خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر ...


خروسک؛ آزاردهنده اما موقت

مجرای تنفسی در کودکان باریک است، به‌همین سبب هنگام التهاب مخاطی و تنگی در این ناحیه، فرد دچار علائم تنفسی می‌شود. کروپ یا خروسک در اثر عفونت تنفسی ناشی از ویروس‌ها بویژه ویروس پارا آنفلوآنزا رخ می‌دهد ...


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی که با ناز، چشم باز می‌کنند تا به زندگی لبخند بزنند و بهار آهسته می‌آید....به خانه ما. برای آمدنش باید مهیا شویم.


به چه شرطی صنعت خودرو از رکود خارج می شود؟

چنانچه خوروسازی های داخلی همکاری خود را با شرکتهای مطرح غربی شروع کرده و تولیدات خود را با قیمت های نجومی عرضه نکنند و شرایط ویژه فروش به نفع ...


پرونده‌ای عجیب با متهمی سنگین وزن!

حوادث | چهارشنبه ۰۷ بهمن ۹۴ ساعت ۱۰:۲۳ | نسخه چاپي

دانش‌آموز زیرک پس از ٦ساعت حبس در اسارتگاه مرد سنگین وزن و دوستش توانست خود را نجات دهد. خماری مرد آدم‌ربا سناریوی فرار گروگان ١٧ساله را کلید زد.
با شکایت دختر دانش‌آموز در دادسرای جنایی یک پرونده آدم‌ربایی تشکیل شد. ساعت ٣٠: ١٣ چهارم بهمن‌ماه دختر ١٧ساله‌ای به کلانتری ١١٨ ستارخان رفت و به ماموران گفت که ازسوی ٢ مرد گروگان گرفته شده بود.
او به ماموران گفت: ساعت ١٥ سوم بهمن‌ماه از سرویس مدرسه پیاده شدم و به سمت خانه‌مان رفتم. ناگهان یک خودروی ٢٠٦ کنار من توقف کرد. خودرو دو سرنشین داشت. سرعتش را کم کرده بود و با من هم‌مسیر شده بود، توجهی نکردم اما ناگهان یکی از آنها به من حمله کرد.
می‌خواستم فرار کنم اما فرصت نشد و پسرجوان به زور مرا سوار خودرو کرد. راننده که مرد چاقی بود، به محض اینکه من و همدستش داخل خودرو شدیم، حرکت کرد و به سمت خیابانی در غرب پایتخت رفت. به زور مرا داخل آپارتمانی در طبقه دوم بردند.
مرد چاق شیشه کشید. بعد اما موادش تمام شد از همدستش علی خواست تا پیش فروشنده برود و هرچه زودتر برایش شیشه بخرد.
پسر جوان‌تر که نیما نام داشت، مرا مورد آزار و اذیت قرار داد و آن‌قدر خمار بود که همانجا روی زمین خوابش برد. وقتی دیدم او درحال چرت‌زدن است، بلافاصله تصمیم گرفتم که فرار کنم. به سمت در رفتم اما قفل بود. خانه را جست‌وجو کردم تا اینکه با پیداکردن یک پیچ گوشتی قفل در را شکستم.
همان لحظه دلهره‌آور از شانس بد من ناگهان مرد چاق بیدار شد اما خوشبختانه به خاطر اینکه سنگین وزن و خمار بود و به سختی می‌توانست حرکت کند، نتوانست مانع فرارم شود.
این شکایت کافی بود تا ماموران پایگاه دوم پلیس آگاهی تهران با دستور قاضی محسن مدیر روستا بازپرس شعبه ششم دادسرای جنایی تهران تحقیقات خود را برای دستگیری متهمان شروع کنند. آنها با راهنمایی شاکی توانستند آدم‌ربای چاق را دستگیر کنند.
او صبح دیروز به شعبه ششم دادسرای جنایی منتقل شد. سنگین‌وزن بود. چرت می‌زد. مامور پلیس کمکش کرد تا روی صندلی بنشیند. می‌گفت هر وقت خمار می‌شود، خواب به سراغش می‌آید.
مرد ٤١ساله که ٤سالی می‌شد معتاد به شیشه شده بود، فقط توانست درجلسه تحقیق چند جمله بگوید. مرد چاق گفت: از ماجرای آدم‌ربایی هیچ چیزی به خاطر ندارم. او مدعی بود که دلیل چاقی بیش ازحدش به خاطر بیماری قند است.
قاضی جنایی برای این متهم عجیب، قرار قانونی صادر کرد و او برای انجام تحقیقات تکمیلی دراختیار کارآگاهان قرار گرفت. هم‌اکنون تحقیقات برای دستگیری همدست وی آغاز شده است تا ابعاد پنهان ماجرا آشکار شود.
منبع: روزنامه شهروند
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟