خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


لحظه ترور برادر رهبره كره شمالی (عکس)

تصاویر دوربین های مداربسته در فرودگاه بین المللی كوالالامپور لحظه حمله دو تروریست زن به كیم جونگ نام برادر كره شمالی را به ثبت رسانده است.


فیفا ستاره های استقلال را حذف کرد؛ستاره گذاری در آسیا ممنوع است

در سایت رسمی فیفا، هیچ اثری از دو ستاره استقلال، که نماد قهرمانی این تیم در آسیا است، وجود ندارد.


آیفون 7 اس قرمز به جای آیفون 8

ظاهرا آیفون‌های سال ۲۰۱۷ قرار است iPhone 7s و iPhone 7s Plus باشند و از نظر ظاهری، تفاوتی با آیفون ۷ ندارند. منبعی در تایوان ادعا کرده است که تنها تفاوت ...


گوینده مشهور خبر صداوسیما ناگهان حذف شد!

مدتی بود که که وقتی به بخش‌های مختلف خبری تلویزیون نگاه می‌انداختیم رد و نشانی از رضا حسین‌زاده، گوینده خبر با سابقه نمی‌دیدیم تا این‌که ...


چگونه جی‌کی رولینگ «هری پاتر» را آمریکایی کرد؟

| پنجشنبه ۲۷ اسفند ۹۴ ساعت ۱۲:۳۳ | نسخه چاپي

 روباه

 اگر ورود ساخته قبلی بهروز افخمی «آذر، پرویز، شهدخت و دیگران» به باشگاه میلیاردی‌ها و تصاحب جوایز مختلف در جشنواره فیلم فجر را جزو افتخارات آن بدانیم، بی شک «روباه» یک شکست تمام عیار برای او بود.

«روباه» حتی موفق نشد در تهران و شهرستان‌ها فروش خود را به نیم میلیارد تومان برساند. البته با یک حساب سر انگشتی می‌شد حدس زد این فیلم که اکران نوروزی هم گرفت، بخت زیادی در گیشه نخواهد داشت. حمید گودرزی سال‌هاست جایگاه خود را در سینما و حتی تلویزیون ایران از دست داده، مرجان شیرمحمدی که تنها با «مرسدس» مسعود کیمیایی شناخته می‌شود فقط به لطف همسر کارگردانش به این فیلم راه یافت، بابک حمیدیان حضور کوتاهی در فیلم دارد و در نهایت کسی برای آرش مجیدی و جلال فاطمی با وجود حضور تحسین برانگیزشان در این فیلم بلیت نمی‌خرد.
«روباه» مدل فیلم و سریال‌های اخیر با موضوع ترور دانشمندان هسته‌ای اتفاقاً فیلم جذابی از آب درآمده که تماشاگر را حتی در طول دو ساعت خسته نمی‌کند. ریتم درستی دارد و تجربه افخمی از «روز شیطان» هم اینجا حسابی به کارش آمده. او هر چقدر در «روز شیطان» جدی و عنق بود، در «روباه» رگه‌هایی از طنز مورد علاقه‌اش را هم در دل یک قصه جاسوسی پلیسی گنجانده و خوب هم از پس آن برآمده. جلال فاطمی با آن نگاه سرد، رعب آور و خشکی بامزه‌ای که بیشتر در «خسته نباشید» به رخ کشیده بود، انتخابی عالی است. آرش مجیدی در عین بُرسی که در مقام یک مامور عالی رتبه اطلاعاتی دارد، جنس کمدی کار را شناخته و در راستای اهداف کارگردان عمل کرده است. حمیدیان هم با آن گریم تازه، در همان لحظات کوتاه چنان عمل می‌کند که نتایجش در طول فیلم روی دوش تماشاگر سنگینی می‌کند. هر چند افخمی هر چقدر در طراحی بُعد جاسوسی داستان، چه به عنوان فیلمنامه نویس و چه کارگردان حرفه‌ای حرکت کرده و حواس تماشاگر را در اختیار گرفته، اما تقصیر در نیامدن رابطه عاشقانه زوج قصه و کاریکاتوری شدن آن هم متوجه اوست. شاید اگر فیلم برای مخاطبان علاقه‌مند به این ژانر به درستی شناسانده می‌شد، می‌توانست مخاطبان بیشتری را جذب کند. بی شک خیلی‌ها ویترین فیلم را غیر جذاب و کسالت بار دیدند و توجهی به آن نکردند. فیلم اما حاشیه‌های جالبی هم داشت که در سایه فروش پایین آن دیده نشد. افخمی در طول ۱۰ دقیقه اول فیلم گاف‌های اساسی داده که از او بعید است. مثلاً در دقایق چهار- پنج فیلم زمانی که مجیدی در تعقیب بابک حمیدیان است، ناگهان تصویر فیلمبردار روی شیشه کنار بازیگر عیان می‌شود و در نمای بعدی باز هم یکی از عوامل که احتمالاً کارگردان باشد، روی یخچال صنعتی داخل کادر دیده می‌شود! کروماکی‌های فیلم هم اساساً افتضاح هستند. در لحظاتی که فاطمی پشت موتور گودرزی نشسته، پرده آبی چنان کیفیت نازلی دارد که از تأثیر صحنه می‌کاهد. افخمی در یکی از سکانس‌ها هم با دو تهیه‌کننده قدیمی سینمای ایران و یکی از دستیاران خودش در این فیلم شوخی کرده؛ در جایی که یکی از ماموران تصویر چهار نفر را به دیگری نشان می‌دهد و به جای اسامی عبدا… علیخانی و حسین فرحبخش، از آنان با نام‌های حسین علیخانی و عبدا… فرحبخش یاد می‌کند و عکس بعدی را هم حسین قزلباش می‌نامد که دستیار سوم افخمی در همین فیلم است! جالب انکه فرد مخاطب در نهایت فقط چهره حمید گودرزی را تشخیص می‌دهد و از مامور با لحن مضحکی می‌پرسد بقیه این آدم‌ها را از کجا پیدا کرده است! افخمی در بخشی از فیلم هم به عنوان پدر حمید گودرزی بدون اینکه تصویرش دیده شود، پشت تلفن از او می‌خواهد با موتورش سرعت نرود! آرش مجیدی قبلاً در تلویزیون از علاقه‌اش به پرواز با پاراگلایدر و مهارتش در این رشته پرده برداری کرده است. تیتراژ آخر روی تصاویر او را در حال پرواز با پاراگلایدر نشان می‌دهد و ظاهراً مهم هم نیست که ربطی به فضای فیلم ندارد. محسن تنابنده یکی از گزینه‌های اصلی بازی در این فیلم بود که در آخرین لحظات انصراف داد. این فیلم ابتدا «تله» نام داشت.

منبع: بانی فیلم

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟