چرا «فردا» تعطیل نیست؟

در این گزارش به بررسی چرایی تعطیل‌نشدن هشتم ربیع‌الاول امسال، سالروز شهادت امام حسن عسکری(ع) و آغاز ولایت امام عصر(عج) پرداخته شده است.


دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...


نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


میل 26 ارتش روسیه؛ بالگرد یا جرثقیل + تصاویر

میل 26 که توسط شرکت میل هلی کوپتر واقع در کشور روسیه طراحی و ساخته شده است و هواپیما را بلند می‌کند.



پشت پرده های خطرناک استعفای کی روش

ورزش | شنبه ۲۲ اسفند ۹۴ ساعت ۱۰:۴۵ | نسخه چاپي

 حتما در هفته های گذشته از طریق روزنامه های ورزشی و وب سایت ها و کانال های تلگرامی و دیگر شبکه های اجتماعی در جریان استعفای کی روش و دلایلش قرار گرفته اید. هدف این مطلب این نیست که آن مسایل را دوباره مرور کند. کلا بحث ما بحث دیگری است. واقعیت این است که فوتبال ایران روزهای ملتهبی را سپری می کند.
شاید فکر کنید که ملتهب بودن برای فوتبال ایران عادی است اما ماجرا فراتر از چیزی است که شاید همه فکر کنند. این که چرا کی روش استعفا می دهد یک یحث است و این که چرا این طور و با این لحن استعفا می دهد بحث دیگری است. به نظر باید در دو فاز این ماجرا را بررسی کرد. فاز اول تقابل ایرانی و خارجی است و فاز دوم درباره خود کی روش و شرایطی که در فوتبال و ورزش ایران داشت.
فوتبال ایران چند سالی است علاوه بر همه دوقطبی هایی که در خود دارد، با دوقطبی مربی داخلی و خارجی مواجه شده است. مربیان داخلی این روزها شدیدتر از هر زمانی علیه مربیان خارجی می شورن. می خواهیم اول به این ماجرا بپردازیم که به استعفای کی روش ربط دارد و بعد وارد ماجرای استعفای کی روش و دلایلش می شویم.
پشت

دوئل داخلی و خارجی
دوگانه داخلی و خارجی، چشم آبی و چشم سیاه، مو بور و مو مشکی، همیشه در فوتبال ایران وجود داشته است، اما در هیچ مقطعی به این اندازه این ماجرا پررنگ و عمیق نبوده است. هیچ وقت تا این اندازه کارشناسان و افراد حاضر در فوتبال به این دوگانه نپرداخته اند. تا جایی که کانون مربیان ایران که حالا سر و شکل درست و حسابی هم گرفته است، پس از پایان حضور تیم ملی ایران در جام جهانی 2014 برزیل، علیه کارلوس کی روش و عملکرد تیم ملی فوتبال ایران بیانیه می دهد. تا جایی که بسیاری از کارشناسان فوتبال که روزگاری مربی فوتبال ملی و باشگاهی بوده اند هم علیه کی روش شده اند، مرتب در رسانه ها علیه کی روش حرف می زنند و مصاحبه می کنند.
در برنامه های مختلف رادیویی و تلویزیونی حاضر می شوند و حضور خارجی ها را زیر سوال می برند. در ابن مقطع از فوتبال ایران، هیچ وقت تا این اندازه ماجرا دوقطبی نبوده، انگار که مربیان داخلی به نوعی علیه حضور خارجی ها موضع دارند. تنها چند مربی جوان مثل علیرضا منصوریان، یحیی گل محمدی، عبدالله ویسی و علی دیای از کی روش حمایت کرده اند و مربیان مسن و البته میان سال، نه تنها علیه کارلوس کی روش هستند، بلکه علیه همه مربیان خارجی حاضر در فوتبال ایران هستند.
امیر قلعه نویی، مجید جلالی، جلال چراغپور و پرویز مظلومی نماینده همان تفکری هستند که علیه مربیان خارجی و در اصطلاح خودشان «اجنبی»ها کار می کنند. استفاده از واژه های اجنبی و چ شم آبی را همین مربیان در فوتبال ایران باب کردند. حضور اسکوچیچ، برانکو و استیماچ و حالا یک مربی گم نام در باشگاه راه آهن و در چهار تیم لیگ برتری، نشان می دهد که این نگاه چه قدر موفق هم عمل کرده و مدیران باشگاه هم هم دقیقا همین راه را رفته اند.
آن چیزی که به نظر می آید این است که مربیان ایرانی به شدت از حضور مربیان خارجی ترس و واهمه دارند. این که بازار کار آن ها در فوتبال ملی و باشگاهی کساد شود. این واقعیت ماجرا است که بسیاری از مربیان ایرانی (البته جرات بیانش را ندارند) مربیان خارجی را به مثابه کسانی می بینند که جای شان را تنگ کرده اند و شاید روزی با حضور آن ها در فوتبال ایران، بازارشان کساد شود. مربیانی که به صورت متوسط فصلی می توانند حدود 700- 800 میلیون تومان بگیرند و با حضور خارجی ها حلا به بیکاری و گوشه خانه نشستن تهدید می شوند.
پشت

پرتغالی های جذاب
پس از ورود کارلوس کی روش پرتغالی به فوتبال ایران، مربیان پرتغالی در کشور به صورت عجیبی زیاد شدند. مانوئل ژوزه، سرمربی پرسپولیس و وینگادا، سرمربی تیم ملی امید شدند. تیمی مثل صنعت نفت آبادان، در سه مقطع سه مربی پرتغالی به خود دید. آلفردو کاسیمیرو، خوزه آلبرتو کاستا و کارلوس مانوئل مربیان پرتغالی بودند که وارد فوتبال ایران و سرمربی صنعت نفت آبادان شدند. تونی اولیویرا همین الان هم برای تبریزی ها محبوب است.
همه این مربیان هم دستیاران پرتغالی و البته خارجی داشتند. دوئل اینجا معنا پیدا می کند که نگاه مدیران فوتبال ایران هم همین است و زیاد با خارجی ها سازگار نیستند. همین الان از 16 تیم لیگ برتری 13 تیم سرمربی ایرانی دارند و همین نشان می دهد که ایرانی ها چندان ناموفق هم عمل نکرده اند. این تازه سطح اول فوتبال ایران است که چنین وضعیتی دارد، کدام تیم لیگ یکی، لیگ دویی یا تیم های پایه مربیان خارجی دارند؟
از دانش فنی شان بهره نگیرید
اما حالا که این اتفاق افتاده، کسی از بازدهی آن ها نمی پرسد؟ کسی نمی گوید آن ها در تیم های شان چه کرده اند؟ فرق بین تیم های خارجی و داخلی چیست؟ کسی نمی گوید برانکو چه طور تیمش را از پایین جدول به بالای جدول رساند؟ مگر مربیان خارجی به فوتبال مملکت نمی آیند که از نظر فنی پیشرفت کنیم؟ نگاه کنید و مقایسه کنید. امیر قلعه نویی چند فصل است که در تیم هایش، همه بازی های مقابل تیم های دارای سرمربی خارجی را می بازد. از اسکوچیچ بگیرید تا لوکا بوناچیچ، برانکو و تونی اولیرا، همه و همه را باخته است.
پشت

اگر می خواهید به صدر جدول لیگ برتر نگاه کنید، دیدید که پرسپولیس چه طور در کورس قهرمانی قرار گرفت. تیمی که برانکو آن را زنده کرده است. تیم 15ام جدول حالا مدعی قهرمانی است. چه کسی باور می کرد؟ تیم های ته جدول همین لگی برتر، از هفته های اول هنوز هم ته جدول هستند و این پرسپولیس است که حال مدعی قهرمانی است. از محبوبیت و مقبولیت کی روش و برانکو هم ننویسیم، بهتر است. آنالیزورهای حرفه ای فوتبال ایران در برنامه های مختلف فنی تلویزیون و رادیو و حتی بخش آنالیز برنامه 90، نشان داده اند بازی کردن تیم های دارای مربی داخلی و خارجی چه قدر فرق دارند. آیا می شود چیز زیادتری گفت و نوشت؟
چوب لای چرخ فوتبال ایران
استعفای کارلوس کی شور خیلی ها را شوکه کرد. برخی فکر می کردند او به خاطر این که در جلسه با اینفانتینو، نامزدی ریاست فیفا و دبیر کل یوفا، در تهران حضور نداشته ناراحت شده اما داستان چیز دیگری است. متن استعفانامه اش را بخوایند:
«با توجه به بدتر شدن شرایط کاری موجود و عمل نشدن به تعهدات، هدف مان یعنی صعود به جام جهانی 2018 در معرض خطر است. اینجانب کارلوس کی روش اعلام می کنم که قراردادم با موافقت دو طرف در تاریخ 30 آوریل 2016 (11 اردیهشت 95) فسخ شود. مسوولیت من به عنوان سرمربی تیم ملی ایران، فراتر از واقعیت تمرین دادن تیم رفته است. ادامه کار البته برای من آسان است، ولی وجدانم مرا وادار به ترک این پست و هشدار به مسوولان فدراسیون فوتبال ایران می کند. می بینم که حضور من مانعی برای فدراسیون فوتبال ایران برای رسید به منابع مورد نیازش جهت آماده سازی بهینه تیم است، منابعی که ما برای ادامه پروژه مان به عنوان یکی از شروط توافق کرده بودیم»
یک بار دیگر متن استعفا را بخوانید و به آن فکر کنید و بعد به سراغ بند بعدی بروید.
خب اصلا فکر کرده اید چرا باید کارلوس کی روش چنین استعفایی بدهد؟ در اینکه محبوب است، در این که مقبول است هیچ شکی نیست. در این که تیم ملی با او زیبا بازی می کنأ، در این که جوان گرایی را انجام داده، در این که به فکر تیم و بازیکنانش است، در این که می خواهد بهترین امکانات برای او و کادر و تیمش فراهم باشد، در این که م یخواهد تیم ملی آبرومندی داشته باشیم، هیچ شکی وجود ندارد. اما استعفانامه کی روش، فقط نشان گر اوج اختلاف ها در مدیریت فوتبال است.
پشت

به وضعیت کنونی فدراسیون فوتبال نگاه کنید، دبیر کل فدراسیون فوتبال علیه رئیس فدراسیون است، دبیر کل علیه سرمربی تیم ملی است، رئیس کمیته اخلاق علیه رئیس فدراسیون و سرمربی تیم ملی است، وزارت ورزش و جوانان علیه سرمربی تیم ملی، جدا از این که این اختلاف ها در بدنه فوتبال وجود دارد و کی روش هم در مقاطعی بسیاری از کسانی که با آن ها کار می کرده را کنار گذشته است، این اختلاف ها تنها و تنها به فوتبال ایران لطمه می زند. اما آن هایی که کی روش در پست هایی که کنار تیم ملی داشته اند، کنار گذاشته شده اند، هنوز در بدنه فدراسیون هستند و پست دارند و البته برای کی روش مشکل تراشی می کنند تا او را زمین بزنند.
منافع آن ها قطع شده و البته این ماجرا طبیعی است. اما کی روش به کسی باج نمی دهد. او در قراردادش نوشته که هر کس را بخواهد باید در اختیار داشته باشد و هر کسی را نخواهد باید کنار گذاشته شود. کارلوس کی روش اگر به کسی لقب کارنابلد می دهد، با نسد و مدرک می دهد. در بعد فنی و مدیریت تیم ملی، او آن قدر حرفه ای عمل می کند که کمترکسی می تواند با سخت گیری ها و بداخلاقی هایش کنار بیاید.
حتی عباس ترابیان، دبیر کنونی کمیته بازاریابی و رییس کنونی کمیته فنی و توسعه فدراسیون فوتبال، که خودش کی روش را به فوتبال ایران آورد و مدتی سرپرست تیم ملی بود، را هم تاب نیاورد و کنارش گذاشت. اعتراض های کی روش به مسایل زیرساختی فوتبال ایران همیهش درست بوده است، او همیشه فدراسیون فوتبال را نشانه رفته و از فدراسیون فوتبال خواسته تا امکانات لازم را برایش فراهم کنند.
کی روش مدتی با کفاشیان قهر بود. این که می گوییم قهر بود، یعنی اینکه یک قهر واقعی. فکرش را بکنید که در قرعه کشی رقابت های جام ملت های آسیا در استرالیا، هر یک طرفی نشسته بودند و یک کلمه هم با هم حرف نمی زدند. گزارش گران تلویزیون ایران از ماجرا شوکه شده بودند.
در چنین شرایطی مسلما از این که فدراسیون فوتبال دچار تغییرات مثبتی شود، کی روش باید استقبال کند، دلیلش هم ساده است، آن هایی که هشت سال است در فوتبال کشور مدیر هستند و در پنج سال گذشته کی روش با آنها کار کرده ، دوباره یا بهتر است بگوییم سه باره، می خواهند در فدراسیون فوتبال بمانند و کی روش به نفع آنها بیانیه داده است.
کی روش اشتباه کرد
اما کارلوس کی روش در صدور بیانیه اش یک اشتباه تاکتیکی مرتکب شد؛ به این خاطر که او در زمین علی کفاشیان بازی کرد. حمایت ضمنی او از علی کفاشیان، نشان داد که رابطه بین کی روش توپ را به زمین طبقه سوم فدراسیون فوتبال که دبیر کل مستقر است، انداخت . دبیر کلی که البته منتخب وزارت ورزش است و حالا می خواهد برای ریاست فدراسیون فوتبال هم نامزد شود. کی روش توپ را به زمین وزارت ورزش انداخت، جایی که همه فکر می کنند علیه کارلوس کی روش است. اما کارلوس کی روش، اشتباه کرد. او فکر می کند که حمایت از علی کفاشیان می تواند او را حفظ کند. در حالی که این بازی علی کفاشیان است که با توجه به محبوب نبودنش، می خواهد کی روش محبوب را با خودش همراه کند.
پشت

کی روش به تاریخ 11 اردیبهشت 95 یعنی روز انتخابات فدراسیون فوتبال استعفا کرده است. یعنی اینکه اگر کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال نشد، رئیس جدید باید استعفایش را بررسی کند. او می خواهد به این روش به وزارت روزش و جوانان و دیگر نهادها فشار بیاورد که اجازه دهند علی کفاشیان در انتخابات شرکت کند. در حالی که کارلوس کی رشو مسوول فنی تیم ملی است و تا جام جهانی 2018 قرارداد دارد. او فقط مسوول فنی است.
وقتی کی روش چنین بیانیه ای داد یعنی این که فوتبال مملکت در این مدت دو فدراسیون داشت. یک، فدراسیون فوتبال که رئیسش علی کفاشیان است، دو فدراسیون فوتبالی که رئیسش کارلوس کی روش است. اتفاقا هر دو فدراسیون، همه ارکان را دارند. همان طور که دپارتمان تیم ملی فدراسیون فوتبال زیر نظر دبیر کل فدراسیون نیست و درواقع کی روش آن را هدایت می کند. بخش رسانه ای تیم ملی از بخش روابط عمومی فدراسیون فوتبال جداست و هب وقتش علیه مقامات فدراسیون فوتبال بیانیه هم می دهد. بخش بین الملل هم دارد و اردوها و بازی های تدارکاتی را برای خودش جفت و جور می کند.
خلاصه کی روش در اوج قدرت خودش چنین بیانیه ای داد. مطمئنا رئیس جدید فدراسیون فوتبال در شرایط عادی با کارلوس کی روش کار می کرد، اما حالا با این بیاینه و این تغییر و تحولات رئیس جدید هرکس هم که باشد، با کی روش کار نخواهد کرد. همه گفتند کی روش نباید وارد این مسایل می شد که البته در آینده نتیجه اش مشخص خواهد شد. فقط کافی است به غیر از علی کفاشیان، شخص دیگری رئیس فدراسیون فوتبال شود که حالا با توجه به انصراف ضمنی علی کفاشیان، مطمئنا شخص دیگری رئیس فدراسیون فوتبال خواهدشد.
بازی سیاسی- اقتصادی
اما کارلوس کی روش در بازی سیاست هم درست مثل بازی رسانه ای قدرتمند است. او حالا خوشد را در سطحی بالاتر از سطح فدراسیون فوتبال و وزارت ورزش قرار داده است. او بین مردم و رئیس جمهور ایستاده است. شاید باور نکنید اما کامنت های مردم در حمایت از کی روش و در اعتراض و انتقاد به وزیر ورزش و دبیر کل فدراسیون وفتبال در صفحه اینستاگرام رئیس جمهور سطح بازی را بالا برده است. تا جایی که مردم با نوشتن کامنت هایی مبنی بر این که اگر کی روش برود دیگر به دولت روحانی در انتخابات 96 رای نمی دهند، رسما به رئیس جمهور هشدار می دهند.
پشت

کار به جایی می رسد که تیم وزارت ورزش و جوانان در یک خبر  عجیب نوشتن کامنت ها را کار ربات های هوشمند می داند که البته مهندسان آی تی این ماجرا را تکذیب کرده اند و گفته اند نوشتن کامنت به این شیوه امکان ندارد. راستی چرا یکی نمی پرسد چرا در صفحه رئیس جمهور، کامنت های مردم در حمایت از کی روش و اعتراض به وزیر ورزش و دبیر کل فدراسیون و علی کفاشیان سانسور نمی شود؟
در هر حال محبوبیت و مقبولبت کارلوس کی روش قابل انکار نیست اما وزارت ورزش و جوانان اصرار دراد که کی روش نباید سرمربی تیم ملی بماند. ضمن این که شینده شده کی روش بین معاونان رئیس جمهو و نزد شخص حسین فریدون، برادر رئیس جمهور هم محبوبیت ویژه ای دارد. کی روش بازی سیاسی را به خوبی انجام داد. هم دولت احمدی نژاد که توانست رضایت وی را جذب کند و پاداش های نیم میلیاردی برای بازیکنانش بگیرد و هم حواله ورود خودروهای خارجی چند میلیارد تومانی برای بازیکنان و دستیاران و حتی علی کفاشیان و دبیر کل وقتش، مهدی محمدنبی که سرپرست تیم ملی هم بود.
در هر حال بازی کی روش و کفاشیان با استعفا رنگ و بوی دیگری هم گرفت. زمانی که علی کفاشیان به عنوان متهم ردیف اول فساد معرفی شد، این کارلوس کی روش بود که متعجب شد. همان زمان که اتهاماتی به مدیران فدراسیون فوتبال وارد شد، این کارلوس کی روش بود که خیلی خوب مسایل را رصد می کرد. جالب این است که در گزارش کمیسیون اصل 90 درباره فساد فوتبال نوشته شده بود، اتهاماتی به مربیان داخلی و خارجی هم وارد شد که کی روش درباره اش سکوت کرد.
علی کفاشیان سال هاست که با «پول نداریم، پول نداریم!» دولت و وزارت ورزش را تحت فشار گذاشته است. در آخرین بازی کفاشیان که چمن کمپ تیم های ملی درب و داغان شده بود و خون کی روش را به جوش آورد، کسی نپرسید فدراسیونی که در سال 94 فقط و فقط از یکی از اسپانسرهای پیامکی اش 23 میلیارد تومان درآمد داشته است، چرا باید چمن کمپ را بازسازی نکند در حالی که شاید دو تا سه میلیارد تومان، این بازسازی هزینه بر می داشت.
پشت

حالا باید سوالات زیادی مطرح شود، فدراسیونی که دم از بی پولی می زند چه طور با کارلوس کی روش در دوره دوم با احتساب پادشا ها، قرارداد 45 میلیارد تومانی می بندد؟ کدام فدراسیون و کدام کشور چنین قراردادی با یک سرمربی ملی قرار می بندد؟ چرا کارلوس کی روش در حال حاضر مدیربرنامه ندارد؟ 10 درصد حق کارگزاری اش به چه کسی می رسد؟ این 10 درصد بین چه کسانی تقسیم می شود، اصلا تقسیم می شود؟ چرا نظارتی وجود ندارد؟
دست کفاشیان رو شده
اما دست علی کفاشیان برای همهر وش ده است. او که قبل از ورود به فوتبال آبرویی داشت و به عنوان مدیری خوش نام از او نام برده می شد در پایان هشت سال کاری اش به عنوان متهم ردیف اول پرونده فساد نامش مطرح شد. دو بار بازداشت شد و گفته اند که دو بار هم از وی استعفا گرفته اند. حتی با قهرمانی و صعود تیم های ملی فوتبال، فوتبال ساحلی و فوتسال و تیم ملی نوجوانان به جام جهانی هم افکار عمومی هنوز وی را باور ندارند.
این روزها کفاشیان از رفتن حرف می زند. ا زانی که نمی خواهد برای بار سوم نامزد شود. انگار بازی از بالا عوض شده است و همان طور که گفتیم دستش رو شده است. دوستان رسانه ای و غیررسانه ای اش علیه او شده اند و مرتب از او انتقاد می کنند. او البته خوب پشت کی روش قایم شد. در پنج سال گذشته با استفاده از اهرم کی روش روی صندلی اش ماند و با نام کی روش بازی کرد. حالا وقت این بود که کی روش جبران کند.
فدراسیون فوتبال کفاشیان اگر پشت فدراسیون کی روش بود، حالا نوبت این است که فدراسیون فوتبال کی روش، پشت فدراسیون فوتبال کفاشیان دربیاید. اما کی روش هنوز نمی داند چرا هوشنگ مقدس که حکم بانک سیار را داشت، دیگر کنار تیم ملی نیست تا به قول خودش سرپرست کاروان تیم ملی فوتبال ایران باشد. کی روش هنوز نمی داند چرا مهدی محمدنبی که سرپرست تیم ملی بود و با کی روش حسابی رله بود، با آن حجم از حاشیه ها و اتهامات برکنار شد. او نمی دانست که آن ها هم در کنار تخلفات متعدد، پشتش قایم شدند.
نگاه کرد و دید علاوه بر کفشایان، خیلی های دیگر پشتش قایم شده اند. دیگر کسی نمانده که کی روش پشتش قایم شود. سطح بازی بالا رفته و چشم کی روش فقط به این است که بتواند با این استعفا، نزدیکان رئیس دولت را مجابت کند که کفاشیان هر طوری هست در فوتبال بماند. حتی به قیمت نایب رئیس شدن. این بازی ادامه دارد اما احتمال اینکه کی روش 11 اردیبهشت 95 هم در تیم ملی نباشد، کم نیست. از ما نشنیده بگیرید، اما رزومه مربیان خارجی جانشین در حال آماده شدن است.
کی روش شاید برود و نتواند مثل دوره اول ک 35 میلیارد تومانش را کامل گرفت، 45 میلیارد تومانش را کامل بگیرد، اما ذائقه اهالی فوتبال را تغییر داده است. هر کس به جای علی کفاشیان رئیس فدراسیون فوتبال شود، اگر کی روش را هم نگاه ندارد، سرمربی ایرانی روی نیمکت نمی نشاند، سرمربی بعدی تیم ملی هم خارجی خواهد بود چرا که رئیس جمهور نمی خواهد دوباره در اینستاگرام اعتراض و انتقاد ببیند.
پشت

•    منصوریان شاگر اول کلاس کی روش در لیگ است. او در عمل نشان داده که از محصولات کارلوس است.
•    دایی، بی که عمیقا با دفاع یا انتقاد از کی روش درگیر شود، مدام تاکید دارد که کی روش مربی بزرگی است.
•    گل محمدی، مربی نوگرایی است؛ او هیچ گاه به کی روش حمله نکرده است و از او تاثیر هم پذیرفته.
•    ویسی، منتقد کی روش بود اما حالا تحت تاثیر کی روش است و تیمش قهرمان لیگ است فعلا.
•    جلالی، از حزب اللهی های فوتبال بوده، می گوید مربی ایرانی به اندازه کافی موفق است.
•    مظلومی، برای مقابله با ژنرال گاهی کوتاه آمده اما هنوز هم کارنامه کی روش را ناموفق می داند.
•    ژنرال قلعه نویی، با کی روش دهان به دهان گذاشت اما همواره از مربیان خارجی لیگ باخته است.
•    چراغپور تیم ندارد و مرتب از کی روش انتقاد می کند. آیا بیکاری امثال او عامل حمله به کی روش است؟
•    استیماچ و اسکوچیچ کاربلدند ولی موفق نبوده اند اما تحت تاثیر دوران کی روش به مربیان ایرانی ارجحیت داده شده اند.
•    برانکو پرسپولیس را از ته به صدر جدول برد؛ موفقیت او و پرتغالی هایی مثل الیویرا، شاید دلیل برتری مربی خارجی است.
منبع: مجله روشن
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: