نجات ۱۵ شهروند از خطر گاز گرفتگی؛ حال چهار تن وخیم است

سخنگوی سازمان آتش‌نشانی و خدمات ایمنی شهرداری تهران از وقوع گاز گرفتگی در یک مجتمع مسکونی خبر داد و گفت: در ابن حادثه ۱۵ شهروند نجات پیدا کردند ...


الجزیره و گریم مرگ بر چهره دخترک سوری+عکس

تصویر منتشر شده از اجرای گریم "مرگ" بر چهره دختر خردسال سوری توسط چهره‌پرداز شبکه الجزیره قطر، رسوایی جدیدی برای این شبکۀ حامی تروریسم به بار ...


رونمایی از اولین خودروهای خودران کانادا

شهر اونتاریوی کانادا از ژانویه 2016 به آزمایشات خودروهای خودران چراغ سبز نشان داد، اما هیچ شرکتی به آن تمایل نشان نداده بود اما اکنون سه گروه ...


رونمایی از اولین خودروهای خودران کانادا

شهر اونتاریوی کانادا از ژانویه 2016 به آزمایشات خودروهای خودران چراغ سبز نشان داد، اما هیچ شرکتی به آن تمایل نشان نداده بود اما اکنون سه گروه کانادایی توانسته‌اند نخستین خودروهای خودران این کشور را به خیابان‌های این شهر بیاورند.


فرماندار تهران: جمع‌آوری 3000 کودک متکدی؛ مخالفت قوه‌قضاییه با حضور پلیس برای جمع‌آوری این کودکان

بیش از دوهزار نفر در سامانسراها اسکان داده شدند که از این میان 173 نفر از همراهان بیماران بودند که در همراه سراها اسکان داده شدند.


«قصه‌هایی که در چمدان جا نشدند» به کتابفروشی‌ها رسید

«قصه‌هایی که در چمدان جا نشدند» به کتابفروشی‌ها رسید

| پنجشنبه ۲۷ اسفند ۹۴ ساعت ۱۱:۳۶ | نسخه چاپي

مجموعه داستانی تازه از سپینود ناجیان با عنوان «قصه‌هایی که در چمدان جا نشدند» منتشر شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، مجموعه داستان «قصه‌هایی که در چمدان جا نشدند» اثر سپینود ناجیان از سوی نشر آموت منتشر شدند.
ناجیان که پیش از این در ایران بیشتر با فعالیت‌های مطبوعاتی به ویژه فعالیت در نشریه داستان همشهری شناخته شده بود، در این مجموعه ۱۳ داستان کوتاه از آثار خود را منتشر کرده است.
ماه جان، ماهاگونی، تجریش ۶۶، حکایت شب اول قبر منصور، یخچال، سربند، هم خواب بینی، تروا، افسانه‌های بلیران، بیبی و مهتاب، ثریا و دلقکش، مانیا و  آنکه هر پنج‌شنبه ساعت شش زنگ می‌زند عناوین داستان‌های این مجموعه هستند.

«قصه‌هایی_که_در_چمدان_جا_نشدند»_به_کتابفروشی‌ها_رسید_ادبیات_نشر_آموت_کتاب_و_کتابخوانی_
در یکی از داستان‌های این مجموعه می‌خوانیم:
از کجا اینقدر خفت‌کش و خواری طلب شدم. هرچی فکر می‌کنم می‌رسم به شمال، به دریا و ویلای ساری، حتی قبل‌تر، می‌رسم به ون سفید که همین طور عقب از میان در و دو لنگه عمارت می‌آمد توی حیاط و آقا باقر صندوق‌های میوه و بقچه‌های رختخواب را پشتش جا می‌داد. ون مال محسن بود اما ته دلم نمی‌خواستم خودش بیاید. آن وقت‌ها که نمی‌شناختمش. بیشتر می‌خواستم وضعیت خانواده را نبیند. لابد می‌دانستم که بعدش این طور می‌شود وگرنه که ده روز آب و هوای شمال و ویلای دربست برایمان موقعیت خوبی بود که با هم تنها باشیم و حرف بزنیم. به مغزم فشار  آوردم که راننده دیگری برای ماشین پیدا کنم اما هیچ کس نبود بعنی که ماجون قبولش کند.
این مجموعه داستان را نشر آموت با قیمت ۷۵۰۰ تومان منتشر کرده است.
از ناجیان پیش از این مجموعه داستان سریرا، سیلویا و دیگران از سوی نشر چشمه منتشر شده است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: