بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات خوشی داشتیم. این ترانه ها را مرور کنیم.


5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...


افزایش کشت، تولید و قاچاق مواد مخدر در دنیا

در شرایط حاضر عوامل اصلی بروز این مسئله یعنی کشت و تولید و قاچاق مواد نیز در حال افزایش و گسترش NPSنیز نگران کننده است.


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات خوشی داشتیم. این ترانه ها را مرور کنیم.


عاقبت دردناک شوخی نابجای چند جوان

حوادث | دوشنبه ۰۵ بهمن ۹۴ ساعت ۱۲:۴۴ | نسخه چاپي

جوانی که به‌واسطه یک شوخی، کینه ای را از دوستش به دل گرفته بود، با کمک چند نفر دست و پای دوستش را بست و تینر روی او ریخت و آتشش زد اما خوشبختانه جوان که در شعله های آتش این کینه می سوخت، با کمک شاهدان از ماجرا جان سالم به در برد و به بیمارستان منتقل شد.
به گزارش روزنامه خراسان، روز گذشته جوانی که روی قسمت های مختلف بدنش اثراتی از سوختگی مشهود بود وارد شعبه ۲۱۰ دادسرای مشهد شد و در طرح شکایتش به بازپرس سیمایی مدعی شد: دوستم من را به آتش کشید !
او ادامه داد : من با یکی از هم‌دوره ای‌هایم همیشه شوخی می کردم . یک روز وقتی مثل همیشه در محل کارآموزی حاضر بودیم دوباره شوخی های همیشگی شروع شد و دوستم ناخودآگاه میخی را که قبلا روی شعله های آتش داغ کرده بود به پشت گردن من زد و من سوختم.
وی افزود: پس از آن شوخی، من هم به سراغ یک قاشق رفتم و داغش کردم و به سمت دوستم رفتم تا مخفیانه قاشق را به پشت گردنش بچسبانم که در یک لحظه متوجه شد و در حالی که قصد داشت مانع شود قاشق به کنار صورتش برخورد کرد و کمی صورتش را سرخ کرد . از او عذر خواهی کردم و با آرام شدن او دوباره مشغول کارمان شدیم و به خیال من همه‌چیز تمام شد اما اینگونه نبود.
این جوان اضافه کرد: دوستم بعد از مدتی به سراغم آمد و گفت این کار تو را طوری جبران می کنم که سرت را پایین انداخته و از در مجتمع خارج شوی ! من هم که از تهدید او ترسیده بودم چند روزی به خوابگاه و محل استراحتم نرفتم. بعد از دو سه روز، ۶ دی بود که به خوابگاه رفتم و در محل استراحتم دراز کشیده بودم که یک دفعه او و چند نفر دیگر به سمت من حمله کردند و یکی روی سینه من نشست یکی هم شروع کرد دست و پا های من را با چسب، بست. وقتی آنها دست و پای من را بستند، رهایم کردند. هر طور که بود خودم را به نزدیک در اتاق رساندم و با داد و فریاد کمک خواستم اما یکی از آنها پاهای من را گرفت و من را به داخل اتاق کشاند. همان دوستم که کینه شوخی گذشته را به دل گرفته بود یک قوطی تینر آورد و درش را باز کرد . هنوز تینر ها را نریخته بود که یکی از هم‌دوره ای‌هایم که در اتاق شاهد ماجرا بود به سمتش دوید و با او درگیر شد تا او را از این انتقام خطرناک منصرف کند اما او دست‌بردار نبود. مقداری تینر را روی بدن من ریخت و در حالی که از من فاصله داشت با یک فندک تینر ها را به آتش کشید . آتش با سرعت به سمت من آمد و قسمتی از شکم و پا های من را فرا گرفت . بعد از آن بود که دوستانش با پتو آتش را خاموش و من را که به شدت مصدوم شده بودم به بیمارستان امام رضا (ع) بردند.
او در حالی که اشک در چشمانش جمع شده بود و تاوان سختی برای آن شوخی های نابجا داده بود، مدعی شد: چندین بار مورد عمل جراحی قرار گرفته ام و پیوند پوست شده‌ام.
در حالی که متهمان بازداشت شده بودند، بازپرس سیمایی دستورات لازم قضایی را صادر کرد تا میزان جراحات جوان شاکی مشخص و تحقیقات بیشتری در این زمینه صورت پذیرد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟