درخت1500 ساله+تصاویر

این درخت در جزیره ی جونز و در ایالت کارولینای جنوبی در آمریکا قرار دارد. بلوط فرشته که در کارولینای جنوبی قد برافراشته در حدود 20 متر ارتفاع و 1,400 تا 1,500 سال قدمت دارد.


پیام مجری سرشناس برای بازیگر زن افغان+عکس

احسان کرمی مجری تلویزیون کسب جایزه بازیگری در جشنواره جهانی مراکش را به فرشته حسینی تبریک گفت.


رهبرانقلاب: نبایدبه آمریکایی‌ها اعتماد کرد وفریب لبخندشان را خورد

حضرت آیت الله خامنه‌ای با تاکید بر اینکه به آمریکاییها اصلاً اعتماد نکنید، افزودند: آمریکاییها همواره با اقتدار کشورهای اسلامی از جمله عراق ...


گلکسی S8 احتمالا این شکلی خواهد بود

تا این لحظه شایعات زیادی از گوشی گلکسی S8 سامسونگ به بیرون درز کرده‌اند. همین شایعات باعث شده که حرف و حدیث‌های زیادی درباره‌ی ظاهر این گوشی ...


«نه» سران خلیج فارس به عربستان؛ اتحادت را نمی خواهیم

سی و هفتمین اجلاس دو روزه سران کشورهای عرب حوزه خلیج فارس در حالی در منامه پایتخت بحرین به کار خود خاتمه داد که سعودی ها در مورد تشکیل «اتحاد ...


«یک شهروند کاملا معمولی» را فانتزی تمام کردم؛ خشونت را نشان ندادم

«یک شهروند کاملا معمولی» را فانتزی تمام کردم؛ خشونت را نشان ندادم

| چهارشنبه ۱۴ بهمن ۹۴ ساعت ۱۲:۳۶ | نسخه چاپي

مجید برزگر کارگردان «یک شهروند کاملا معمولی» بیان کرد از ابتدا هم به دنبال یک پایان بندی فانتزی در این فیلم بوده است.
مجید برزگر کارگردان فیلم «یک شهروند کاملا معمولی» در گفتگو با خبرگزاری مهر با اشاره به روند فیلمسازی خود گفت: برای من ورود به عرصه حرفه ای سینما آن هم به معنای مرسوم آن در سینمای ایران چندان هیجان‌انگیز نیست زیرا خود را یک فیلمساز حرفه‌ای نمی دانم و همیشه تاکید کرده ام فیلم هایی که می سازم آثار آماتوری یا فیلم های غیرحرفه ای است. البته چنین تعریفی زمانی معنا پیدا می کند که جریان تولید فعلی فیلم ها در سینمای ایران را حرفه ای بدانیم که آن وقت باید آثار عباس کیارستمی را هم آثار غیر حرفه ای بدانیم که البته اینطور نیست.
وی ادامه داد: من خود را وامدار سنت های افرادی چون ابراهیم گلستان و شهید ثالث می دانم و پیشنهاداتی که این هنرمندان در سینمای ایران دارند برای من بسیار جذاب است و امیدوارم این خوش شانسی را داشته باشم که مانند کارهای دیگرم تهیه کنندگانی داشته باشم که بتوانم با کمک آنها مسیر فیلمسازی مورد علاقه خود را ادامه دهم.
این کارگردان تاکید کرد: تا آنجا که می توانم از تن دادن به آن جریانی که می گوید سینما صنعتی است که باید به شرطی روی آن سرمایه گذاری شود که بازگشت سرمایه داشته باشد پرهیز می‌کنم البته هیچ تقابلی با فیلم هایی از آن دست ندارم و هیچگاه نمی گویم یکی از این انواع سینما بدتر و یا بهتر است بلکه مهم تعلق خاطر و بلد بودن کار است و من در سینما چیزی به غیر از این نوع فیلمسازی که در آثارم می‌بینید بلد نیستم و فکر می کنم این نوع از سینما بسیار شبیه به من است. به همین دلیل هر دو سال یک فیلم می سازم و امیدوارم بتوانم تا آخر عمر چند فیلم دیگر نیز جلوی دوربین ببرم.
به دنبال نمایش آدم‌های تنها و تک افتاده بودم
برزگر در پاسخ به اینکه چرا در «پرویز» و «یک شهروند کاملا معمولی» شخصیت‌های اصلی ناگهان واکنش های بیرونی و همراه با خشونت از خود نشان می دهند، گفت: بدون آن که نگاهی جامعه شناسانه و یا عالمانه به این سوال داشته باشم، باید بگویم که اطراف من پر از آدم هایی است که پر از بغض هستند. همه ما در شرایطی زندگی می کنیم که انگار منتظر یک تلنگر هستیم، گاهی با خود فکر می کنم که اگر کمی فضا باز شود چه اتفاق هایی رخ می دهد و این اتفاق در «پرویز» و «یک شهروند کاملا معمولی» رخ داد. البته شکل این اتفاق در فیلم آخر فرق می کند.
وی در توضیح شخصیت اصلی در فیلم «یک شهروند کاملا معمولی» بیان کرد: شخصیت اصلی در «یک شهروند کاملا معمولی» به عمد همسایه خود را نمی کشد و اصلا نمی داند که چه کاری انجام داده است. این شخصیت یک جعبه پولی را دیده است و می خواهد آن را به دختری که فکر می کند پول لازم دارد، بدهد. حتی من سکانس کشته شدن زن را در فیلم نشان ندادم، چرا که قصد من نشان دادن خشونت و یا آن طغیان درونی فرد نبود، قصد من نمایش آدم های تنها و تک افتاده بود. اینکه آیا آدم ها همان چیزی هستند که ما می بینیم و یا در شرایط خاص تغییر می کنند و آنچه که ما می بینیم نیستند.
این کارگردان تاکید کرد: البته در «پرویز» این خشونت ها نشان داده می شود، چراکه آدم های اطراف پرویز او را به سمتی می برند که این شخصیت دست به کارهای هولناک می زند و حتی ممکن است مخاطب او را به خاطر این کارها تایید کند. البته این را هم باید بگویم که جنس طغیان در «پرویز» شبیه جنس طغیان در «یک شهروند کاملا معمولی» نیست. در واقع زندگی بسیار عادی و معمولی آقای صفری در «یک شهروند کاملا معمولی» را می بینیم که ناخواسته یک عملی را انجام می دهد.
بازیگرم از داشتن عصا ناراحت بود
برزگر با اشاره به بازیگر نقش آقای صفری بیان کرد: سورن مناسکانیان بازیگر نقش آقای صفری یکی از هنرمندان جامعه ارامنه و بازیگر و کارگردان تئاتر است. برای این نقش نیاز به بازیگری داشتم که در چنین سن و سالی باشد و در عین حال چندان برای مخاطب آشنا نباشد. سورن مناسکانیان بازیگری با حافظه بسیار قوی و شیرین سخن و گرم است و به شدت عصبانی بود از اینکه به او برای بازی در نقش آقای صفری عصا داده ایم. این بازیگر به خوبی نقش یک پیرمرد مبهوت و حواس پرت را بازی کرد. حضور بازیگران در این فیلم و پیدا کردن آنها برای من یک شانس به شمار می رود و همه این بازیگران تقریبا برای اولین بار در یک فیلم بازی کرده اند.
قانون اولین نمایش در جشنواره تغییر کند
کارگردان فیلم سینمایی «پرویز» با اشاره به حضور فیلمش در بخش «هنر و تجربه» سی و چهارمین جشنواره فیلم فجر گفت: اگر فرصت و امکان این را داشتم حتما این فیلم را در بخش های دیگر هم ثبت نام می کردم تا فرصت دیده شدن بازیگران و دیگر عوامل فیلم از آنها گرفته نشود ولی بعد از ساخت این فیلم منتظر جشنواره فیلم فجر نشدم و در جشنواره های بین المللی دیگر این فیلم را شرکت دادم و همین مساله سبب شد تا نتوانیم در بخش‌های اصلی جشنواره حضور داشته باشیم. فکر می کنم چنین قانونی باید از جشنواره فیلم فجر حذف شود، در هیچ کجای دنیا در جشنواره‌های ملی قانون اولین نمایش وجود ندارد، اما متاسفانه فجر چنین قانونی دارد و تاکید دارد که فیلم هایی که در این جشنواره نمایش داده می شود، اولین نمایش آن باشد.
وی ادامه داد: این لحن و این شکل فیلمسازی نشان می دهد که تمایل من به سینمای هنر و تجربه بیشتر است، البته نه این گروه هنر و تجربه ای که در حال حاضر در کشور ما شکل گرفته است، بلکه لحن هنر و تجربه در طول صد سال سینمای ایران مدنظر من است. البته این را هم باید بگویم که فیلم های هنر و تجربه بهترین فیلم هایی است که در سینمای ایران در طول یک سال نمایش داده می شود و من همیشه اعلام کرده ام که تعلق خاطر من به این سینما است.
برزگر در پایان با اشاره به پایان بندی متفاوت «یک شهروند کاملا معمولی» گفت: در طول ساخت این فیلم تصمیم گرفتم تا یک پایان فانتزی برای آن در نظر بگیرم، یعنی درست از جایی که پلیس وارد صحنه می شود و دیالوگ های عجیبی که درباره نان سنگک می گویند، نشان می دهد که فضای داستان فانتزی شده است. این فانتزی مورد نظر در نهایت به تصادفی منجر می شود که هیچ اتفاقی برای آقای صفری رخ نمی دهد و او دوباره با دو تا نان سنگک خود از ماشین خارج می شود و دوباره در کوچه هایی که سال ها قدم زده است قدم می زند، انگار نه انگار که اتفاقی رخ داده است.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: