برداشت نیلوفر آبی در عکس روز نشنال جئوگرافیک + عکس

عکس روز نشنال جئوگرافیک به برداشت نیلوفر آبی توسط یک زن ویتنامی در دلتا مکونگ (Mekong Delta) این کشور اختصاص یافته است.


برداشت نیلوفر آبی در عکس روز نشنال جئوگرافیک + عکس

عکس روز نشنال جئوگرافیک به برداشت نیلوفر آبی توسط یک زن ویتنامی در دلتا مکونگ (Mekong Delta) این کشور اختصاص یافته است.


اقدام کثیف 2 پسر و دختر جوان در بزم شبانه با دختر 21 ساله +عکس

3 دوست جنایتکار پس از اوردوز یکی از دوستانشان با موادمخدر، او را خفه کردند.


ماجرای لو دادن علی موسوی به مرحوم پورحیدری

مهاجم اسبق استقلالی‌ها خاطره جالبی تعریف می‌کند. <br />


محاکمه یک جوان به اتهام قتل پسر همسایه

حوادث | يكشنبه ۲۷ دي ۹۴ ساعت ۲۲:۴۸ | نسخه چاپي

هاشم دستی را کشید و با عجله از ماشین پیاده شد. در صندوق عقب را بالا داد تا پسرش حامد، جسد پتوپیچ شده امیر را از آن بیرون بکشد. قرار شد هاشم دور و بر را بپاید و حامد جسد خونی را به بالای پل حسن‌آباد ببرد و از آنجا به پایین پرتاب کند.
روزنامه اعتماد نوشت: اما کینه حامد خیلی عمیق بود. او پس از آتش زدن جسد برگشت و با پدرش فرار کرد. او که امیر را در خانه خواهرش دیده و با چاقو کشته است، صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران گفت: «رو سفیدم و کار اشتباهی نکرده‌ام.»
پای حامد، هاشم، خواهرش سارا و همسایه‌شان امیر، شامگاه ١٥ آذر ٩٠ به پرونده قتل باز شد. در این روز حامد و پدرش وقتی از مسجد به خانه برگشتند، سارا را ندیدند. او دوباره برای مصرف شیشه پیش امیر رفته بود. پدر و پسر با عصبانیت به خانه امیر رفتند اما سارا آنجا نبود. شک کردند نکند خواهرشان، مثل سه بار قبل، با امیر باشد. سریع خودشان را به خانه سارا رساندند. نمی‌خواستند اجازه دهند، سارا و امیر از دست‌شان فرار کنند.
پس حامد از بالای در به خانه پرید و در همان راهرو با خواهرش چشم در چشم شد. هنوز مشتش بالا نیامده بود که امیر را با لباس رکابی در گوشه اتاق دید. با هم درگیر شدند و حامد قوی هیکل، با مشت به صورت او کوبید: «امیر روی زمین افتاد. سارا داشت فرار می‌کرد. از پدرم خواستم او را بگیرد اما نتوانست. خونم به جوش آمده بود. دو تا چاقو روی فرش افتاده بود. با یکی از آنها دو ضربه به امیر زدم. او چند دقیقه بعد مرد.»
حامد و پدرش صبح دیروز در شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران انگیزه قتل را «جلوگیری از آبروریزی» خود اعلام کردند. در آغاز جلسه دادگاه به ریاست قاضی مقدم، پدر مقتول قصاص قاتل فرزندش را خواست. پس از او هاشم پشت جایگاه ایستاد. براساس کیفرخواست او متهم به آدم‌ربایی، معاونت در قتل و جنایت بر میت است. با این حال مرد میانسال هیچ کدام از اتهامات خود را نپذیرفت: «آن روز حامد با چاقو امیر را کشت و جسدش را از بالای پل حسن‌آباد پایین انداخت. بعد هم با بنزین آن را آتش زد. من هیچ جرمی مرتکب نشده‌ام و اگر با پسرم همکاری کردم تا جسد را حمل کند، فقط برای حفظ آبرویم بود. آن روز امیر آمده بود خانه سارا.»
متهم درباره روز حادثه گفت: «آن روز با حامد به مسجد رفته بودیم. شام خوردیم و برگشتیم خانه اما سارا را ندیدیم. او مدتی بود با همسایه مان امیر شیشه مصرف می‌کرد و سه بار هم پلیس آنها را با هم گرفت. حدس زدیم این‌بار هم پیش او باشد اما وقتی با حامد سراغ امیر رفتیم او خانه نبود. شک کردیم نکند رفته باشد خانه سارا که همین طور هم بود. وقتی رسیدیم، پسرم از بالای دیوار پرید و در را باز کرد. حامد آنجا با امیر درگیر شد و او را با چاقو کشت. سارا هم از دست ما فرار کرد و تا یک سال و نیم پیدایش نبود.»
اعترافات متهم در حالی بود که او پیش از این در پلیس آگاهی و جلسات بازپرسی، مشارکت در قتل را تایید کرده و گفته بود «حامد، امیر را در داخل ماشین با پارچه خفه کرده است.» او این‌بار اما وقوع قتل در خانه را به میان کشید تا تناقض در حرف‌هایش آشکار شود. با اصرار هاشم به راست بودن حرف‌هایش، رییس دادگاه حامد را به جایگاه فراخواند. جوان قوی هیکل از کشتن امیر راضی بود. او با هیجان مدام می‌پرسید «امیر آن روز در خانه ناموس من چه کار داشت؟» حامد که به آدم‌ربایی، قتل عمد و جنایت بر میت متهم است به غیر از آدم ربایی دو اتهام دیگر خود را پذیرفت و گفت: «من امیر را در همان خانه خواهرم با چاقو کشتم.
بعد جسدش را پتوپیچ کردم و در صندوق عقب ماشین پدرم گذاشتم و از بالای پل حسن‌آباد پایین انداختم. وقتی با بنزین آن را آتش زدم با پدرم فرار کردیم.» حرف‌های او نیز در تناقض با اعترافات قبلی‌اش بود. او پیش از این گفته بود امیر را در خودرو با پارچه خفه کرده اما اکنون حرفش را تغییر داد و به قتل او در خانه اعتراف کرد. اصرار او و پدرش بر دروغ بودن اعترافات‌شان در بازجویی‌ها باعث شد تا رییس دادگاه از روی گزارش پزشکی قانونی بخواند. در آن تاکید شده بود: «آثار سیاهی و کبودی روی گردن مقتول دیده شده است.» با این حال هر دو متهم بار دیگر به کشتن امیر در خانه اصرار کردند.
حامد که به پایان اعترافاتش رسیده بود بار دیگر گفت امیر را برای آبرویش کشته است: «وقتی جسد امیر را آتش زدم با پدرم به خانه سارا برگشتیم و خون‌های روی دیوار و زمین را تمیز کردیم. زندگی برای من تمام شده. برای آبرویم امیر را کشتم.» پسر جوان حرف‌های خود را با جمله پرتکرارش بست: «امیر آن روز در خانه ناموس من چه کار داشت؟»
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟