از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات خوشی داشتیم. این ترانه ها را مرور کنیم.


جزییات تصادف مرگبار افشین یداللهی / سورنتو افشین با تریلی تصادف کرد

علت اولیه این حادثه توقف ناگهانی سورنتو در سطح آزادراه و عدم توجه به جلو از سوی کشنده ایویکو بوده است.


بالن آرزو خانه ای را در رشت سوزاند

مدیرعامل آتش‌نشانی رشت گفت: علت آتش‌سوزی دو باب منزل مسکونی سقوط بالن‌های آرزو و پرتاب شی مشتعله بر روی سقف و بالکن منازل مسکونی بوده است.


از «افشین یداللهی» چه خاطرات خوشی داریم؟

خبر تلخ درگذشت «افشین یداللهی» در واپسین روزهای سال به یکباره همه را شوکه کرد تا به تلخی های این سال سخت اضافه کند. شاعری که با ترانه هایش خاطرات ...


تعطیلات نوروزی بارانی خواهد بود/

رئیس سازمان هواشناسی گفت: تا نیمه فروردین بارندگی از حد نرمال بیشتر است اما در ادامه سال زراعی شاهد کم بارشی و خشکسالی خواهیم بود.


خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

| يكشنبه ۱۳ دي ۹۴ ساعت ۱۳:۳۷ | نسخه چاپي

محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد.
به گزارش مشرق،  پرویز پرستویی بازیگر محبوب و سرشناس کشورمان در اینستاگرام نوشت:
عکس/

شده‌ایم پیام‌آور مرگ. مرگ عزیزان تکرارناپذیر. حالا هم این مرد مردستان، این بالابلند پرصلابت، با آن صدای بی‌نظیر که در تناسب کامل با آن هیبت و اندام بود. مرد ورزش و شکار و مستند و طبیعت. مستند از شکار و طبیعت. ورد زبانش این بود که ایران، جهانی درون یک مرز است که همواره در هر مقطعی از سال، چهار فصل را می‌شود درون این مرز سراغ گرفت. مستندهایش هم مدام تلاشی برای اثبات همین ادعا بود. مدام در سفر بود برای ثبت گوشه‌گوشه این سرزمین، با دوربین و تفنگ. هیبتش جان می‌داد برای این‌که تفنگ را اریب روی شانه بگذارد و در خط افق، در تاریک‌روشنای غروب قدم بردارد و تجسم شمایل مردان اسطوره‌ای شود.
محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد. گفت ماشینت را همین جا بگذار و با من بیا که دارم می‌روم به کوه و دشت. و نپرس کجا. پشیمان نمی‌شوی. حالا پشیمانم که نرفتم. مثل پشیمانی بابت خیلی از کارهای کرده و ناکرده.
قافله مرگ به نسل ما رسیده و به تعبیر آیدین آغداشلو آشنایان دور و نزدیک، مثل درختی تنومند که تبر یا طوفان به تنه‌اش زده، درست بیخ گوش ما با صدایی مهیب، گرومبی بر زمین می‌افتند و هر بار پشت‌مان می‌لرزد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟