ادعای رویترز درباره هواپیمایی آسمان تکذیب شد

سازمان هواپیمایی کشوری اعلام کرد که شرکت هواپیمایی آسمان تقاضایی مبنی بر صدور مجوز پرواز به اروپا از این سازمان نداشته است.


تشدید بارندگی در شمال کشور؛ کاهش ۱۲ درجه‌ای دما از فردا

سازمان هواشناسی کشور هشدار داد از عصر امروز بر شدت بارش در گیلان و مازندران افزوده شده و در چندین استان کشور دما هوا از جمعه تا شنبه ۱۲ درجه‌ ...


بنزهایی که تاکنون ندیده اید+تصاویر

اولین سری از عکس های اختصاصی عصر ایران از موزه بنز را می توانید ببیند.


پلی‌استیشن 4 رکورد می‌شکند

پلی‌استیشن ۴ از زمانی که در سال ۲۰۱۳ راهی بازار شد، با فروش بسیار خوبی مواجه شد. این کنسول مدتی پیش فروش ۴۰ میلیون دستگاه را پشت‌سر گذاشته ...


خشونت مقدس؛ الگویی برای فهم ماجراهای سوريه امروز

خشونت مقدس؛ الگویی برای فهم ماجراهای سوريه امروز

جهان | يكشنبه ۱۱ بهمن ۹۴ ساعت ۱۴:۵۵ | نسخه چاپي

استاد دانشگاه خوارزمی گفت که درد اساسی در سوریه «خشونت مقدس» است و ریشه آن نیز در «جهل مقدس» است که چه ناسیونالیسم ها و چه بنیادگران ناآگاهی خودشان را به حساب خدا می گذارند.
به گزارش خبرگزاری مهر، نشست «روندها و جریانهای فکری در سوریه امروز» با سخنرانی دکتر قدیر نصری مدیر گروه روندهای فکری مرکز مطالعات استرات‍ژیک خاورمیانه و استاد اندیشه سیاسی دانشگاه خوارزمی در پژوهشکده مطالعات استراتژیک خاورمیانه برگزار شد.
«قدیر نصری» در این نشست با طرح مبحث جدیدی تحت عنوان «خشونت مقدس» به بررسی بحران سوریه پرداخت که در ادامه از نظر می گذرد.
مساله من و فاجعه سوریه!
مارکس جمله ای بدین مضمون دارد که جنگ و بحران مانند مقادیر جبری هستند کنترل و مهارش از دسترس آدم خارج می شود. در فرهنگ شرقی هم مثلی داریم که می گوید: آن که جنگ را آغاز کرده ، لزوما تمام کننده آن نخواهد بود! در این فضا، ماجرای سوریه، از هنگاهی برای من مساله شد که به عنوان یک محقق از خودم پرسیدم: چه می شد کشور آبادی چون جمهوری عربی سوریه با ۲۴ میلیون نفر جمعیت و با وسعتی بالغ بر ۱۸۲ هزار کیلومتر مربع و در همسایگی کشوری چون ترکیه با این همه پتانسیل تمدنی، ژئوپولیتیک و حتی اقتصادی و توریستی، اینگونه به یک ویرانه و کپسول خشم بدل می شود و در قرن ارتباطات برق آسا مورد فراموشی جهانیان واقع می شود؟! آیا ممکن است کشورهای دیگر نیز این گونه شوند؟ چگونه می توان از این قبیل تراژدی ها مصون ماند؟
ضربه ای که به روان شهروندان – بخصوص جوانان و زنان و کودکان سوری وارد شده است حیرت انگیز است! برای من شخصا به عنوان یک خاورمیانه نشین این یک مسئله بزرگ است که کشوری با چیزی در حدود ۱۷ درصد علوی و ۱۰ درصد مسیحی و ۷۳ درصد سنی مسلمان، که تقریبا دو میلیون نفر آنان کرد بوده و ترکیب خوبی هم داشت چگونه درعرض ۴ سال برگشت به۱۰۰ سال قبل، شما فکر می کنید این ۹ میلیون نفر آواره ای که بعدها به روستا و شهر خودشان برمی گردند آیا می توانند دوباره درانتخابات شرکت کنند و در واقع در منطقه ای که ۴ میلیون نفر از آوارگانش کودک هستند و در زیر ۱۰ سال سن دارند و تبدیل به گلوله ای تروریسم شده اند می توانند مانند شهروندان کشوری مانند استرالیا یا آلمان، پای صندوق رای بروند و انتخابی آزاد و بی کینه داشته باشند؟ اصولا سازمان ملل و ایالات متحده و اتحادیه اروپا از این آوارگان بخت برگشته خواهند خواست که رفتاری دموکراتیک پیشه کنند چون خشونت بد است! بنابراین مساله این است: آیا همه می توانند دموکرات باشند و بدون ذهنیت در پی انتخاب باشند؟ بنظرم مساله در مناطق دیگری مانند عراق نیز همین است. با این مقددمه من می پرسم و این پرسش را یک مساله می کنم که: این خشونت زاینده و سیل خروشان کین توزی و رقابت در سوریه امروز را چگونه می توان شناخت و احیانا درمان کرد؟ مفهومی که من به کار می گیرم مفهوم خشونت مقدس شده یا خشونتی است که توجیه هویتی یافته است.از این رو بدین شکل طرح موضوع می کنم که آیا می توان با کار روی ظرفیت و مکانیسم «خشونت مقدس» ماجرای سوریه امروز را بررسی و درمان نمود؟
دیگران چه می گویند؟
قبل از این که الگوی بدیل خودم را عرضه کنم اجازه می خواهم روایت دیگران مرور کنیم و ببینیم آنان در این باب چه نگاهی داشته اند؟ وقتی پیشینه ادبیات در باب بحران سوریه رابررسی می کنیم، خواهیم دید که عده ای این بحران را به «موقعیت ژئوپلتیک» سوریه نسبت داده و گفته اند به دلیل اینکه سوریه با لبنان، ترکیه، مدیترانه، عراق و نیز اسراییل مرزهای طویلی دارد و سوریه بدلیل استقرار در منطقه ای مهم، اسیر اعتبار و موقعیت خود شده است و همین اعتبار، سوریه را به گروگان کشورها و قدرتهای نافذ، متعدد و متعارض در آورده است.
روایت دیگری که مطرح است این است که موضوعی به نام «تراکم مطالبات دموکراتیک» سوریه را به این روز کشانده است و جامعه سوریه با با فرض زوال و ضعف دولت در ماجرای بهار عربی علیه دولتی شوربخت و زمان پریش خیز برداشته است.
روایت سوم این است که بحران سوریه معلول «مداخله و رقابت های قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای است. یعنی با خروج امریکاییها از منطقه، برخی قدرتها خواستند عمق استراتژیک خود را توسعه دهند.
روایت چهارم بر مفهوم «مجاهدان مهاجر» که حرفه آنان جنگیدن است تاکید دارد، این مجاهدان، هزاران رزمنده ای هستند که جنگ های عقیدتی کسب و کار آنان شده است. آنان در بوسنی با صربهای مسیحی جنگیدند، در کشمیر با هندوها در افتادند، در افغانستان با روسهای مسیحی، در عراق با نیروهای چندملیتی، در قره باغ با ارمنی ها، در فلسطین با یهودی ها به نبرد برخاسته و مهارت زیادی در نبردهای غیرمتقارن اندوخته اند و اکنون میدان سوریه برای کارزاری دیگر بسیار مساعد است. گفته می شود این افراد به دنبال یک شغل آن هم در مناطق بحرانی هستند تا در آن جا تجمع کرده و یاران خود را از اقصی نقاط جهان دعوت به جهاد کنند. این مجاهدان به دلیل اینکه در جامعه مدرن پس زده شده اند و امیدی به روزگار بهتر ندارند، داشته های خود را برجسته کرده به رویارویی با این جهان مدرن و مناسبات آن برخاسته اند. اینان بعد از حل و فصل بحران در سوریه نیز احتمالا به کشورهای دیگری نظیر قفقاز، تاجیکستان و ترکمنستان و هر منطقه ای که دولت شکننده ای دارد، هجرت خواهند کرد.
روایت دیگر: خشونت مقدس
اکنون با علم به ادبیات بحث، اجازه دهید با قبول برخی آورده های این روایت ها، ایده احتمالا جدیدی را مطرح کنم: خشونت مقدس و یا الهی دیدن انتقام و زندگی و مصائب آن. به نظر می رسد که تداوم و تعمیق بحران در کشوری مثل سوریه، فقط معلول ژئوپلیتیک نیست. این فرضیه به آسانی قابل ابطال است چرا که کشورهای دیگر هم به مانند سوریه موقعیت ژئوپلیتیک دارند پس چرا آنها بحرانی نمی شوند؟ مصر چرا بحرانی نشد؟ بنابراین با الگوی مصر الگوی ژئوپلیتیک یا همان روایت اول، ابطال می شود.
الگوی دوم که بیان می کند تراکم مطالبات دموکراتیک دلیل اصلی بحران سوریه است نیز با درنظر گرفتن کشورهای بسیاری از خاورمیانه که مطالبات دموکراتیک فراوان دارند (پدرهمه این کشورها هم عربستان سعودی است) ابطال می شود. دراین کشورها نیز بحرانی اتفاق نمی افتد. لذا، مطالبات دموکرتیک، به تنهایی نمی تواند منشا و مبدا تلاش یک کشور باشد. الگوی دیگر که مطرح شد رقابت قدرتهای منطقه است که این هم در واقع قابل نقد و ابطال است. درمورد افغانستان و لبنان شاهد چنین وضعی هستیم.
پدیده مجاهدان مهاجرهم روایت دیگری است که قابل ابطال است. چرا که مجاهدین مهاجر جایی می روند که دولت در آنجا ضعیف و شکننده باشد. در سوریه که ما دولت قویی داشتیم و هنوز بدنه ارتش این کشور با وجود اینکه عده ای فرار کردند و ارتش آزاد و غیره برقرار است، از هم فرونپاشیده است و هنوز مقامات ارشد در ارتش حضور دارند و اماکن ساخت و نگهداری سلاح نیز هنوز در دست ارتش است.
با این همه پدیداری و گسترش این بحران معلول فقط این عوامل نیست این عوامل مکمل و تکمیل کننده هستند. مفهوم جدیدی تحت عنوان «خشونت مقدس» را عنوان و بررسی می کنم.
معنا و موضوع خشونت مقدس
خشونت مقدس در واقع نابود کردن جسم یک فرد، تحقیر هویت یک فرد و یا محکوم کردن فکر یک نفر است. بنابراین سه چیز موضوع خشونت است: اولی بدن و جسم؛ دومی هویت مثل هویت شیعی، هویت مسیحی، هویت دانشگاهی و غیره، که تحقیر و تصرف می شود و سومی طرد کردن فکر یک نفر.
در خشم مقدس هیچکدام از این سه، مشروعیت و حرمت ندارد. اما خشونت مقدس یک مکمل هم دارد و آن خشونتی است که در آن بدن، فکر و هویت به فرمان و حکم خدا و به خواست شریعت لگدمال می شود. یعنی تحت این عنوان می گویند که من مامورم و معذور! خداوند گفته که با زنان اینگونه باید رفتار شود! خداوند گفته که اینها را برده کنید و قیمت بزنید و در بازار بفروشید و بعد بگویید همه این ها به حکم خدا بوده و من مجری اوامر خداوندم!
برای مثل وقتی خلبان اردنی را سوزاندند، آیه ای از سوره مبارکه «مائده» را خواندند و گفتند که طبق این آیه اگر کسی شما را به آتش کشیدند و شما را عذاب دادند، دقیقا به همان شکل، باید عذاب داده شوند.
خشونت مقدس درتاریخ ما نیز بی سابقه نیست. در قرن ششم هجری «شیخ شهاب الدین سهروردی» از بیم فتوای تکفیر، اصفهان و قم را ترک و به حلب پناه برد، گروهی که استدلال و ذوق بی نظیر شیخ اشراق را تحمل نمی کردند و هم سخنی شیخ شهاب الدین سهروردی با ملک ظاهر (حاکم حلب و فرزند صلاح الدین ایوبی)، برایشان خسارت بار بود، نامه به صلاح الدین نوشتند و کار سهروردی را «معاندت با شرایع آسمان» نامیدند. صلاح الدین نیز که بهره ای از فکر فلسفی نداشت و حمایت فقهای حلب را برای مقابله با صلیبی ها نیاز داشت، حکم به حبس سهروردی داد و این فیلسوف کم نظیر به جرم بدعت آوری و کفرورزی به شهادت رسید و یا «عین القضات همدانی» و «حلاج» که «لوئی ماسینیون»، مصائب حلاج را به مصائب مسیح تشبیه کرده هم حلاج گفت خدایا ازمن بپذیر و هم کسانی که وی را به دار آویختند و به او سنگ میزدند همه و همه گفتند خدایا این را از ما بپذیر.
در اروپا هم مثال های متعددی از این امر دیده می شود. «جردانو برونو» که در سال ۱۶۰۰ در میدان مرکزی شهر رم به آتش کشیده شد، در آنجا هم مردم دعاگویان هیزم می آوردند تا این فرد را آتش بزنند و از شر او خلاص بشوند و به زعم خود سهمی در این امر مقدس داشته باشند و در اصل این کار را وظیفه شرعی خود می دانستند و از خدا می خواستند که از آنها بپذیرد. برانو در واقع فیلسوفی بود که عمیقا کار می کرد و می گفت که طبیعت می تواند نشانه خدا باشد اما آبای کلیسا این نظر وی را شرک نامیده و گفتند سریعا او را آتش بزنید و برانو در آنجا وقتی نادانی مردم بخصوص تلاش یک پیرزن را دید، گفت «تف بر این جهل مقدس» .
پس این عارضه بنابر دلایل گوناگون جامعه شناختی، فکری، سیاسی و... در منطقه ما سر برآورده و حل این مسئله راحت نیست که بتوان با چند هواپیمای روسی و یا حمله آمریکا و یا تهدید و تحریک دیگری از بین برود. این خشونت مقدس جدی است و در واقع پدیداری خشونت مقدس سوریه را به این روز کشاند و اگر این در جای دیگری پدیدار بشود به همان روز خواهد افتاد.
شش ممیزه و شاخص خشونت مقدس
در دانش سیاست، خشونت انواع مختلفی دارد؛ «خشونت قانونی» مثل کاری که پلیس انجام می دهد مثلا جریمه راننده خاطی از سوی پلیس با این تفاوت که خشونت پلیس موجه یا طبق قانون است. «خشونت کلامی» مثل دشنام دادن؛ «خشونت گفتمانی» که ما به صورت نمادین گفتمان خود را برجسته و گفتمان دیگری را طرد می کنیم، مثل نگرش سفید پوستان به سیاه پوستان که در مقولات نژادی ازاین خشونت زیاد استفاده می شود مثلا درفیلم ها می بینیم که جانی ها و جنایکاران، غالبا سیاهپوست هستند یا مثلا در فیلم های وسترن جانی ها ریش دارند برای طرد مسلمانان، شیعیان و شرقی ها و غیره. مرحوم «ادوارد سعید» می گفت غربی ها نگرش خشونت بار گفتمانی دارند و معتقدند جهان به دو بخش تقسیم می شود: غربی ها و بقیه دنیا. «خشونت معرفت شناختی» در واقع نوعی از خشونت است که در آن ما بدون اینکه فکر کنیم مطیع امر ارباب خود هستیم و مانند او فکر می کنیم و نمی توانیم خارج از چارچوب ارباب خود فکر دیگری داشته باشیم. «خشونت عریان» مثل شلاق زدن و چاقو زدن و ... . «خشونت ساختاری» که فوق العاده مهم است و«لنین» و چپ های فرانکفورتی بسیار خوب به این قضیه پرداخته اند در مورد الیناسیون و غیره که ما اصلا خودآگاه نیستیم یعنی نمی دانیم که خودمان چه هستیم و کجا باید برویم.
اما نوع خشونتی که من می خواهم اضافه کنم «خشونت مقدس» است که در اینجا و دراین نوع خشونت، بدن رقیب، هویت رقیب و فکر رقیب را حرام و شایسته همه گونه شکنجه و تحقیر می دانیم و این نوع خشونت شش ممیزه دارد.
یک. اولین آن که ما هم اکنون در سوریه نیز شاهد آن هستیم عبارت است از«دگر پروری و دگر سازی با چاشنی دین و مذهب» و یا اصطلاحا «دگر سازی با هسته باور». در گفتمان گروهای تروریستی به خصوص داعش و النصره و غیره از واژه هایی مثل مجوس، نصاری ها و کفار و ... زیاد تکرار می شود. یعنی به کسی «شهروند» گفته نمی شود و در واقع فرد را با هویت او می شناسد و هویت حرف اول را می زند. در حقیقت همه افراد به باورهایشان شناخته می شوند نه به حرفه ای که دارند. درست برعکس ناسیونالیسم های مدنی که در آن افراد به حرفه شان شناخته می شوند. در کشورهای چند پاره عقب افتاده این موضوع کاملا مطرح است، مثلا در خود لبنان این امر به وضوح دیده می شود که در ابتدا از تو می پرسند که شیعه هستی یا سنی، و این امر در لبنان بسیار جدی و مطرح است.
دو. دومین ممیزه خشونت مقدس «سراسر بینی و همه جانبگی» در این سراسر بینی مکان معنی ندارد. کشور هیچ اهمیتی ندارد. یعنی چه درکوه های کشمیر بجنگی و چه در نیویورک بجنگی هیچ تفاوتی ندارد. مال و مالکیت نیز معنی خود را از دست می دهد یعنی تو باید مال خود را برای دینت احسان کنی و اموال خود را در راه دین خود وقف کنی. جان هم در این نوع از خشونت هیچ ارزشی ندارد.
سه. سومین ویژگی «طرد دانایی دینی و یا معرفت دینی» و یا «مقلد پروری به جای روشن فکر پروری است» این فوق العاده مهم است. اولیویه روا برای این ممیزه از خشونت مقدس عبارت «جهل مقدس» را به کار برد و کتابی نوشت با عنوان «وقتی دانایی از دین جدا می شود». یعنی جهل مقدس زمانی است که دینداران از کتاب بگریزند و فکر کنند که اگر کتاب بخوانند ممکن است به دینشان خدشه بخورد. یا برعکس دانایان وقتی بخواهند به کلیسا و یا مسجد وارد بشوند بترسند که این امر به دانایی آنان لطمه بزند. بنابراین اگر دین و دانایی شکافی به وجود بیاید جهل مقدس شکل خواهد گرفت ودر نتیجه آن آگاهی انسان ها دچار تهدید خواهد شد.
چهار. چهارمین ممیزه خشونت مقدس عبارت است از «مرگ و انتحار به مثابه آغاز زندگی دوباره و رهایی». این موضوع در کتاب یعاکوو لاپین، که به مفهوم «خلافت مجازی» پرداخته زیاد به کار برده شده که در آن جمله ای از «بن لادن» آورده شده است که می گوید: خداوند به ما در دو جا لطف داشت : در یک جا ما از جسم و جانمان نمی ترسیم و این نعمتی است که خداوند به ما داده است (اروپایی ها از مردن و از دست دادن جان خود بسیارمی ترسند این ویژگی را خداوند به ما داده و به یک آلمانی و یا یک مکزیکی نداده). دومین نکته ای که بیان می کند این است که خداوند اینترنت را آفرید تا امت خودش را با این خط به همدیگر متصل کند و فاصله امت از بین برود چرا که در واقع دولت- ملت وستفالی این امت را ازهم پاره پاره کرده بود؛ دولتی که در آن خلیفه یکی ست و بقیه هم تابع آن هستند. در واقع بیان می کند که خداوند بدین وسیله دولت جهانی را به وجود آورد که در اصل مفهوم همان خلافت مجازی است.
پنج. پنجمیمن ویژگی خشونت مقدس عبارت است از«امتزاج بین سه حوزه جدا از هم سیاست، دین و علم». قاعده سیاست که بنابر سود و زیان است. قاعده دین هم بنابر حق و باطل است وعلم نیز قاعده اش صدق و کذب است. در خشونت مقدس این سه باهم امتزاج می یابند یعنی چیزی که به نفع ماست را هم به لحاظ علمی صادق می دانیم هم به لحاظ دینی گزاره حقی است و به لحاظ سیاسی هم قطعا کاری سودمند است. در خشونت مقدس این سه امتزاج می یابد و در واقع دراین نوع از خشونت ما فاصله ها را زیر پا می گذاریم چرا که ممکن است فردی از لحاظ سیاسی برای ما مضر باشد اما فی الواقع حرف و عملش صدق و حق باشد. در نگرش های گروه داعش حرف و کار انسان ها براساس باورهایشان گنجانده می شوند و اصلا انتخاب دیگری وجود ندارد و انسان ها بر اساس باورهایشان تعریف می شوند.
شش. آخرین ویژگی خشونت مقدس «دین پایگی رزمندگان و اتصال کلیه تحرکات به الله است»، در واقع الله منهای پیامبر(ص)، الله منهای امام و منهای صحابه و تابعین و همه چیز با الله تعریف می شود و همه جا الله حضور دارد. اگر دقت کنید تمام انتحارها و انفجار تانک ها و اعدام های داعش نیز با شعار الله صورت می گیرد. حتی ساخت قبر پیامبر(ص) را هم نوعی شرک می دانند و یا حتی لقب دادن زیاد از حد به پیامبر را هم شرک می دانند، چه برسد به امامان و صحابه.
ابزارهای هشت گانه اعمال خشونت مقدس
خشونت مقدس با ابزارهای صرفا دینی اعمال نمی شود. در این قسم از خشونت به طرز عجیبی از ابزارهای مدرن بهره گیری می شود منتهی زیر نام الله و شریعت! اولین ابزار اعمال خشونت مقدس که از سیزده شماره نشریه دابق قابل استخراج است عبارت است از «مثلث هجرت، زندگی و جهاد» یعنی استراتژی هجرت که بیان می کند، مسلمانان جهان و مجاهدان جهان هجرت کنید و تمامی مرزها را نادیده بگیرید. همانطور که ما می بینیم مهاجرین و مجاهدین پاسپورتهای خودشان را آتش می زنند به این معنا که مرزها برای ما اهمیتی ندارند، و این پاسپورت در واقع باعث استعمار ما شده است. یعنی در واقع بین هجرت، زندگی و جهاد اتصالی وجود دارد که بیان می کند اگر هجرت کنید و برای مثال از وطن خود یعنی استرالیا به موصل بیایید این هجرت در واقع آغاز زندگی معتقدانه و مومنانه شماست و پس از ورود به این سرزمین جدید در آنجا جهاد هم می کنید. درواقع این فرمول هایی است که درهمان مجله دابق به طور کامل توضیح داده شده است. مثلا شما بلیت خود را دریافت کرده و به محض ورود در فرودگاه «آتاتورک» سرویس اطلاعاتی ترکیه که از قبل این افراد تازه وارد را شناسایی کرده است در مرز سوریه وارد شده (که در واقع افرادی از گروه داعش هستند) و این افراد را وارد ترکیه می کنند و بلافاصله حقوق و مقرری برای این افراد تعیین می شود.
دومین ابزار خشونت مقدس عبارت است از «سرمایه گذاری انسانی-اجتماعی». مثلا برای داعش آب رسانی و گازرسانی و غیره اهمیت ثانوی دارد و بیان می کند که ما فقط انسان ها را بسازیم و هم اکنون شاهد این امر هستیم. در دانشگاه موصل ۸۰ درصد رشته ها تغییر کرده و همه به سمت رشته های الهیات، پزشکی و مهندسی گرایش پیدا کرده اند. چرا که به باور داعش، باید انسان ها را بسازیم، انسان هایی دیندار و مومن که هر کدام از آنها قابلیت تبدیل شدن به یک خلیفه را داشته باشند.
سومین ابزار خشونت مقدس «تکفیر عام» به معنای کافر خواندن همه مخالفین سیاسی اعمم از مسیحی، علوی، شیعه و غیره. در واقع در این باور پیروان ادیان دیگر دو انتخاب بیشتر ندارند یا باید تسلیم شوند و دینشان را عوض کنند و یا باید به شیوه خجالت بار و شرم آور به زندگی ادامه دهند که معمولا در بلندمدت کسی زیر علم داعش نخواهد ماند و یا جنگ می کنند و کشته می شوند و یا اینکه مهاجرت می کنند و می روند.
چهارمین ابزار«تمرکز بر خوشه های مغضوب» است که در این باره خوشه ها و گروه های جمعیتی که به حاشیه رانده شده اند از این دسته اند. به طور مثال نیروهای بعثی عراق از این دسته اند و در واقع اشتباه آمریکایی ها این بود که تقریبا ۱۲۰ هزار نفر افسر مسلح ارتش عراق را اخراج کردند و حتی برای آنان پرونده تشکیل دادند و درخواست محاکمه کردند و در حقیقت اشتباه دولت نیز همین بود: چرا که این افرادی که آواره شدند در زمان ریاست جمهوری «صدام حسین» در عیش کامل به سر می بردند و در حدود هفتاد سال حکومت در دست سنی ها بود و این ها هم اکنون آواره شده بودند و اکنون به یکباره تمام امنیت شغلی خودشان را ازدست داده و در دست محاکمه نیز بودند. داعش از این موقعیت به خوبی استفاده کرد و بر روی این گروه سرمایه گذاری کرد و هم اکنون بدنه لجستیک و اطلاعاتی داعش را هم همین نیروهای بعثی عراق تشکیل داده اند. همچنین سنی های عرب، قبایل مغضوب در واقع به مثابه گرگ های تنهایی بودند که باید یکایک در جایی می رفتند و زوزه می کشیدند و به محض اینکه صدا به صدا می رسید این نشانه بیعت بود.
ابزار پنجم «شبکه مساجد» است. همان طورکه مطلع هستید مسجد پایگاه بسیار مهمی است و درهمین سوریه از ۹۲۰۰ مسجدی که وجود دارد، ۶۰۰۰ تای آن در اختیار سلفی هاست و تنها ۳۰۰۰ تای آن زیر نظروزارت اوقاف حکومت مرکزی است. این ۶۰۰۰ مسجد پایگاهی بزرگ است برای اطلاعات گیری و نیروسازی.
ابزار ششم «موقوفات شاهزاده های مسلمان» که در واقع یک مسئله بسیار بزرگ است. چرا که شاهزادگان گوناگون در این زمینه سرمایه گذاری عظیمی کرده اند و در واقع این سرمایه گذاری را به مثابه خمس درآمد و موقوفات خود می دانند و این را برای احیای اسلام و احقاق حقوق اسلام می دانستند. اگر دقت کنید می بینید که گروه های تکفیری مثل داعش و غیره برای تامین مالی دیگری نیازی به آمریکا و کشورهای غربی ندارند و در واقع حمایت کنندگان مالی بسیار بسیار قوی دارد.
ابزار هفتم «خلافت مجازی» است که همان کاربرد اینترنت برای پیشبرد اهداف است. در واقع این گروه ها وزارتخانه های گوناگون مجازی دارند. در کتابی که درمورد خلافت مجازی چاپ شده است بیان شده که این گروه داری وزارتخانه های چهارگانه از جمله «وزارت جنگ و جهاد» و «وزارت خارجه»، «وزارت اخلاق» و «وزارت مالیه» است. حتی در این شبکه مجازی به همه سولات شرعی شما در این خصوص به سرعت پاسخ داده می شود. برای مثال خانم ها مرتبا از اینان برای جهاد و مجاز بودن اجازه همسر جهت جهاد سوال می کنند که در جواب بیان می شود که اجازه لازم نیست و شما در راه دین خدا کار می کنید و این خانم همه از همان لحظه واجب می شود که به این گروه بپیوندد و جهاد کند و در واقع این خلافت مجازی را می توان «ربودن جامعه از ورای سر دولت» دانست.
ابزار هشتم «حی علی الجهاد» است: چه جهاد مالی، چه جهاد جانی و جه جهاد جنسی. هر سه اینها در واقع بر مسلمان واجب است و هر کسی بیش تر جهاد کند مقدس تر است.
با این حساب این خشونت مقدس با آن معنایی که اشاره شد و با ابزارهایی که برشمردیم بسیار جدی است و از اهمیت زیادی برخوردار است.
مقومات خشونت مقدس
اجازه می خواهم در آخرین بخش سخن، «مقوم های خشونت مقدس» را هم وارسی کنیم. این مقومات بسیار مهم هستند و در واقع، زمینه ها را به فعلیت می رسانند.
اولین تقویت کننده خشونت مقدس عبارت است از «توسعه نیافتگی فقهی» یعنی مشغولیت گروه های مرجع دینی به امور معاملات و عبادات و غیره. اینها بخشی از شرع است اما در واقع بخش ابتدایی و اولیه شرع است و در اصل این فقها به مردم شهامت یاد نمی دهند و در مورد موضوعاتی عادی و کاملا ابتدایی نظیر طلاق و ازدواج و غیره به مردم آموزش می دهند. مثلا رئیس قبیله ای که از الانبار به «موصل» می آید و ۴چهار تا زن به عنوان برده از داعش می خرد و می برد، از دید ما یک فرد عقب افتاده است چرا که مراجع او به او آموزش نداده که جان انسان ها و کرامت انسان ها برای ما مهم است.
در واقع او اصلا به این مسئله فکر نکرده و برایش اصلا موضوعیت پیدا نکرده است، این تفکر وی در قیاس با شیعیان بسیار متفاوت است چرا که بسیاری از مراجع و فقیهان شیعی برای آزادی، برای چگونگی اعتراض و مقاومت به معنای واقعی فکر کرده اند ولی متاسفانه در این مناطق به خصوص در منطقه اخوان المسلمین، مجال ندادند به کسی که فکر بکند و در واقع برای چیزهایی و برای سوالاتی فکر می کنند که بر ضد شیعه است و در اصل می توان گفت که در تفکر آنان به نوعی دوری از آگاهی دینی امر مطلوبی است. پس توسعه نیافتگی فقهی هرجا که باشد خشونت مقدس بیشتر خواهد بود. «هر جا به لحاظ دانایی عقب افتاده تر باشد احتیاج به فتوای مفتی بیشتر است» ولی هر کجا آگاهی بیشتر باشد جنس سوالات و مطالبات فرق خواهد کرد و «مدنیت جایگزین بدویت خواهد شد» و افراد بیشتر با هم همسویی ارزشی دارند تا همسویی ابتدایی.
دومین عامل تقویت و تسریع کننده خشم مقدس «بحران های معوقه و حل ناشده» است. در عراق و در سوریه بحران های انبوه و متعدد روی هم انباشته شده و حل نشده است. برای مثال این سوالات همیشه در ذهن عراقی های شکل می گرفت که ما چرا به ایران حمله کردیم و بعد از آن چرا به کویت حمله کردیم و برای چه ۱۸۲ هزار کرد را تار و مار کردیم و چرا ۴۵۰۰ روستای کردها را نابود کردیم و دلیل این همه هزینه چه بود؟
سومین مقوم «تمرکز آموزشگران دینی بر مدارس دینی به موازات باخت در میدان اقتصاد و سیاست» است. به عنوان مثال در پیشاور و کراچی و خود اسلام آباد صدها حوزه علمیه و مرکز پرورش طالب فعال است. این مراکز، کودکان بی سرپرست را از کوچه پس کوچه های افغانستان جمع می کنند و به پاکستان می برند و در پیشاور آموزش می دهند. آنها کلاس های ویژه رزم و شرع دارند و بعد از طی دوره های ویژه تبدیل به گلوله آتش و ترور می شوند و بدنه مجاهدین را تشکیل می دهند.
چهارمین مقوم «فراموشی جهانی» به این معنا که وقتی بعضی از کشورها وقتی الهام بخش نمی شوند جهان این کشورها را فراموش می کند. بنابراین از جمله مقوم های کلیدی برای جلوگیری از قوت گرفتن خشونت مقدس در جهان این است که بازیگز ذی نقش مثبت باشد. در واقع کشور فعال و رهایی بخش زود فراموش نخواهد شد و هزینه مقابله با این کشور بالا خواهد بود.
پنجمین مقوم «هویت خواهی و احساس تزلزل هویتی» است که سبب شکل گیری خشونت مقدس در جهان می گردد. بر این اساس افراد و اقشاری که تمایز و هویت خود را در شرف نابودی می بینند بیشتر گرایش های آنجهانی پیدا کرده به جرگه انتقام گیران و کین خواهان ملحق می شوند.
سخن آخر
در پایان و بعنوان سخن آخر می توان گفت که مساله و درد اساسی در سوریه امروز، «خشونت مقدس» است. این درد ریشه در «جهل مقدس» دارد. چه ناسیونالیست ها و چه بنیاد گرایان، این جهل و خودخواهی خود را به حساب خدا می گذارند. جامعه ایده الی که می توان برای این قبیل ممالک آرزو کرد باید بر دو اصل استوار باشد: توازن و عدالت واقعی. البته این نظام ایده ال است. مهم راه عملی نیل به چنین جامعه ای است. من فکر می کنم برای مسدود سازی منافذ جهل مقدس، باید به سه راه عملی توجه داشت: «توسعه یافتگی فقهی فکری»، «مراوده بزرگان و رهبران و بازیگران بزرگ با هم» مثل ایران، عربستان، مصر، ترکیه و... که با انجام مراودات مثبت می توانند مجالی برای نقش آفرینی بازیگران خطرناک نگذارند و سومین راه حل نیز «محدود سازی قانونی گروه های رادیکال» است. واقعیت این است که گروههای رادیکال از خلاهای قانونی موجود در این کشورها بهره می گیرند. رهگیری کمک های فراوان شاهزاده ها به گروههای تروریستی اصلا کار سختی نیست. مساله این است که تروریسم از نگاه بسیاری از حکام منطقه پیشه ای است برای تجارت، رقابت و رسالت. جامعه آگاه هرگز به این همه خونریزی رضا نمی دهد. این در حالیست که شبکه های آگاهی رسانی به توده مردم در اختیار سوداگران سنتی و محافل زمان پریشی است که آگاهی و مدنیت را خلاف مصالح خود می شمارند و با تکثیر جهل مقدس ، خشونت مقدس را کاری مشروع و مقدر می بینند.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد: