10 ترفند ساده برای عکاسی بهتر با گوشی‌های هوشمند

در اکثر اوقات، برای ثبت یک تصویر عالی با دوربین گوشی هوشمند، همان شرایطی باید وجود داشته باشد که هنگام ثبت عکس با دوربین‌های حرفه‌ای نیاز ...


زیباترین زنان جهان در کدام کشورها هستند+تصاویر

در این رده بندی که توسط سایت بسیار معتبر UCITYGUIDES صورت گرفته ده تا از کشور هایی که زیباترین زنان را دارند طبق این رده بندی مشاهده می کنید.


گران‌ترین ساعت مچی جهان فروخته شد

گران‌ترین ساعت مچی جهان در یکی از حراجی‌های سوئیس به قیمت 11 میلیون دلار به فروش رفت.


مجله پیپل جذاب ترین مرد سال 2016 را معرفی کرد+تصاویر

مجله People در جدیدترین شماره اش دواین جانسون Dwayne Johnson ملقب به راک The Rock را به عنوان جذاب ترین مرد سال 2016 معرفی کرد. به همین بهانه عکس های این هنرمند ...


سال ۹۴، متفاوت ترین سال شهاب حسینی

| دوشنبه ۰۲ فروردين ۹۵ ساعت ۱۲:۲۳ | نسخه چاپي

شهاب حسینی بازیگر توانایی است، اما همه‌ هنر او محدود به جلوی دوربین و نقش‌آفرینی در فیلم‌ها و سریال‌ها نمی‌شود، او دغدغه‌های دیگری را هم دارد و بخشی از عمر و وقتش را صرف این دغدغه‌ها می‌کند. حسینی که نخستین فیلمش را هم در مقام کارگردان ساخته، در سال ۱۳۹۴ حجم فعالیت‌های جانبی‌اش را در حوزه‌های مختلف بالا برد.
به گزارش خبرآنلاین، هم خیریه راه انداخت و هم با حضور در شهر فرش امکانی را برای فیلم‌سازی چهره‌های جوان فراهم کرد. خبرآنلاین، با او که به خاطر فیلم «آشغال‌های دوست‌داشتنی» عطای مشاور دبیر جشنواره‌ فیلم فجر بودن را به لقای آن بخشید، درباره‌ این وجه از کارش مصاحبه‌‌ای کرده است که در ادامه می‌خوانید:
مطمئنم
امسال متفاوت‌ترین سال برای شهاب حسینی بود. خیلی تغییر دیدیم، در واقع پر کارترین سال شما بود. از بازی درچند فیلم و تهیه‌کنندگی و سرمایه‌گذاری تا شروع فعالیت در خیریه، ایجاد موقعیت کاری برای سینماگرها و...، چطور شد که این حجم از فعالیت جانبی را در سینما شروع کردید؟
مثل هر آدمی دلم می‌خواست از مراحل مختلف کاری عبور کنم. یک جایی می‌رسد که باید محدودیت را از میان برداری تا به فعالیت هایت توسعه دهی. می‌خواستم فعالیت‌های زیربنایی‌تر داشته باشم. همیشه احساس می‌کنم اگر خدا این لطف را به من داشته است و در سرنوشتم این‌طور قرار داده که نامی از من شناخته شود، باید زکاتی هم داشته باشد.
اینکه من بروم فیلم‌های مختلف بازی کنم، یکجا موهایم را بور کنم، یکجا از ته بزنم، یکجا ریش بگذار، یکجا نگذارم و... به تعالی نرسیدم. باید زکات اقبالی که دارم را به نوعی ادا کنم. تا امروز چند طرح داشتم که هنوز همراهی برایش پیدا نکردم که به یک حرکت تبدیل شود. تا چند سال پیش از دستمزد بازیگران پنج درصد مالیات کم می‌شد. بعد مشمول معافیت مالیاتی شدیم.
در این خصوص ایده‌ای را برای انجمن بازیگران بردم و گفتم درست است که پنج درصد مالیات ما بخشیده شده است ولی ما سال‌ها عادت داشتیم که آن را پرداخت کنیم. چه فرقی می‌کند، به‌جای اینکه آن را به‌عنوان مالیات پرداخت کنیم، یک صندوق برای حمایت از بازیگران سالخورده، گرفتار، یا نیازمند تاسیس کنیم و آن پول را به صندوق دهیم.
این پیشنهاد مربوط به چه سالی است؟
همان اوایل که ما از مالیات معاف شدیم، یعنی هفت، هشت سال پیش. اما با پیشنهادم موافقت نشد. کسی حاضر نشد از پنج درصد دستمزد خودش به نفع همکارانش بگذرد. ایده دیگری در سه، چهار سال پیش مبنی بر ایجاد مراکز مشاوره هنری در شاخه‌های مختلف مطرح کردم.
می‌دیدم که افراد علاقه‌مند به بازیگری بسیار زیادند و بازار سوءاستفاده از دختر و پسرهای جوان داغ است. ما همه جور مرکز مشاوره داریم، مرکز مشاور خانواده، اعتیاد، تحصیلی و... یک مرکز مشاوره تحت نظارت انجمن بازیگران راه بیندازیم که اعضاء انجمن موظف باشند در ازای گرفتن حق ویزیت، علاقه‌مندان، جوان‌ها، دانشجویان و... را مثل مرکز مشاوره، راهنمایی کند و بر اساس توانایی هر شخص راه و چاه را از همان اول به آنها نشان دهد. وقتی این را مطرح کردم، آقای خمسه به من گفتند که فکر کنم باید این کار را تنهایی اجرا کنی.
ظاهرا همیشه آرزوهای دورودراز مدینه فاضله‌ام را مدنظر داشتم، همیشه دلم می‌خواست به وسعت دانشگاه تهران با همان تعداد ساختمان و دپارتمان، مرکزی وجود داشته باشد که بتواند بچه‌های بی‌سرپرست و بد سرپرست را آموزش دهد و استعدادهای نهفته در وجودشان را استخراج کند. قطعا اگر موقعیت درست وجود داشت از بین همین بچه‌های کار کلی متخصص بیرون می‌آمد.
مطمئنم
این شد که خودتان دست به‌کار شدید و یک خیریه راه اندازی کردید؟
نمی‌توانم بگویم که من این خیریه را شخصا راه انداختم. با خانواده و دوستانم تیمی تشکیل دادیم و با همفکری فعالیت‌های خیرخواهانه را شروع کردیم. هدف ما از این خیریه جمع‌کردن نیست. کارهایی که ازنظر اقتصادی انجام می‌دهیم که سود آن به نفع کودکان سرطانی خیریه مهیار خواهد بود.
ما انجمن‌های خیریه سرطانی بسیاری داریم که خیلی خوب کار کردند و آنقدر معروف شدند که همه فقط به آنها کمک می‌کنند. اما مگر یک بیمارستان می‌تواند همه کودکان مبتلا به سرطان ایران را پوشش دهد؟ بیماران دیگری هم هستند که تحت پوشش این خیریه‌های معروف نیستد.
به‌هرحال ما نخستین نفر نیستیم که این کار را می‌کنیم و قاعدتا آخرین نفر هم نخواهیم بود ولی من فکر می‌کنم «به عمل کار برآید به سخنرانی نیست». گفتن خوب است و اگر کسی می‌تواند حرکتی را انجام دهد خوب تر است.
من خودم را در وقت بیکاری موظف می‌کنم که بروم با شهرداری و یا وزارت علوم صحبت کنم تا فضایی را در جهت تاسیس مدارس هنری، برای بچه‌های بی‌سرپرستی که از سلامت جسمانی برخوردارند در نظر بگیرند.
این‌طوری بار بهزیستی هم کم می‌شود. بهزیستی هم‌توانش را بگذارد برای بچه‌هایی که استثنایی هستند. طبیعتا همت عالی مردم باید حضورداشته باشد که این مدرسه‌ها ایجاد شود. خوشبختانه بزرگ‌ترین سرمایه من در زندگی دوستان خوبی هستند که دارم؛ و تمام افکار و آرزویی که دارم باوجوداین دوستان می‌توانم پیش ببرم، به‌تنهایی نمی‌توانم قدم از قدم بردارم.
اجرای تصمیم عجیب و غریب تان درباره شکل همکاری با شهر فرش از کجا آمد؟ تبلیغات لازمه هر برندی است، شما تبلیغات متفاوتی را وارد این حوزه کردید که با کارآفرینی و کمک به چرخه‌ گردان سینما همراه بود.
راستش من هیچ برنامه خاصی برای خرج کردن این پول نداشتم. ولی احساس می‌کنم با یک مدیریتِ درست همه می‌توانند در این موقعیت ذی نفع شوند. ما برای هر حرکتی به نیروی انسانی احتیاج داریم، وقتی چنین سرمایه‌ای برای تبلیغات متفاوت یک برند درنظر گرفته می‌شود، می‌توان با آن اشتغالزایی کرد.
در هر فیلم سینمایی که کلید می‌خورد حداقل پنجاه نفر مشغول به کار می‌شوند، در جهت رشد فرهنگ سرمایه‌ای می‌آید و درست تقسیم می‌شود. یکی از فیلم‌های سینمایی که ما برای شهر فرش کارکردیم«برادرم خسرو» ساخته احسان بیگلری است که در جشنواره فجر امسال بسیار مورد توجه قرار گرفت و در رشته بهترین کارگردانی هم کاندید شد.
مطمئنم
فیلم خورشید نیمه شب اثر دیگری است که خودم آن را تهیه کردم و جوانان زیادی نخستین تجربه سینمایی شان را با آن تجربه کرده اند. برای فیلم «چهارشنبه» ساخته سروش محمدزاده هم در حال مذاکرده هستیم که خودم هم در آن بازی کردم، محمدزاده برای این فیلم که از چند روز دیگر اکران می‌شود، از جشنواره فیلم فجر جایزه بهترین کارگردانی بخش هنر و تجربه را گرفت.
آرمان درویش هم چهره جدیدی است که در این فیلم معرفی می‌شود. این‌ اتفاق‌ها و ساخته شدن چند اثر هنری به قدری حس خوبی در من ایجاد می‌کند که اگر الان در حسابم چند میلیارد پول بود چنین حسی نداشتم.
دغدغه اشتغال نباید فقط در حوزه فرهنگ باشد. بزرگ‌ترین مشکل خیلی از مردم ما اشتغال خود یا فرزندانشان است. هر کسی باید تلاش کند در راه حل این قبیل مشکلات به وسع خود تاثیرگذار باشد. مثلا یک هنرمند می‌تواند به هر شکلی که امکان‌پذیر بود دست کم از اعتبار خود برای اشتغالزایی خرج کند.
از عوامل چند فیلم سینمایی شنیده‌ایم که بدون طلب دستمزد در آن فیلم‌ها بازی کردید. ظاهرا برای هر کدام هم هدفی داشتید و می‌خواستید از هنرمندن جوان بتوانند کارشان را در سینما آغاز کنند و اثرشان دیده شود. این شیوه کار مربوط به سال‌های اخیر است یا پیشتر هم به این صورت کار کرده اید؟
اتفاقا این حرکت یک مقدار خودخواهانه هم هست. من هم برای آینده‌ام می‌خواهم سرمایه‌گذاری کنم اما همه سرمایه‌گذاری‌ها مالی نیست. اگر امروز از یک کارگردان خوش‌قریحه‌ حمایت کنم. سال‌ها بعد وقتی خودم در سراشیبی بیفتم ممکن است آن کارگردان با یک فیلم، مرا زنده کند. بده‌بستان است دیگر. من که رابین‌هود نیستم! به نظرم بازی با خیر است. وقتی‌که خیر را به جریان بیندازید. حرکت می‌کند، می‌چرخد و دوباره به خودت برمی شود.
اصالت منابع انسانی برای من به هر چیزی ارجح بوده است. یکی از ناراحتی‌های من این است که معدن منگنز بیشتر از منابع انسانی ارزش دارد درحالی که همیشه نیروی انسانی باید وجود داشته باشد تا یک‌چیز با ارزش استخراج شود.
الان همه سینما را یک قلعه و یک دژ مستحکم غیرقابل نفوذ کرده‌ایم و فکر می‌کنیم هر کسی که در سینماست ممتاز است، آدم خاصی است و اگر نیست آدم عامی است. اصلا این‌طور نیست. سینما محصول سینماگر است. سینماگر محصول سینما نیست.
به‌شدت اعتقاددارم که هیچ انسانی بیخودی به دنیا نیامده است؛ و هیچ‌کسی نیست که استعدادی نداشته باشد. اگر یک نفر می‌گوید که من کلا آدم بی‌استعدادی هستم حتما خودش، خودش را هنوز نشناخته و آدم‌های اطرافش هم تلاش نکردند او را بشناسند. نمونه‌ بارز آن جهان پیشرفته و تکنیکی و صنعتی است که با اصالت دادن به نیروی انسانی، همه توانایی‌اش را در راستای آن استفاده می‌کند و به آن «جهان سرمایه‌داری» می‌گویند.
روی هنرمند سرمایه‌گذاری می‌کند و از آن بهره می‌برد. در دنیای امروز که سرمایه و پول حرف اول را در همه مناسبات می‌زند باید متوجه باشیم که تربیت کردن نیروی انسانی درست می‌تواند برد دوطرفه باشد.
مطمئنم
فروشنده سومین فیلمی است که با اصغر فرهادی همکاری داشتید. این همکاری چطور شکل گرفت؟
درباره فیلم فروشنده باید بگویم من آقای فرهادی را دوست دارم. همین. به شخصیتش خیلی زیاد احترام می‌گذارم. ایشان به نظر من ورای همه توانایی‌های کاری و کارگردانی، انسان خوبی است. انسانی است که به موفقیت‌های بسیاری هم رسید.
صبور است، خوددار است و بسیار در کنترل خشم خود تواناست. مطمینم «فروشنده» هم فیلم خوبی می‌شود. این‌بار هم این شانس را داشتم که در کنار ترانه علیدوستی در فیلم ایشان بازی کنم.
فیلم‌های اخیر اصغر فرهادی همه موفق بودند. این در حالی است که هربار معلوم نیست که این موفقیت در فیلم بعدی هم تکرار می‌شود یا نه، ضمن اینکه هر بار انتظار‌ها هم از او بیشتر می‌شود. فکر می‌کنید فیلم فروشنده در ادامه موج موفقیت‌های فرهادی قرار می‌گیرد؟
حتما همینطور خواهد شد. به خاطر اینکه اصغر فرهادی ازنظر منش همان اصغر فرهادی است که من با او «درباره الی» را کارکردم. شما بازتاب گلدن گلوب و اسکار را اصلا در او نمی‌بینید. این مساله در فیلمسازی او هم نمود پیدا کرده است.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: