لوکس و نابودگر، سلاح هایی که لرزه بر اندام می اندازند +تصاویر

در دنیا افرادی هستند که به دلایل مختلف برای خودشان کلکسیونی از سلاح های کشنده جمع آوری می کنند.


اولین تصاویر لو رفته از مدل ۲۰۱۷ گلکسی A5 را ببینید

چند روزی می‌شود که خبرهای مختلفی از مدل جدید گوشی گلکسی A5 به بیرون درز کرده و امروز هم تصاویر آن لو رفته‌اند.


گزینه جدید ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا

جان هانتسمن، فرماندار سابق ایالت یوتا به مجموعه گزینه‌های دونالد ترامپ برای وزارت امور خارجه آمریکا افزوده شده است.


شراره رخام از بی ارزش ترین نوع افتخار در اینستاگرام نوشت

شراره رخام در جدید ترین پست خود در اینستاگرام از بی ارزش ترین نوع افتخار و در عین حال باارزش ترین آن متنی منتشر کرد.


هایما با موتور توربو شارژ درایران+تصاویر

هایما S7 یک خودرو شاسی بلند با ظاهر و تجهیزات مناسب است. که توسط ایران خودرو به بازار ایران عرضه شد. حال پس از ورود این خودرو به تازگی اخباری ...


این متن ما را زیر سؤال می‌برد

| شنبه ۲۴ بهمن ۹۴ ساعت ۱۵:۴۱ | نسخه چاپي

فرشته صدرعرفایی، که در زمینه‌های گویندگی، عروسک‌گردانی، بازیگری تئاتر و سینما و کارگردانی فعالیت می‌کند، این‌روزها مشغول بازی در نمایش «نگاهمان می‌کنند» به نویسندگی نغمه ثمینی و کارگردانی محمدرضا اصلی است.
صدرعرفایی فعالیت هنری‌اش را از ۱۱سالگی در کانون پرورش فکری کودکان شروع کرد. او تاکنون در هفت فیلم سینمایی به ایفای نقش پرداخته و همچنین چهار مجموعه تلویزیونی را کارگردانی کرده است. فرشته صدرعرفایی در سیزدهمین دوره جشنواره فیلم فجر نامزد دریافت جایزه بهترین بازیگر نقش دوم زن برای فیلم «بادکنک سفید» به کارگردانی جعفر پناهی و در دیگرجشنواره فیلم فجر برای فیلم «کافه ترانزیت» موفق به دریافت سیمرغ بلورین بهترین بازیگر زن شد.
از دیگر موفقیت‌های او می‌توان به دریافت دیپلم افتخار برای فیلم «حوض نقاشی» در جشن انجمن منتقدان سینمای ایران در سال ۱۳۹۲ اشاره کرد. در «نگاهمان می‌کنند» که اولین تجربه کارگردانی محمدرضا اصلی است، فرشته صدرعرفایی به ایفای نقش یک بازیگر می‌پردازد.
نحوه آشنایی شما با آقای اصلی چگونه بود و چه شد که این کار را پذیرفتید؟
من آقای اصلی را از اجرای نمایش «خانواده تت» که خانم مائده طهماسبی کارگردانی آن را بر عهده داشتند، می‌شناسم. آقای اصلی آنجا از دستیاران کارگردان بودند و همچنین یک نقش کوتاهی را بازی می‌کردند. چند سال بعد طرحشان را با من در میان گذاشتند و اتودهایی هم زدند و نوشتند.
پس از مدتی با خانم نغمه ثمینی مطرح کردند که ایشان پیشنهاد دیگری دادند و درنهایت متن بسیار زیبایی نوشتند و بزرگ‌ترین دلیل من برای بازی در این نمایش غیر از خود آقای اصلی که بسیار جوان مستعد، باپشتکار و نازنینی است، متن خوب ایشان است که آن را خیلی دوست دارم و البته گروه خوبی که آقای اصلی جمع کرده‌اند.
چه نیرویی شما را جذب تئاتر کرد؟
شروع آموزش من از کانون پرورش فکری کودکان بود و من از ۱۱سالگی در آنجا به کلاس‌های تئاتر و تئاتر عروسکی می‌رفتم. اجراهایی هم داشتم که آخرینش سال ٦٢ بود. بعد بیشتر کار سینما و در تلویزیون، کار عروسک‌گردانی، گویندگی عروسک و کارگردانی سریال انجام دادم. سپس دوباره فضایی پیش آمد که دو کار تئاتر با خانم مائده طهماسبی انجام دادم «خانواده تت» و «کلمه، سکوت، کلمه» این نیز سومی آنهاست که البته مستمر نبوده است و با فاصله دو الی سه سال انجام داده‌ام.
آرامشی که در کارهایتان دارید، از کجا سرچشمه می‌گیرد؟
در نقش‌هایم تابه‌حال متوجه این موضوع نشده‌ام. چون اینجا راجع‌به این نقش صحبت کردیم که این زن تا چه حد باید مضطرب و پریشان باشد و تا چه اندازه بیرون‌ریزی داشته باشد، آن را اتود و حتی اجرا نیز کردیم اما در آخر به این نتیجه رسیدیم که این شخصیت باید با دختری که در روبه‌رویش است، فرق کند اینکه این زن با توجه به پخته‌تربودنش و اینکه بازیگر است و به واسطه حرفه و وجهه اجتماعی‌اش خویشتن‌دار است و این موضوع برایش مهم است و دوست ندارد که احساساتش را بروز دهد.
او درونی‌تر و پخته‌تر با مسائل برخورد می‌کند. ازاین‌رو این نقش را به این سمت بردیم یعنی آن بخش عصبی‌بودن و بیرون‌ریزی و دستپاچگی‌اش را از او گرفتیم و به این نتیجه رسیدیم این‌گونه آن زن جذاب‌تر است چون همسر او در اپیزود سوم می‌گوید «او با همه فرق می‌کند» بنابراین باید اقتدار و مدیریت او را حتی در شرایط سخت ببینیم و به این نتیجه برسیم او واقعا با همه فرق می‌کند. از طرفی تفاوت او با دختری که مقابلش است باید به‌روشنی دیده می‌شد؛ هم از لحاظ دیدگاه و منش و هم تفاوت نسل‌ها.
به‌طور‌کلی تحلیل شما از نقش ژاله چیست؟
به‌علاوه مسائلی که به آنها اشاره کردم، این زن قبلا نقش یک روح سرگردانی را بازی کرده است که آن دختر راجع‌به آن صحبت می‌کند و او می‌گوید «سرگردان هستم اما روح را نمی‌دانم» و اشاره به نقشی است که در یک سریال بازی کرده بود و احساسی که اکنون در زندگی دارد. نقش روحی که می‌آید و کاری را که باید انجام دهد انجام می‌دهد و پس از آن به دنیای مرده‌ها بازمی‌گردد، آن نقش را در این اپیزود بازی می‌کند یعنی این زن به دنبال مسئله‌ای و کشفی برای خودش می‌آید ولی بدون اینکه بخواهد، تأثیری روی زندگی یک آدم دیگر می‌گذارد و می‌رود و اینکه با آمدن او، آن دختر به واقعیتی می‌رسد.
درحقیقت انگار ژاله همان روح است و انگار که همان نقش را بازی می‌کند و تقدیرش این بوده است آنچه را که دختر در سریال دیده است، اینجا نیز اجرا شود که می‌آید و دختر را به کشفی می‌رساند درحالی‌که اصلا قصد این نبوده است و اصلا مسیر به بیراهه می‌رود و به دختر چیزی داده می‌شود و آن نیز مسیر درستی است و او وظیفه‌ای را که باید انجام می‌دهد و او را نیز به یک آرامش، بلوغ و پذیرش شرایطی می‌رساند که انگار برای همه هست.
نقش با پردازش واقعی تا چه حد در درکش مؤثر است؟
نقش باید باورپذیر باشد. می‌شود آن را توسط پردازش واقعی، باورپذیر کرد یا اینکه پردازش واقعی کرد اما باورپذیر نباشد. برای من بیشتر باورپذیربودن مهم است تا واقعی یا غیرواقعی‌بودن نقش. یک شخصیت را می‌شود غیرواقعی نمایش داد ولی باورپذیر باشد و پیام را تماشاگر بگیرد و بتوانیم آن را به تماشاگر منتقل کنیم.
الزاما لازم نیست برای اینکه نقش را تماشاگر باور کند، رئال باشد، می‌تواند غیرواقعی نیز باشد و مهم این است که تماشاگر شخصیت و موقعیت آن را در نمایش بپذیرد و دنبال و درک کند. اصلا ممکن است برای مثال ما با اصوات عجیب‌وغریبی حرف بزنیم. طبیعی است در این صورت کار رئال نیست.
نقطه عطف کارهای شما در کجا قرار دارد؟
از نظر من هر کاری که انجام می‌دهم یک نقطه عطف و یادگیری تازه و متفاوت است و من هنوز تمام نشده‌ام که بخواهم برای خودم یک نقطه عطف قرار دهم.
تابه‌حال کار با کدام کارگردان‌ها برای شما تجربه بهتری بوده است؟
من تا‌به‌حال با همه کارگردان‌هایی که کار کرده‌ام، بسیار راحت بوده‌ام برای اینکه قبل از اینکه کار را قبول کنم به شناختی از کارگردان و به تفاهمی درباره فیلم‌نامه یا نمایش‌نامه می‌رسم و سپس آن کار را قبول می‌کنم. از قبل سعی می‌کنم شناخت‌هایم را نسبت به کارگردان، متن و نقش، کامل کنم که کمترین مشکل را با کار داشته باشم. بنابراین همه کارهایی را که تا به امروز قبول کرده‌ام و انجامشان داده‌ام، از نظرم کارگردان‌هایی بوده‌اند که با آنها راحت بوده‌ام و متن‌هایی را داشته‌اند که در آن مقطع با آنها راحت بوده‌ام.
درواقع نمایش‌نامه برای شما حرف اول را در انتخاب نقش می‌زند؟
فیلم‌نامه و نمایش‌نامه. برای اینکه درنهایت همه ما باید در خدمت یک نمایش‌نامه و فیلم‌نامه باشیم بنابراین مهم است که آن چگونه، تا چه حد محکم و قوی، تا چه اندازه درست نوشته شده و حرفی که می‌زند چه حرفی باشد.
تا چه اندازه نبودن حمید در آن آپارتمان با توجه به حضور مزدک داستان در آنجا تأثیرگذار بود؟
این زن خیالش راحت می‌شود که همسرش به او خیانت نمی‌کند. او دیگر باور کرده بود این اتفاق افتاده است. زن با مقدماتی که به وجود می‌آید و با توجه به ذهنیتی که دارد، باور کرده همسرش آنجاست و وقتی می‌بیند شوهرش آنجا نیست، دنیایش عوض و خوشحال می‌شود. درست است که همه آن مشکلات بر سر دختر هوار می‌شود. این موضوع مسئولیتی برای ژاله به وجود می‌آورد؛ کسی که فرزندی ندارد و در آنجا با این دختر مسئولیت و مادربودن را زمانی که برایش آینده‌ای ترسیم می‌کند و آن آینده بسیار زیباست، تجربه می‌کند.
او از بخش بازیگری و تجربه‌اش استفاده می‌کند برای اینکه چشم‌اندازی را به دختر دهد و بگوید زندگی همین است و ما باید منتظر همه این اتفاقات باشیم و خوبی آن در این است که تو الان جوان هستی و راه‌های زیادی در پیش‌ِرو داری.
این موضوعی نبود که او در مقابل خودش احساس کند و فکر نمی‌کرد راه‌های زیادی برایش باز است به این‌دلیل که او مردی را داشت که خیلی دوستش داشت و خوشحال است که این اتفاق برای خودش نیفتاده است، اما درعین‌حال ناراحت است که این اتفاق برای دختر افتاده است اما جای امیدواری دارد که این دختر هنوز خیلی جوان است و هنوز خیلی اتفاق‌های بهتر می‌تواند برایش بیفتد و همه اینها می‌توانند تجربه بهتری در زندگی برایش باشند.
به‌عنوان کسی که کار بازیگری، عروسک‌گردانی، کارگردانی، گویندگی و بازیگری تئاتر را تجربه کرده، ارجحیت شما در کدام زمینه است؟
خوشبختانه من همه کارهایی که کرده‌ام را بسیار دوست داشته‌ام، یعنی الان هم اگر کاری باشد که بخواهم در آن عروسک‌گردانی و گویندگی کنم، حتما استقبال خواهم کرد. اگر قرار باشد در فیلمی که فیلم‌نامه‌اش را دوست دارم کار کنم، بسیار خوشحال خواهم شد. اگر متنی داشته باشم که بخواهم آن را کارگردانی کنم و آن متن را دوست داشته باشم، بسیار خرسند خواهم شد.
می‌خواهم این را بگویم برایم مدیوم مهم نیست و مهم این است که با کاری که می‌خواهم انجام دهم، تا چه اندازه پیوند برقرار کنم. همه کارهایی را که کرده‌ام دوست دارم. برایم فرقی نمی‌کند و چیزی ارجح بر دیگری نیست. اگر به هر چیزی که می‌پذیریم معتقد باشیم، در نوع خود یک اتفاق کامل و جذاب است. بنابراین اگر وسط کار تئاتر به من کارگردانی پیشنهاد شود من نباید این یکی را رها کنم و در مرحله دوم قرار دهم.
اولویت کاری است که ما اول پذیرفته‌ایم و قول آن را داده‌ایم. من سه سال است که قول داده‌ام این نقش را برای آقای اصلی بازی کنم و سه سال هم هست که به ما گفته‌اند سالن می‌دهند اما نداده‌اند، اما من عین این سه سال هر پروژه‌ای را که خواستم شروع کنم با ایشان در میان گذاشته‌ام که آیا برای این کار بروم یا خیر. چون اول با ایشان صحبت کرده‌ام کارشان در اولویت است و اگر قرار بود این تئاتر کار شود، من حتما آن فیلم را نمی‌پذیرفتم.
این دو کار آخری که من با آقای هاتف علیمردانی به نام‌های «هفت‌ماهگی» و «کوچه بی‌نام» انجام دادم در همین مسیر بوده‌اند که هر دوبار با من تماس گرفتند و من نیز هر دو بار با آقای اصلی در میان گذاشتم که اگر کار شما هست من این کار را نپذیرم که ایشان گفتند کارتان را از دست ندهید. من هنوز بلاتکلیفم. در مورد سالن با شما زمان تمرین را هماهنگ می‌کنیم که آن‌قدر معطلش کردند که با کار من تلاقی نکرد. فقط ٢٣ روز اجرا آن هم در زمان سوخته جشنواره تئاتر و فیلم فجر که توجه مخاطبان و تماشاچیان بیشتر به سمت جشنواره است.
چرا تئاتر امروز ما مخاطبان خاص دارد و چرا اکثریت جامعه علاقه به دیدن تئاترهای تجاری دارند؟
خیلی بدیهی است؛ به علت تقسیم‌بندی‌ای که وجود دارد. اتفاقا من فکر می‌کنم درحال‌حاضر تئاتر رونق بیشتری دارد تا سینما. ولی دلیل اینکه چرا مخاطب عام به تئاتر نمی‌آید، این است که فیلم‌های خاص را نیز مخاطب عام نمی‌بیند. تئاتر نیز مانند هنرهای دیگر تقسیماتی دارد، یعنی ما یک سینمای بدنه و یک سینمای خاص داریم. تئاتری داریم که تماشاچی برای خندیدن به تماشای آن می‌رود و بیشتر تماشاچی عام را جذب می‌کند و یک تماشاچی نیز داریم که دوست دارد تفکر کند و طرح موضوع را ببیند و بحث راجع‌به آن داشته باشد.
موسیقی نیز همین‌گونه است. ادبیات نیز از این قاعده مستثنا نیست و این تقسیم‌بندی جامعه است و ما آدم‌هایی را داریم که به چیزی که آسان درکش کنند، علاقه‌مند هستند و چیزی که سریع با آن ارتباط برقرار کنند و احساساتشان را در وهله اول به جریان بیندازد و درعین‌حال، تماشاچی‌هایی داریم که بیشتر علاقه‌مند به تفکر هستند و دوست دارند تأمل و بحث و کشف کنند.
مهم‌ترین ویژگی «نگاهمان می‌کنند» چه بود که آن را پذیرفتید؟
متن آن؛ متنی که از جامعه آمده است، متنی که از مشکلات دیدگاهی، سیاسی و اقتصادی و آدم‌هایی که در این جامعه زندگی می‌کنند، آمده است. اینهاست که این متن را خاص می‌کند چون می‌توانیم بخشی از اتفاقات اجتماعی‌مان را در آن ببینیم و این متن، متن بی‌تفاوتی نیست.
این متن، متنی است که هم دارد اجتماع و هم خودمان را به‌عنوان آدم‌هایی که در این جامعه زندگی می‌کنیم زیر سؤال می‌برد. درحقیقت ما خودمان را مقابل دوربین می‌بریم. خودمان را نگاه می‌کنیم. هم بیرون را نگاه می‌کنیم و هم خودمان را و این بازتابش خود ماست. من این موضوع را در این متن بسیار دوست دارم. به نظرم متن بسیار خوبی است.
به نظر شما چه دایره مخاطبی برای این نمایش تعریف شده‌ است؟
به این دلیل که نمایش قصه دارد و مسائل آن، مسائلی هستند که بیشتر از زندگی و اجتماع خودمان آمده‌اند و بیشتر به مسائل اجتماعی می‌پردازد، از نظر من مخاطب بسیار وسیعی می‌تواند داشته باشد.
از نظر شما وجود چهره در جذب مخاطب تا چه اندازه می‌تواند تأثیرگذار باشد؟
من معتقدم تئاتر فراتر از این است که بخواهد به داشتن چهره متوسل شود. تئاتر هنر والایی است و نباید متکی به چهره که باید متکی به متن و اجرا باشد. چون الزاما چهره‌ها گاهی اوقات نمی‌توانند بازیگران درست و خوبی باشند. من شخصا ترجیح نمی‌دهم در تئاتر به این مسیر برویم چون آن‌وقت تبدیل به مسیری می‌شود که تئاتر نیست و برای آن می‌شود همان سینمای بدنه را دنبال کرد. نباید برای مخاطب‌داشتن هر شیوه‌ای را به کار بست؛ تبلیغات دروغ، اخبار زرد و این‌گونه مسائل.
بهتر این است اگر هنری والاست و متکی به تفکر و اجرا هست، بگذاریم همان‌گونه بماند و آن را به ابتذال نکشیم. البته اصلا منظور من این نیست که چهره‌ها کار را به ابتذال می‌کشند، بسیاری از بازیگرهایی که ما در سینما داریم اصلا پیش‌زمینه تئاتر دارند. حتی اگر پیش‌زمینه‌ای هم نداشته باشند، ممکن است بازیگرهای خوبی در تئاتر باشند، ولی من فکر می‌کنم تئاتر هنر والایی است و بهتر است متکی به خودش باشد و البته چه بهتر که بازیگرهای خوب که در سینما و تئاتر هستند، در آن حضور داشته باشند.
آیا سالن نیز در انتخاب نقش برای شما مهم است؟
در ابتدا این کار قرار بود در بلک‌باکس انجام شود و در سالن استاد سمندریان به اجرا رود، اما وقتی سالن داده نشد و شرایط این‌چنینی حاکم است، ما مجبوریم به هر سالنی که به ما داده می‌شود، تن دهیم. من نمی‌توانم بگویم چون این سالن است، من نمی‌آیم بازی کنم. ناچار هستیم مسائلی را بپذیریم و خودمان را با شرایط وفق دهیم چون مهم این است که کار انجام شود. ما دوست داشتیم این متن اجرا شود.
خانم ثمینی زحمت کشیدند و وقت گذاشتند و متن بسیار خوبی است برای همین ما دوست داشتیم حتما اجرا شود و حاضر بودیم خودمان را با هر شرایطی تطبیق دهیم. همین‌طور برای محمدرضا اصلی که چند سال زحمت کشید و پشتکار زیادی از خود نشان داد و حقش بود هر طور هست کارش را روی صحنه ببرد. ایده‌آل ما این نبود که در این سالن اجرا برویم. ایده‌آل ما این بود که در بلک‌باکس اجرا رویم.
سخن آخر؟
مدت محدودی این سالن را به ما اختصاص داده‌اند و من امیدوارم در همین مدت محدود بتوانیم تماشاچی بیشتری داشته باشیم، البته این سالن زمان نامناسبی به ما داده شد به این دلیل که هم‌زمان با جشنواره فجر است، ولی متأسفانه کارگردان‌هایی که کار اولشان را انجام می‌دهند چه در زمینه سینما و چه در تئاتر و حمایتی از کسی و جایی نداشته باشند، بیش از این نصیبشان نمی‌شود متأسفانه فقط می‌توانند به عواملی دلگرم باشند که باورش دارند و کمک می‌کنند.
من امیدوارم ما بتوانیم مخاطب بیشتری داشته باشیم و تماشاچی بیشتری جذب کنیم که برای کار دلگرمی است و این حرفی که چندین سال صبر کرده‌ایم که گفته شود را مخاطبان بیشتری بشنوند و دوست داشته باشند.
منبع: روزنامه شرق
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: