گزینه های احتمالی دبیرکلی جمعیت هلال احمر

با انتصاب علی اصغر احمدی، دبیر کل جمعیت هلال احمر به عنوان معاون سیاسی وزارت کشور، گمانه زنی ها برای انتخاب دبیرکل جدید هلال احمر افزایش یافته ...


نماینده دلواپس: چرخ «سانترفروج‌ها» نمی چرخد!

عضو جبهه پایداری و منتقد برجام در تذکر شفاهیش، در یک اشتباه کلامی وقتی خواست از نچرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ انتقاد کند، در تلفظ این واژه به ...


تشدید بارندگی در شمال کشور؛ کاهش ۱۲ درجه‌ای دما از فردا

سازمان هواشناسی کشور هشدار داد از عصر امروز بر شدت بارش در گیلان و مازندران افزوده شده و در چندین استان کشور دما هوا از جمعه تا شنبه ۱۲ درجه‌ ...


بچه ناخلفی که بازیگر شد؛ وقتی کیانیان به رضایی لهجه مشهدی یاد داد

حبیب رضایی با حضور در برنامه «35» از خاطرات دوران کودکی خود گفت و درباره بازیگری و بازیگردانی در سینمای ایران توضیح داد.


با مشهورترین آدمخوار جهان آشنا شوید+تصاویر

در 12 فوریه 1999، خبر دستگیری قاتل آدمخوار دیوانه ای در ونزوئلا مانند یک بمب ترکید. مطبوعات، به سرعت این مرد دیوانه را به عنوان اولین قاتل سریالی ...


خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

خاطره اینستاگرامی پرویز پرستویی از مرحوم اینانلو + عکس

| يكشنبه ۱۳ دي ۹۴ ساعت ۱۳:۳۷ | نسخه چاپي

محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد.
به گزارش مشرق،  پرویز پرستویی بازیگر محبوب و سرشناس کشورمان در اینستاگرام نوشت:
عکس/

شده‌ایم پیام‌آور مرگ. مرگ عزیزان تکرارناپذیر. حالا هم این مرد مردستان، این بالابلند پرصلابت، با آن صدای بی‌نظیر که در تناسب کامل با آن هیبت و اندام بود. مرد ورزش و شکار و مستند و طبیعت. مستند از شکار و طبیعت. ورد زبانش این بود که ایران، جهانی درون یک مرز است که همواره در هر مقطعی از سال، چهار فصل را می‌شود درون این مرز سراغ گرفت. مستندهایش هم مدام تلاشی برای اثبات همین ادعا بود. مدام در سفر بود برای ثبت گوشه‌گوشه این سرزمین، با دوربین و تفنگ. هیبتش جان می‌داد برای این‌که تفنگ را اریب روی شانه بگذارد و در خط افق، در تاریک‌روشنای غروب قدم بردارد و تجسم شمایل مردان اسطوره‌ای شود.
محمدعلی اینانلو را از چهل سال پیش می‌شناختم، زمانی که دیگر ورزش را رها کرده بود (والیبال تا سطح تیم ملی) و در روزنامه‌ای که کار می‌کردم یکی از ستون‌های سرویس ورزشی بود و همچنان به حضور رسانه‌ای‌اش ادامه داد، با دو محور ورزش و طبیعت. توی خیابان دیدمش، داشت از ماشین سفری شاسی‌بلندش پیاده می‌شد. گفت ماشینت را همین جا بگذار و با من بیا که دارم می‌روم به کوه و دشت. و نپرس کجا. پشیمان نمی‌شوی. حالا پشیمانم که نرفتم. مثل پشیمانی بابت خیلی از کارهای کرده و ناکرده.
قافله مرگ به نسل ما رسیده و به تعبیر آیدین آغداشلو آشنایان دور و نزدیک، مثل درختی تنومند که تبر یا طوفان به تنه‌اش زده، درست بیخ گوش ما با صدایی مهیب، گرومبی بر زمین می‌افتند و هر بار پشت‌مان می‌لرزد.
اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها: