توقف صادرات مرغ وتخم مرغ بدلیل آنفلوانزا؛ تخم‌مرغ نیم‌پز نخورید

رئیس هیات مدیره اتحادیه مرغ تخم‌گذار تهران با بیان اینکه صادرات مرغ و تخم مرغ متوقف شده است، گفت: مردم از مصرف مرغ و تخم مرغ نیم پز خودداری ...


محصول جدید پژو+تصاویر

خودروساز فرانسوی پژو از محصول جدید خود(Peugeot 301) رونمایی کرد.


نشست تکفیری ها برای تعیین جانشین «ابوبکر البغدادی»

منابع آگاه از برگزاری جلسه سرکرده های تکفیری برای تعیین جانشین ابوبکر البغدادی سرکرده گروهک تکفیری داعش در موصل خبر دادند.


۶ کلید طلایی که قفل آلودگی هوا مکزیکوسیتی را باز کرد

دبیر انجمن علمی اقتصاد شهری ایران گفت: اجرای جامع و دقیق ۶ مولفه مدیریتی مکزیکوسیتی در مهار آلودگی هوا می تواند درمان درد نفس تنگی پایتخت باشد.


اولین تصاویر لو رفته از مدل ۲۰۱۷ گلکسی A5 را ببینید

چند روزی می‌شود که خبرهای مختلفی از مدل جدید گوشی گلکسی A5 به بیرون درز کرده و امروز هم تصاویر آن لو رفته‌اند.


روایت سرگردانی و گمگشتگی یک شخصیت در «عروس و مرده»

| شنبه ۲۲ اسفند ۹۴ ساعت ۹:۵ | نسخه چاپي

نیکو ترخانی گفت: «عروس و مرده» عنوانی است که فکر می‌کنم با دیدن فیلم بهتر متوجه علت گزینش آن می‌شوید.
نیکو ترخانی که مدتی است مشغول ساخت اولین فیلم بلند سینمایی خود با عنوان «عروس و مرده» به تهیه کنندگی ابراهیم ابراهیمیان شده است، در گفتگو با باشگاه خبرنگاران جوان؛ در خصوص شکل گیری این کار گفت: مثل همه ی کارهای دیگر از یک طرح و سپس یک فیلمنامه آغاز شد. زمانی که برای پروژه ای به شهمیرزاد و روستاها و جاده های اطراف آن رفته بودم به نظرم رسید که بهترین و مناسب ترین مکان را برای تحقق بخشیدن به ایده ام یافته ام. این بود که نشستم و فیلمنامه را کامل کردم.
وی راجع به انتخاب عنوان این کار اظهار کرد: عروس و مُرده عنوانی است که فکر می کنم با دیدن فیلم بهتر متوجه علت گزینش آن می شوید.از ابتدا فیلمنامه را با همین عنوان نوشتم و به نظرم مناسب ترین نام  برای این اثر همین است.
وی همچنین در خصوص داستان کلی کار بیان کرد: داستان خط روایی مشخصی دارد اما نه به آن شکلی که انتظار داریم  ماجرا از نقطه ی آ شروع شود و به نقطه ی ب برسد.ولی به طور کلی قصه فیلم روایت شخصی است که شاید در ظاهر چندان شخصی به نظر نرسد؛ و با نگاهی دقیقتر متوجه می شویم که داستان بیان سرگردانی و گم گشتگی کاراکتر اصلی فیلم است. شاید شبیه به نقاشی هایم که فیگورهایی تنها در پس زمینه ای پر از آرایه ها غرق شده اند و در هوا معلق هستند؛ شخصیت اصلی من هم در زمان و مکانی ناآشنا گم شده و درپی یافتن خویش است.
ترخانی که در گفتگویی عنوان کرده بود که شاید این اثر برای سینمای ایران نامأنوس باشد درباره این موضوع گفت: علت این مساله این بود که به ندرت در سینمای معاصر ایران اثری غیرخطی و سوررئال دیده ام. همانطور که گفتم در این فیلم گرچه با روایتی داستانی روبرو هستیم اما پیرنگ داستان خطی و واضح نیست. و به نظرم رسید که در سینمایی که عمده ی داستانها به صورت مشخص و سرراست سراغ مسائل اجتماعی می روند و داستانی مشخص روایت می کنند طرح داستانی سوررئال گرچه از طرح مسائل اجتماعی اطرافش غافل نمی شود اما به هرحال چندان مستقیم هم بدانها نمی پردازد کمی نامانوس باشد.
وی در پاسخ به پیش بینی بازخوردها بعد از نمایش کار اذعان کرد: نمایش فیلم در کجا و در چه زمانی؟ این سوال بستگی به مخاطبان احتمالی اثر دارد. مثلا مخاطب آلمانی قطعا واکنشی متفاوت نسبت به مخاطب هندی خواهد داشت. مسلما کسانی که با سینمای کارگردانان بزرگی چون بونوئل و لینچ آشنا هستند با مشکلی از نظر فهم و درک فیلم مواجه نخواهند بود و بیشتر انتقادها (چه مثبت و چه منفی) به سمت و سوی مسائل فنی، پیرنگ و غیره می رود.
این هنرمند با اشاره به تأثیر پرفورمنس آرت بر روند ساخت فیلم بیان کرد: فکر می کنم هنر پرفورمنس تاثیر خیلی زیادی در کار من داشت. خصوصا در مورد بازی ها این امر خیلی به کمکم آمد. گروه من گروه فوق العاده ای بود. خوشبختانه اکثر بازیگرانم یا تجربه ی تئاتر داشتند و یا در حیطه ی پرفورمنس آرت فعالیت می کردند. این بود که مشکلی از نظر درک متقابل نداشتیم. اما اینکه این حرفه یا بهتر است بگوییم این شاخه از هنرهای اجرایی تأثیری بر کارگردانی دارد یا خیر مساله  کلی است و در حیطه ی دانش من نیست بلکه نیاز به تحقیق و پژوهش دارد. اما در مورد خودم می توانم بگویم که خیلی به کمکم آمد.
وی همچنین در خصوص تأثیر آشنایی با هنرتجسمی اضافه کرد: می توانم با قاطعیت اثرگزار بودن هنرهای تجسمی را بر روند کارگردانی تایید کنم. خیلی از کارگردانان مهم جهان پیش از کارگردانی و ساخت فیلم تجربه های زیادی در زمینه ی هنرهای تجسمی داشته اند. مثال ایرانی اینگونه افراد عباس کیارستمی است. مثال های غیرایرانی هم که فراوان است از خود لینچ بگیرید تا کسانی مثل جولین اشنابل. و معمولا فیلم های این افراد همیشه از نظر دیداری قوی است و فریم هایی که به تصویر درمی آورند خیلی دقیق و پرداخت شده است.
ترخانی در ادامه درباره تجربه کار با ابراهیم ابراهیمیان گفت: آقای ابراهیم ابراهیمیان خودش فیلمساز است. او و همسرش سارا سلطانی برای هر فیلمنامه وقت زیادی صرف می کنند و آشنایی ما هم مربوط به سالها پیش از ساخت این فیلم است. دوباره فکر می کنم همان درک متقابل به کمک من آمد. ابراهیم ابراهیمیان و سارا سلطانی گرچه تا بحال در حیطه ی سینمایی با داستانهای اجتماعی خود را به اثبات رسانده اند اما بواسطه ی شناخت و دانششان از سینما، راه بر هیچ ژانر دیگری نبسته اند و من تعجب نمی کنم اگر فیلم بعدیشان خیلی متفاوت از فیلم حاضر باشد و فکر می کنم آگاهانه توان این را دارند که از ژانرهای مختلف سینمایی بنا بر مساله ای که در پی طرح آن هستند کمک بگیرند. خوشبختانه ایشان از داستان من استقبال کردند و این امر برای من خیلی دلپذیر بود.
کارگردان فیلم «عروس و مرده» خاطرنشان کرد: در زمینه ی انتخاب بازیگران من و علی اتحاد و کیان کیانی تصمیم می گرفتیم. در مورد آتنا حبیبی که از ابتدا مطمئن بودم و حتی در حین نوشتن فیلمنامه به او فکر می کردم. در مورد سهراب مهرادی حقیقی هم که خود مستندساز و فیلم ساز است و مطمئن بودم از پس نقشش برمی آید. در مورد سایر بازیگران تست گرفتیم و مبنایمان این بود که بتوانند از پس موقعیت های مختلف برآیند. بدین ترتیب که آنها را در موقعیت هایی پرفورماتیو و گاه پارودیک قرار می دادیم و واکنششان را بررسی می کردیم.
گفتنی است؛ نیکو ترخانی از هنرمندان عرصه تجسمی است که در حوزه هایی چون نقاشی، عکس، پرفورمنس و ویدئو آرت  فعالیت داشته و نمایشگاه های زیادی را در داخل و خارج از کشور برگزار کرده است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: