عکس تاریخی رهبر انقلاب در حرم امام رضا(ع)

در تصویر زیر عکس تاریخی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، در حرم مطهر امام رضا علیه‌السلام را می‌بینید.


گیر کردن آچار فرانسه در جمجمه کارگر سپرسازی

میزان نوشت: سخنگوی اورژانس تهران گفت: تیم امداد هوایی به کمک کارگری رفت که آچار فرانسه در جمجمه اش گیر کرده است.<br />


جزئیات نشست دیروز هیات رئیسه مجلس با سیف درباره موسسات اعتباری

سخنگوی هیات رئیسه مجلس شورای اسلامی، جزئیات نشست دیروز نایب رئیس و تعدادی ازنمایندگان مجلس با رئیس کل بانک مرکزی با موضوع موسسات مالی و اعتباری ...


دایی هم به لغو شهرآورد دوستانه واکنش نشان داد؛ آبرویم را بردید!

علی دایی نقش پررنگی در هماهنگی برگزاری شهرآورد دوستانه در آلمان داشت.


انحراف زن خانه دار در دوستی با زن مورد دار همسایه؛ پسر تلگرامی زن شوهردار را درمنجلاب برد

زن جوان که پس ازدوستی با زن همسایه به شوهرش خیانت کرده بود با دنیایی پشیمانی می گوید زندگی رویایی اش را بخاطر یک وسوسه از دست داده است.


دردسرهای دختری که مدل شده بود

دردسرهای دختری که مدل شده بود

حوادث | چهارشنبه ۱۶ دي ۹۴ ساعت ۱۳:۳۶ | نسخه چاپي

دختر جوانی که مدل مانتوی یک فروشگاه اینترنتی شده بود، به دردسر افتاد تا اینکه راهی دادسرا شد.
به گزارش روزنامه ایران، آذرماه سال‌جاری دختر جوانی در دادسرای جرایم رایانه‌ای تهران از مدیرعامل سایت اینترنتی یک مانتوفروشی به طرح شکایت پرداخت.
مینا ۲۰ ساله وقتی روبه‌روی قاضی شعبه دوم دادسرا ایستاد، با گریه گفت: مدتی می‌شد که در جست‌وجوی کار بودم تا منبع درآمدی داشته باشم اما خانواده‌ام موافق نبودند. به دوستانم گفته بودم اگر توانستند برایم کاری پیدا کنند تا بتوانم مستقل شوم و خودم خرج هزینه‌هایم را بدهم. در همین شرایط یکی از دوستانم به من پیشنهاد داد برای مدل‌شدن خیلی مناسب هستم. من هم از پیشنهادش خیلی خوشحال شدم همیشه آرزو داشتم بتوانم یک مدل شوم اما نمی‌دانستم مدیر مانتو فروشی موافقت می‌کند یا نمی‌پذیرد.
او ادامه داد: به همین خاطر همراه دوستم به یک مانتوفروشی در شمال شهر رفتیم. آنها از همان ابتدا با دیدنم گفتند می‌توانم خیلی زود کارم را در آنجا شروع کنم و با بستن قرارداد برای فروش مانتوهایشان به عنوان مدل، کارم را شروع کردم و خیلی زود همه عکس‌هایم در صفحه اینستاگرام و اینترنت پخش شد.
این دختر جوان افزود: اوایل برایم خیلی کار هیجان‌انگیزی بود اما به مرور که عکس‌هایم را در هر گوشی و صفحه‌ای می‌دیدم ترس به جانم افتاد چرا که خانواده‌ام در جریان این ماجرا نبودند و نگران هستم برادرم متوجه این ماجرا شود.
او گفت: پس از آن در این مانتوفروشی تسویه‌حساب کردم و دیگر کارم را ادامه ندادم. خیلی می‌ترسیدم، به همین خاطر نزد مدیر فروشگاه رفتم و از او خواستم تا عکس هایم را از سایتشان حذف کند اما موافقت نکرد و من که دیدم اعتنایی به خواسته‌هایم ندارد تصمیم گرفتم شکایت کنم.
قاضی دادسرا با شنیدن اظهارات دختر جوان، رسیدگی به این پرونده را در دستور کار خود قرار داد. پس از انجام تحقیقات پلیسی، بازپرس پرونده، مدیر مانتوفروشی را به دادسرا احضار کرد تا به دفاع از خود بپردازد.   تحقیقات تکمیلی در رابطه با این پرونده همچنان ادامه دارد تا پرده از زوایای پنهان آن برداشته شود.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟