توضیح پدر بانوی والیبالیست درباره محرومیت جنجالی دخترش در تیم ملی والیبال

:پدر بازیکن تیم ملی والیبال بانوان گفت:«من پیگیر حواشی که برای دخترم ایجاده شده هستم و مستندات مورد نیاز را هم به فدراسیون ارائه کردم.»


جراحی موفق نوزادی که معده و کبد او خارج از شکمش بود+ تصاویر

نوزادی در ابوظبی پایتخت امارات که معده و کبد وی خارج از شکم بود توسط پزشکان نجات یافت.<br /><br />


استیو جابز می‌خواست به جای یک دکمه دو دکمه روی آیفون باشد

استیو جابز اصرار داشت به جای تعبیه یک دکمه هوم روی آیفون دو دکمه نصب شود.


استیو جابز می‌خواست به جای یک دکمه دو دکمه روی آیفون باشد

استیو جابز اصرار داشت به جای تعبیه یک دکمه هوم روی آیفون دو دکمه نصب شود.


برداشت نیلوفر آبی در عکس روز نشنال جئوگرافیک + عکس

عکس روز نشنال جئوگرافیک به برداشت نیلوفر آبی توسط یک زن ویتنامی در دلتا مکونگ (Mekong Delta) این کشور اختصاص یافته است.


با همسر رفیق بازم چه کنم

با همسر رفیق بازم چه کنم

سبك زندگي | سه شنبه ۰۸ دي ۹۴ ساعت ۱۴:۴۲ | نسخه چاپي

نمی دانم همسر رفیق باز من چه زمانی بی خیال دوستانش خواهد شد. هر روز به خاطر جر و بحث هایمان در این مورد فاصله مان بیشتر می شود. فکر می کنم همسرم بیشتر از من روی دوستانش غیرت دارد

به گزارش تبیان ، نمی دانم همسر رفیق باز من چه زمانی بی خیال دوستانش خواهد شد. هر روز به خاطر جر و بحث هایمان در این مورد فاصله مان بیشتر می شود. فکر می کنم همسرم بیشتر از من روی دوستانش غیرت دارد.

از روزی که با همسرم ازدواج کردم، انگار پیوندی جدا نشدنی بین او و دوستانش شکل گرفته بود. همسرم می گفت توقع نداشته باش بعد از سالها دوستی، تویی که تازه از راه رسیدی را به آنها ترجیح دهم.

یک بار تلاش کردم مانند خودش با او رفتار کنم و یک هفته ای را با دوستانم سرگرم بودم، البته خودم می دانستم که این را از ته دل نمی خواهم، اما مجبور بودم تا رفتارهای خودش را برایش تکرار کنم. اما او بیش از دو روز دوام نیاورد و معترض شد.

وقتی گفتم تو که وقت و بی وقت دوستانت را به من ترجیح می دهی که دارند تیشه به ریشه خانواده مان می زنند، گفت دوستان من با دوستان بی بند و بار تو فرق دارند، من از کودکی با آنها بزرگ شده ام.

شوهرم را یک ماه اول ازدواج در خانه دیدم و بعد از آن حتی گاهی شب ها باید تنها می خوابیدم. به خانواده ام چیزی نگفتم چون نمی خواستم حرمت او شکسته شود ،اما هر گاه به مهمانی زنانه می رفتم یا بیش از یک روز مثلا در خانه مادرم بودم، وقتی می آمدم خانه، از به هم ریختگی خانه می فهمیدم که دوستانش همگی با هم با وسایل کامل پذیرایی اینجا بوده اند.

نمی گویم نباید با دوستان رفت و آمد کرد اما وقتی متاهل می شویم بهتر است این روابط شکل دیگری پیدا کند و خانوادگی باشد.

کم کم احساس می کنم بین ما فاصله عاطفی زیادی افتاده است. نمی دانم مگر نه اینکه زندگی پیش از ازدواج باید با زندگی بعد از آن تفاوت کند. اگر او بیش از این به دوستانش نیاز دارد، چرا ازدواج کرده است؟ نمی دانم چه طور می توانم او را متقاعد کنم که زندگی مان را به پای دوستانش نریزد؟

اگر دوست شما در حرف هایش این مشکل را مطرح کند ، به او چه جوابی می دهید ؟ در قسمت نظرات، کمک های فکری تان را برای این دوست مجازی بنویسید.

اگر اين مطلب را پسنديده ايد، آن را به اشتراك بگذارد:
برچسبها:

دیدگاه شما چیست؟