مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که همجوار با اطاق های عمل بوده اقدام به ساخت بخش های آنژیوگرافی ،icu oh ...


پرسپولیس 0 - 1 پیکان/ نخستین شکست سرخ‌ها در لیگ (+جدول)

دیدار تیم‌های پرسپولیس و پیکان با برتری شاگردان جلالی به پایان رسید.


نمایشگاه خودروهای کلاسیک در آلمان‎

در این نمایشگاه انواع موتور سیلکت های قدیمی و محصولات بنز و پورشه نمایش داده شد.


خواندنی هایی درباره جلیقه های ضد گلوله!

جالب است بدانید که این جلیقه ها به راستی ضد گلوله نبوده و عبارت مقاوم در برابر گلوله به منظور تعریف آن ها مناسب تر خواهد بود.


رونمایی هیوندای از نسل جدید پیشرانه هایش (+عکس)

این موتور با آخرین نسخه گیربکس های اتوماتیک دبل کلاچ هیوندای ترکیب شده که تعویض دنده های نرم و سریع تر را نسب به گذشته به همراه دارد


«مُرده‌ها در راه‌اند» به کتابفروشی‌ها رسید

«مُرده‌ها در راه‌اند» به کتابفروشی‌ها رسید

| دوشنبه ۱۷ اسفند ۹۴ ساعت ۱۱:۳۶ | نسخه چاپي

رمان «مُرده ها در راه اند» نوشته ناتاشا امیری توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شد.
به گزارش خبرگزاری مهر، رمان «مُرده‌ها در راه اند» نوشته ناتاشا امیری به تازگی توسط نشر ققنوس منتشر و راهی بازار نشر شده است.
داستان این رمان درباره زندگی ۳ زن در دوره‌های مختلف زمانی است که به مرور ۳ مرد نیز در طول داستان کنار این ۳ زن قرار می‌گیرند. بازه و بستر زمانی این رمان، از کودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ تا سال ۹۳ امتداد دارد و در این بازه زمانی، زندگی، مسائل و دغدغه‌های روحی و عاطفی ۳ زن مورد نظر به تصویر کشیده می‌شود.
ناتاشا امیری داستان نویس و منتقد ادبی است که پیش از این کتاب، مجموعه داستان‌های «هولا... هولا» و «عشق روی چاکرای دوم» و رمان «با من به جهنم بیا» را در کارنامه ادبی خود دارد. 
این رمان ۲ بخش اصلی دارد که بخش اول از ۷ فصل و بخش دوم از ۱۰ فصل تشکیل شده است.
در قسمتی از رمان «مرده‌ها در راه اند» می خوانیم:
هرچند در تاریکی شب و هواپیمایی که او را به جایی که پیش‌تر بود بر می‌گرداند دیگر این طور فکر نمی‌کرد. همسفرهای انگشت شمار در تکانه چاله‌های هوایی چرتشان پاره می‌شد. در تاریک روشنا چراغ های قرمز هواپیمایی رد شد که نشان می‌داد خطوط هوایی هم مثل اتوبان‌های طبقاتی اند. باور نمی‌کرد خطر این قدر نزدیک باشد.
بعد از ظهری هم که روی سنگفرش خیس از باران شانزه لیزه قدم می‌زد خطری کنار گوشش نفس می‌کشید؛ خطر فروختن خودش به چیزی که غلط بود. معرفی‌نامه مادام ژانتیه در برابر قد بلند زن‌های فرانسوی بی‌اعتبار شده بود، مثل شرکت در مسابقه‌ای که از قبل اطمینان داشت خواهد باخت. کفش پایش را می‌زد و هنوز باور نمی کرد واقعا آن جاست. جلو کاخ بوربون به توضیحات سیروس درباره ارابه‌های مرگ انقلابی گوش می کرد که محکوم به اعدام را به میدان کنکورد با ستون سنگی مصری منتقل می‌کردند اما فکرش درگیر تظاهرات تهران بود. در برابر طاق نصرت، یادبود کشته شدگان جنگ، به آتشی که همیشه روشن نگاه داشته می‌شد زل زد: «بهتر از این نمی شه!»
اگر هم دوباره به دنیا می‌آمد، باز همین کار را می‌کرد اما شب نشسته در کافه با دیدن خبر سقوط کابینه شریف امامی در روزنامه فارسی زبان لحظه‌ای مردد شد...
این کتاب با ۳۶۰ صفحه، شمارگان هزار و ۶۵۰ نسخه و قیمت ۱۸۰ هزار ریال منتشر شده است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:

دیدگاه شما چیست؟