نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


2 میلیارد تومان هزینه تایید صلاحیت یک کاندیدای مجلس!

سخنگوی شورای نگهبان به اظهارات روز گذشته نماینده مجلس شورای اسلامی پیرامون تایید صلاحیت‌ها واکنش نشان داد.


مهندسی معکوس برای تعیین قهرمان؛ پرسپولیس تراکتور را تقویت می‌کند!

شاید اتفاقاتی در پنجره نقل و انتقالات زمستانی شکل بگیرد که صد درصد به سود تیم تراکتورسازی باشد؛ تیمی که عزمش برای قهرمانی در این فصل جزم است.


طبیعت زیبای اندونزی

فلگرا اگا یک عکاس با استعداد در جاکارتا فعالیت می کنید تصاویر زیبایی از مناظر طبیعی در اندونزی را به ثبت رسانده است.


نابود شدن 120 بی ام وی صفر کیلومتر در تصادف قطار+تصاویر

بیشترین آسیب در این تصادف به مدل های X3، X4، X5 و X6 وارد شده است.


سال‌ها هنرمان درگير «امروز» بوده

| شنبه ۰۳ بهمن ۹۴ ساعت ۱۴:۴۳ | نسخه چاپي

نام‌ها کم نیستند، اما در رأس همه آنها یکی بیشتر از بقیه مشخص است: خیام نیشابوری. نمایشگاهی با عنوان «اسرار ازل، خیام و هنر امروز».
با آثاری از شهریار احمدی، پویا آریانپور، فرح اصولی، هاوار امینی، محمود بخشی، رعنا جوادی، بزرگمهر حسین‌پور، ناهید حقیقت، ابراهیم حقیقی، بهرام دبیری، لیلی درخشان، مصطفی دشتی، فرناز ربیعی جاه، حامد رشتیان، مریم زندی، احمد زهادی، جلال سپهر، فرحناز شریفی، شواتیر، بهرام شیردل، شاهد صفاری، گلناز طاهری، سمیرا علیخانزاده، شادی قدیریان، بابک کاظمی، مجید کورنگ بهشتی، بهمن کیارستمی، عباس کیارستمی، رضا کیانیان، پری‌یوش گنجی، فرشید مثقالی، مهرداد محب‌علی، حسین محجوبی، احمد مرشدلو، تهمینه منزوی، شهره مهران، هومن مهدی‌زاده‌جعفری، نیکزاد نجومی، ابراهیم نوروزی، مهشید نوشروانی، گیزلا وارگاسینایی، مهدی وثوق‌نیا، مهسا وحدت و هادی هزاوه‌ای در گالری راه ابریشم دو، واقع در بلوار کشاورز برگزار شد.
این آثار در دو مرحله به نمایش گذاشته شده است؛ بخش اول آن آذر برگزار شد و بخش دوم در دی ماه سال جاری.
به بهانه این نمایشگاه به سراغ آناهیتا قبائیان، مدیر گالری راه ابریشم رفتیم.
‌در خبرهای مربوط به نمایشگاه عنوان کرده بودید، قرار است آثار به خارج از کشور هم برود. در کنار بیشتر کارها شعری از خیام نوشته شده بود، اما اگر شعرها یا کلا نوشتار را برداریم، تصاویر و آثار چقدر بازگوکننده شخصیت و تفکر خیام هستند و اگر نمایشگاه به خارج از ایران برود، چقدر بازدیدکنندگان از طریق این کارها می‌توانند با خیام آشنا شوند؟
خیام به ‌نوعی از طریق فیتز جرالد به خود ما معرفی شد. احتمالا تا زمانی که اشعار خیام ترجمه نشده و به خارج از ایران نرفته و دوباره به ایران برنگشته بود، کسی توجهی که باید به خیام نکرده بود. او یکی از شعرا بود، اما نه صرفا کسی که کارش پررنگ‌تر باشد.
خیام در ابتدا به عنوان یک عالم، دانشمند، فیلسوف، ریاضی‌دان و... معرفی شده بود و بعد از درگذشت او شعرهایش معرفی شدند.
به دلیل کوتاه‌بودن شعرهایش، اشعار زائد زیادی به او نسبت می‌دادند که کم‌کم در قرن بیستم کمی وضعیت شعرهایش روشن شد؛ آن‌هم با تحلیل‌های چند پژوهشگر که براساس آن مشخص شد فلسفه این شاعر، منسجم است و حرف‌هایی که می‌زند هریک به یک سو نمی‌رود؛ چون اگر می‌خواستیم مرجع‌مان را به اشعاری که به خیام نسبت می‌دهند، قرار دهیم، فرد تعجب می‌کند که چگونه ممکن است یک شاعر این‌همه حرف‌های ضدونقیض بگوید؟
به‌مرور اشعار خیام بررسی و مشخص شد خیام حدود ١٥٠ رباعی دارد. ترجمه‌ای که از سوی فیتز جرالد انجام گرفت، باعث شد خیلی از غیرایرانی‌‌زبان‌ها نیز با شعر خیام آشنا شوند. ضمن اینکه اشعار او دغدغه‌های هر فرد را به نوعی بیان می‌کند.
به همین دلیل است اگر روزی نمایشگاه خیام به خارج از کشور برود که امیدوارم امکانش فراهم شود، موضوعی نیست که کسی از آن اطلاع نداشته باشد. خیام یک شاعر مهم فارسی‌زبان ایرانی است، خیلی‌ها او را می‌شناسند و اشعار او به زبان‌های مهم دنیا ترجمه شده است.
این نمایشگاه با چنین پیش‌زمینه‌ای قابلیت ارائه دارد. نکته دوم این است که اشعار خیام خیلی کوتاه و مانند تصویر هستند. وقتی آنها را می‌خوانید، انگار تصویری جلوی چشمتان می‌آید. این جنبه باعث می‌شود، ارتباط برقرارکردن با خیام در مقایسه با شاعری مانند مولانا آسان‌تر باشد.
هرچند با مولانا، حافظ و سعدی هم خوشبختانه در خارج از ایران ارتباط کاملا برقرار شده است. به همین دلیل، انتخاب خیام از میان شعرای ما آسان‌تر بود تا دیگران.
موضوع بعدی این است که در نمایشگاه‌هایی که در سه دهه اخیر درباره ایران و در خارج از ایران برگزار شده، اغلب به فرهنگ جدید و معاصر ایران اشاره شده است و بازدیدکننده خارجی که به دیدن کارها می‌آید، شاید در وهله اول به دنبال تصویر اگزوتیک (اغراق‌شده) از ایران است و کمتر این اتفاق افتاده است که از محتوای فرهنگی ایران نمایشگاهی ارائه شود.
البته این نمایشگاه اصلا نمی‌تواند به همین شکلی که در گالری راه ابریشم برگزار شد، در یک موزه هم برپا شود. این نمایشگاه در واقع هسته‌ای است که باید فرم بگیرد و به نتیجه برسد. برپایی این نمایشگاه خیلی خوب بود، اما فراموش نکنیم نمایشگاه در یک گالری خصوصی برپا شده و با توجه به مشکلاتی مانند افزایش تعداد گالری‌ها، نبود فروش مناسب و... یک بخش خصوصی نمی‌تواند به صورت دقیق یک کار موزه‌ای را ارائه کند.
این نمایشگاه در دو مرحله برپا شد، اما اگر این آثار در یک موزه نمایش داده می‌شد شاید جواب بهتری می‌داد و منظور ما را می‌رساند. بااین‌حال هدف ما این بود که نمایشگاه از دل فرهنگ ایران و ایرانی شکل بگیرد و جواب هنرهای تجسمی به ادبیات و شعر ما باشد. ضمن اینکه جواب هنر معاصر ١٣٩٤ به شعرهایی باشد که هزار سال قبل نوشته شده است. ایده ما این بود.
جنبه دیگری هم که باید به آن توجه کنیم این است که نمایشگاه حاصل کار یک کیوریتور (نمایشگاه‌گردان) نبود. کار کیوریتوری مفهومی خاص خود را دارد. یک شخصی که تخصصی در این زمینه دارد، باید موضوعی را انتخاب و درباره آن تحقیق کند؛ یعنی شش ماه تا یک سال کتاب‌های مختلف بخواند و تحقیق‌های مختلف انجام دهد تا به نتیجه‌ و فرم برسد، پس از آن، تعدادی از هنرمندان را انتخاب کند و بگوید من فلان کار تو را می‌خواهم؛ یعنی در ذهنش مشخص باشد چه کاری قرار است در کنار چه کاری قرار بگیرد.
درحالی‌که این نمایشگاه بیشتر به شکل یک فراخوان انجام شد. در ذهن من درباره نمایشگاه مسائلی وجود داشت و آثار هنرمندان شرکت‌کننده لزوما با فکری که من داشتم، منطبق نبود، اما از روز اول قرار ما این بود که هر کدام از هنرمندان کارشان را خودشان انتخاب کنند. من هرگز به هیچ‌کس نگفتم من این کار تو را می‌خواهم؛ بنابراین این کاری بود که هنرمندان معاصر ما در جواب به فراخوان کردند و چنانچه بخواهیم این موضوع را در جای دیگری نمایش دهیم، آن‌وقت به سمت کیوریت می‌رویم.
آن شخصی که به عنوان کیوریتور انتخاب می‌شود، به این نتیجه می‌رسد که کار چه کسانی در کنار هم قرار بگیرد و آثار دیگری هم می‌تواند به مجموعه اضافه کند. من شک ندارم این کار می‌تواند ادامه‌دار باشد و این قابلیت را دارد که تصویر دیگری از هنر ما ارائه دهد.
‌این نمایشگاه حاصل آثار سه نسل است. ابراهیم حقیقی در صحبتی درباره این نمایشگاه گفته بود: «حداقل تا نسل ما با خیام اخت بودند.» اما درباره نسل جوان معمولا این تصور وجود دارد که نسبت به ریشه‌های گذشته و میراث ادبی و فرهنگی خود کم‌توجه است. در برخورد با نسل جوان برای ارائه اثری از خیام، چقدر این مسئله وجود داشت؟
فکر می‌کنم کارهایی که اینجا ارائه شد، نشان می‌دهد نسل جوان اصلا کوتاهی نکرده است و به کنکاش موضوع پرداخته و سعی کرده است اشعار را درک کند و پاسخی به این اشعار بدهد.
اتفاقا به‌ نظرم چنین حرکت‌هایی اگر دوباره انجام شود، برای عمیق‌کردن فرهنگ خودمان بسیار جالب است؛ به‌شرطی‌که رسانه‌ها هم علاقه نشان دهند و نمایشگاه‌ها را نقد کنند؛ نقدی که با‌ توجه به شرایط و امکانات گالری و هنرمندان باشد؛ چون جدیدا سنتی راه افتاده است که واقعا نمی‌پسندم و آن سرکوب‌کردن و مسخره‌کردن یک گالری یا یک هنرمند خاص، آن‌هم بدون دلیل و مدرک است؛ اما با توجه به واقعیت‌هایی که موجود است، اگر نقدی صورت بگیرد، می‌تواند حرکت مثبتی در برپایی چنین نمایشگاه‌هایی باشد و افراد را به‌فکر وادارد.
می‌دانم در کشور ما جشنواره‌هایی با موضوع خیام برگزار می‌شود، در این برنامه‌ها می‌توان از پیش‌کسوتان دعوت کرد و مکان‌های بزرگ‌تری برای نمایش آثار درنظر گرفت که قطعا راه خوبی خواهد بود تا نسل جوان هنرمند به فرهنگ و هنر قدیمی‌تر خود بیشتر توجه کند و فقط درگیر امروز نباشد. ما سال‌ها، سال‌ها و سال‌ها هنرمان درگیر امروز بوده است.
خوب است درگیر امروز باشیم؛ چون ما امروز زندگی می‌کنیم؛ اما ما افرادی هستیم که سابقه‌ای هم داریم. پس سابقه ما چه می شود؟ در غرب نیز در همین دو، سه دهه اخیر به هنر غیر غربی توجه شده است و قبل از آن بیشتر دوست داشتند هنر خودشان را نشان دهند. در همین چند دهه اخیر است که هنر جهانی شده، ما هم باید از این جهانی‌شدن استفاده کنیم و حرف‌هایمان را بزنیم.
‌برای اینکه نمایشگاه به خارج از کشور برود، فکر می‌کنید بتوانید حمایت بخش دولتی را برای حمایت از این کار جلب کنید؟
جای تأسف دارد. چنین برنامه‌هایی برای اشاعه فرهنگ ایران است؛ اما کسی توجه نمی‌کند. من فکر نمی‌کنم از سوی دولت انجام‌پذیر باشد؛ اما اتفاقی که درباره نمایشگاه ما افتاد این بود که توانستیم اسپانسر پیدا کنیم؛ وگرنه نمایشگاه برگزار نمی‌شد و امکان چاپ کاتالوگ و دعوت‌نامه در دو مرحله و جمع‌کردن هنرمندان به این شکل برایمان سخت بود؛ مثلا اگر به نسل اول هنرمندان می‌گفتیم کارهایشان را به نمایشگاه بیاورند، امکان نداشت این کار را انجام دهند.
ما وسیله‌ای آماده کردیم تا فردی از هرکدام از کارها عکاسی کند و آنها را داخل وانت بگذارد و به گالری بیاورد. به‌هرحال فروش یک چیز ملموس، عینی و حتمی یک نمایشگاه نیست؛ بنابراین اگر از طریق اسپانسر بتوان جنبه هنری یک نمایشگاه را جدی‌تر برگزار کرد، برای همه خوب خواهد بود.
‌گویا نمایشگاه با ایده عباس کیارستمی شکل گرفت. چه روندی برای برگزاری آن طی شد؟
یک‌بار با آقای کیارستمی صحبت می‌کردیم که چه کاری انجام دهیم تا خوب باشد. او هم گفت نمایشگاهی با موضوع خیام برگزار کنیم و خودش هم اولین کسی بود که اثرش را در اختیار ما قرار داد. بعد از آن براساس پیشنهاد و با اتکا به حضور او با هنرمندان دیگر صحبت کردیم. حدود یک سال و نیم هم طول کشید تا آثار جمع‌آوری شد.
‌چرا کیوریتور انتخاب نکردید؟ به نظرم آثار کمی پراکنده بودند و برخی از کارها تداعی‌کننده خیام یا جهان‌بینی او نبودند.
مسئله این است که خیام یک موضوع بسیار وسیع است و هرکسی می‌تواند روی بخشی از آن کار کند. کیوریتوری یک تخصص است که خیلی مطمئن نیستم کسی در ایران واقعا چنین تخصصی داشته باشد؛ حتی در‌نهایت به‌دلیل تجربه‌ای که هنگام دریافت کارها به‌دست آوردم، به این نتیجه رسیدم که اگر خودم تحقیقی شش‌ماهه یا یک‌ساله‌ انجام می‌دادم، می‌توانستم به سراغ هنرمندان بروم و بگویم فلان کارشان را برای این نمایشگاه انتخاب کرده‌ام.
مبنای ما قضاوت هر هنرمند درباره متن پیشنهادی‌ بود. ما در هیچ مرحله‌ای نگفتیم این کار خوب نیست و اثر را در نمایشگاه نمی‌گذاریم...
‌پس چارچوب یا تعریفی نداشتید؟
ما متنی را منتشر کردیم و قرار شد هرکسی به قضاوت خودش اثری به ما بدهد؛ چون شرکت‌کنندگان نمایشگاه نام‌های بزرگی هستند که هریک صاحب‌نظرند. ممکن است ارتباط نزدیکی میان کارها نباشد؛ اما برای من ارتباط نزدیک میان روح این آثار و روح خیام بود و این چیزی بود که دنبال آن بودیم. باید به این نکته نیز اشاره کنم.
یکی از دلایلی که باعث شد، «راه ابریشم» که همیشه در زمینه عکس فعالیت می‌کرد، به‌سمت برگزاری این نمایشگاه برود، این است که دنبال یک اتفاق جدید بودیم؛ یعنی در دوره‌های متفاوت و به‌طور مرتب از ١٤ سال قبل نمایشگاه‌های عکس برگزار می‌کنیم و حتی سعی کردیم در خارج از کشور، عکاسی ایرانی را معرفی کنیم؛ اما احساسم این اواخر این بود که مدام داریم همان کار را انجام می‌دهیم و خیلی دلمان می‌خواست حرکت جدیدی شکل بگیرد.
دلیل این هم که کارها به هنرمندان واگذار شد، این بود که راه ابریشم به‌طور خاص در مجسمه‌سازی یا نقاشی به‌صورت تخصصی فعالیت نکرده بود؛ بنابراین این موضوع به خود استادان واگذار شد. باید به این مسئله هم توجه کرد که تاجایی که می‌شود یک نمایشگاه را خوب برگزار کنیم و اگر بخواهیم یک نمایشگاه را به‌نتیجه برسانیم، امکانات مالی بیشتری می‌خواهیم.
منبع: روزنامه شرق
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: