گفت‌وگو با زن و مردی که تغییر جنسیت داده‌اند/ چرا «ماه عسل» دعوتمان نمی‌کند؟

نگار لطفعلی‌، مدیرعامل انجمن حمایت از بیماران ملال جنسیتی ایران می‌گوید: «ترنسکشوال» یعنی گذر از جنسیت.


سرگردانی ۲ گردشگر ایرانی در تایلند بعد از حمله یک فیل!

دو گردشگر ایرانی در سفر به تایلند، پس از حمله‌ی یک فیل، به حال خود رها شدند و نه تنها عوامل تور و آژانس مسؤولتی در قبال‌شان نپذیرفتند که سفارت ایران در تایلند نیز پاسخگوی آن‌ها نبود.


پرسپولیس 0 - 1 پیکان/ نخستین شکست سرخ‌ها در لیگ (+جدول)

دیدار تیم‌های پرسپولیس و پیکان با برتری شاگردان جلالی به پایان رسید.


مهر تایید وزارت بهداشت بر بیمارستان بانک ملی (+عکس)

با مجوز وزارت بهداشت درمان و اموزش پزشکی و معاونت درمان شهید بهشتی، بیمارستان بانک ملی ایران در فضایی بالغ بر ۱۰۰۰ متر مربع درطبقه دوم که همجوار با اطاق های عمل بوده اقدام به ساخت بخش های آنژیوگرافی ،icu oh ...


انحراف زن خانه دار در دوستی با زن مورد دار همسایه؛ پسر تلگرامی زن شوهردار را درمنجلاب برد

زن جوان که پس ازدوستی با زن همسایه به شوهرش خیانت کرده بود با دنیایی پشیمانی می گوید زندگی رویایی اش را بخاطر یک وسوسه از دست داده است.


دو اعدام برای یک جنایت

حوادث | شنبه ۱۰ بهمن ۹۴ ساعت ۱۲:۲۰ | نسخه چاپي

زن جوان که از اتهام مشارکت در قتل همسرش تبرئه شده بود با تایید حکم سه سال و نیم زندانش به اتهام معاونت در قتل در دیوان عالی کشور به‌زودی آزاد می‌شود. همدست این زن اما در برابر حکم قطعی دوبار اعدام قرار گرفت و به ایستگاه اجرای حکم نزدیک‌تر شد.
به گزارش فرهیختگان، هفتم مرداد ۸۷ زن ۳۴ ساله‌ای به نام ناهید به اداره آگاهی نهاوند همدان رفت و از ناپدید شدن همسرش خبر داد.
این زن گفت: «دیشب دو مرد ناشناس با یک ماشین به مقابل خانه‌ام آمدند و شوهرم به نام رحمت را با خود بردند. بیش از ۲۴ ساعت از خروج شوهرم گذشته، اما او هنوز به خانه برنگشته است.»
اظهارات پسر نوجوان قربانی
تجسس پلیس برای افشای راز ناپدید شدن رحمت ۴۸ ساله آغاز شده بود که جنازه این مرد در اعماق دره‌ای در جاده دهبوره نهاوند پیدا شد. سپس ناهید به پزشکی قانونی رفت و جنازه شوهرش را شناسایی کرد. پلیس در نخستین گام از تحقیقات به پرس‌وجو از پسر نوجوان رحمت پرداخت.
امیر۱۴ساله گفت: «نیمه شب ششم مرداد به خاطر سروصدایی که در پشت بام خانه‌مان ایجاد شده بود از خواب پریدم. می‌خواستم به پشت بام بروم که مادرم جلوی راهم را گرفت و گفت دو مرد ناشناس پدرم را ربوده‌اند. همان موقع مادرم و یک مرد جوان به نام هوشنگ که سر خیابان‌مان مغازه خدمات کامپیوتری دارد به دنبال پدرم رفتند. یک روز بعد بود که فهمیدم پدرم کشته شده است.»
با اطلاعاتی که پسر نوجوان ارائه داد تحقیق میدانی به مرحله تازه‌ای رسید و ماموران ناهید و هوشنگ را بازداشت کردند.
اعتراف به جنایت شبانه
هوشنگ گفت: «مدتی بود که با ناهید آشنا شده بودم. نیمه‌شب به پشت بام خانه ناهید رفتم تا او را ببینم. در حالی که رحمت در اتاقش خوابیده بود، ناهید به پشت بام آمد و گرم صحبت شدیم. اما رحمت صدای ما را از کانال کولر شنید و به پشت بام آمد. او به محض اینکه من و همسرش را دید، شوکه شد. من هم که ترسیده بودم با لگد به شکم او زدم و ناهید چادر خود را به دور گردن شوهرش پیچید. وقتی رحمت بیهوش شد، او را سوار ماشین کردیم و در جاده دهبوره به ته دره انداختیم.»
اعدام و قصاص مجازات مرد عاشق‌پیشه
به دنبال اعتراف‌های هوشنگ مشخص شد این مرد پیشتر با گروهک‌های ضدانقلاب رابطه داشته و تحت تعقیب بوده است. با افشای این ماجرا وی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، محارب شناخته و به اعدام محکوم شد.
پرونده قتل رحمت نیز با نیابت قضایی در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری سابق استان تهران تحت رسیدگی قرار گرفت.
در آن جلسه هوشنگ قتل را گردن گرفت و حرف‌های قبلی‌اش را تکرار کرد و گفت: «به خاطر علاقه‌ای که به ناهید داشتم شوهرش را کشتم تا زن جوان را خلاص کنم.» اما ناهید در حالی که اشک می‌ریخت منکر رابطه پنهانی با هوشنگ شد.
این زن گفت: «هیچ علاقه‌ای به هوشنگ نداشتم. این مرد، مدام مزاحمم می‌شد و نمی‌گذاشت راحت زندگی کنم. نمی‌دانم چه کسی شوهرم را کشته است. من تحت فشار در اداره آگاهی به همدستی در قتل اعتراف کرده بودم.»
در پایان جلسه هیات قضایی وارد شور شد و با توجه به مدرک‌های موجود در پرونده هوشنگ را به اتهام قتل به قصاص و ناهید را از اتهام مشارکت در قتل تبرئه و وی را به اتهام معاونت در قتل شوهرش به سه سال زندان محکوم کرد.
محاکمه دوباره زن جوان
با اعتراض اولیای دم به حکم صادر پرونده در شعبه ۱۶ دیوان عالی کشور تحت بررسی موشکافانه قرار گرفت. قضات عالی‌رتبه دیوان عالی کشور حکم قصاص هوشنگ را تایید کردند، اما قرار شد پرونده ناهید تحت رسیدگی مجدد قرار بگیرد. زن جوان در حالی که با قرار وثیقه آزاد شده است این بار در شعبه چهارم دادگاه کیفری یک استان تهران به ریاست اصغرعبداللهی و با حضور دو مستشار پای میز محاکمه ایستاد و گفت: «باور کنید من با همسرم اختلافی نداشتم و وقتی او به پشت بام آمد هوشنگ خودش به تنهایی او را کشت. من هیچ‌وقت راضی به مرگ همسرم نبودم.»
این زن که در دادگاه کنار فرزند خردسالش نشسته بود، وی را در آغوش گرفت و گفت: «کسی را ندارم تا از فرزند خردسالم نگهداری کند. من عاجزانه از هیات قضایی می‌خواهم تا به خاطر فرزندانم در مجازاتم تخفیف قائل شود.»
در پایان جلسه هیات قضایی این زن را به سه سال و نیم زندان با احتساب روزهای بازداشت محکوم کرد. این حکم در دیوان عالی کشور تحت رسیدگی موشکافانه قرار گرفت و مهر تایید خورد. به این ترتیب وی به‌زودی آزاد خواهد شد، اما همدستش در یک قدمی چوبه دار قرار دارد و حکم قصاص و اعدام وی به‌زودی اجرا خواهد شد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟