آغاز اعلام شماره حساب برای دریافت سود سهام عدالت

رئیس سازمان خصوصی سازی از آغاز دریافت شماره حساب شبا از سوی مشمولان سهام عدالت خبر داد و گفت: این شماره از نیمه شب سه شنبه هفته جاری(نخستین دقایق ...

نرخ دولتی انواع مشروبات الکلی در ایران + جدول

شادی و غم در عسلویه

خیز بویینگ برای تولید هواپیماهای هیبریدی/ استفاده از برق و کاهش هزینه سفر

ترفند پنهان همراه اول؛ قبض موبایلتان را حتما چک کنید! +راهنما

مادر وکیل جوان که در توطئه‌ای شوم به قتل رسیده است، منکر آشنایی پسرش با عامل جنایت شد. این درحالی است که متهم به قتل در بازجویی‌ها اعتراف کرده ...


بازیگر زن مشهور تلویزیون ایران درگذشت؛ بیوگرافی + تصاویر

نیلوفر خرم نیک بازیگر سریال «معمای شاه» چهارشنبه دهم شهریور ماه درگذشت.


سبک رانندگی‌تان درمورد شخصیت شما چه می‌گوید

تام واندربیت، نویسنده کتاب «ترافیک: آنچه رانندگی درمورد شخصیت ما می‌گوید» در کتاب خود می‌نویسد، «باتوجه به اینکه خیلی از ما زمان بسیار زیادی ...


اردوغان از رفراندومی دیگر در ترکیه خبر داد

ایسنا نوشت: رئیس‌جمهوری ترکیه پس از پیروزی رای "آری" در انتخابات که قدرت‌هایش را توسعه می‌دهد، تاکید کرد، زمان آن رسیده که ترکیه احیای ...


خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

| يكشنبه ۱۳ دي ۹۴ ساعت ۱۳:۳۷ | نسخه چاپي

محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد.
به گزارش مشرق،  پرویز پرستویی بازیگر محبوب و سرشناس کشورمان در اینستاگرام نوشت:
عکس/

شده‌ایم پیام‌آور مرگ. مرگ عزیزان تکرارناپذیر. حالا هم این مرد مردستان، این بالابلند پرصلابت، با آن صدای بی‌نظیر که در تناسب کامل با آن هیبت و اندام بود. مرد ورزش و شکار و مستند و طبیعت. مستند از شکار و طبیعت. ورد زبانش این بود که ایران، جهانی درون یک مرز است که همواره در هر مقطعی از سال، چهار فصل را می‌شود درون این مرز سراغ گرفت. مستندهایش هم مدام تلاشی برای اثبات همین ادعا بود. مدام در سفر بود برای ثبت گوشه‌گوشه این سرزمین، با دوربین و تفنگ. هیبتش جان می‌داد برای این‌که تفنگ را اریب روی شانه بگذارد و در خط افق، در تاریک‌روشنای غروب قدم بردارد و تجسم شمایل مردان اسطوره‌ای شود.
محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد. گفت ماشینت را همین جا بگذار و با من بیا که دارم می‌روم به کوه و دشت. و نپرس کجا. پشیمان نمی‌شوی. حالا پشیمانم که نرفتم. مثل پشیمانی بابت خیلی از کارهای کرده و ناکرده.
قافله مرگ به نسل ما رسیده و به تعبیر آیدین آغداشلو آشنایان دور و نزدیک، مثل درختی تنومند که تبر یا طوفان به تنه‌اش زده، درست بیخ گوش ما با صدایی مهیب، گرومبی بر زمین می‌افتند و هر بار پشت‌مان می‌لرزد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟