بچه ناخلفی که بازیگر شد؛ وقتی کیانیان به رضایی لهجه مشهدی یاد داد

حبیب رضایی با حضور در برنامه «35» از خاطرات دوران کودکی خود گفت و درباره بازیگری و بازیگردانی در سینمای ایران توضیح داد.


این مدل فراری نسخه دومی ندارد!

شاکله اصلی این ایتالیاییِ ناب بر اساس مدل محبوب F12berlinetta شکل گرفته و باقی موارد ازجمله طرح ظاهری، کیت بدنه و رنگ‌بندی طبق سلیقه مالک و صلاح‌دید ...


دردسرهای عکس منشوری و استعفای دو سرمربی؛ یک فوتبالیست گوشه رینگ!

اظهارات تند شجاعی و عکس جنجالی رحمتی، استعفای همزمان دو مربی لیگ برتری، واگذاری تیم امید به فدراسیون و استعفا در پرونده تیم جنجالی اخیر مهمترین ...


رویای صاحبخانه شدن در لندن

اوضاع بازار مسکن لندن را از برنامه های ارائه شده در اولین سخنرانی «صادق خان»، شهردار تازه این ابرشهر می توان فهمید: «مسئله کلیدی، حل بحران مسکن است.»


خودروهای منتخب سال از نگاه تاپ‌گیر+تصاویر

این روند هر ساله بسیاری از مجلات تخصصی خودرواست که کارشناسان و اهل فن به بررسی آن می‌پردازند و مرجع خوبی برای انتخاب مشتریان محسوب می‌شود.


لابی‌گری‌های عربستان علیه ایران افزایش یافته است

لابی‌گری‌های عربستان علیه ایران افزایش یافته است

جهان | پنجشنبه ۰۶ اسفند ۹۴ ساعت ۸:۴۱ | نسخه چاپي

دکتر نادر انتصار با اشاره به اینکه باید تحلیلی اساسی در مورد سیاست خارجی ایران درباره عربستان صورت بگیرد گفت: لابی گری عربستان علیه ایران افزایش یافته است.

به گزارش خبرگزاری مهر، نشست «بررسی نظم امنیتی خلیج فارس: از گذشته تا حال» با سخنرانی دکتر آرشین ادیب مقدم رئیس مرکز مطالعات ایرانی مدرسه مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن و دکتر نادر انتصار رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا از طریق ویدئو کنفرانس که به همت گروه خلیج فارس پژوهشگاه مطالعات خاورمیانه در این پژوهشگاه برگزار شد.

پروفسور نادر انتصار رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آلابامای جنوبی آمریکا در این نشست گفت: در دوران جنگ ویتنام به خصوص در اواخر این جنگ، دولت آمریکا به این فکر افتاده بود که حتی با فرستادن یک قوای عظیم در کشور دورافتاده ای مانند ویتنام هم نتوانسته به هدف های خودش برسد و بدین ترتیب در زمان ریاست جمهوری «ریچارد نیکسون»، بحث های زیادی مطرح شد که نقش استراتژی آمریکا در کشورهای جهان سوم چگونه باید باشد.

وی افزود: در دولت ریچارد نیکسون و زمانی که «کسینجر» وزیرخارجه این کشور بود به این نتیجه رسیدند که برای حفظ منافع آمریکا در مناطق مهم دنیا به خصوص مناطق دور افتاده و کشورهایی که در دنیای سوم وجود دارند، بهتر است که به جای اینکه آمریکا سربازان خودش را مستقیما به مناطق دچار اختلاف اعزام کند و برای خودش باتلاقی درست کند، برخی از کشورها که همپیمانان آمریکا هستند را نیز به سمت خود بکشاند و در واقع این کشورها را مسئول نگهداری امنیت آن منطقه کند. برای مثال برزیل در آمریکای لاتین کشور بزرگی بود و به عنوان کشور برگزیده نیز اعلام شد، از این رو کمکهای بسیارعظیم نظامی به این کشور شد.

انتصار در ادامه تصریح کرد:  در خلیج فارس در آن زمان، ایران علاوه براینکه به عنوان بزرگترین قدرت نظامی بود، همپیمان آمریکا نیز بود. عربستان سعودی هم، همپیمان آمریکا بود ولی در آن زمان قدرت نظامی اش در مقابل ایران بسیار ضعیف تر بود و بنابراین نمی توانست نقشی را که واشنگتن می‌خواست در خاورمیانه و به خصوص در خلیج فارس برای امنیت و حفاظت آمریکا ایفا کند را برعهده بگیرد و از پس آن برآید.

استاد دانشگاه آلاباما آمریکا یادآور شد: بنابراین سیاست نیکسون بر دوپایه استور شد که پایه مهم آن و در واقع  قوی ترین پایه اش ایران بود و پایه ضعیف تر و کوچک ترش را به عربستان دادند. در حقیقت این دو کشور حامیان منافع آمریکا در خاورمیانه شدند و اگر قرار بود جنگ هایی هم صورت بگیرد این دو کشور قرار بود از نیروهای خودشان استفاده کنند تاجایی که حتی ایران تاحدودی این اقدا م را انجام داد، به طور مثال به اندازه ای در جنگ های داخلی عمان دخالت کرد.

مولف «سیاست کردها در خاورمیانه» در ادامه افزود: اگرچه ایران و عربستان سعودی هر دو از کشورهای شاهنشاهی طرفدار آمریکا بودند و رابطه نسبتا خوبی با هم داشتند اما عربستان در آن زمان هم  چندان راضی نبود که نقش درجه دومی را در مقابل  ایران در خلیج فارس داشته باشد، ولی چاره ای نداشت چرا که ایران کشور بسیار بزرگتری بود و از نظرقدرت نظامی قوی تر ازعربستان بود و بنابراین ریاض چاره ای نداشت جز اینکه دنباله رو ایران در این مورد باشد.

وی تأکید کرد: بعد از انقلاب ایران و فروپاشی دکترین نیکسون، سیستم امنیتی که آمریکا در خلیج فارس به دنبال آن بود تقریبا از هم پاشیده شد و بعد از آن نیز جنگ افغانستان شروع شد و طی آن حمله روسیه و اشغال کابل از طریق این کشور، همه این ها سبب شد که دکترین نیکسون کاملا به هم بریزد و ازهم فرو بپاشد. بنابراین آمریکا به این فکر افتاد که چگونه می تواند باردیگر امنیت مناطق مهم سوق الجیشی مانند خلیج فارس را تامین کند، چرا که سیاستی که بر دوپایه استوار بود، شاه ایران از یک سو و عربستان از دیگر سو،  دیگر وجود نداشت و پایه مهمش از بین رفته بود.

وی تصریح کرد: این دورانی بود که «جیمی کارتر» ریاست جمهوری آمریکا را به عهده داشت و دکترین خودش را پیاده کرد و اعلام کرد که آمریکا در صورت خطر درخلیج فارس در مورد منابع نفتی و شاهراه های نفتی، نیروهای خود را در خلیج فارس مستقر خواهد کرد و در واقع می توان گفت که به شکلی دکترین نیکسون را کاملا نادیده گرفت و سیستم جدیدتری را درست کرد. در حقیقت کارتر بیش تر از یک دوره رئیس جمهور نبود ولی پایه سیستم امنیتی خلیج فارس بعد از انقلاب ایران در زمان رئیس جمهوری کارتر بنا شد، و به این ترتیب آمریکا دوباره به نحوی به این نتیجه رسید که باید به طور مستقیم  در خلیج فارس حضور داشته باشد.

وی افزود: البته این بدین معنا نبود که کشورهای حامی خودش را تقویت نکند و مقدار زیادی اسلحه به آنها نفروشد، حتی که شاهد بودیم که پایگاه های نظامی بیشتری درخلیج فارس ایجاد شد، ناوگان پنجم در بحرین راه اندازی شد و کشورهای دیگر خلیج فارس که تازه به استقلال رسیده بودند، کم کم به  کشورهای مهم سوق الجیشی تبدیل شدند و آهسته آهسته شروع به خریداری اسلحه  از این کشوها کردند، و گرچه کوچک بودند وجمعیت چندانی نداشتند، اما سعی کردند که خودشان را به عنوان بازیگری مهم در خلیج فارس نشان دهند.

انتصار یادآور شد: جنگ ایران و عراق نه تنها برای ایران و عراق بلکه برای سایر کشورهای منطقه نیز حائز اهمیت شد. یکی از مهم ترین پدیده های این جنگ درمنطقه خلیج فارس بود که سبب شد کشورهای عربی خلیج فارس که تحت رهبری عربستان سعودی بودند به این نتیجه رسیدند که برای تامین امنیت خودشان یعنی امنیت از لحاظ جلوگیری از اثرات منفی جنگ ایران عراق برای کشورهای خودشان یک گروه اقتصادی نظامی درست کنند و به این ترتیب شورای همکاری خلیج فارس درست شد.  گر چه در زمان جنگ ایران و عراق فعالیت این شورا بیشتر بر کمک به «صدام حسین» و رژیم عراق درجهت جلوگیری از هدفهای نظامی ایران متمرکز شده بود، ولی در حالت کلی شورای همکاری خلیج فارس در تمام دوران جنگ ۸ ساله ایران وعراق، نمی توانست نقش مهمی در ایجاد و برقراری امنیت در خلیج فارس ایفا کند.

وی تصریح کرد: بعد از جنگ ایران و عراق و اتفاقاتی که به دنبال آن به وجود آمد و در واقع برای همگان روشن است و نیازی به تکرار آن نیست، عواملی که به حمله نظامی آمریکا به همپیمانانش به عراق و اشغال این کشور و برکناری صدام حسین منجر شد از دیدگاه کشورهای عربی خلیج فارس و آنهایی که عضو شواری همکاری خلیج فارس بودند به صورت ازهم پاشیدگی کامل صدام حسین یعنی قدرت گیری ایران در خلیج فارس بود. در واقع می‌توان گفت که هدف آنان از ایجاد شورای همکاری خلیج فارس جلوگیری از نفوذ و قدرت گیری ایران در خلیج فارس بود و این هدف خود را از طریق همکاری به رژیم صدام حسین اجرایی می کردند، بعد از حمله آمریکا به عراق و فروپاشی رژیم صدام حسین این خلایی که ایجاد شد، ترسی که کشورهای عربی از ایران داشتند را بیشتر کرد.

رئیس دانشکده علوم سیاسی دانشگاه آلابما افزود: بنابراین می بینیم که درست چند ماه بعد از فروپاشی صدام حسین، این کشورها، به خصوص عربستان سعودی و امارات، اقدام به بستن قراردادهای بزرگ نظامی با قدرتهای بزرگ نظیر آمریکا، انگلیس و... کردند و نه تنها به خرید مجهزترین سلاح ها از این کشورها پرداختند بلکه به این کشورها اجازه دادند که پایگاه های عظیم نظامی در کشورهایشان ایجاد کنند و هم اکنون در قطر و بحرین و تا حدود زیادی عربستان و سایر کشورها نتیجه این اقدامات را شاهد هستیم. تا جایی که هم اکنون  یک کشور نسبتا کوچک از نظر تعداد جمعیت مانند عربستان، بعد از آمریکا و چین سومین بودجه نظامی دنیا را دارد. همچنین امارات متحده عربی با این که کشوری کوچکتر از عربستان است بزرگترین خریدار سلاح های کشورهای خارجی مطابق با جمعیت خودش هست.

وی تأکید کرد: قطر نیز یکی از بزرگترین خریدارهای تسلیحات خارجی است و این ها از طریق خرید این تسلیحات و همچنین تغییر سیاست خارجی خودشان -که بیشتر بر روی محافظه کاری بنا شده بود- را پیش بردند. تغییر سیاست خارجی یعنی اینکه به طورمثال اگر ۱۰ سال پیش می‌گفتیم که عربستان به کشور همسایه اش یمن حمله خواهد کرد و جنگ راه خواهد انداخت همه ما تعجب می‌کردیم چرا که جای تعجب بود که عربستان که کشور محافظه کاری است  قایق خود را در یک چنین ساحل پر تلاطمی بیندازد. علاوه براین اگر ۱۰ سال پیش مسئله فرستادن جنگنده های قطر به لیبی را مطرح می‌کردیم باز هم جای تعجب بود که  قطر به کشوری مانند لیبی جنگنده می‌فرستد و در سقوط  آن شرکت می‌کند، در آن زمان قطعا یک چنین امری برای ما قابل پذیرش نبود، چرا که قطر کشور کوچکی است که  فقط۱۰ درصد جمعیتش قطری هستند و بقیه خارجی هستند.

انتصار با اشاره به اینکه چرخشی ۱۸۰ درجه ای در سیاست خارجی کشورهای عربی خلیج فارس ایجاد شده گفت: بنابراین امنیت خلیج فارس به طور کلی خیلی قابل پیش بینی نیست برای اینکه کشورهایی که سابقا رفتارشان قابل پیش بینی بود دیگر رفتار قابل پیش بینی ندارند. هم اکنون ما نمی توانیم پیش بینی کنیم که عربستان دو ماه دیگر چه خواهد کرد در واقع جاه طلبی این کشور چیزی فراتر از جمعیت و قدرتش است.

وی تصریح کرد: با توجه به روابط نه چندان خوبی که بین ایران و کشورهای غربی به خصوص آمریکا دراین ۳۰ سال اخیر ایجاد شده بود، کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، پر و بال زیادی گرفتنتد و در واقع سردی رابطه ایران و غرب را یک هدیه بزرگ برای خودشان دانستند. برای همین بود که کشورهای عربی خلیج فارس به خصوص عربستان که درحوزه سیاست خارجی رهبری این کشورها را به عهده دارد، حتی بیش از اسرائیل هم از امضای قرارداد برجام ناراحت شد و تا جایی که بعد از این قرارداد نیز هیچ کشوری به اندازه عربستان لابی های خود را درآمریکا بیشتر نکرد تا مانع اجرای برجام گردد.

وی افزود: چند روز پیش ویدیوئی دیدم که عربستان سعودی بین نمایندگان کنگره آمریکا پخش کرد و این در واقع بخش خیلی کوچک از لابی گری های عربستان در آمریکا بر ضد ایران است. در این ویدیو که به نظر می رسید در یمن بود، می دیدیم که جنگنده ها بر سر مردم بمب می ریزند و تعدای از شهروندان غیر نظامی به علاوه زنان و کودکان کشته می شوند و بعد از حدود ۳ دقیقه از نمایش این بمباران یک نفر صحبت می کند و می گوید: ببینید که ایران چه کارهایی را درخلیج فارس و خاورمیانه می کند. یعنی اقداماتی که خود عربستان دارد انجام می دهد را با یک چرخش ۱۸۰ درجه ای  به گردن ایران انداخت و گفت که ایران در حال انجام این اقدامات است. این ویدیو به تمام افراد کنگره آمریکا داده شد و در تمام روزنامه ها و مجلات آمریکا مطرح شد. این فقط قطره کوچکی از فعالیت های عربستان در زمان حاضر بر ضد ایران است.

استاد دانشگاه آلاباما آمریکا در ادامه یادآور شد: بنابراین ما الان اگر بخواهیم در مورد امنیت خلیج فارس حرف بزنیم به طور معمولی این سیاست خارجی ایران مبنی بر اینکه باید بین کشورهای منطقه همکاری ایجاد بشود و از این طریق امنیت خلیج فارس تامین شود کارساز نخواهد بود و این سیاست در این چارچوب متاسفانه برای تامین امنیت خلیج فارس قابل پذیرش نیست. حالا تنها چیزی که می شود برای نتیجه بیان کرد این است که به طور کلی باید یک تحلیل اساسی در مورد سیاست خارجی ایران درباره عربستان صورت بگیرد و تنها به صورت شعاری نمی توان با عربستان و کشورهایی که دنباله رو این کشور هستند رابطه برقرار کرد.

وی تصریح کرد: شعاردادن متاسفانه دردنیای امروز منافع ملی هیچ کشوری را تامین نمی‌کند. عربستان امروزی، عربستان ۱۰ سال پیش نیست چرا که این کشورخودش را به طور تمام عیار برضد ایران تجهیز کرده و از تمام قدرت اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خودش در کل دنیا استفاده می کند که ایران را نه تنها در انزوای کامل در خاورمیانه قرار بدهد بلکه امنیت ملی ایران را مرتبا دچار تهدید و خطر کند.  امنیت درعربستان در زمان کنونی به صورت ناامنی برای ایران تعبیرمی شود. در واقع بزرگترین چالش سیاست خارجی ایران در زمان کنونی چالشی است که عربستان برای ایران ایجاد کرده است، و این احتیاج به یک دید دیگری در ایران در مورد عربستان خواهد داشت.

وی در ادامه تأکید کرد: متاسفانه در ایران، ما نقش عربستان در سیاست خارجی خودمان را آنقدر مهم تعبیر نکردیم و در واقع این دید باید عوض شود و تحولات دیگری که الان در خلیج فارس ایجاد شده همه دنباله رو همین سیاست است. مثلا الان شاهد این امر هستیم که انگلیس بعد از سال ۱۹۷۱ میلادی برای اولین بار در حال ساخت یک پایگاه دریایی در بحرین است و در واقع این اولین باری است که بعد از سال ۱۹۷۱ انگلیس دوباره وارد خاورمیانه می شود. همچنین قراردادی که ترکیه با قطر امضا کرد که در اصل در سال ۲۰۱۴ ایجاد شده بود، و سال گذشته کلنگ زنی پایگاه جدید ترکیه در قطر آغاز شد و قرار شد که ترکیه یک پایگاه نظامی بزرگی را در قطر ایجاد کند که اول حدود سه تا چهار هزار سرباز پیاده را به قطر اعزام خواهد کرد. همچنین تعدادی هواپیما و کشتی های دریایی در این کشور مستقر خواهد کرد و پس از آن این ها روبه گسترش خواهد رفت.

انتصار در پایان تصریح کرد: در واقع این تقریبا اولین باری است که بعد از سقوط امپراطوری عثمانی می بینیم که ترکیه دوباره به مسائل امنیتی خلیج فارس توجه پیدا می کند. البته این ها به خودی خود دلیل بر این نیست که برای امنیت ملی ایران خطر ایجاد شود اما اگرهمه این ها را باهم در نظر بگیریم و با توجه به تنش هایی که در خاورمیانه و به خصوص در خلیج فارس وجود دارد، شکی در این نیست که تحولات جدید چالش های بزرگتری را برای ایران ایجاد خواهد کرد. همچنین  کشورهایی که می خواهند ایران را به محاصره خودشان در بیاورند و عکس العملی که ایران خواهد داشت و سیاستی که ایران پیاده خواهد کرد به نظر من مسئله ای است که باید مطالعاتی زیادی درموردش صورت بگیرد. هم اکنون بحث های مهمی در بالاترین سطح کشور هست که حتما باید ادامه پیدا کند. همچنین آن سیاست خارجی که ما در سال های اخیر داشتیم و مباحثی از این دست که «ما با همه برادریم» و...  در برابر چالش هایی که این کشورها برای ایران ایجاد می کنند کارگر نخواهد شد.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: