5 شیطنت خانه‌ تکانی که نمی‌دانید!

آهسته می‌آید. درست مثل نسیم‌هایش که آرام‌آرام تن خشک درخت‌ها را نوازش می‌کنند تا دوباره زنده شوند. بهار آهسته می‌آید، درست مثل غنچه‌هایی ...


به چه شرطی صنعت خودرو از رکود خارج می شود؟

چنانچه خوروسازی های داخلی همکاری خود را با شرکتهای مطرح غربی شروع کرده و تولیدات خود را با قیمت های نجومی عرضه نکنند و شرایط ویژه فروش به نفع ...


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات خوشی داشتیم. این ترانه ها را مرور کنیم.


ادعای جدید: آیفون ۸ جذاب‌تر از گلکسی اس ۸ خواهد بود

امسال جنگ جهانی پرچم‌داران گوشی‌های هوشمند میان اپل و سامسونگ به اوج خود خواهد رسید.


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


جزئیات یک جنایت تمام‌ ایرانی در ژاپن!

حوادث | دوشنبه ۲۱ دي ۹۴ ساعت ۱۶:۵ | نسخه چاپي

اتفاق در ساعت یک و ٣٠ دقیقه ٢٩ آذرماه رخ داد. آنها شش نفر بودند. شش مرد ایرانی نقابدار که همگی سال‌ها پیش برای کار به ژاپن رفته بودند. نه ویزای قانونی داشتند و نه پلیس توانست ردپایی از آنها پیدا کند. قاتلانی که هموطن و هم‌خون و همشهری مقتول بودند.
به گزارش اعتماد، تصاویر قتل در آن شب را شهروندان ناگویا با تلفن همراهشان ضبط کردند و تحویل پلیس دادند.
در این تصاویر عده‌ای با خودروهایشان راه مقتول (مهرداد) را بستند و مجبورش کردند تا از خودرویش پیاده شود. شش مرد که با ماسک صورت‌هایشان را پوشانده بودند با چاقو و میله‌های آهنی مهرداد را کتک زدند و او را در کنار خودرویش در خیابان رها کردند.
شهروندان ژاپنی پیکر نیمه‌جان مهرداد را به بیمارستان منتقل می‌کنند اما او در راه به دلیل شدت خونریزی به کما می‌رود و بعد از شش ساعت جان می‌دهد. شاهدان عینی که در محل حضور داشته‌اند به پلیس ژاپن گفته‌اند که شش مرد نقابدار به زبان فارسی با هم صحبت می‌کردند.
ازدواج با زن ژاپنی به امید خوشبختی
مهرداد، جوان ٢٧ ساله‌ای است که شش سال پیش بی‌هیچ پشتوانه‌ای برای کار و درآمد بالاتر راهی ژاپن شد. او بعد از مدتی توانست به درآمد قابل توجهی برسد و ازدواج کند. خانه پدری او در خیابان جوادیه تهران است. او قبل از سفر به ژاپن همراه با دایی‌اش در مغازه‌ای در خیابان گمرک مشغول به کار بود.
نظامی‌فروشان منطقه گمرک فیلم پخش‌شده از کشته‌شدن مهرداد را در گوشی‌هایشان دارند و بعد از گذشت دو هفته از این حادثه هنوز آن را برای هم نمایش می‌دهند. جوان‌های جوادیه راسته میدان گمرک به سمت بالا را پر از حجله کرده‌اند.
حرف و حدیث‌ها بعد از کشته‌شدن مهرداد فراوان است. اما کسی تمایل چندانی ندارد تا این ماجرا را برای غریبه‌ها تعریف کند.
دایی مهرداد هنوز در این خیابان مغازه دارد. اسم مهرداد را که می‌شنود اندکی سکوت می‌کند: «خواهرم همین یک پسر را داشت. هنوز نمی‌تواند ماجرای کشته‌شدن مهرداد را باور کند. مهرداد از همون اول عشق ژاپن بود. از بچگی همیشه می‌گفت بیا بریم ژاپن کار کنیم، ازدواج کنیم. سال‌های اولی که رفته بود درآمدش خیلی خوب بود. برای مادر و پدرش پول می‌فرستاد. آنها هم از اینکه پسرشان در دیار غربت کار می‌کند و زندگی خوبی دارد خوشحال بودند. تا اینکه چهار سال پیش تماس گرفت و گفت با یک دختر ژاپنی آشنا شده و می‌خواهد با او ازدواج کند. از عکس‌هایی که می‌فرستاد معلوم بود وضع زندگی‌اش خیلی رو به راه است. مسافرت‌ها و هتل‌های آنچنانی و خانه‌هایی که ما فقط در فیلم‌ها می‌توانستیم ببینیم. وقتی با پدر دختر مورد علاقه‌اش به ایران آمد و در تهران با او ازدواج کرد اول از همه مادرش خوشحال بود که عروسش مسلمان می‌شود و بعد با پسرش ازدواج می‌کند. در تمام این سال‌ها مهرداد اطلاعاتی از جزئیات کارش به ما نمی‌داد. حتی نمی‌گفت با ایرانی‌ها در ارتباط است. ما هم همیشه فکر %
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟