاشتم. اینب حث بود که باید به جمع بندی می رسیدند. در عین حال در بخش هایی از حاکمیت چنین نگاهی به مجمع برتافته نمی شود.
جریان سیاسی شما این اتاق فکر را دارد؟
ما دو اتاق فکر داریم. بنیاد باران و بنیاد امید ایرانیان.
به روزهای نزدیک به انتخابات 7 اسفند بپردازیم؛ شما در هفته تبلیغات پیش بینی تان چه بود؟
پیش بینی من مثبت بود و فکر می کردم پیروز می شویم.
با این قاطعیت؟
نه. در تهران ما در مورد بخش هایی از شهر نگرانی داشتیم. تعامل مان را با آن مناطق بیشتر کردیم و امیدوار شدیم. به عنوان مثال من یک سال قبل نشستی در سالامشهر داشتم. بازتاب بسیار خوبی داشت. اخیرا یک سخنرانی در مسجد جامع نارمک داشتم که پایگاه سنتی رقبای ماست. وقتی جلسه تمام شد احساس کردم فضای کاری ما بسیار تغییر کرده است. کاملا امیدوار شدم. بنابراین شانس پیروزی مان را در کشور و به ویژه تهران بالاتر احساس کردم اما اصلا به این صورت نبود که تصور کنم تمام کرسی های تهران را لیست امید در اختیار بگیرد و مرم چنین اقبالی داشته باشند. فکرش را هم نمی کردیم.
عارف:

تا چه زمانی؟ به عنوان مثال روز پنجشنبه یا جمع در زمان رای گیری توانستید برآورد کنید که کل لیست را می آورد؟
تا زمان اعلام نتایج فکر نمی کردم وضعیت به این خوبی باشد. برآورد خود من این بود که در بهترین حالت 20 نفر دور اول رای می آورد که 15، 16 نفرشان از لیست ما و 4، 5 نفرشان از لیست رقیب مان خواهند بود. بقیه هم دور دومی می شوند.
هدفگذاری 30 نفر بود؟
ما وقتی دوستان مان گفتند مجلس پنجم می خواهیم، من عرض کردم ما خواستار هر 290 کرسی هستیم. بعد از این بود که اجماع روی کسب اکثریت کرسی ها به عنوان هدف اصلی پیش آمد. بعد من روی 140، 150 کرسی موضع گیری کردم و از آن 290 نفری که گفته بودم عبور کردم. درواقع ما دست بالا را گرفتیم که همه دوستان همراه شوند. ما بین دو مساله کسب حداکثر کرسی ها و اقلیت قدرتمند بحث داشتیم که کدام را هدف اصلی اعلام کنیم؟ بالاخره به اجماع رسیدیم و از مرکز تصمیم گیری اصلی همان هدف به بدنه منتقل شد.
در این روزها و شب هایی که گذراندید کدام یک از همه سخت تر بود؟
صادقانه می گویم که چهار ماه فوق العاده سخت را گذراندم.
در همین یک هفته منتهی به انتخابات بگویید.
واقعا اصلا خوابم نمی برد. خیلی نگران بودم.
نگران بودید ببازید؟
اصلا باخت برایم اهمیتی نداشت. اگه به جای 200 کرسی 20 کرسی هم می گرفتیم به لحاظ شخصی برایم فرقی نمی کرد. دنیا که با شکست ما تمام نمی شد. باز هم انتخابات داریم و می خواهیم در این کشور کار کنیم. بنابراین به لحاظ شخصی هیچ دغدغه ای در مورد باختن نداشتم.
پس چرا سخت می گذشت؟
نگران بودم که چه اتفاقی می افتد. کشور نیاز به آرامش دارد. باید می توانستیم این فضا را حفظ کنیم. امید مردم نباید ناامید می شد. دلشوره امید مردم را داشتم. ما با تمام سختی ها و مشقت هایی که کم و بیش مردم از آن آگاه هستند وارد انتخابات شدیم و همه حیثیت خود را پای لیستی گذاشتیم که خیلی از آنها برای مردم ناشناخته بودند. ما در مقابل امید مردم مسوولیت داشتیم. این مسوولیت سنگینی بود. اگر کوچک ترین اشتباهی می کردیم نتایج ناگواری به بار می آمد. بالاخره متاسفانه یا خوشبختانه مسوولیت شورای سیاستگذاری با من بود. هر شب از خدا می خواستم کمک کند که یک وقت اشتباهی نکنم که کشور به هم بریزد. من در این یک هفته اصلا بحث پیروزی نداشتم.
کدام لحظه در این یک هفته از همه بیشتر سخت گذشت؟
من معمولا در روز 4 الی 5 سخنرانی داشتم. نگرانی هایی داشتم اما وقتی جایی می رفتیم که احساس می کردیم شاید گفتمان ما را به خوبی نمی شناسند ایننگرانی بیشتر می شد که چه اتفاقی می افتد. مثلا خود نارمک در مسیر مسجد نامرک خیلی نگران بودم.
نگران بودید که استقبال مردم کم باشد؟
اصلا به این موضوع فکر هم نمی کردم. اگر یک نفر هم در جلسه می نشست. من همان انرژی و وقتی را می گذاشتم که برای دو هزار می گذارم. نگاه من به این موضوع کیفی است. نگران به هم ریختن جو بودم که خدانکرده شعاری بدهند و فضا دوقطبی شود و درگیری به وجود بیاید. اینکه ما پیروز بشویم یا نه مهم نبود اصلا.
تماس هایی که به شما توصیه کنند تا تذکری بدهند که فلان حرف را نزنید و تند نروید، انجام می شد؟
من با همه تعامل دارم. هم جریانات سیاسی و هم دیگران.
شما با همه کوچه پس کوچه های قدرت ارتباط دارید؟
35 سال مدیریت کرده ام و مسوولیت داشته ام. خودم فکر می کنم به مسائل سیاسی و امنیتی به اندازه کافی توجه می کنم. واقعا اگر جنبه تذکر باشد نه در انتخابات 92 و نه در 94 هیچ تذکر امنیتی دریافت نکردم. ما یا اتاق فکری داشتیم که تمام جلساتش را با تشکیل شورای عالی سیاستگذاری کنسل کردیم تا کسی فکر نکنید از جایی به ما خط می دهند.
عارف:

نخستین بار که نتایج انتخابات اعلام شد، کجا بودید؟
در دفتر حضور داشتیم.
چه حسی پیدا کردید وقتی دیدید در نتایج اولیه 29 نفر از لیست امید در فهرست 30 نفره حضور دارند؟
واقعا تعجب کردم. باورم نمی شد. فکر کردم شاید این نتیجه مربوط به یک منطقه خاص تهران باشد و در مراحل بعد ترکیب عوض شود. اما وقتی مرحله بعدی اعلام نتایج را دیدم، فهمیدم روند ثابت است و متوجه شدم رای لیست ما در تهران توزیع یکنواختی دارد. وقتی برای خودم نتایج را تحلیل می کردم به همین نتیجه رسیدم که توزیع رای ما در تمام مناطق نسبتا یکنواخت بود. به لحاظ ریاضی نه نمودار نمایی داشت و نه نرمام. به نظرم توزیع یکنواخت بود.
در این دو سه روز با آقای حداد که دوست شما است، تماسی نداشتید؟
نه روز شنبه مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که به دلیل کسالت نتوانستم در آن شرکت کنم. تنها غایب این هفته من بودم.
کسالت داشتید یا دوست نداشتید به جلسه بروید؟
من هیچ وقت تمارض نمی کنم. واقعا بعد از نخوابیدن ها و فشارهای سنگینی گه بود احتیاج به استراحت داشتم.
خسته انتخابات بودید؟
من در این دو هفته منتهی به انتخابات 8 کیلو وزن کم کردم. واقعا استرس زیادی بود.
همسر شما چقدر کمک کرد؟
ایشان معمولا همیشه همراه من هستند. خانم من از من هیچ چیز نمی خواهد.
در این انتخابات خرج شخصی هم کردید؟
به هر حال مواقعی بود که پول کم می آمد و ما از جیب خرج می کردیم. اما نه در مورد هزینه های شخصی و نه در مورد ستاد انتخاباتی هنوز برآوردی از میزان هزینه ها نداریم. البته خوشبختانه خیلی کم بود.
شما وقتی نتیجه را دیدی حس تان چه تغییری کرد؟
فکر می کنم مسوولیت سنگینی به گردن ما افتاده است. مردم تهران با ما اتمام حجت کردند. من منفی نگاه نمی کنم.
به هر حال رای مردم به اصلاحات، نه به اصولگرایی هم بود.
من می گویم این آری صددرصدی به اصلاحات بود. من از این زاویه فقط نگاه می کنم. خدا به ما کمک کند بتوانیم پاسخگوی این مسوولیت باشیم. مردم تهران به نمایندگی از کل کشور را داده اند. تهران پایتخت است و مرکز سیاسی است. این رای پیام سیاسی دارد.
شما برای نخستین بار خودتان را به رای مردم گذاشتید.
بله. طلسم انصراف را شکستم.
شما رکورد بیشترین رای مردم تهران در مجلس را تغییر دادید. الان از اینکه 92 کنار رفتید پشیمان نیستید؟
اصلا. اتفاقا این رای محصول همان کار است. قسم می خورم این روزها احساس می کنم در آن مقطع خیلی کار درستی کردم.
فکر نمی کنید اگر 92 می ماندید رای می آوردید؟
من سال 92 در شرایطی کنار رفتم که نتیجه نظرسنجی هایی که به دستم رسیده بود، نشان می داد می توانم پیروز شوم. کاری به نظرسازی ها ندارم اما نظرسنجی ها نشان می داد می توانم پیروز شوم. افتخار می کنم راحت از قدرت گذشتم. من به خرد جمعی پایبندم و وظیفه ام را انجام دادم.
گام اول و دوم برداشته شد. گام سوم چیست؟
شورای شهر سال 96 گام سوم ماست. همین جا اعلام می کنم هدف ما در سال 96 کسب حداقل 70 درصد کرسی های شورای شهر در سراسر کشور است تا این مسیر را ادامه دهیم.
عارف:

برای ریاست جمهوری چطور؟
مسیر ما روشن است. ما یک سال و نیم قبل اعلام کرده ایم برای رییس جمهور محترم رقیب نمی تراشیم.
برای ریاست مجلس برنامه ای دارید؟ آقای لاریجانی گفته است من رجال الغیب نیستم. شما چه نظری دارید؟
باید ببینیم کدام فراکسیون اکثریت را به دست می آورد. ما به مردم قول هایی داده ایم و آنها هم مطالباتی دارند. این رای عظیم و اعتماد گسترده به ما باید پاسخ خود را دریافت کند. پرداختن به مطالبات مردم هم با نقش داشتن در مدیریت مجلس میسر می شود.
عوامل پیروزی جریان اصلاحات چه مواردی بود؟
تغییر نگاه مردم به گفتمان اصلاحات از 92 شروع شد. من وقتی معاون اول هم بودم با مردم راحت برخورد می کردم. از 92 به بعد در میان توده مردم گفتمان اصلاح طلبی پایگاه بیشتری پیدا کرده است. مهم ترین مساله همین بود. این وظیفه ما را خیلی زیادتر کرده است. دومین مساله انسجام بسیار خوب جراین اصلاحات بود. برای نخستین بار یک مرکز تصمیم گیری واحد به نام شورای سیاستگذاری شکل گرفت و همه مردم در آن سهیم بودند و هیچ کس موازی با آن فعالیتی نکرد.
سومین عامل عملیات تخریبی علیه ما بود. من بارها گفتم ما هم می توانیم تخریب کینم اما وارد این فضا نمی شوم. ما در برابر تخریب ها نجیبانه صبوری کردیم. مردم ما طبع شان گرایش به سمت مظلوماست. مردم هوای مظلوم را دارند. عامل بعدی این است که حقیقتا نقش جوانان بسیار چشمگیر بود و سهم بزرگی داشت. آنها با دست خالی وارد میدان شدند و کار بزرگی کردند.
به لحاظ عملیاتی نقش آن پیام ویدیویی را در جلب مشارکت چقدر موثر می دانید؟
حتما نقش بسیار مهمی داشت. تمام بزرگان اصلاحات برای نخستین بار تمام قد پشت این لیست ایستادند. هیچ سوال و بحثی روی لیست ها نبود و 30+16 حرف اول و آخر همه بزرگان بود.
نقش آقای هاشمی را چطور ارزیابی می کنید؟ آقای هاشمی مهندس موفقی است؟
ایشان سیاستمدار موفقی است. مهندسی می کند فضا را. نگاه مهندسی خوبی دارد و عدد و رقم را خیلی خوب درک می کند. بسیار دقیق است.
شما و آقای هاشمی مهندسی خوبی انجام دادید؟
من پرهیز دارم موضوع را فردی ببینم. هر دو اتاق فکری که لیست امید و خبرگان مردم را بست و برای موفقیتش تلاش کرد عملکرد بسیار مثبتی داشتند.
شما می توانید پاسخگوی مطالبات رای دهندگان باشید؟
ما باید پاسخگوی مطالبات همه مردم باشیم.
دلواپس دلواپسان هم هستید؟
ما نماینده همه مردم می شویم.
کار جریانی خود را ادامه می دهید؟
ما انسجام اصلاح طلبان را تقویت می کنیم تا گام های بعدی را محکم تر برداریم. مطالبات مردم با مطالبات اصلاخ طلبان فرقی ندارد.
عارف:

چه توصیه ای به رقبای خود دارید تا بتوانند به فضای سیاسی برگردند؟
باید دست از کبر و غرور و خود بزرگ بینی و این عملیات تخریبی بردارند. خیلی ناجوانمردانه ما را ترخیب کردند. کاری کردند که برخی در نماز خواندن و متدین بودن اصلاح طلبان هم شک کردند. آنها با کانون های فرهنگی که سال ها در اختیارشان بود انواع تبلیغات مسموم را علیه ما به کار گرفتند. اصلاح طلبان را راه نمی دادند نو بعد می گفتند اینها در مساجد نیستند و لاقید هستند. اما فعلا زمان رفاقت است. ما امیدواریم رویکردشان را تغییر دهند.
فکر می کنید بخش های دیگر ساختار پیام سیاسی انتخابات را دریافته باشند؟
من شناختی از تعدادی از آنها دارم فکر می کنم یک اتاق فکر تشکیل دهند تا ببیند چرا به این وضعیت رسیدند. آنها در تهران حذف شدند. این نخستین بار است که تهران دو مرحله ای نمی شود و هر 30 فنر از لیست وارد مجلس می شوند. البته به همان نسبت ما هم احتیاج به اتاق فکر داریم. یک وقت دچار خودبرتربینی نشویم. باید مراقب افت غرور باشیم. از مطالبات مردم و پیام رای آنها نباید غافل شویم. باید بدانیم که چه مسوولیت سنگینی بر روی دوش مان است.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: